دروس بحران مالی: خطرات کوتاه مدت

ساخت وبلاگ

2 Comments print this pagePrint email this postE-Mail Tweet

FDIC ، بحران مالی ، اصلاحات مالی ، کوتاه مدت بیشتر از: شیلا بایر

یادداشت سردبیر: شیلا بایر رئیس شرکت بیمه سپرده فدرال است. این پست براساس اظهارات رئیس بایر به باشگاه مطبوعات ملی است که در اینجا موجود است.

از آنجا که من برای بستن اصطلاح خود آماده می شوم ، نمی توانم به چالش هایی که در طی پنج سال گذشته با آن روبرو شده ایم و برخی از درسهایی که در این روند آموخته ایم ، تأمل کنم. ملت ما از زمان رکود بزرگ ، جدی ترین بحران مالی و رکود اقتصادی خود را متحمل شده است. اثرات پس از سالهای بعد احساس می شود.

دلایل زیادی در مورد این بحران وجود دارد که برخی از آنها امروز در اظهارات خود به آنها خواهم پرداخت. اما ، به نظر من ، درس اصلی این بحران ، تفکر کوتاه مدت فراگیر است که به ایجاد آن کمک کرده است. کوتاه مدت یک مشکل جدی و رو به رشد در تجارت و دولت است. من می خواهم اظهارات خود را برای توضیح منظور من از این موضوع اختصاص دهم و در مورد چگونگی فکر کردن در چالش های سیاست ناشی از بحران بحث کنم.

چالشی که توسط کوتاه مدت گرایی ایجاد شده است

کوتاه مدت چیست و چرا بوجود می آید؟کوتاه مدت گرایی به گرایش طولانی مدت-که همه ما با آنها به اشتراک می گذاریم ، به یک درجه یا درجه دیگر اشاره دارد-به نتایج تخفیف ناعادلانه که در آینده اتفاق می افتد.

تصمیم گیری نزدیک بینی یک مفهوم آشنا است. حوزه نوظهور اقتصاد رفتاری بیشتر به الگوهای ناسازگاری در تصمیم گیری اقتصادی می پردازد. سرمایه گذاران به طور سیستماتیک بازپرداختهای کوتاه مدت بیش از حد ارزش دارند و فرصت های سرمایه گذاری را پشت سر می گذارند که می تواند آنها را در طولانی مدت بسیار بهتر کند. تفکر کوتاه مدت بیش از حد می تواند بسیار پرهزینه باشد. این یک عدم موفقیت در بازار است که منجر به سرمایه گذاری در پروژه های ارزشمند با دوره های بازپرداخت طولانی می شود.

به نظر می رسد بخشی از تمایل ما به کوتاه مدت بیولوژیکی است. در حالی که جنبه ریاضی مغز ما محاسبات دقیق خطر و پاداش را به مرور زمان انجام می دهد ، قسمت های ابتدایی و عاطفی تر مغز ما تمایل دارند که روی اینجا و اکنون تمرکز کنند. به نظر شما کدام بخش از مغز فعال می شود وقتی که موضوعات تحقیق با تصمیمات زندگی واقعی شامل خطر و پاداش ارائه می شوند؟شما آن را حدس زده اید: سیستم ابتدایی تر ، که حریص و ترس را درک می کند ، اما کمتر به پیامدهای طولانی مدت متمرکز است.[1]

کوتاه مدت نیز از قوانین نهادی که حاکم بر رفتار ما است ، رشد می کند. هنگامی که جبران خسارت اجرایی با توجه به درآمد سال جاری یا قیمت سهام متفاوت است ، انگیزه هایی برای به حداکثر رساندن نتایج کوتاه مدت حتی با هزینه ملاحظات طولانی مدت ایجاد می کند. مشوق های کوتاه مدت تمایل دارند از طریق زنجیره ای از مسئولیت پذیری از یکدیگر تغذیه کنند. اگر یک صندوق سرمایه گذاری بر اساس حجم هزینه های خود را بدست آورد ، و اگر حجم متفاوت باشد - همانطور که اغلب انجام می شود - با عملکرد فعلی ، مسیر کمترین مقاومت جبران مدیران صندوق بر اساس نتایج فعلی است. اما از خود بپرسید: اگر این صندوق سرمایه گذاری بخشی از 401 (k) شماست ، آیا ترجیح نمی دهید مدیر صندوق شما حداقل بر اساس عملکرد بلند مدت جبران شود؟

من احتمالاً نیازی به گفتن ندارم که کوتاه مدت در قلمرو سیاست نیز تغییر می کند. فضیلت روند انتخاباتی ما این است که افراد متقاضی در فواصل منظم با نظم و انضباط بازار روبرو هستند. اشکال این است که کسانی که با انتخاب مجدد روبرو می شوند انگیزه کمی برای نگاهی طولانی تر از مسائل نسبت به انتخاب کنندگان خود دارند. اگر رأی دهنده عموم بدهی فراری فدرال را بالاترین نگرانی خود در نظر نگیرد ، احتمالاً رهبران منتخب نیز چنین نخواهند بود. این یک چالش خاص تحت سیستم ما است که رهبرانی را پیدا کنیم که متعهد به پروژه هایی باشند که مدت ها پس از ترک مقام خود ، پرداخت می کنند.

آمریکایی ها به طور طبیعی محتاط هستند که توانایی دولت در هدایت سرمایه به سرمایه گذاری های بلند مدت با نتایج نامشخص است. با این حال ، ما به راحتی می توانیم به نمونه های بسیاری فکر کنیم که در آن سرمایه گذاری های دور بینا بازده زیادی را برای نسل های آینده به دست آورده اند. به کنار زمین برای پارک های ملی که به طور دائم زیبایی و عظمت چشم انداز طبیعی ما را حفظ می کند ، فکر کنید. سرمایه گذاری های دولت کشور ما را از طریق سیستم بزرگراه بین المللی و اینترنت پیوند داده است. ما به عنوان یک ملت ، سرمایه گذاری هایی انجام داده ایم که به ما امکان دفاع از صلح ، کاوش در ماه ، ریشه کن کردن بیماری و رمزگشایی ژنوم انسان را داده ایم.

در حالی که ما به وضوح می توانیم عقل آن سرمایه گذاری ها را در گذشته نگر ببینیم ، بسیاری از زمینه های زندگی ملی ما ، اعم از عمومی و خصوصی وجود دارد ، جایی که به نظر می رسد کوتاه مدت در حال افزایش است. میانگین دوره نگهدارنده سهام سهام در بورس اوراق بهادار نیویورک از هفت سال در سال 1940 به هفت ماه تا سال 2007 کاهش یافت. میانگین تصدی مدیرعامل های عزیمت بین سالهای 1995 تا 2009 نزدیک به 30 درصد کاهش یافته است. [2] جای تعجب آور نیست ،گردش مالی مدیرعامل در بین شرکت هایی که عملکرد قیمت سهام آنها از صنعت آنها عقب مانده بود ، بالاترین بود.[3]

یکی از نیروی قدرتمند در افزایش کوتاه مدت ، فناوری است. ما ممکن است به سادگی عرض جغرافیایی بیشتری برای بیان ترجیحات کوتاه مدت ذاتی خود نسبت به گذشته داشته باشیم. به عنوان مثال ، یک بازار بدهی مصرف کننده به خوبی توسعه یافته گزینه های بیشتری را برای خانواده ها فراهم می کند تا تمایل خود را برای وام گرفتن از آینده برای تأمین نیازهای کوتاه مدت انجام دهند. همانطور که می دانیم ، بسته به نحوه استفاده از آنها ، کارت های اعتباری می توانند ابزارهای بسیار مفید یا بسیار مخرب باشند. بازارهای سرمایه ای به خوبی توسعه یافته فرصت های شرکت های مالی را برای کسب بازده از هزینه های معاملات و فعالیت های تجاری ، بر خلاف کار بیمار در وام و سرمایه گذاری بلند مدت ، گسترش داده است. به نظر می رسد اصطلاح "سرمایه بیمار" در دوره صندوق های تامینی و تجارت با فرکانس بالا بسیار زیبا است.

سرانجام ، مگر اینکه بیش از حد مشغول به روزرسانی وضعیت فیس بوک خود باشید ، احتمالاً قبلاً استنباط کرده اید که کوتاه مدت نیز توسط عوامل اطلاعاتی هدایت می شود. در یک چرخه خبری 24 ساعته ، ما دائماً با اطلاعاتی که مجبور به عمل می شود ، بمباران می شویم ، نه صبر. با توجه به فشارهای داخلی که مدیران شرکت ها و مدیران سرمایه گذاری با آن روبرو هستند ، جریان مداوم اطلاعات فقط وسواس آنها را با عملکرد کوتاه مدت با هزینه اهداف بلند مدت افزایش می دهد.

نقش کوتاه مدت در بحران مالی

در این مرحله ، ممکن است شما بپرسید که همه اینها با بحران مالی چه ارتباطی دارد. پاسخ این است: مقدار زیادی.

همانطور که در بیشتر بحران های قبلی اتفاق افتاده است ، یکی از علت اصلی این بحران بدهی بیش از حد و اهرم در سیستم مالی ما بود. در دهه منتهی به سال 2006 ، هنگامی که قیمت خانه ایالات متحده به اوج خود رسید ، کل بدهی وام مسکن ایالات متحده 180 درصد افزایش یافته و میانگین قیمت خانه ایالات متحده تقریباً 190 درصد افزایش یافته است. افزایش قیمت خانه باعث شد وام دهندگان وام مسکن روی ارزشهای وثیقه موقت متمرکز شوند ، در حالی که آنها استانداردهای تحت پوشش را آرام می کردند که به طور سنتی تضمین می کرد که وام گیرنده می تواند وام را با گذشت زمان بازپرداخت کند.

بسیاری از وام های فرعی که در اوج رونق ساخته شده اند ، تعدیل بالایی را در نرخ بهره و پرداخت ماهانه پس از دو یا سه سال تحمیل می کردند ، که اغلب وام ها را غیرقابل تحمل می کردند. تا زمانی که قیمت خانه در حال افزایش باشد ، این وام گیرندگان معمولاً می توانند از آن استفاده کنند. اما پس از افزایش قیمت ها ، و سپس شروع به ریزش ، وام گیرندگان Subprime در شماره های رکورد پیش فرض کردند.

دلیل اینکه وام دهندگان مایل به تهیه این وام های پرخطر بودند و دلیل اینکه صادرکنندگان اوراق بهادار مایل به تأمین بودجه آنها بودند ، این است که آنها می دانستند که از جلو پرداخت می شوند. سرمایه گذاران وام مسکن و خود صاحبان خانه در نهایت عواقب طولانی مدت را تحمل می کنند. ترتیب هایی از این دست باعث ایجاد نام اختصاری I-B-G-Y-B-G شد-به این معنی که "من از بین خواهم رفت. شما از بین خواهید رفت "-یک کلمه مهم برای کوتاه مدت در صنعت وام مسکن در طول رونق.[4] صاحبان خانه نیز به افزایش قیمت خانه ، شرایط انعطاف پذیر و مزایای مالیاتی بدهی وام مسکن برای حمله به سهام خانه خود پاسخ دادند و به اوج بیش از نیم تریلیون دلار در اوج در اوج اوج پرداخترونق.

در همین حال ، موسسات مالی غالباً به دنبال حداکثر رساندن اهرم ترازنامه خود بودند. آنها بعضی اوقات می توانند دارایی ها را به ساختارهای سایه دار سایه دار منتقل کنند که در آن تنظیم و نیازهای سرمایه سختگیرانه تر باشد. این استراتژی تا زمانی که فروپاشی نهایی اعتماد به نفس سرمایه گذاران و نقدینگی بازار ، این دارایی ها را مجبور به بازگشت به ترازنامه کرد ، جایی که سرمایه کافی برای حمایت از آنها وجود نداشت.

شرکت های پیشرو مالی در ایجاد ساختارهای نوآورانه وام جدید و استراتژی های بودجه در سالهای منتهی به بحران ، اثبات کردند. اما اغلب این نوآوری ها شرکت کنندگان را با مشوق های اقتصادی بد سوء استفاده می کردند. جبران خسارت مأمورین وام ، مدیران نمونه کارها و مدیر عاملان بانک به طور معمول بر اساس حجم وام سال جاری ، درآمد یا قیمت سهام در نظر گرفته شده است ، با توجه به خطرات ایجاد شده در سیستم.

بیشترین آسیب از همه ، برخی از بزرگترین و پیچیده ترین شرکت های مالی از نظم و انضباط در بازار معاف شدند زیرا اندازه ، پیچیدگی و همبستگی آنها باعث شده است که آنها تحت فرآیندهای قطعنامه ای که در آن زمان وجود دارد ، شکست بخورد. این انتظار که بزرگترین شرکت های مالی از حمایت ضمنی دولت فدرال به مدیران این شرکت ها اجازه می دهد تا ضمن نادیده گرفتن "ریسک دم" ذاتی در ابزارهای پیچیده وام مسکن که در اختیار داشتند ، سودهای کوتاه مدت را رزرو کنند.

در هرج و مرج بازار مالی که پس از ورشکستگی در سپتامبر 2008 از برادران لمان ، انتظار حمایت دولت از موسسات مالی مهم سیستماتیک یا SIFIS ، به واقعیت تبدیل شد. کمک های دولت به مؤسسات مالی اشکال مختلفی را به خود اختصاص داده است که تا بهار سال 2009 تعهد تقریباً 14 تریلیون دلار است. [5] کمک مستقیم به بزرگترین موسسات مالی ، بحران کوتاه مدت اعتماد به نفس در بازار بین بانکی را کاهش داد. و سیستم مالی ما دوباره شروع به کار کرد. اما سیاست گذاران نتوانستند به طور مؤثر به علت اصلی این مشکل حمله کنند ، که عقب نشینی عظیم وام های وام مسکن غیرقابل تحمل و زیر آب بود که همچنان به کند شدن بازیابی بازارهای مسکن و اقتصاد ما ادامه می دهد.

وثیقه منجر به عواقب جانبی برای سیستم مالی ما در طولانی مدت می شود. آنها نظم و انضباط در بازار را تضعیف می کنند و ریسک پذیری را ترویج می کنند. آنها از بازسازی شرکتهای مالی مشکل دار و شناخت ضررها جلوگیری می کنند. آنها مدیریت عادی را در محل خود نگه می دارند و تخصیص زیر حد متوسط سرمایه را حفظ می کنند. آنها ذاتاً نسبت به بانکهای خوب ناعادلانه هستند.

وثیقه های سال 2008 شهرت کل صنعت بانکی را لکه دار کرد و تعادل رقابتی را به نفع برخی از مگابانک ها کج کرد. در سه ماهه اول سال جاری ، هزینه تأمین بودجه دارایی فقط برای بانک ها با تعداد بیشتری از دارایی های دارایی بیشتر بود ، زیرا این برای بانک های جامعه با دارایی های زیر 1 میلیارد دلار بود. در پایان ، وثیقه ها اصول دولت محدودی را که سیستم کار آزاد ما در آن تأسیس شده است ، نقض می کند.

اصلاحات مالی برای ثبات بلند مدت

به همین دلیل FDIC آنقدر مصمم بود که به عنوان محور قانون اصلاحات مالی Dodd-Frank که تابستان گذشته به تصویب رسید ، برای یک چارچوب با وضوح SIFI قوی تر و مؤثرتر فشار آورد. عناوین I و II در Dodd-Frank مجاز به ایجاد چنین چارچوبی با وضوح هستند که می تواند SIFIS را در یک بحران آینده قابل حل کند. این امر با صلاحیت تعیین سازمان های بزرگ بانکی و برخی از شرکت های غیر بانکی به عنوان SIFIS آغاز می شود و سپس آنها را در رابطه با ریسکی که در سیستم مالی ایجاد می کنند ، در معرض نظارت و افزایش سرمایه های بالاتر قرار می دهند. این شرکت ها همچنین ملزم به حفظ برنامه های انحلال یا اراده های زنده هستند که نشان می دهد چگونه می توان آنها را در یک بحران بدون کمک مالی و بدون منفجر کردن سیستم مالی برطرف کرد.

این مقررات به دور از حمله به بازار آزاد ، برای بازگرداندن نظم و انضباط بازار به مگابانک ها ، پایان دادن به توانایی خود در ایجاد ریسک با هزینه عموم و از بین بردن مزیت رقابتی که از موسسات کوچکتر لذت می برند ، طراحی شده اند. بشر

برخی از لفاظی ها در بحث اصلاحات مالی یا کوتاه بینانه یا به سادگی نادرست بوده است. به عنوان بخشی از اصلاحات ، ما از یک مرجع انحلال منظم برای SIFIS حمایت کردیم ، مانند اقتداری که سالها برای حل و فصل موسسات بیمه شده FDIC استفاده کرده ایم. OLA صریحاً برای تسهیل عدم موفقیت یکی از این شرکت ها بدون کمک مالی طراحی شده است - که صریحاً طبق قانون جدید ممنوع است. اما نیش صوتی که ما در مورد این ماده می شنویم چیست؟"وثیقه تا آنجا که چشم می تواند ببیند."

ما باید این کلمه را در مورد اینکه چارچوب وضوح SIFI واقعاً در مورد آن چیست ، پخش کنیم ، و اگر نمی بینیم که مرجع جدید قبل از بحران بعدی کاملاً اجرا شده است ، چه چیزی در معرض خطر است. برنامه های قطعنامه مورد نیاز SIFIS تحت Dodd-Frank برای به دست آوردن اطلاعات مورد نیاز برای انجام یک قطعنامه منظم که ضرر و زیان را برای سهامداران و بدهکاران فراهم می کند ، بسیار مهم خواهد بود. FDIC و فدرال رزرو باید به اسلحه خود بچسبند و اصرار دارند که این شرکت ها در صورت لزوم ساختار خود را ساده کنند تا اطمینان حاصل کنند که می توانند بدون کمک مالی در برخی از بحران های آینده حل شوند. این بحث به احتمال زیاد با آرامش بازارها صورت می گیرد و احتمال بحران از راه دور به نظر می رسد. یک بار دیگر ، مردم می خواهند بپرسند "چرا اکنون؟چرا ما چنین خواسته های سنگین را برای مؤسسات مالی بخش خصوصی مطرح می کنیم؟ "لازم به توضیح است که جایگزین این است که یک بحران مالی دیگر را به خطر بیاندازد که روزی بتواند میلیون ها نفر را از کار خارج کند و امور مالی عمومی ما را خراب کند.

کوتاه مدت نیز در بحث در مورد نیازهای سرمایه بانکی زنده و خوب است. برخی از نمایندگان صنعت بانکی ادعا می کنند که نیازهای بالاتر سرمایه باعث افزایش هزینه اعتبار می شود و می تواند گسترش اقتصادی را از بین ببرد. این یک نمونه فوق العاده از نوع تفکر استاتیک و کوتاه مدت است که ما را در وهله اول به این آشفتگی تبدیل کرده است. تحقیقات اخیر زیادی وجود دارد که نشان می دهد نیازهای سرمایه بالاتری ، در محدوده ای که ما در مورد آن صحبت می کنیم ، تأثیر بسیار متوسطی از هزینه اعتبار خواهد داشت. این یک بهبود خالص بزرگ در رشد اقتصادی بلند مدت ایجاد می کند زیرا داشتن سرمایه بیشتر باعث کاهش فرکانس و شدت بحران های مالی می شود.[6] اگر افق زمانی شما بیش از شش ماه یا بیشتر است ، فکر می کنم این یک تجارت بسیار خوب است.

واقعیت این است که نیازهای سرمایه ای که اکنون بانکهای ایالات متحده با آن روبرو هستند ، بیشتر شبیه به مواردی است که قبل از بحران وجود داشته است. دلیل عدم وام بیشتر بانکها ترکیبی از ریسک از طرف آنها و کاهش تقاضای وام گیرنده است. آنها ظرفیت زیادی برای وام دارند. بانک های بزرگ از زمان شروع بحران سرمایه خود را افزایش داده اند ، و بیشتر آنها یا استانداردهای جدید بازل III را رعایت می کنند ، یا به خوبی موقعیت دارند که فقط از طریق درآمد حفظ شده این کار را انجام دهند. بانکهایی که به زمان بیشتری احتیاج دارند ، از دوره های طولانی در مرحله طراحی شده برای اطمینان از انتقال یکپارچه به استانداردهای جدید ، از جمله هرگونه هزینه اضافی SIFI بهره مند می شوند.

یکی دیگر از وظایف Dodd-Frank قانونی است که به صادرکنندگان اوراق بهادار تحت حمایت وام برای حفظ پنج درصد از ریسک اعتباری استخر نیاز دارد. حفظ ریسک لازم است تا به صادرکنندگان علاقه طولانی مدت به عملکرد وام های اساسی بدهد. اما با توجه به جنجالی که این قانون را احاطه کرده است ، باید بگویم پشیمان می شوم که کنگره معافیت وام های فوق العاده ایمن را که توسط آژانس های نظارتی تعریف شده است ، حکاکی کرده است. به نظر می رسد همه معتقدند که وام آنها باید این وام مسکن واجد شرایط یا QRM را دریافت کند و بنابراین از حق بیمه کوچک در نرخ وام آنها معاف است که ناشی از حفظ ریسک خواهد بود. ارتباطی که آنها ایجاد نمی کنند این است که این هزینه اضافی کوچک قیمتی است که باید در کوتاه مدت بپردازیم تا کمی در پشت این وام ها قرار دهیم ، تا اطمینان حاصل شود که مشوق ها به درستی تراز شده اند و برای جلوگیری از تکرار پرهزینه از بحران وام مسکندر آینده.

دیدگاه طولانی در مورد مسائل مربوط به سیاست های گسترده تر

ما همچنین در مورد سایر موضوعات مهم سیاست ملی نیاز به تفکر محکم و بلند مدت داریم. غالباً ، پاسخ به رشد اقتصادی Subpar اعتبار مالیاتی دیگری یا کاهش نرخ بهره بوده است که برای مدتی احساس خوبی دارد اما هیچ کاری برای تقویت عملکرد بلند مدت اقتصاد ما انجام نمی دهد. به نظر می رسد که تقسیمات سیاسی عمیق اراده ما را برای ایجاد نوع سرمایه گذاری های بلند مدت در آموزش و زیرساخت های عمومی که طی سالهای متمادی سود سهام را پرداخت می کنند ، کاهش داده است. برنامه های خدمات ملی ، مانند سپاه حفاظت از غیرنظامیان ، زمانی مهارت های شغلی را برای جوانان نیازمند فراهم می کرد زیرا آنها برای حفظ و توسعه منابع طبیعی ما تلاش می کردند. ما هنوز هم کارهای دستی CCC را در پارک ها و جنگل های ملی در سراسر کشور مشاهده می کنیم. حس غرور و هدف القاء شده توسط برنامه هایی مانند این مطمئناً بیشتر از برنامه های محرک پرهزینه است که برای قرار دادن چند دلار اضافی در جیب های مصرف کننده طراحی شده است که بخش اعظم آن برای خرید کالاهای خارجی استفاده می شود.

ما باید در مورد اصلاحات حقوقی که باعث می شود سیستم ما از بیمه های قدیمی و مراقبت های بهداشتی در طول طولانی مدت پایدار باشد ، جدی بگیریم ، با افزایش طول عمر و بازنشستگی نوزادان. زندگی طولانی تر و سالم تری که بیشتر ما در مقایسه با نسل های قبلی رهبری خواهیم کرد ، یک پیشرفت تاریخی فوق العاده-و بسیار مورد تحسین است. با این نعمت ، نیاز به انتخاب برخی از مواردی که شامل فداکاری های کوتاه مدت است ، می آید. ما ممکن است مجبور شویم طولانی تر کار کنیم ، بیشتر به سیستم بپردازیم ، به معنای تست مزایا یا - به احتمال زیاد - هر سه.

به همین ترتیب ، سیستم مالیاتی مستقر در حفره ما ، که از تأمین مالی بدهی نسبت به حقوق صاحبان سهام و ایجاد خانه نسبت به سایر سرمایه گذاری های بلند مدت حمایت می کند ، به شدت نیاز به تعمیرات اساسی دارد. بستن حفره ها منجر به تخصیص کارآمدتر سرمایه می شود و به ما امکان می دهد ضمن افزایش درآمد بیشتری که می تواند برای پرداخت بدهی ملی ما کمک کند ، نرخ مالیات حاشیه ای را کاهش دهیم. اما برخی از ما برای اطمینان از این مزایای بلند مدت باید در کوتاه مدت چیزی را کنار بگذاریم.

هنگامی که این سؤال در کنگره مورد بحث قرار می گیرد ، در روزنامه ها ، و در وبلاگ ها مورد بحث قرار می گیرد ، تمرکز کجا خواهد بود؟در دنیایی که وسواس آن با رضایت فوری و مباحث مربوط به دور است ، ما به رهبری ، چه دولتی و چه خصوصی نیاز داریم ، که در ازای آینده ای روشن تر و پایدار تر برای ما و فرزندان ما ، صبر و قربانی را قهرمان می کنیم.

لفاظی را به چالش می کشد

رسانه ها نقش مهمی در این امر دارند. شما واقعیت ها را گزارش می دهید تا دیگران بتوانند تصمیمات آگاهانه بگیرند. و شما بهتر از هر کسی می دانید که گرفتن یک داستان از نظر واقعی نیاز به فراتر از نیش صدا دارد تا صحت ادعاها را تأیید کند. کمبود لفاظی برای تحقیق در مورد شما وجود ندارد. تلاش های شما برای پایین آمدن به حقیقت داستان به مردم کمک می کند تا فراتر از صدای نیش روز باشد و در مورد پیامدهای بلند مدت انتخاب های سیاست و انتخاب های شخصی که همه ما باید انجام دهیم فکر کنید.

خوشبختانه ، نشانه هایی وجود دارد که نشان می دهد روحیه مردم در حال تغییر جهت است ، حداقل از نظر تصمیم گیری شخصی آنها. کل بدهی خانوار تقریباً 5 درصد از سطح قبل از بحران کاهش یافته است ، در حالی که نرخ پس انداز شخصی در بیش از 15 سال به بالاترین سطح خود رسیده است.

نتیجه

امروز در این مکان تاریخی با شما در گفتگو با شما صحبت می کنم ، من از توصیه هایی که هنگام کار به عنوان رئیس FDIC پنج سال پیش دریافت کردم ، یادآوری می کنم. این یکی از پیشینیان من ، مرحوم بیل سیدمن بود. وی گفت که مهمترین مسئولیت FDIC حفظ اعتماد به نفس عمومی در سیستم بانکی است. ما ضامن نهایی پول مردم هستیم. امروز ، ما حدود 6. 4 تریلیون دلار برای سپرده در هزاران بانک در سراسر آمریکا بیمه می کنیم. در حالی که به معنای واقعی کلمه هزاران موسسه تحت فشار FDIC در طی این سالها شکست خورده اند ، هیچ کس تاکنون یک سکه در سپرده های بیمه شده از دست نداده است.

بیل به من تاکید کرد که یکی از کلیدهای اعتماد عمومی شفافیت است. همانطور که انتظار دارید، بسیاری از کارهایی که FDIC در نظارت بانک ها و بسته شدن بانک ها انجام می دهد، محرمانه است، زیرا مربوط به موسسات فردی است. اما رئیس FDIC باید برای عموم قابل مشاهده باشد، برای روزنامه نگاران در دسترس باشد و به طور کامل در بحث های سیاسی زمان خود شرکت داشته باشد.

نصیحتش را جدی گرفتم. همانطور که بسیاری از شما می دانید، من تمام تلاش خود را کرده ام تا با رسانه ها ارتباط برقرار کنم، با خبرنگاران صحبت کنم و منبع قابل اعتمادی برای اطلاعاتی باشم که برای گفتن داستان ها با دقت و چشم انداز نیاز دارید. من فکر می کنم این یک رابطه سازنده بوده است که در خدمت منافع عمومی بوده است.

حتی در اوج بحران - به راحتی بدترین وضعیت از دهه 1930 - شما شاهد فرارهای عظیم بانک ها نبودید. با هم کار کردن، از هراس جلوگیری کردیم. مردم پول خود را در سپرده های بیمه شده خود رها کردند. این مثال خوبی بود از این که چگونه آمریکایی ها هنوز می توانند روی انتخاب های عاقلانه ای حساب کنند که به نفع خود و کشورشان باشد، وقتی آنها مسلح به حقایق هستند و تشویق می شوند که دیدگاه بلندمدت را در نظر بگیرند.

یادداشت های پایانی

[1] "برای بینش در مورد رفتار سرمایه گذار، پروفسور مالی Kellogg متوجه می شود که سفر به مغز ابتدایی سود سهام دارد."Kellogg Insight: تمرکز بر تحقیق. آوریل 2007. http://insight. kellogg. northweste. edu/index. php/Kellogg/article/braingain (برگردید)

[2] فاوارو، کن، پر اولا کارلسون و گری ال. نیلسون، (2010)، "جانشینی مدیر عامل 2000-2009: یک دهه همگرایی و فشرده سازی."Strategy+Business 59, Booz & Company.(برگرد)

[3] کاپلان، استیون ان. و برنادت آ. مینتون، (2008)، "چگونه گردش مالی مدیر عامل تغییر کرده است؟"مقاله کار دانشکده بازرگانی غرفه دانشگاه شیکاگو. صص 10-16.(برگرد)

نرم افزار مفید تریدر...
ما را در سایت نرم افزار مفید تریدر دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : احمد شاملو بازدید : 32 تاريخ : شنبه 11 شهريور 1402 ساعت: 18:02