جوانب مثبت و منفی سیستم عامل های غیرمتمرکز

ساخت وبلاگ

فن آوری های blockchain و قراردادهای هوشمند این امکان را برای سازمان های خودمختار غیر متمرکز (DAOS) ایجاد کرده اند. برای بنگاه های منظم ، این به معنای جایگزینی مشکلات سنتی عامل اصلی بین سرمایه گذاران و مدیران و بین مدیران و کارمندان ، توسط ساختارهای مسطح ، متعلق به جمعی و مشارکتی است ، جایی که همه صاحب یک سهم (به شکل نشانه ها) هستند و رأی می دهندآنچه سازمان انجام می دهد. برای مشاغل پلتفرم ، این بدان معنی است که اکنون می توان سیستم عامل های غیرمتمرکز ایجاد کرد ، جایی که کاربران می توانند در مورد پیشنهادات و پیشنهادات طراحی در مورد Discord بحث کنند و بتوانند به آنها رأی دهند (به طور معمول از طریق عکس فوری ، یک پورتال رای گیری محبوب DAO) ، به دلیل مشارکت فعال آنها پاداش می گیرند. واد

در این پست ، به همراه اقتصاددان و کارشناس بلاکچین هانا هالبوردا ، مزایا و اشکالات سیستم عامل های غیرمتمرکز را نسبت به سیستم عامل های سنتی و متمرکز ارزیابی می کنیم.

مثال ها

شروع با سه نمونه از سیستم عامل های غیرمتمرکز مفید است: یک بازار برای محصولات (RARABLE) ، یک بازار برای خدمات (BrainTrust) و یک شبکه اجتماعی (MINDS).

همانطور که در یک پست قبلی بحث کردیم ، Rarible یک بازار NFT است که تصمیم به عدم تمرکز برای رقابت با رویکرد متمرکز OpenSea گرفته است. از زمان تأسیس در اوایل سال 2020 ، Rarible به طور پیوسته به سمت تبدیل شدن به یک DAO تمام عیار حرکت کرده است. این امر باعث می شود كه مردم در بالای پروتكل باز خود بسازند و به سازندگان اولیه با نشانه خود راری كه در ژوئیه 2020 منتشر شد ، پاداش می دهد.

کارکرد اصلی نشانه RARI این است که به دارندگان این قدرت را بدهند که بر روی پیشنهادهایی که بر بازار تأثیر می گذارد ، ارائه و رأی دهند (این نشانه قدرت رأی گیری را تعیین می کند ، اما برای رأی دادن در واقع نیازی به صرف نیست) ، به سازندگان معتدل و تدوین برجستهاثر هنری. در حال حاضر ، هر هفته ، 41. 250 از نشانه های RARI در بین برنامه های کاربردی در پروتکل قابل حمل (از جمله rarible.com) توزیع می شود ، متناسب با حجم فروش در برنامه ای به نام Marketplace Mining Mining (MLM). برخی از این موارد به عنوان پاداش برای خریداران و فروشندگان برای تجارت NFT توزیع می شود ، با فرمول دقیقی که در اینجا بیان شده است. خریداران و فروشندگان تقسیم مساوی از نشانه ها را می گیرند. کاربران تأیید شده 15 ٪ نشانه های بیشتر دریافت می کنند. برای معاملات NFT های ایجاد شده در خارج از RARIBLE ، خریداران و فروشندگان 50 ٪ کمتر می شوند. نشانه های دیگر برای AirDrops و برای سرمایه گذاران و اعضای تیم قابل حمل محفوظ است.

یک چالش جالب که در یک پیشنهاد فعلی که به آن رأی داده شده است این است که بیشتر اعضای جامعه نشانه های خود را به ارز فیات تبدیل می کنند (همانطور که می گویند "مردم باید غذا بخورند!"). در نتیجه ، این نوع شرکت کنندگان با قدرت کمی یا بدون رأی به پایان می رسند. پیشنهاد این است که به گروهی از پنج عضو جامعه 20،000 توکن اعطا شود و به دو بنیانگذار از 20،000 نشانه دیگر RARABLE به منظور رأی دادن به امور حاکمیت اعطا شود. این امر به عنوان یک اقدام موقت مشاهده می شود تا زمانی که همکاران اصلی دارایی های قابل توجهی از خود نشانه ها را ایجاد کنند. و این مسئله گسترده ای را با سیستم عامل های غیرمتمرکز نشان می دهد: چگونه می توانند انگیزه هایی را برای شرکت کنندگان حفظ کنند تا در صورتی که انتظار ندارند نشانه ها از ارزش آن قدردانی کنند ، نشانه هایی را برای اهداف رای گیری حفظ کنند ، یعنی در صورت عدم وجود دلیل سوداگرانه برای نگه داشتن نشانه ها؟

BrainTrust که در سال 2018 تأسیس شده است ، یک بازار دو طرفه است که با استعدادهای برتر فناوری (توسعه دهندگان عمدتاً) با مشتری (شرکت ها) که می خواهند آنها را استخدام کنند ، مطابقت دارد. رویکرد غیر متمرکز مبتنی بر blockchain آن در تضاد مستقیم با همتایان متمرکز خود مانند Fiverr و Upwork است. کاربران BrainTrust می توانند با ساختن ویژگی های این سکو ، دعوت و تظاهرات استعداد و مراجعه به مشتری ، نشانه Btrst خود را بدست آورند. پس از بحث در مورد ایده ها در گروه Discord Braintrust ، پیشنهادات مربوط به تغییرات حاکمیتی را می توان در زنجیره یا خارج از زنجیره رأی داد.

رأی گیری در زنجیره فقط می تواند مربوط به اصلاح تعداد محدودی از پارامترها باشد (این توسط قرارداد هوشمند BTRST محدود شده است). در حال حاضر ، اینها عبارتند از: الف) مجوزهای سرپرست ، ب) هزینه بازار که به کارفرمایان/مشتری ها شارژ می شود (هیچ هزینه ای برای استعداد وجود ندارد) ، و ج) دسته بندی های ارائه شده در این سیستم عامل (در حال حاضر ، آنها مهندس ، طراح ، محصول هستندو دیگر). پیشنهادهایی که رأی زنجیره ای را تصویب می کنند ، به طور خودکار در قرارداد هوشمند اجرا می شوند.

پیشنهادات مربوط به سایر جنبه های حاکمیتی (تحت پوشش رای گیری در زنجیره ای) از طریق رای گیری خارج از زنجیره در یک ابزار بحث و گفتگو اختصاصی انجام می شود. کاربران باید پیشنهادات خود را ارسال کنند ، چندین روز برای بحث و گفتگو ، تقطیر به توصیه های خاص ، سپس رای دادن. نتایج با استفاده از قوانینی که در اینجا شرح داده شده است تصمیم گرفته می شود.

در حال حاضر ، هیچ تعهد روشنی در مورد اجرای پیشنهادهایی که رأی خارج از زنجیره را تصویب می کنند ، وجود ندارد ، اما BrainTrust قصد دارد تصمیمات بیشتری را برای رای گیری در زنجیره ای اضافه کند.

هدف اعلام شده Minds در سال 2015 راه اندازی شد ، فراهم کردن یک جایگزین غیرمتمرکز برای شبکه های اجتماعی متمرکز سنتی مانند فیس بوک است. در مقاله ای سیمی در سال 2018 ، ذهن در واقع به عنوان "ضد فرای" توصیف شد.

ذهن مانند سایر سیستم عامل های غیرمتمرکز ، ذهنیت ابزار خاص خود را (صادر شده در blockchain Ethereum) دارد. به طور مشابه با BrainTrust ، کاربران می توانند با ارسال محتوا (محتوای محبوب تر درآمد بیشتری کسب کنند) ، مشارکت کنندگان فعال ، یافتن و رفع اشکالات نرم افزاری ، مراجعه به کاربران جدید و غیره. Minds.com فراتر از اتصالات/مشترکان فعلی خود (شبیه به خرید تبلیغات فیس بوک برای داشتن محتوای شخصی به مخاطبان وسیع تری) ، یا پرداخت سایر کاربران برای دسترسی به محتوای خود (به صورت نکات یا اشتراک ها).

حاکمیت ذهن ترکیبی جالب از متمرکز و غیرمتمرکز است. شرایط خدماتی که تعریف می کند چه محتوا مجاز است و چه محتوا قابل اعتراض است کاملاً توسط Minds.com تعریف شده است. شایان ذکر است که ذهن دستورالعمل های محتوای خود را کاملاً کوتاه نگه می دارد و هدف آن متعهد به گفتار آزاد است. به طور خاص ، همانطور که شبکه های سنتی رسانه های اجتماعی انجام می دهند ، سعی نمی کند گفتار نفرت یا اطلاعات نادرست را تعریف کند ، و با قوانین محتوای طولانی و ناخوشایند پایان می یابد.

اجرای اعتدال محتوا در ذهن عمدتاً غیرمتمرکز است و به سیستم هیئت منصفه متکی است. به طور خاص ، هنگامی که کاربر یک قطعه از محتوا یا یک کانال را برای محتوای نامناسب گزارش می دهد ، دنباله زیر در حال حرکت است:

کارکنان ذهن می توانند گزارش را بپذیرند یا رد کنند.

اگر این گزارش پذیرفته شود ، به کاربر تحت بررسی اطلاع داده می شود و فرصتی برای تجدید نظر داده می شود.

در صورت تجدیدنظر ، یک هیئت منصفه از کاربران به تجدید نظر رای می دهد - تصمیم هیئت منصفه نهایی است.

برای هر گزارش ، هیئت منصفه از 12 کاربر فعال به طور تصادفی انتخاب شده است که مشترک در کانال کاربر تحت بررسی نیستند. اگر 75 ٪ یا بیشتر اعضای هیئت منصفه برای پذیرش تجدید نظر رای دهند ، اقدامات اداری واژگون می شود. در غیر این صورت ، اقدامات اداری تأیید می شود.

مبادله

با توجه به این مثالها ، بیایید با مزایای سیستم عامل های غیرمتمرکز شروع کنیم.

تعهد معتبر به ارائه ارزش در آینده

شاید واضح ترین و مهمترین مزیت عدم تمرکز (به ویژه هنگامی که از طریق قراردادهای هوشمند اجرا شود) این است که می تواند به عنوان یک تعهد معتبر عمل کند تا شرکت کنندگان را در روشی که برخی از سیستم عامل های متمرکز انجام می دهند ، نگه ندارد. مهمترین اشکال نگهدارنده توسط سیستم عامل های متمرکز سنتی افزایش هزینه ها در طول زمان و/یا معرفی انواع جدید هزینه (به عنوان مثال Doordash با رستوران ها ، Propertguru با نمایندگان لیست و آمازون با فروشندگان به عنوان مفصل در پست قبلی ما) و به صورت یک جانبهتغییر قوانین حاکمیت و اجرای آنها به روشهای غیرقابل پیش بینی (به عنوان مثال اپل با قوانین مربوط به برنامه های شخص ثالث در فروشگاه برنامه خود ، فیس بوک/توییتر با گفتار نفرت و اطلاعات نادرست).

در مقابل ، سیستم عامل های غیرمتمرکز به خوبی طراحی شده می توانند (به عنوان مثال از طریق قراردادهای هوشمند) برای پاکسازی و شفاف طراحی و قوانین حاکمیتی مرتکب شوند ، که فقط از طریق رای گیری اکثریت می توانند به روش های محدود تغییر کنند. بنابراین شگفت آور نیست که هزینه معامله که به مشتری پرداخت می شود ، یکی از سه پارامتر اول است که در معرض رای گیری در زنجیره ای در BrainTrust قرار دارد ، همانطور که در بالا مورد بحث قرار گرفت - در واقع ، احتمالاً هزینه های معاملاتی یک نگرانی عمده آزاد با سیستم عامل های متمرکز است. به همین ترتیب ، روشی اساسی که ذهن خود را از شبکه های اجتماعی سنتی متمایز می کند ، از طریق اعتدال محتوای غیرمتمرکز آن است: آنچه کاربران بیشتر از همه در مورد فیس بوک و توییتر متنفر هستند ، اجرای متناقض و موقت قوانین اعتدال محتوای آنها است.

حقوق صاحبان سهام اغلب در سکوهای متمرکز برای تراز کردن مشوق ها ، به عنوان مثال بین بنیانگذاران و کارمندان ارشد صادر می شود. صدور توکن ها را می توان به عنوان نقش مشابهی بازی کرد. با این حال ، آنها ممکن است مشوق ها را بهتر از عدالت تراز کنند. این امر به این دلیل است که نشانه ها را می توان برای گروه بسیار گسترده تری از ذینفعان ، از جمله کاربران و توسعه دهندگان (نه فقط کارمندان) صادر کرد. توانایی نگه داشتن نشانه ها و شرکت در رأی گیری حاکمیت می تواند ایجاد جوامع پر جنب و جوش را فراهم کند و ذینفعان را ترغیب به سرمایه گذاری در زمان و منابع برای بهبود و ارتقاء منافع بلند مدت این سکو کند. به عنوان مثال ، این می تواند یکی از راه های حل مسئله معمول مرغ و تخم مرغ برای شروع یک بازار باشد ، همانطور که در اینجا بحث کردیم.

حداقل چند دلیل وجود دارد که می توان توکن ها را به گروه گسترده تری از ذینفعان صادر کرد:

دلیل اصلی آربیتراژ نظارتی است. قوانین اوراق بهادار متعددی وجود دارد که صدور مقادیر اندک سهام را برای کاربران و توسعه دهندگان ممنوع می کند. از آنجایی که توکن ها اغلب به عنوان ابزارهای کاربردی و نه اوراق بهادار در نظر گرفته می شوند، آنها این قوانین اوراق بهادار موجود را دور می زنند (حداقل در حال حاضر).

دلیل ثانویه این است که بلاک چین و قراردادهای هوشمند ممکن است جمع آوری سرمایه از طریق توکن ها را کارآمدتر کند. این امر به ویژه در مقایسه با شرکت های خصوصی که سهام را افزایش می دهند صادق است. به عنوان مثال، فرآیند بسته شدن یک دور سهام خصوصی، که در آن همه سرمایه گذاران تقریباً در یک زمان مستقر می شوند، مشروط به تسویه حساب سایرین، ممکن است با یک قرارداد هوشمند در زنجیره بلوکی به طور مؤثرتری مدیریت شود. و با داشتن همه چیز به صورت شفاف در بلاک چین، زمانی که مجموعه جدیدی از سرمایه گذاران سعی می کنند اصطلاحات فرصت طلبانه ای را معرفی کنند که با بنیانگذاران برای بهره برداری از سرمایه گذاران خارجی موجود هماهنگ باشد، آشکارتر خواهد بود و در نتیجه احتمال چنین رفتاری را کاهش می دهد. به نوعی، انتشار توکن ها مانند عمومی شدن است و بلاک چین این گزینه را حتی برای شرکت های بدون درآمد در مراحل اولیه ممکن کرده است.

اکنون به معایب پلتفرم های غیرمتمرکز نسبت به پلتفرم های متمرکز می پردازیم:

حکم توسط کمیته

بارزترین نقص پلتفرم های غیرمتمرکز این است که آنها به تصمیم گیری توسط کمیته های (بسیار بزرگ) متکی هستند. این چند مشکل ایجاد می کند.

اولا، شرکت کنندگان ممکن است اهداف متفاوت یا ناهمگنی داشته باشند که به سختی می توان آنها را در یک استراتژی یکپارچه آشتی داد. این می تواند منجر به اختلافاتی شود که گروه های ذینفع مختلف را در مقابل یکدیگر قرار دهد، که احتمالاً منجر به لابی گری و سیاست زدایی شود، یا بدتر از آن، تشکیل جناح های رقیب که در راستای منافع مشترک کار نمی کنند.

دوم، شرکت کنندگان ممکن است رفتار فرصت طلبانه داشته باشند. به عنوان مثال، سفته بازان می توانند به دنبال به دست آوردن کنترل بر حاکمیت باشند و به اقداماتی رأی دهند که قیمت توکن را در کوتاه مدت افزایش دهد، اما به نفع بلندمدت سهامداران نیست. انجام این کار با شرکت های خصوصی سنتی که سهام صادر می کنند بسیار سخت تر است، زیرا این امر معمولاً مستلزم به دست آوردن کنترل هیئت مدیره و جایگزینی مدیرعامل موجود است، چیزی که زمانی که بنیان گذاران تصمیم می گیرند که کدام سرمایه گذاران می توانند شرکت کنند و آیا کرسی های هیئت مدیره را به دست می آورند، به سختی اجرا می شود..

سوم ، تصمیم گیری توسط کمیته ذاتاً کند است. در مقابل ، یک اپراتور پلت فرم متمرکز که تصمیم گیری می کند به طور یک جانبه به احتمال زیاد با یک هدف واضح روبرو می شود و سریعتر روی آن اجرا می شود ، چیزی که می تواند در محیط های رقابتی سریع با عدم اطمینان بسیار مهم باشد.

چهارم ، رأی گیری در مورد تصمیمات ، مشکل معمول سوار شدن در رای گیری را رنج می دهد. اگر ارزیابی پیشنهادات و رأی دادن پرهزینه باشد و هیچ رأی واحدی احتمالاً نتیجه را تعیین نمی کند ، شرکت کنندگان ممکن است فقط به دیگران اعتماد کنند ، سوار شدن رایگان به تلاش های خود. این می تواند منجر به مشارکت کم در روند رای گیری شود.

مشکل دیگر سیستم عامل های غیرمتمرکز این است که شرکت کنندگان را ملزم به داشتن سطح خاصی از پیشرفت و دانش برای شرکت در تصمیمات حاکمیتی می کنند. با توجه به کارگرانشان ، توسعه دهندگان فنی هستند که نرم افزار را می شناسند و احتمالاً درک معقولی از نحوه کار DAOS دارند ، این کار خوب است. به احتمال زیاد با یک نسخه غیرمتمرکز از Uber ، که در آن راننده متوسط ممکن است در موقعیت مناسبی برای تصمیم گیری های خوب و آگاهانه در مورد مسائل حاکمیتی قرار نگیرد ، بسیار کمتر کار خواهد کرد.

طرف تلنگر داوری نظارتی که توسط سکوهای غیرمتمرکز قابل سوءاستفاده است ، عدم اطمینان نظارتی و قانونی است که آنها با آن روبرو هستند. بنیانگذاران و سرمایه گذاران ممکن است نمی دانند که آیا در این قانون عمل می کنند و آیا برای اقدامات خود با بدهی های احتمالی روبرو هستند. آنها همچنین با خطر تغییرات نظارتی روبرو هستند که می تواند کل ساختار آنها را تضعیف کند. بسیاری از سوالات بی پاسخ مانده اند. چه موقع نشانه ها اوراق بهادار می شوند؟چه مالیات قابل پرداخت است؟آیا می تواند دارایی خود دائو باشد یا وارد قراردادهای استاندارد شود؟آیا می توان از آنها شکایت کرد؟

نتیجه گیری افکار

براساس مبادلات فوق ، بدیهی است که مدل غیر متمرکز ممکن است برای انواع خاصی از مشاغل مناسب تر باشد و برای دیگران متمرکز شود. در سطح بالایی ، دو شرط اصلی وجود دارد که یک محیط مخصوصاً مطلوب را برای موفقیت در سیستم عامل های غیرمتمرکز ایجاد می کند:

بازاری که در آن تأثیرات شبکه به سمت برنده ترین رقابت در بین سیستم عامل ها فشار می آورد و این خطر شدید وجود دارد که کاربران توسط پلت فرم برنده (از طریق هزینه های بالاتر و/یا تغییرات منفی در قوانین حاکمیت) مورد سوء استفاده قرار بگیرند. این امر باعث می شود سیستم عامل های غیر متمرکز به ویژه برای کاربران بالقوه جذاب باشند ، به خصوص اگر در رفع مشکل ذاتی شروع سرماخوردگی نیز خوب باشند.

شرکت کنندگان در سیستم عامل ترجیحات و علایق نسبتاً همگن دارند. این احتمالاً در مورد BrainTrust صادق است به شرط آنکه عمدتاً روی توسعه دهندگان نرم افزار سطح بالا در سمت عرضه بازار خود متمرکز باشد. با توجه به تنوع زیاد NFT ها و تنوع خریداران ، فروشندگان و توسعه دهندگان که روی آن ساخته می شوند ، احتمالاً در مورد RARABLE کمتر صادق است.

در نهایت ، ما فکر می کنیم سیستم عامل های غیرمتمرکز که در بالا مورد بحث قرار گرفتیم (نادر ، ذهن ، ذهن ، ذهن) بعید است که به زودی همتایان متمرکز خود را از کار خود خارج کنند. با این حال ، آنها احتمالاً می توانند با همزیستی و جذب مجموعه خاصی از شرکت کنندگان ، به ویژه آنهایی که از سکوهای متمرکز سنتی استفاده می کنند ، یا ترجیح ذاتی برای عدم تمرکز داشته باشند. در واقع ، دلایل زیادی وجود دارد که مردم ممکن است به دنبال عدم تمرکز باشند: بیزاری شدید به هر نوع سانسور ، ترجیح شدید برای شفافیت و امنیت معاملات. blockchains و قراردادهای هوشمند چنین عدم تمرکز را به میزان بی سابقه ای امکان پذیر می کنند ، در حالی که امکان کسب درآمد را نیز فراهم می کند ، که این یک چالش برای سیستم عامل های غیرمتمرکز تاریخی بود.

سرانجام ، شایان ذکر است که انتخاب متمرکز متمرکز در مقابل یک تصمیم 0-1 نیست. blockchains و قراردادهای هوشمند یک کلیت از مدرک عدم تمرکز را که سیستم عامل ها می توانند در نظر بگیرند ، باز کرده اند. مگر اینکه کسی در تلاش باشد حداکثر گرایان را به خود جلب کند ، انتخاب بهینه معمولاً تنها تمرکز کردن تصمیمات طراحی و حاکمیتی است که شفافیت و تعهد برای آن اهمیت زیادی دارد (به عنوان مثال سطح هزینه های پرداخت شده به شرکت کنندگان ، قوانینی برای کمبود شرکت کنندگان)وادسایر تصمیمات (به عنوان مثال استراتژی رقابتی ، استخدام و شلیک ، تخصیص منابع و غیره) به بهترین وجه متمرکز هستند.

نرم افزار مفید تریدر...
ما را در سایت نرم افزار مفید تریدر دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : احمد شاملو بازدید : 35 تاريخ : چهارشنبه 23 فروردين 1402 ساعت: 16:50