مدیران شرکت غالباً مستعد ریسک پذیری بیش از حد هستند-نوع شخصیتی نفس محور آنها و ساختارهای پاداش به آنها دیدگاه کم نظیری از خطر می بخشد. به جای توسعه محتاطانه تجارت خود ، مدیران شرکت ، که تحت تأثیر اعتماد به نفس قرار دارند ، بیشتر احتمال دارد که خطر زیادی را به خود جلب کند و به آنها آسیب برساند.
می توان شرکت ها را بر اساس موقعیت هایی که مدیریت محدود است یا جایی که تجارت برای شکستن آن بسیار قوی است انتخاب کند.
گروه دوم که تعصبات وی قابل بهره برداری است ، سرمایه گذاران هستند. سرمایه گذاران مستعد واکنش بیش از حد هستند - وزن بیش از حد بر روی طیف وسیعی از اطلاعات برای نتیجه گیری های سیاه و سفید قرار می دهند. می توان به دنبال علائمی بود که سرمایه گذاران روی آسیب های قدیمی تمرکز می کنند که دیگر مرتبط نیستند.
سپس تحلیلگران وجود دارند. تحلیلگران مستعد ابتلا به "واکنش زیر" هستند-گرچه باهوش هستند ، اما اغلب در مورد توانایی پیش بینی خود بیش از حد اطمینان دارند و در برابر اطلاعاتی که مغایر با نظرات آنها است ، مقاوم هستند. سرمایه گذاران می توانند به دنبال موقعیت هایی باشند که تحلیلگران در تلاشند تا یک شرکت را درک کنند - غالباً شرکتهای رشد. شرکت های رشد می توانند رفتارهای مدیریتی ریسک پذیر را به خود جلب کنند ، بنابراین سرمایه گذاران باید خود را به مشاغل محدود کنند که شکستن آنها دشوار است ، جایی که غرایز طبیعی مدیریت نمی توانند آسیب های زیادی وارد کنند.
بخش دیگری از این نوع استراتژی سرمایه گذاری همچنین به دنبال سهام با سطح اضطراب غیرمعمول زیاد به آنها است. این نوع مشاغل ارائه می دهد
در مرحله اول ، مدیران در برابر ثبات یا درک "کسل کننده" از تجارت و رشد خود را تعقیب می کنند. آنها یک تجارت دشوار را انجام می دهند و سعی می کنند آن را بشکنند.
ثانیا ، هنگامی که ناامید کننده به سر می برد ، سرمایه گذاران ناامید می شوند و رفتار مدیریتی اخیر (خطرناک) را با ماهیت ذاتی تجارت (نه بسیار خطرناک) اشتباه می گیرند. این یک فرصت بالقوه ایجاد می کند ، زیرا این محیط مناسب برای تعصب است: تثبیت اطلاعات اشتباه برای ایجاد یک نمای.
سوم ، رفتار مدیریتی تغییر می کند ، اما درک سرمایه گذاران چنین نمی شود. اکنون اضطراب سرمایه گذار به آرامی از بین می رود ، زیرا تجارت نتواند شوک های ناخوشایندی را به وجود آورد.
شهود به عنوان "هنر کار کردن پاسخ صحیح از داده هایی که به خودی خود ناقص یا حتی گمراه کننده است" توصیف شده است.
این امر بر دشواری وابستگی به شهود در هنگام برخورد با یک محیط پیچیده تأکید می کند. در دنیای سرمایه گذاری، حجم، گستردگی و سرعت جریان اخبار، همگی با درجات بالقوه سوگیری ضمنی، فرصت هایی را برای این نوع استراتژی ایجاد می کنند این وظیفه ما به عنوان سرمایه گذار است که از آنها بهره برداری کنیم.
- آن ها تمایل دارند تا زمانی که می توانند از انتخاب های مورد علاقه خود استفاده کنند تا زمانی که بازار پاداش زیادی دریافت کند یا ثابت شود که با ضررهای یکسان اشتباه می کنند.
- گاهی اوقات به دلیل تعصب شدید آنها، سود آنها زمانی خورده می شود که باید سود می بردند. در غیر این صورت، اگر برای آنها کارساز باشد، برای وفاداری خود کوله باری می گیرند.
- تا زمانی که به دلایل خود برای خرید سهام اعتقاد داشته باشند، اجازه می دهند پولشان در سهامی بخوابد که توجه چندانی به آن ها نمی شود یا در حال حاضر مورد نفرت هستند.
- تقریباً مشابه Loyalista است، اما این افراد به گونه ای با هم تفاوت دارند که اگر بخواهند به سوداگران خرید می کنند. آنها علاقه مندی ندارند، آنها فقط مطمئن هستند که سهام آنها در آینده روز خود را خواهد داشت.
- آن ها «ستاره های» بازار را می خرند، ممکن است بازی های بنیادی یا سفته بازی باشد، هر چیزی زیر آفتاب، تا زمانی که توجه بازار را به خود جلب کند. آنها سهامی را خریداری می کنند که توجه زیادی دارد. اساساً این اکثریت جمعیت است، در حالی که این بد نیست، اگر در موقعیتی که در اوج وارد می شوید خیلی دیر شده اید اگرچه در برخی موارد تشخیص آن سخت است در نهایت بازنده خواهید بود.
- این افراد گلوله هایی دارند که ناگهان به سهام هدف خود اصابت کنند و توجه بازار را جلب کنند. این تاکتیکی است که پس از انباشتگی به خوبی استفاده می شود، یا فقط برای اینکه نمودارها یا قیمت ها خوب به نظر برسند تا جمعیت را جذب کنند. این بچه ها محرک های بازار هستند، یاد بگیرید که به موقع این بچه ها تشخیص دهید که آیا و سوار شوید و می توانید مقداری سود به دست آورید. آن ها از علامت گذاری به طور مؤثر برای تبلیغ کالاهای خود استفاده می کنند.=)
- آنها تمایل دارند از بت های خود در قالب مرشد یا مربی پیروی کنند، گاهی اوقات بدون در نظر گرفتن ارزیابی خود. اینها جلبک دریایی بازار هستند، آنها خوراک ماهی هستند، آنها تلاشی برای بهبود سودآوری خود نمی کنند، آنها ترجیح می دهند فقط کورکورانه رد پای به اصطلاح گوروها را دنبال کنند. هر چند مراقب باشید که زامبی های باهوشی وجود دارند که در وهله اول مانند زامبی ها عمل می کنند تا درک درستی از طرز فکر گوروشان به دست آورند و پس از آن می توانند با گوروها سازگار شوند و خوب بازی کنند.
- آنها موعظه می کنند که ارزش یک شرکت خاص چقدر عالی است و چگونه آنها برای طولانی مدت در آن حضور دارند ، اما پس از چند طوفان ، روده های خود را از دست می دهند ، سخنان خود را می خورند و برش می دهند. بعضی اوقات آنها را خوب می کند ، گاهی اوقات آنها را بد می کند. یا این سرمایه گذاران آموخته اند که از پارامترهای فنی استفاده کنند و قادر به شناسایی ضعف هستند ، یا آنها نمی توانند ضررهایی را که سرمایه گذاران مدرسه قدیمی فکر نمی کنند در حالی که موقعیت آنها هنوز شکوفا نشده است ، تحمل کنند.
- این بچه ها به سختی می توانند حرکت کنند ، هنگامی که گزاره ای در ذهن داشته باشند ، مهم نیست که چه چیزی با آن گزاره ادامه می یابد. این سرمایه گذاران محکم هستند که اهمیتی نمی دهند که سهام آنها 30 ٪ یا بیشتر از دست بدهد ، آنها فقط به این دلیل که معتقدند اضافه می کنند.
- معامله گران مکانیکی که وقتی صحبت از سیگنال های فنی خود می شود ، هیچ سؤالی ایجاد نمی کنند. اگر واقعاً عمیق ترین مفاهیم تحلیل فنی را درک کنید و یاد گرفته اید که چگونه پارامترهای خود را تنظیم کنید تا بتواند در تنظیمات فعلی بازار جای بگیرد ، این می تواند یک روش مؤثر در تجارت باشد.
- این افراد سنتی هستند که درآمد ماهانه خود را پس انداز می کنند و آن را در شرکتهای اساساً خوب قرار می دهند ، اکثریت سرمایه گذاری در این معیارها است.
- سرمایه گذاران که یاد گرفته اند از ابزارهای فنی استفاده کنند تا به آنها در انتخاب سهام اساسی برای خرید ، و چه موقع ورود و خروج انتخاب کنند. آنها وقتی سهام در صعود قرار می گیرند و در یک روند نزولی می فروشند ، آنها خریداری می کنند.
تکنسین سنتی
این تکنسین ها تمایل دارند که در هنگام تأیید در شاخص های اساسی که معمولاً توسط جمعیت استفاده می شود ، خرید و فروش کنند. در بعضی مواقع مؤثر است اگر از نظر جهت پیشنهادی سیگنال های آنها پیگیری بسیار خوبی داشته باشد و آنها بتوانند سود مناسبی را داشته باشند. همچنین مواقعی وجود دارد که این سیگنال های معمولی در حال حاضر دیر شده اند و باعث می شوند با جمعیت حرکت کنید.
تکنسین پیشرفته
این تکنسین ها قبلاً درک عمیق تری در هنر تحلیل فنی کسب کرده اند. آنها به دلیل تخصص خود ، خود و شاخص های خود را تنظیم کرده اند که می دانند چه موقع به طور خاص در یک سهام خریداری و فروش می کنند. فراتر از شاخص های اصلی ، الگوهای و مفاهیم مورد استفاده پزشکان معمولی TA ، آنها قادر به ارائه نسخه های اصلاح شده خود از معمول هستند. آنها همیشه چند قدم جلوتر از جمعیت هستند.
قصه گو
این بچه ها در مورد سهام خود در انجمن ها ، گروه های FB و توییتر صحبت می کنند تا امیدوارم مردم را برای خرید آنچه در اختیار دارند ، جمع کنند.
بعضی اوقات اینها شما را به سمت خطر سوق می دهد ، گاهی اوقات شما را به سمت سود سوق می دهد.
بدانید کدام یک را باور کنید و البته از اختیار خود استفاده کنید!
همه صحبت می کنند
این افراد بیش از حد حرف می زنند و در عین حال کم کار می کنند.
آنها چیزی را به تصویر می کشند یا معتقدند که چیزی هستند، اما فراتر از حرف هایشان، هیچ نیستند.
ضد جمعیت
آنها با رنگ قرمز می خرند، سبز می فروشند، گفتن آن آسان است، انجام دادنشان سخت است، به خصوص اگر تنها باشید.
همچنین، به جای خرید در برک آوت، آن ها را می فروشند. اساساً آنها برخلاف کاری که جمعیت انجام می دهند انجام می دهند. این سبک با بازارهای محدود به محدوده مناسب است.
جمعیت-ذهنیت
از هنجارها یا دیدگاه های جمعیت پیروی می کند، گاهی اوقات سودآور است زیرا اقدامات یکپارچه منجر به تظاهرات خودشکوفایی می شود، فقط پشت سر نمانید
آن ها می دانند وقتی فرصت ها را می بینند، نمی ترسند همه چیز را وارد کنند. گاهی به دلیل ماهیت انفجاری شان، اگر مراقب نباشند، به معنای واقعی کلمه با نمونه کارهای قرمزشان منفجر می شوند، یا اگر به یک جکپات برسند از خوشحالی منفجر می شوند.
این افراد از اعتراف اشتباه می ترسند، بنابراین از کاهش ضرر خودداری می کنند، در واقع با ضررهای بزرگ تری گیر می کنند، یا مدتی طول می کشد تا دارایی هایشان بازیابی شود. آنها توسط مفهوم HOPE تغذیه می شوند.
این افراد بر اساس انگیزه های خود عمل می کنند و نمی توانند برنامه ای را تدوین کنند، که منجر به تغییرات ناگهانی در موقعیت ها می شود که برای نمونه کارها مضر است. من آن ها را صندوق خیریه می نامم، زیرا به دلیل ناهماهنگی شان، مانند پول خرد کردن آن ها به دیگر بازیگران بازار است.
این افراد می توانند سود متوسطی به دست آورند، اما به دلیل حرص و طمع خود، در عوض با سودهای ناچیز یا زیان بسیار بدتری مواجه می شوند.
این افراد در حالی که مقادیر محافظه کارانه ای از سود را هدف قرار می دهند، با توقف های محکم وارد بازار می شوند و از آن خارج می شوند. سود برای آنها سود است، هر چقدر هم که کم باشد.
این بچه ها توقف گسترده تری می کنند، زیرا این تصور را دارند که شکست هایی که با آن ها مواجه می شوند، موقتی هستند، چشمشان به یک هدف، یک چشم انداز است.
هدفش خرید در پایین، فروش در بالا است. آن ها می خواهند معاملاتشان تا حد امکان عالی باشد. آنها حاضر نیستند اشتباهات را بپذیرند. اگر پر از خود و مغرور باشید این نگرش خطرناک است.
از هر روشی که استفاده می کنند، بر سیستم خود مسلط هستند، می توانند با راحتی معامله کنند، به آرامش درونی معامله دست یافته اند.
نرم افزار مفید تریدر...
ما را در سایت نرم افزار مفید تریدر دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : احمد شاملو
بازدید : 45
تاريخ : چهارشنبه
23 فروردين
1402 ساعت: 13:20