نرخ ارز گفتار و فشارهای تورمی

ساخت وبلاگ

Photograph of Christopher Kent

من دوست دارم از CBA بخاطر فرصتی که امروز در اینجا حضور دارم تشکر کنم.

تورم در بیشتر اقتصادها بسیار زیاد است. این نشان دهنده اختلال در تأمین همراه با تقاضای زیاد است. از نظر اندازه افزایش نرخ سیاست ، در طیف گسترده ای از بانک های مرکزی در مدت زمان کوتاهی پاسخ پولی بی سابقه ای وجود داشته است. نمودار 1 میانگین نرخ سیاست را در انتخاب بانکهای مرکزی نشان می دهد که حدود 70 درصد از اقتصاد جهانی را پوشش می دهد. اگر انتظارات بازار برای نرخ سیاست ها از بین برود ، در قسمت اول سال آینده ، میانگین نرخ سیاست با مبلغی قابل مقایسه با افزایش دیده شده در اواسط دهه 2000 افزایش می یابد-اما اگرچه این افزایش طی چهار سال رخ داده است ، این افزایشفقط چهار چهارم گرفته اند.

افزایش هدف نرخ نقدی بانک ذخیره نیز قابل توجه و سریع بوده است. پس از افزایش نرخ 25 امتیاز پایه در ماه مه ، هیئت مدیره سپس در هر چهار جلسه بین ژوئن و سپتامبر 50 امتیاز پایه را افزایش داد. در جلسه اکتبر ، هیئت مدیره 25 امتیاز پایه را افزایش داد. هیئت مدیره با توجه به نیاز به ایجاد تعادل پایدار تقاضا و عرضه و در مواجهه با یک بازار کار بسیار محکم ، انتظار دارد که در دوره آینده نرخ بهره را بیشتر کند. در حالی که رشد دستمزدها در استرالیا از سطح پایین سالهای اخیر جمع شده است ، اما در بسیاری از اقتصادهای پیشرفته دیگر پایین تر است. در واقع ، رشد دستمزدها بسیار بالاتر از سطوح مطابق با اهداف تورم در تعدادی از این اقتصادها است.

اندازه و زمان افزایش نرخ در استرالیا به داده های دریافتی بستگی دارد - از جمله پاسخ هزینه های خانوار به سفت شدن شرایط مالی که هنوز هم از طریق سیستم کار می کنند. افزایش نرخ همچنین به چشم انداز تورم و بازار کار بستگی دارد.

در ارائه امروز من برخی از موضوعات مربوط به فشارهای تورمی را با تمرکز بر رفتار نرخ ارز ، چه واقعی و چه اسمی در نظر می گیرم.

نرخ و دستمزد واقعی واقعی

رشد دستمزد و تورم در استرالیا طی چند سال قبل از همه گیر Covid-19 کم بوده است. با نگاهی به رشد یک اندازه گیری - شاخص قیمت دستمزد (WPI) - رشد سالانه دستمزد حدود 2 درصد طبیعی شده است ، در حالیرونق سرمایه گذاری معدن (نمودار 2).

سالها طی یک دهه گذشته ، رشد دستمزدهای واقعی بسیار ضعیف تر از آنچه پیش بینی بانک بود ، ضعیف تر بود.[1] این بانک دلایل مختلفی را برای آن ضعف غیر منتظره ، [2] از جمله افزایش نرخ مشارکت ، افزایش رقابت جهانی ، تغییر در تنظیمات چانه زنی و پیشرفت های فناوری مورد بحث قرار داده است.

یکی دیگر از عواملی که به ظرفیت یدکی در بازار کار کمک کرده و رشد دستمزدها را تحت تأثیر قرار داده است ، سایه طولانی بازیگران تا پایان رونق سرمایه گذاری معدن بود. در پشت رونق قیمت کالاها ، سرمایه گذاری های مربوط به معدن و معدن از حدود 2 درصد از تولید ناخالص داخلی قبل از رونق به اوج حدود 9 درصد در سال 2012 افزایش یافت. این گسترش گسترده در ظرفیت تولیدی زیربنایی و طولانی مدت بودافزایش تقاضا برای کار استرالیا. اما هنگامی که زیرساخت های جدید به وجود آمد و به طور تصادفی شرایط تجارت شروع به کاهش کرد ، تقاضای نیروی کار به طرز چشمگیری کاهش یافت.

افزایش تقاضا برای نیروی کار در سالهای رونق و کاهش پس از آن تأثیرات قابل توجهی در رشد دستمزدها و دلار استرالیا داشت که سالها پس از اوج سرمایه گذاری معدن ادامه داشت.[3]

برای درک این تأثیرات ، در نظر گرفتن دو حاشیه تعدیل که بخش منابع را قادر به جذب نیروی کار در سالهای رونق می دهد ، مفید است. اول و واضح ترین ، شرکت ها در بخش منابع دستمزد بسیار بالاتری را از نظر دلار استرالیا نسبت به شرکت هایی که در جای دیگر ارائه می شوند ، ارائه می دهند. این امر کارگران را در سراسر کشور ترغیب می کند تا از سایر تلاش ها دور شوند و به بخش منتقل شوند.

نرخ ارز اسمی حاشیه دوم تعدیل را فراهم کرد و در مواجهه با رشد شدید تقاضای داخلی ، فشارهای گسترده ای از تورمی را در اختیار داشت. قدردانی از دلار استرالیا در سالهای منتهی به اوج رونق سرمایه گذاری معدن ، ارزش دستمزدهای استرالیا را از نظر ارز خارجی افزایش داد. این امر باعث ایجاد شرایط در بنگاه های غیر منابع در بخش معامله شده دشوارتر شد و رشد سرمایه گذاری ، تولید ، اشتغال و دستمزدها در بخش های اقتصاد ضعیف بود. در همین حال ، شرکت های منابع از افزایش شدید قیمت خروجی های خود بهره مند می شدند و انتظارات زیادی از سود آینده از زیرساخت های جدیدی که در حال ساخت بودند ، داشتند. به همین ترتیب ، آنها مایل به پرداخت دستمزد بالاتر و جذب کار آزاد شده از بخش های ضعیف تر بودند.

نکته اصلی این بود که تعدیل در سالهای رونق با تعادل افزایش دستمزدها از نظر دلار استرالیا و قدردانی از نرخ ارز اسمی که باعث افزایش دستمزدها از نظر ارز خارجی می شود ، حاصل شد.

ما می توانیم با مقایسه شاخص وزنی تجاری اسمی نرخ ارز (یا TWI) با نرخ TWI واقعی بر اساس هزینه های کار واحد (نمودار 3) ، میزان این دو حاشیه تعدیل را خلاصه کنیم.[4] TWI اسمی در طی این دوره 25 درصد قدردانی کرد (از حدود 2003/04 2011/12). TWI واقعی با 45 درصد قدردانی کرد. تفاوت بین این دو رشد اضافی در دستمزدهای دلار استرالیا نسبت به رشد دستمزدها برای شرکای تجاری ما (بیان شده در ارزهای داخلی آنها و تعدیل تفاوت در رشد بهره وری) است. در واقع ، رشد در هزینه های کار واحد استرالیا حدود 2 درصد بیشتر در سال در طول سالهای رونق نسبت به قبل از رونق بود (جدول 1). میانگین رشد هزینه های کار واحد در شرکای اصلی تجارت ما در مقایسه با این دوره ها کمی تغییر یافت. تورم استرالیا نیز در طول سالهای رونق نسبت به قبل از رونق بیشتر بود. میانگین در این دوره به سمت انتهای بالا از محدوده هدف تورم 2-3 درصد بود و در بعضی مواقع تورم به طور قابل توجهی بالاتر از 3 درصد بود. بنابراین اگرچه نرخ ارز اثر شرایط شوک تجاری را کاهش می داد - با کاهش نیاز به دستمزدهای بالاتر از نظر دلار استرالیا - اقتصاد هنوز برخی از برجستگی های تورمی را در طول جاده احساس می کرد.

جدول 1: قیمت ها و فعالیت های کلیدی

پیش از شرایط تجارت (1992/93 - 2002/03) شرایط رونق تجارت (2003/04 - 2011/12) شرایط ارسال رونق تجارت (2012/13 - 2018/19) تعیین کننده نرخ ارز شرایط تجارت 0.9 7.0 80. 8 شاخص RBA قیمت کالاها 0.1 16. 1 . 3. 2 دیفرانسیل عملکرد 3 ساله (تغییر PPT)* . 5. 5 0. 3. 3 22. 2 اقدامات نرخ ارز TWI 0.2 2.7 7. 7 TWI CPI واقعی 0.2 3.8 . 4 . 4 TWI ULC واقعی . 0. 1 4.6 . 8. 8 سیاست داخلی، قواعد محلی هدف نرخ نقدی (تغییر PPT) ** . 9. 9 0. 7 1. 7 دستمزدها و قیمت ها *** شاخص قیمت مصرف کننده 2.3 2.8 1.9 شاخص قیمت مصرف کننده متوسط 2.5 3.0 2.0 شاخص قیمت دستمزد 3.3 3.8 2.2 هزینه های کار واحد استرالیا 1.9 4.1 1.1 شرکای تجاری **** 0.7 1.4 2.0

* عملکرد حاکمیت استرالیا بازده کمتری از ایالات متحده ، ژاپن و آلمان ، وزن تولید ناخالص داخلی ؛تغییر درصد مطلق در میانگین دیفرانسیل بین شروع و پایان دوره.** تغییر درصد مطلق در نرخ متوسط بین شروع و پایان دوره.*** شاخص های قیمت مصرف کننده برای تغییرات مالیاتی 2000-2000 تنظیم شده است. میانگین تورم کاهش یافته هزینه های بهره را قبل از سپتامبر 1998 مستثنی نمی کند. سری هند و چندین شرکای تجاری آسیایی را حذف می کند زیرا داده های هزینه کار واحد در دسترس نیست. توجه: داده هایی برای دوره کامل 1992/93-2002/03 برای شاخص قیمت 3 ساله عملکرد و دستمزد در دسترس نیست.

منابع: ABS ؛بلومبرگ ؛OECD ؛RBA ؛کارگزار

هنگامی که شرایط تجارت و سرمایه گذاری معدن کاهش یافت و کار مرتبط با بخش منابع آزاد شد ، این روند تعدیل به صورت معکوس کار می کرد.

استهلاک نرخ ارز اسمی که پس از آن کاهش هزینه کار استرالیا از نظر ارز خارجی را کاهش می دهد ، و به راهنمایی کار که اکنون در بخش منابع مازاد بوده است به سایر بخش های معامله شده کمک می کند. TWI اسمی 20 درصد از پایان رونق تا سال 2019 کاهش یافته است. به خودی خود ، این استهلاک برای بازگرداندن سطح رقابت در استرالیا به سطح قبل از بوم و جذب همه اقتصاد کافی نبود. ظرفیت یدکی S

این امر با رشد کندتر در هزینه کار استرالیا از نظر دلار استرالیا نسبت به شرکای تجاری ما حاصل شد. در واقع ، دوره طولانی رشد دستمزد پایین در استرالیا وجود داشت. به عنوان مثال ، رشد WPI سالانه به نرخ هایی کاهش یافت که 1 درصد از هنجارهای رونق قبل از معدن بود. مهمتر از همه ، هرچند برای رقابت ، رشد هزینه های کار واحد با مقدار مشابه کاهش یافته است. در همین حال ، تورم به طور متوسط 1. 9 درصد ، دقیقاً تحت محدوده هدف تورم ، از پایان رونق سرمایه گذاری معدن تا بیماری همه گیر.

چند سال طول کشید که سرمایه گذاری معدن به اوج خود رسیده بود تا TWI واقعی استرالیا بازگردد تا به سطح رونق قبل از معدن خود نزدیک شود. در حالی که رشد دستمزدها کندتر فقط به تدریج به تعدیل نرخ ارز واقعی کمک می کند ، اما این امر در مورد نرخ ارز اسمی صادق نیست زیرا می تواند بسیار انعطاف پذیر تر باشد. این سؤال را ایجاد می کند: چرا نرخ ارز انعطاف پذیر اسمی را به گونه ای تنظیم نکرد تا تنظیم سریعتر نرخ واقعی ارز را تسهیل کند؟

یکی از ویژگی های قابل توجه این قسمت این بود که استهلاک در TWI اسمی تا حدود 18 ماه پس از اوج از نظر تجارت ، با جدیت شروع نمی شود. این ممکن است تا حدودی انتظارات را برای شرایط تجارت منعکس کند ، که برای مدتی حتی در صورت کاهش شرایط واقعی تجارت ، در سطح بالا باقی مانده است.[5] همچنین احتمالاً تأثیر نرخ بهره بسیار پایین در سطح جهان و سیاست های پولی غیر متعارف اتخاذ شده توسط اقتصادهای بزرگ پیشرفته در پاسخ به بحران مالی جهانی را منعکس کرده است.

در همین حال ، بانک ذخیره در پاسخ به شرایط اقتصادی ضعیف تر در استرالیا ، سیاست پولی را از اواخر سال 2011 کاهش داد. با این حال ، از حدود سال 2016 ، این بانک با کاهش بیشتر نرخ پول ، در برابر خطرات میان مدت مرتبط با افزایش در میزان بالای بدهی خانگی ، پرونده را برای بازگشت سریعتر تورم به محدوده هدف متعادل می کرد.[6] تصمیمات هیئت مدیره به دنبال محدود کردن عدم تعادل مالی است که می تواند منبع بی ثباتی در مسیر باشد.

با گذشت زمان ، شواهد تغییر یافت. واضح تر شد که ، حتی با کاهش سیاست های پولی که اتفاق افتاده بود ، هنوز ظرفیت اضافی در اقتصاد وجود داشت که وزن آن بر رشد دستمزد و تورم بود. برای جذب این ظرفیت و افزایش تورم ، کاهش بیشتر سیاست لازم است. همچنین ، در پاسخ به سازمان تنظیم مقررات محتاطانه استرالیا ، که زودتر از سیاست های کلان پیشگیرانه محکم تر می شود و باعث کاهش نگرانی های مربوط به بدهی خانوار می شود ، در استانداردهای وام دهی محکم شده است. بر این اساس ، نرخ پول نقد تا سال 2019 کاهش یافته و دلار استرالیا در طی یک دهه به پایین ترین سطح خود کاهش یافته است. از این رو ، در حدود زمان بیماری همه گیر ، سطح رونق پیش رو استرالیا از رقابت بین المللی ترمیم شده است.

دلار آمریکا ، دلار و تورم استرالیا

در طول سال جاری ، دلار آمریکا در برابر ارزهای اقتصاد پیشرفته و نوظهور به میزان قابل توجهی قدردانی کرده است (نمودار 4). قدردانی 12 درصدی از دلار آمریکا از نظر وزن تجارت ، با افزایش سریع نرخ بهره ایالات متحده نسبت به بسیاری از اقتصادهای دیگر از جمله استرالیا سازگار است.

استهلاک ارزها در برابر دلار آمریکا با افزایش قیمت کالاها و خدمات وارداتی ، فشار زیادی را به نرخ بالای تورم در طیف گسترده ای از اقتصادهای پیشرفته و نوظهور اضافه می کند. این امر به این دلیل است که بخش اعظم تجارت جهانی از نظر دلار آمریکا فاکتور است.[7] با این حال ، ترک آن یک ارزیابی ناقص از تأثیر سفت شدن فدرال رزرو سیاست پولی است. دو نکته دیگر نیز باید بیان شود.

اول ، نرخ بهره بالاتر در ایالات متحده ، به مرور زمان ، به رشد تقاضای ایالات متحده برای کالاها و خدمات کمک می کند. اقتصاد ایالات متحده حدود 25 درصد از اقتصاد جهانی (بر اساس تولید ناخالص داخلی اسمی 2021 از نظر دلار آمریکا) را تشکیل می دهد. بنابراین کاهش فشارهای تقاضا در ایالات متحده به سهولت بخش قابل توجه تقاضای جهانی کمک خواهد کرد.

دوم ، هنگامی که بیشتر ارزهای جهان در برابر دلار آمریکا استهلاک می کنند ، خانوارها و بنگاههای اقتصادی در آن اقتصادها به همان اندازه مایل نیستند و قادر به پرداخت همان قیمت های دلار آمریکا برای واردات خود نیستند. از این رو ، ما می توانیم انتظار داشته باشیم که این قیمت ها با گذشت زمان کاهش یابد ، یا حداقل با سرعت کمتری افزایش یابد.

ما در واقع می توانیم این اثر را کاملاً واضح و در زمان بسیار سریع با کالاهای همگن مانند کالاهایی که در بازارهای نقطه جهانی معامله می شوند ، ببینیم. به عنوان نمونه از طلا و روغن استفاده کنید. تغییرات روزانه در قیمت دلار آمریکا از این کالاها به طور معمول با تغییر در ارزش دلار آمریکا ارتباط منفی قوی دارد (نمودار 5). یعنی وقتی دلار آمریکا بالا می رود ، قیمت آن کالاها به طور متوسط پایین می آید.

در حالی که این پاسخ ممکن است زمان بیشتری را برای بازی در بازارهای کالاها و خدماتی که به اندازه یکدست نیستند و در بازارهای نقطه جهانی معامله نمی شوند ، زمان بیشتری طول بکشد ، احتمالاً همان نوع تعدیل برای طیف گسترده ای از کالاهای معامله شده رخ می دهد.

با این وجود ، برای بسیاری از اقتصادهای در حال ظهور بازار ، احتمالاً عبور قابل توجهی از استهلاک ارزهای آنها در برابر دلار آمریکا به فشارهای تورمی داخلی وجود دارد. این نشان دهنده تمایل اقتصادهای نوظهور بازار به داشتن سهم بیشتری از کالاهای قابل معامله در سبد های مصرف آنها در مقایسه با اقتصادهای پیشرفته است.[8] همچنین ، تورم در این اقتصادها کمرنگ تر است.

تعدادی از اقتصادها - اعم از پیشرفته و نوظهور - کاهش نرخ ارز بر مبنای گسترده ای را تجربه کرده اند. بنابراین، این اقتصادها در نتیجه افزایش قابل توجهی در قیمت واردات خود را تجربه خواهند کرد. این بر خلاف اقتصادهایی است که کاهش ارزش پول آنها محدودتر بوده است.

دلار استرالیا در اردوگاه دوم است. در حالی که ارزش آن در برابر دلار آمریکا به میزان قابل توجهی کاهش یافته است - در سال جاری 14 درصد کاهش یافته است - دلار استرالیا در مدت مشابه تنها 2 درصد کاهش یافته است (نمودار 6).

در شرایط تجاری وزن، دلار استرالیا به طور گسترده در راستای عوامل اساسی تعیین کننده حرکت کرده است. به ویژه، تا حدی با افزایش قیمت برخی از کالاهای اصلی صادراتی ما حمایت شده است. قیمت کالاها در مجموع طی چند ماه گذشته کاهش یافته است، اما در حدود سطوح مشاهده شده در ابتدای سال باقی مانده است. کاهش ارزش دلار استرالیا در ماه های اخیر نیز با کاهش تفاوت بین نرخ های بهره در استرالیا و نرخ های بهره اقتصادهای بزرگ مطابقت دارد. باز هم، بسیاری از این منعکس کننده افزایش سریع و آینده نگر در نرخ سیاست در ایالات متحده است، که بزرگتر از نرخ نقدی در استرالیا بر اساس انتظارات بازار است.

کاهش کمتر ارزش دلار استرالیا بر حسب وزن تجاری نسبت به دلار آمریکا مهم است زیرا TWI معمولاً تأثیر بیشتری بر تورم وارداتی ما نسبت به هر نرخ دوجانبه دارد.[9] مدل های بانک نشان می دهد که کاهش ارزش به سطح بالاتری از قیمت های مصرف کننده در استرالیا کمک می کند. اما اثر کاهش ارزش در TWI که در طول سال تا به امروز شاهد آن بوده ایم در حدود 2 درصد تخمین زده می شود که نسبتاً کم باشد. یک قانون کلی از مدل های ما نشان می دهد که سطح شاخص قیمت مصرف کننده (CPI) در مجموع تنها حدود 0. 2 درصد در طول چند سال بالاتر خواهد بود.

یک نکته نهایی در مورد افزایش سریع نرخ بهره ایالات متحده و قدردانی از دلار آمریکا ، اثرات مالی بالقوه این امر بر سایر اقتصادها است. بیشترین نگرانی برخی از اقتصادهای در حال ظهور بازار است که میزان بدهی خارجی را بالا برده اند ، از نظر ارز خارجی فرق می کنند و از آن خارج نشده اند. بدهی دریایی استرالیا به خوبی محافظت شده است.[10] علاوه بر این ، زیرا بانک های استرالیا که بدهی های خارج از کشور را صادر می کنند ، بیشتر این موارد را به دلارهای استرالیا مبادله می کنند ، در واقع آنها در نهایت پرداخت نرخ بهره استرالیا را برای این بودجه پرداخت می کنند ، نه نرخ بالاتر ایالات متحده.[11] به عبارت دیگر ، افزایش نرخ بهره ایالات متحده احتمالاً تأثیر قابل توجهی در هزینه های بودجه بانک های استرالیا نخواهد داشت.

نتیجه

سایه های طولانی که در پایان رونق سرمایه گذاری معدنکاری بود ، به سالها رشد دستمزدهای پایین در استرالیا کمک کرد. اما ، با نرخ واقعی ارز استرالیا بر اساس هزینه های واحد کار که به سطح روزهای پیش از معدن خود بازگردد ، به نظر می رسد که تعدیل دوره خود را طی کرده است.

امسال ، دلار آمریکا به طرز چشمگیری قدردانی کرده است زیرا نرخ بهره ایالات متحده با سرعت بیشتری نسبت به بسیاری از اقتصادهای دیگر افزایش یافته است. از آنجا که بخش اعظم تجارت جهانی به دلار آمریکا صورتحساب است ، این امر برای مدتی به هزینه واردات می افزاید. اما افزایش نرخ بهره ایالات متحده همچنین به کاهش فشارهای جهانی تورمی کمک خواهد کرد. در حالی که نرخ ارز می تواند نقش مهمی در نتایج تورم داشته باشد ، استهلاک نرخ ارز با وزن اسمی استرالیا در طول سال تا به امروز تنها یک افزایش بسیار متوسط در سطح قیمت مصرف کننده در طی دوره پیش رو خواهد داشت.

نهادهای پایان

من از تیم اتکین و یعقوب هریس بخاطر کمک عالی آنها در تهیه این سخنرانی تشکر می کنم.[*]

به عنوان مثال ، اسقف J و N Cassidy (2017) ، بینش در مورد رشد دستمزد پایین در استرالیا ، بولتن RBA ، مارس.[1]

به اسقف و کاسیدی ، شماره 1 مراجعه کنید. Lowe P (2019) ، بازار کار و ظرفیت یدکی ، خطاب به کمیته توسعه اقتصادی استرالیا (CEDA) ، آدلاید ، 20 ژوئن ؛Lowe P (2018) ، بهره وری ، دستمزد و رونق ، آدرس به گروه صنعت استرالیا ، ملبورن ، 13 ژوئن ؛Debelle G (2019) ، اشتغال و دستمزد ، کنفرانس ملی شورای خدمات اجتماعی استرالیا (ACOSS) 2019 ، کانبرا ، 26 نوامبر ؛Jacobs D and A Rush (2015) ، چرا رشد دستمزد بسیار کم است؟ ، بولتن RBA ، ژوئن.[2]

به کنت سی (2012) ، پیامدهای مربوط به اقتصاد استرالیا از رشد قوی در آسیا ، گفتار برای تغییر ساختاری کنفرانس ظهور آسیا ، کانبرا ، 19 سپتامبر مراجعه کنید. Plumb M ، C Kent and J Bishop (2013) ، پیامدهای مربوط به اقتصاد استرالیا رشد قوی در آسیا ، مقاله بحث تحقیق RBA شماره 2013-03 ؛کنت سی (2016) ، بعد از رونق ، صبحانه بلومبرگ ، سیدنی ، 13 سپتامبر.[3]

این اندازه گیری از نرخ ارز واقعی از دیدگاه هزینه های نیروی کار احساس رقابت بین المللی را می دهد و بنابراین هنگام مقایسه رشد دستمزدها در سراسر کشورها بسیار مفید است. با این حال ، این یک اندازه گیری جامع از رقابت نیست-به عنوان مثال ، تأثیر حاشیه ها و هزینه های غیر کار بر رقابت بین المللی را به خود جلب نمی کند و در معرض محدودیت های مختلف داده است. یکی دیگر از معیارهای متداول نرخ واقعی ارز مبتنی بر قیمت مصرف کننده است.[4]

به Chapman B ، J Jääskelä و E Smith (2018) ، الگوی به دنبال آینده از دلار استرالیا ، بولتن RBA ، دسامبر مراجعه کنید. Hambur J ، L Cockerell ، C Potter ، P Smith and M Wright (2015) ، مدل سازی دلار استرالیا ، مقاله بحث تحقیق RBA شماره 2015-12.[5]

به Lowe P (2019) ، هدف قرار دادن تورم و رفاه اقتصادی ، آدرس ناهار بنیاد آنیکا که توسط NAB و آبه ، سیدنی ، 25 ژوئیه پشتیبانی می شود ، مراجعه کنید. Lowe P (2019) ، برخی از مداحی های ملویل ، سخنرانی سر لسلی ملویل ، کانبرا ، 29 اکتبر.[6]

به Gopinath G ، E Boz ، C Casas ، F Díez ، P Gourinchas and M Plagborg-Møller (2020) ، الگوی پول غالب ، بررسی اقتصادی آمریکا ، 110 (3) ، صص 677-719 مراجعه کنید.[7]

برای بحث گسترده تر در مورد نرخ ارز در اقتصادهای نوظهور ، به BIS (2019) ، گزارش سالانه ، ژوئن ، چارچوب سیاست های پولی در EMES: هدف قرار دادن تورم ، نرخ ارز و ثبات مالی مراجعه کنید.[8]

این در اثر مدل سازی کلان اقتصادی بانک اسیر شده است: به Ballantyne A ، T Cusbert ، R Evans ، R Gutmann ، J Hambur ، A Hamilton ، E Kendall ، R McCriick ، G Noadari و D Rees (2019) مراجعه کنید. مکان: یک الگوی کلان اقتصادی از اقتصاد استرالیا ، مقاله بحث تحقیق RBA شماره 2019-07.[9]

به Berger-Thomson L و B Chapman (2017) ، قرار گرفتن در معرض ارزی و محافظت در استرالیا ، بولتن RBA ، دسامبر مراجعه کنید.[10]

به کنت سی (2018) ، سیاست پولی ایالات متحده و شرایط مالی استرالیا ، سخنرانی در آدرس بلومبرگ ، سیدنی ، 10 دسامبر مراجعه کنید.[11]

مطالب موجود در این صفحه منوط به حق چاپ است و استفاده از آنها منوط به شرایط و ضوابط مندرج در اخطار حق چاپ و سلب مسئولیت است.© بانک مرکزی استرالیا ، 2001-2023. کلیه حقوق محفوظ است. بانک ذخیره استرالیا از مردمان جزایر بومی و تورس تنگه استرالیا به عنوان متولیان سنتی این سرزمین اذعان می کند و ارتباط مداوم آنها با کشور را تشخیص می دهد. ما احترام خود را به بزرگان آنها ، گذشته ، حال و در حال ظهور می پردازیم.

نرم افزار مفید تریدر...
ما را در سایت نرم افزار مفید تریدر دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : احمد شاملو بازدید : 64 تاريخ : چهارشنبه 23 فروردين 1402 ساعت: 19:55