جنیفر جاگر، دانشگاه هایلبرون، آلمان.
Kurt A. Hafner، دانشگاه هایلبرون، آلمان.
بحران منطقه یورو کاستی های خاصی را در EMU آشکار کرده است، مانند آسیب پذیری آن در برابر شوک های نامتقارن و ناتوانی آن در عمل مطابق پیش بینی شده توسط نظریه مناطق ارزی بهینه. اگرچه سهم تجارت درون اتحادیه اروپا از زمان معرفی یورو افزایش یافته است، تفاوت های ساختار اقتصادی همراه با درجه بالایی از تخصص صنعتی، آسیب پذیری EMU را در برابر شوک های نامتقارن افزایش داده است. علاوه بر این، فقدان تحرک نیروی کار یا سیستم پرداخت انتقالی، قابلیت های تعدیل بحران EMU را محدود می کند. با این حال، اکثر اقدامات تثبیت کننده اجرا شده و پیشنهادی به دنبال اصلاح این آسیب پذیری با ترویج یکپارچگی اقتصادی، انضباط مالی بیشتر و بازخرید بدهی هستند.
هنگامی که 11 کشور اروپایی ارزهای ملی خود را کنار گذاشتند و اتحادیه اقتصادی و پولی (EMU) را در سال 1999 تشکیل دادند، رهبران اروپایی امیدوار بودند که ارز مشترک باعث افزایش یکپارچگی اقتصادی بین کشورهای عضو شود. بیش از ده سال پس از ایجاد منطقه ارز مشترک، بحران منطقه یورو یورو را تحت فشار شدید قرار داده و این سؤال را مطرح کرده است که آیا اهداف اولیه ارز مشترک بیش از حد خوش بینانه بوده است یا خیر. زمانی که اتحادیه پولی تحت تاثیر شوک نامتقارن قرار گرفت، یعنی بحران مالی 2007-2008، یورو بار سنگینی برای برخی از کشورهای پیرامونی بود. به نظر می رسد که کشورهای اروپایی به اندازه کافی برای پیوستن به یک ارز مشترک، همانطور که توسط نظریه مناطق ارزی بهینه (OCA) Mundell پیش بینی شده بود، ادغام نشده بودند. در پی بحران منطقه یورو، پیامدهای نظریه OCA دوباره اهمیت پیدا کرده است.
این مقاله عملکرد واحد پولی اتحادیه اروپا را به عنوان یک اتحادیه ارزی در زمینه بحران منطقه یورو مورد بحث قرار می دهد و تاثیر چندین اقدام تثبیت کننده بر منطقه یورو را تحلیل می کند. بحران منطقه یورو چندین کاستی را در EMU آشکار کرد، مانند آسیب پذیری آن در برابر شوک های نامتقارن و ناتوانی آن در اقدام قاطع. بنابراین هدف ما تجزیه و تحلیل EMU با توجه به تحقق معیارهای OCA است تا دریابیم نقاط ضعف اصلی کجاست. علاوه بر این، ما بررسی خواهیم کرد که آیا اقدامات تثبیت کننده اجرا شده و پیشنهادی که عمدتاً برای غلبه بر بحران منطقه یورو طراحی شده اند، برای بهبود عملکرد EMU به عنوان یک اتحادیه ارزی در بلندمدت نیز مناسب هستند یا خیر.
در زیر، تئوری مناطق ارزی بهینه را قبل از ارزیابی EMU با توجه به تحقق معیارهای OCA مورد بحث قرار می دهیم. سپس اقدامات تثبیت کننده را بررسی می کنیم، که سه مورد از آنها قبلاً اجرا شده اند و دو مورد از آنها هنوز در مرحله پیشنهاد هستند، با توجه به تأثیر آنها بر اتحادیه اروپا به عنوان یک اتحادیه ارزی. ما با خلاصه ای از یافته های اصلی نتیجه می گیریم.
تئوری مناطق ارزی بهینه
تئوری مناطق ارزی بهینه که توسط ماندل پیشگام بود توسط مک کینون و بار دیگر توسط کنن تکمیل شد. 2 این نظریه به این سوال می پردازد که تحت چه شرایطی یک کشور از عضویت در یک اتحادیه ارزی سود می برد. بر اساس تئوری OCA، کشوری که عضویت در یک اتحادیه ارزی را در نظر می گیرد، باید بین ضرر ثبات اقتصادی (یعنی از دست دادن سیاست پولی ملی) در مقابل افزایش کارایی پولی (یعنی افزایش رقابت پذیری ناشی از کاهش سطح عمومی قیمت ها، تعادل ایجاد کند. تقاضای کل و افزایش صادرات) یک ارز واحد. بالدوین و وایپلوز تأکید می کنند که از دست دادن حاکمیت سیاست پولی اقتصادی برای اعضای اتحادیه ارزی مهم تر می شود، اگر کشورهای عضو ضعیف یکپارچه با شوک های اقتصاد کلان نامتقارن مواجه شوند. به طور خاص، شوک اقتصادی در صورتی نامتقارن در نظر گرفته می شود که تنها یک بخش از اتحادیه ارزی تحت تأثیر شوک قرار گیرد در حالی که بخش دیگر در امان باشد یا کشورهای عضو از نظر تأثیر شوک بر اقتصاد خود تفاوت زیادی داشته باشند. بنابراین، اگر برخی از کشورها در یک اتحادیه ارزی یک شوک تقاضای مثبت (منفی) را تجربه کنند، این منجر به عدم تعادل خواهد شد، زیرا تولید و قیمت در آن کشورها بسیار بالا (پایین) خواهد بود. بانک مرکزی مشترک اتحادیه می تواند عرضه پول خود را افزایش دهد و به کشورها کمک کند تا قدرت اقتصادی خود را بازیابی کنند، اما تنها به قیمت تورم. بنابراین، در صورت وجود شوک نامتقارن، سیاست های پولی بانک مرکزی برای غلبه بر شوک در برخی کشورها به قیمت سایر کشورها تمام می شود. به گفته کلمنت و همکاران، تعدیل شوک های نامتقارن باید از طریق تحرک نیروی کار، تغییرات در سطح قیمت و دستمزد، و پرداخت های انتقال مالی بین کشورهای عضو رخ دهد. 4
معیارهای OCA
نظریه OCA مجموعه ای از معیارها را ارائه می دهد که با استفاده از آن می توان مناسب بودن یک کشور برای عضویت در اتحادیه ارز را ارزیابی کرد. این معیارها را می توان به دو گروه تقسیم کرد. گروه اول شامل معیارهایی است که باعث کاهش قرار گرفتن در معرض کشورهای عضو در برابر شوک های نامتقارن می شود: شباهت ساختار اقتصادی ، تجارت باز/داخل رحمی و درجه تخصصی کم. دوم حاوی معیارهایی است که تنظیم شوک های نامتقارن را تسهیل می کند: همگن ترجیحات ، تحرک عامل و پرداخت های انتقال.
با نگاهی به گروه اول معیارها ، Baßeler و همکاران. به اهمیت شباهت کشورها در ساختار اقتصادی اشاره کنید. 5 در صورت اندک اختلاف بین کشورهای عضو ، قرار گرفتن در معرض اتحادیه ارزی در شوکهای نامتقارن کاهش می یابد. دلیل این امر این است که حساسیت به یک شوک اقتصادی در بین همه کشورها قابل مقایسه است و سیاست های پولی به طور مشابه به همه کشورهای عضو خدمت می کند. معیار باز بودن (با نام مستعار مک کینون) ، که توسط بالدوین و وایپلوس شرح داده شده است و در ابتدا توسط مک کینون معرفی شده است ، نشان می دهد که پیش بینی نرخ ارز مستلزم ضرر جدی استقلال سیاست برای کشورهای عضو است که برای تجارت بین المللی بسیار باز هستند. 6 نرخ ارز اسمی دیگر ابزاری مهم برای تنظیم برای کشورهای بسیار باز نیست ، زیرا تغییرات در ارزش اسمی آن به سرعت با تغییر در قیمت های داخلی دنبال می شود و نرخ واقعی ارز را بی تأثیر می گذارد. تجارت داخل رحمی در یک اتحادیه پولی معمولاً تصور می شود که ادغام بازارهای محصول را تقویت می کند و از این رو برای تقویت ادغام اقتصادی از طریق پیوندهای تجاری نزدیکتر. سرانجام ، درجه کم تخصصی (با نام مستعار کنن) دلالت بر این دارد که اگر کشورها طیف گسترده ای از محصولات را تولید کنند ، تأثیر شوک های خاص بخش نسبتاً ناچیز است.
با عطف به گروه دوم معیارهای OCA، همگنی ترجیحات یک پیش نیاز ضروری برای تضمین مدیریت بحران کارآمد در نظر گرفته می شود. از آنجایی که سیاست پولی به سطح فراملی منتقل می شود، اجماع در راه مقابله با شوک های نامتقارن شرط ضروری برای سیاست پولی است که به عنوان یک رویکرد یکسان برای کل اتحادیه ارز عمل می کند. تحرک عامل شامل حرکت آزاد نیروی کار و سرمایه است. همانطور که موندل اشاره می کند، ساکنان مناطق افسرده می توانند به مناطق رونق مهاجرت کنند. 7 علاوه بر این، آیچنگرین حرکت سرمایه را به عنوان یک ابزار تثبیت جایگزین شناسایی می کند. 8 جریان سرمایه بین المللی خطر مشکلات تراز پرداخت ها را کاهش می دهد که منجر به کاهش ارزش و زیان سرمایه برای سرمایه گذاران خارجی می شود، زیرا پول می تواند به راحتی به سمت سرمایه گذاری های مطلوب تر منتقل شود. یک سیستم انتقال نیز ممکن است به غلبه بر شوک های اقتصادی کمک کند. اگر کشوری که در معرض خطر سقوط به سمت رکود است، پرداخت های انتقالی را از سایر کشورهای عضو دریافت کند، پرداخت های انتقالی می تواند به بهبود کشورهای افسرده کمک کند.
ارزیابی EMU به عنوان یک منطقه ارزی
اریگ و همکاراناشاره کنید که ایده یکپارچگی اقتصادی اروپا بر اساس فرضیه درون زایی بوده و هست، که بیان می کند ادغام سیاسی به طور خودکار افزایش رفاه حاصل از یکپارچگی اقتصادی را دنبال می کند. 10 خوشبین EMU معتقد بودند که یک واحد پول مشترک تحرک نیروی کار و سرمایه را بیشتر تحریک می کند و در نتیجه باعث ایجاد درجه بیشتری از یکپارچگی اقتصادی می شود. 11 با این وجود، بدبینان و مدافعان فرضیه ناهمگونی، مانند کاراس و متس، هشدار داده بودند که اتحادیه اروپا می تواند به تشدید بیشتر واگرایی های اقتصادی کمک کند و بنابراین استدلال کردند که معرفی یک واحد پولی مشترک باید تا زمانی که منطقه یورو به تعویق می افتاد، به تعویق می افتاد. ویژگی های لازم یک OCA را به دست آورد. 12
گروه 1: قرار گرفتن در معرض شوک های نامتقارن
اکنون ما حساسیت اتحادیه اروپا به شوک های نامتقارن را با توجه به شباهت اعضای آن در ساختار اقتصادی، باز بودن / تجارت درون منطقه ای و درجه پایین تخصص ارزیابی می کنیم.
شباهت در ساختار اقتصادی
درآمد به طور ناهمگون در منطقه یورو توزیع می شود. شکل 1 تولید ناخالص داخلی سرانه منطقه ای را نشان می دهد که برای قیمت ها در صفحه سمت چپ و نرخ رشد تولید ناخالص داخلی در پانل سمت راست، هر دو برای سال 2011 تنظیم شده است.
شکل 1 تفاوت درآمد و نرخ رشد در منطقه یورو، 2011
منبع: یورواستات: آمار عمومی و منطقه ای، 2013.
شکاف درآمدی قابل توجهی بین کشورهای EMU و میانگین منطقه یورو وجود دارد که از 65 درصد میانگین منطقه یورو در اسلواکی تا 115 درصد در فنلاند متغیر است. تفاوت در نرخ رشد نیز بالا است، ا ز-7. 11٪ در یونان تا 8. 28٪ در استونی در سال 2011. علاوه بر این، Heilmann و همکاران. به این نکته اشاره کنید که هنگام بررسی وضعیت بازار کار، اختلافات در منطقه یورو آشکار است. 13 در سال 2012، نرخ بیکاری در اسپانیا به 24. 4٪ افزایش یافت در حالی که بیکاری در آلمان به 6. 5٪ کاهش یافت. سطوح بالای بیکاری در اسپانیا و همچنین یونان (7/17 درصد) و ایرلند (66/14 درصد) را می توان به تحولات رکودی در کشورهای مربوطه پس از شیوع بحران در سال 2008 نسبت داد.
برای تعیین رقابت پذیری هسته و حاشیه EMU، ما بهره وری نیروی کار و قیمت و هزینه داخلی را بین سال های 1995 و 2011 برای آلمان، یونان، ایتالیا، پرتغال و اسپانیا در شکل 2 مقایسه می کنیم.
شکل 2 بهره وری نیروی کار، REER و هزینه های نیروی کار واحد
منابع: هیئت کنفرانس: بانک اطلاعات کل اقتصاد، 2013; بانک جهانی: بانک جهانی، 2013.
کشورهای عضو اتحادیه اروپا از نظر بهره وری نیروی کار تفاوت قابل توجهی دارند. نمودار بالایی در شکل 2 بهره وری نیروی کار را به دلار آمریکا بین سال های 1995 تا 2011 نشان می دهد. همانطور که شکل مشخص می کند، شکاف بهره وری در طول زمان افزایش یافته است و تا سال 2011 نیروی کار در آلمان دو برابر نیروی کار در پرتغال شده است.. علاوه بر این، به نظر نمی رسد که بحران تأثیر قابل توجهی بر بهره وری نیروی کار داشته باشد، زیرا اختلافات بهره وری نیروی کار بین هسته و پیرامون EMU به اندازه سال های پیش از بحران باقی مانده است. بوش و همکاراناستفاده از نرخ ارز موثر واقعی (REER) را به عنوان معیاری برای مرتبط کردن نرخ ارز اسمی با شاخص های قیمت و هزینه پیشنهاد می کند. 15 REER با استفاده از نرخ ارز موثر اسمی و شاخص هزینه های داخلی و خارجی محاسبه می شود که در آن REER کمتر به معنای کاهش ارزش واقعی است. نمودار میانی شکل 2 نشان می دهد که چگونه رقابت پذیری آلمان از سال 2009 افزایش یافته است در حالی که در کشورهای پیرامونی چنین نبوده است. در نهایت، نمودار پایین شکل 2 توسعه هزینه های نیروی کار را نشان می دهد. هزینه های نیروی کار در حاشیه منطقه یورو بین سال های 1995 تا 2008 به طور پیوسته افزایش یافت و از آن زمان تاکنون راکد مانده است. برعکس، هزینه های نیروی کار در آلمان نسبتاً ثابت مانده است و در سال 2005 از هزینه های کار در ایالت های پیرامونی پیشی گرفته است.
میزان مشارکت در تجارت بین المللی نشان دهنده باز بودن یک کشور است ، که بالدوین و ویلوسز به عنوان سهم فعالیت اقتصادی که به تجارت بین المللی اختصاص دارد ، تعریف می کنند. 16 با استفاده از داده های بانک جهانی ، ما نسبت کل صادرات و واردات به تولید ناخالص داخلی را برای سال 2011 و نرخ رشد سالانه بین 2000 تا 2011 برای کشورهای اتحادیه اروپا و ایالات متحده محاسبه می کنیم. این داده ها تأیید می کند که کشورهای اروپایی ، به ویژه کشورهای کوچک مانند لوکزامبورگ (161 ٪) و مالت (96 ٪) بسیار باز هستند. علاوه بر این ، اتحادیه اروپا و همچنین منطقه یورو از نظر باز بودن از ایالات متحده فراتر رفته است ، زیرا سهم متوسط واردات و صادرات منطقه یورو تقریباً سه برابر بیشتر از سهم مربوطه در ایالات متحده است. 17
شکل 3 تجارت داخل EU27 را بین سالهای 1999 و 2011 نشان می دهد. با وجود افت شدید در سال 2009 ، تجارت داخل اتحادیه اروپا در این دوره تقریباً پنج درصد افزایش یافته است. در حالی که سهم تجارت Intra-EU27 به طور کلی حتی قبل از راه اندازی یورو زیاد بود (که می توان در سال 1992 به برنامه بازار واحد نسبت داد) ، پس از معرفی یورو شواهدی برای ادغام بیشتر تجارت وجود دارد. با این حال ، این افزایش پایین تر از آنچه در ابتدا انتظار می رفت است. رز و ون وینکوپ انتظار داشتند یورو بیش از 50 ٪ تجارت داخل اتحادیه اروپا را افزایش دهد. 18 مطالعه توسط میکو و همکاران. همچنین شواهدی برای تأثیر مثبت یافت. 19 با این حال ، تأثیر یورو کمتر از اهمیت برخوردار بود و باعث شد تجارت در اتحادیه ارز تنها 8-16 ٪ افزایش یابد.
شکل 3 تجارت داخل EU27
توجه: اعداد نشان داده شده از کل تجارت داخل EU27 که توسط کل تولید ناخالص داخلی EU27 تقسیم می شود محاسبه می شود. کل تجارت داخل EU27 به عنوان میانگین واردات و صادرات به کشورهای عضو اتحادیه اروپا تعریف شده است.
منبع: Eurostat: تجارت بین المللی ، 2013.
یک مطالعه توسط پرسسون از شاخص تخصصی کروگمن برای بررسی اینکه آیا ارز مشترک تخصص صنعتی در ایالات متحده و اتحادیه اروپا پس از معرفی یک ارز مشترک افزایش یافته است. 20 براساس این مطالعه ، داده های اتحادیه اروپا نشان می دهد که کشورهای اروپایی افزایش متوسطی در تخصص را تجربه کرده اند ، با میانگین ارزش کلیه شاخص ها از 0. 39 به 0. 43 بین سالهای 1993 و 2008 افزایش یافته است. با این حال ، شاخص های ایالات متحده تصویری روشنی ارائه نمی دهند. از سال 1970 تا 2008 ، میانگین مقادیر از 0. 45 تا 0. 51 با فراز و نشیب های مکرر بود. پرسسون نتیجه می گیرد که اوراق بهادار صنعت کشورهای اروپایی فردی تخصصی تر شده و تولید به کشورهایی با مزیت نسبی در تولید کالاهای خاص منتقل می شود. در نتیجه ، کشورهای عضو EMU در حساسیت خود به تلاطم کلان اقتصادی کمتر یکسان شدند و آسیب پذیری EMU در برابر شوک های نامتقارن افزایش یافت. این برخلاف تأثیر غیر موجود دلار بر تمایلات تخصصی در ایالات متحده است. بنابراین پرسسون فرض می کند که روند تخصصی ایالات متحده از بین رفته است و به نظر می رسد ایالات متحده یک منطقه ارز با ثبات تر از EMU است.
گروه 2: قابلیت تنظیم
به منظور ارزیابی توانایی اتحادیه پولی برای مقابله با شوک های نامتقارن ، اکنون توجه خود را به همگن ترجیحات ، تحرک فاکتور و پرداخت های انتقال تبدیل می کنیم.
همگن ترجیحات
هنگامی که گروهی از کشورها تصمیم می گیرند از ارزهای ملی خودداری کنند و اتحادیه ارزی را تشکیل دهند ، معمولاً یک هدف مشترک را دنبال می کند. بیش از ده سال پس از اتمام EMU ، کشورهای عضو از حمایت مشترک برای ایده ادغام اروپا دور هستند. لودویگ متوجه می شود که بحث اخیر در مورد توسعه آینده EMU نیز نشانه ای از فرآیندهای تصمیم گیری ناکارآمد در منطقه یورو است. 21 وی خاطرنشان می کند که دولت آلمان به منظور تبدیل EMU به یک اتحادیه مالی واقعی ، ادغام اقتصادی را ارتقا می بخشد. برعکس ، کشورهای حاشیه ای از ایده یوروباند به منظور متحد کردن بدهی های اروپا پشتیبانی می کنند - ایده ای که توسط دولت آلمان رد می شود. نظرات متفاوت نتیجه منطقی از تأثیرات واگرا بحران در کشورهای مختلف EMU و در نتیجه ترجیحات گسترده در مورد سیاست های مالی است. شناسایی اروپایی محدود به نظر می رسد ، و ترجیحات در بین رهبران اروپایی همزمان نیست. از این رو نتیجه می گیرد که روند تصمیم گیری غیر متمرکز است و توانایی عمل منطقه یورو را محدود می کند.
تعدادی از مطالعات نشان داده اند که بازارهای کار اروپا از جمله انعطاف پذیر ترین در جهان هستند ، به ویژه در مقایسه با همتایان آمریکایی. این انعطاف پذیری عمدتاً می تواند به سفتی در بازار کار و تحرک کم کار نسبت داده شود. تحرک جغرافیایی کارگران اتحادیه اروپا در مرزهای منطقه یورو و همچنین در کشورهای خود بسیار کم است. 22
شکل 4 نرخ مهاجرت ناخالص در EU27 و ایالات متحده ، 2000-2010
توجه: مهاجرت ناخالص (در هر هزار نفر از ساکنان) به عنوان مجموع مهاجرت داخل و خارج در یک منطقه/کشور در حال تغییر محل زندگی در طی یک سال محاسبه می شود.
منبع: داده های EU27 از Eurostat: آمار جمعیت و شرایط اجتماعی ، 2013 ؛داده های ایالات متحده از دفتر سرشماری ایالات متحده: بررسی جمعیت فعلی: تحرک جغرافیایی 2001-2011 ، 2013.
شکل 4 از داده های Eurostat و دفتر سرشماری ایالات متحده برای نشان دادن نرخ مهاجرت ناخالص در اتحادیه اروپا و ایالات متحده بین سالهای 2000 تا 2010 استفاده می کند. این نتایج باعث می شود سطح پایین مهاجرت اروپایی موجود در مطالعات قبلی تأیید شود. 23 در حالی که شکل 4 حاکی از همگرایی جزئی از نرخ مهاجرت ناخالص بین سالهای 2000 تا 2008 است ، اروپایی ها هنوز هم نسبت به شهروندان آمریکایی بسیار مایل به حرکت هستند. در نتیجه ، شوکهای نامتقارن به احتمال زیاد منجر به افزایش نرخ بیکاری می شوند ، زیرا تأثیر تحرک نیروی کار برای کاهش اثرات منفی شوکهای نامتقارن در اتحادیه اروپا محدود است.
یکی از بزرگترین مزایای ورود به EMU، بازارهای مالی عمیق تر و یکپارچه تر است. لین نسبت دارایی های پورتفولیوی بین المللی کشورهای EMU را که به شرکای منطقه یورو تخصیص می یابد اندازه گیری کرد و به این نتیجه رسید که این نسبت بین سال های 1997 و 2003 به طور قابل توجهی افزایش یافته است. 24 Barr et al. دریافتند که یورو همچنین سرمایه گذاری مستقیم خارجی بین کشورهای عضو را افزایش داده است، زیرا سهم بیشتری از جریان سرمایه گذاری مستقیم خارجی به کشورهای منطقه یورو می رود تا کشورهای اتحادیه اروپا که از یورو استفاده نمی کنند. 25 Marinheiro نشان می دهد که اگرچه یکپارچگی بازار سرمایه را می توان در ایالات متحده و همچنین در EMU به طور کامل توسعه یافته در نظر گرفت، جریان سرمایه در ایالات متحده می تواند بخش های بزرگتری از شوک های اقتصادی را نسبت به منطقه یورو جبران کند. 26 او تخمین می زند که بازارهای سرمایه ایالات متحده می توانند تقریباً 48 درصد شوک های نامتقارن در تولید را که در سطح ایالت رخ می دهند، دوباره توزیع کنند. در منطقه یورو، توزیع مجدد شوک های نامتقارن در تولید در سطح ملی 15 درصد برآورد شده است.
در مواجهه با شوک نامتقارن، سیستم پرداخت انتقالی یک ویژگی ارزشمند در اتحادیه ارز است که به برقراری مجدد تعادل اقتصادی کمک می کند. در حالی که ایالات متحده می تواند به یک سنت طولانی فدرالیسم مالی نگاه کند، هنوز یک سیستم قابل مقایسه در EMU وجود ندارد. 27 با این حال، افزایش قابل توجه بودجه اروپا در آینده نزدیک بعید است.
آیا EMU منطقه ارزی بهینه است؟
این ارزیابی از EMU به وضوح نشان می دهد که در حال حاضر یک منطقه ارز بهینه را نشان نمی دهد. کاستی های زیادی وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد. کشورهای عضو از نظر عملکرد اقتصادی و ساختار متفاوت هستند. به طور خاص ، ارز مشترک باعث تخصص بیشتر صنعتی شد ، که به نوبه خود ، آسیب پذیری یورو در برابر شوکهای نامتقارن را افزایش داد. علاوه بر این ، توانایی EMU در عمل محدود است ، زیرا ترجیحات ملی با توجه به تصمیم گیری و مدیریت بحران بسیار متفاوت است. ابزارهای جبران خسارت جایگزین مانند تحرک نیروی کار و پرداخت های انتقال که به کوسن اثرات منفی یک شوک نامتقارن کمک می کند. این نقاط ضعف نشان دهنده مشکلات EMU در پاسخ دادن به اندازه کافی به شوک های نامتقارن به روشی است که به همه کشورهای عضو خدمت می کند. اگرچه برخی از اقدامات برای تقویت هماهنگی مالی و اقتصادی برداشته شده است ، اما اختلافات در سراسر منطقه یورو بزرگ است و بازارهای فاکتور به اندازه کافی متحد نیستند. از این رو ، منطقه یورو "ترکیبی از مهاجرت سریع سرمایه و مهاجرت محدود کار" است نه یک اتحادیه ارز کاملاً یکپارچه اقتصادی. 28
بحران منطقه یورو و مدیریت آن
براساس کمیسیون اروپا ، بزرگترین موفقیت در غلبه بر بحران یورو ، مداخله بانک مرکزی اروپا (ECB) به عنوان وام دهنده آخرین راه حل ، توافق نامه در مورد نظارت بانکی اروپا و بازپرداخت اوراق قرضه دولت یونان در دسامبر 2012 است. 29علاوه بر این ، چندین پیشنهاد اخیر نیز سعی در کمک به بهبود وضعیت اقتصادی فعلی در EMU دارند ، مانند پیشنهادی از شورای کارشناسان اقتصادی آلمان برای ایجاد پیمان رستگاری اروپایی (ERP) برای ارائه نسبت بدهی های عمومی کشورهای EMUدر زیر مقدار مرجع ماستریخت 60 ٪. یک پیشنهاد جداگانه طرفداران کاهش ارزش ارز از طریق کاهش قیمت در حاشیه منطقه یورو برای بازیابی مجدد رقابت است. با توجه به نتیجه چشمگیر شوک کلان اقتصادی در حاشیه EMU ، برای اینکه اقدامات تثبیت کننده مؤثر باشد ، آنها باید بازارهای مالی را آرام کنند ، فشارهای سوداگرانه روی یورو را کاهش داده و یورو را تثبیت کنند. از این رو ، ما این اقدامات تثبیت شده اجرا شده و پیشنهادی و پتانسیل آنها را برای غلبه بر بحران با توجه به آسیب پذیری EMU در برابر شوک های نامتقارن ، توانایی آن در عمل و تنظیمات آن در شوکهای نامتقارن ارزیابی می کنیم.
بانک مرکزی اروپا به عنوان وام دهنده آخرین راه حل
بانک مرکزی اروپا برای اولین بار تصمیم خود را برای اجرای یک برنامه بازار اوراق بهادار در 14 مه 2010 اعلام کرد. این برنامه از مدت زمان محدودی برخوردار بود و با هدف افزایش نقدینگی در بازارهای ناکامی و تثبیت نرخ بهره و در نتیجه ترغیب وام به اقتصاد واقعی. با این حال ، برنامه خرید نامحدود بانک مرکزی اروپا توسط بسیاری از منتقدین مخالف است. ترس ناشی از این شد که بانک مرکزی اروپا باعث نقض وظیفه پولی خود شود و استقلال خود را با خرید اوراق قرضه دولتی کشورهای بحران به خطر بیاندازد. فقدان مبنای قانونی برای خریدهای بدهی بانک مرکزی اروپا اغلب مورد انتقاد قرار گرفته است. ساستر استدلال می کند که برنامه خرید اوراق بهادار ECB ممنوعیت تأمین مالی پولی دولت ها را نقض می کند ، که در ماده 123 پیمان عملکرد اتحادیه اروپا (TFEU) وضع شده است. 30
آیا برنامه خرید اوراق بهادار بانک مرکزی اروپا خطر حملات ارزهای سوداگرانه را کاهش می دهد؟
حتی اگر مداخله بانک مرکزی اروپا در بازار اوراق قرضه دولت به معنای حقوقی تجسم یابد ، اعلام برنامه خرید اوراق قرضه ترس از سقوط یورو را از بین برد. با توجه به گمانه زنی های منفی در مورد ثبات یورو ، ایشنگرین اظهار داشت که بانک مرکزی باید مسئولیت حذف یا حداقل کاهش انتظارات جانبی را که ممکن است اضطراب خودآموز از یک بحران تبدیل در یک اتحادیه ارز ایجاد کند ، مسئول باشد. 31 بنابراین ، با مسئولیت پذیری ECB در زمینه ثبات مالی ، خطر ضررهای آینده اعتماد به ثبات یورو کاهش یافته است. در نتیجه ، مداخله ECB به عنوان وام دهنده آخرین راه حل ، خطر حملات ارزهای سوداگرانه و آسیب پذیری EMU در برابر شوک های نامتقارن را کاهش می دهد.
نظارت بانکی اروپا
پس از ماهها مبارزات ، کمیسیون اروپا در 13 دسامبر 2012 اعلام کرد که رهبران اروپایی موافقت کرده اند که تحت نظارت مستقیم بانک مرکزی اروپا ، بانک های بزرگی را در منطقه یورو قرار دهند. 32 بانک کوچکتر توسط تنظیم کننده های ملی نظارت خواهند کرد ، اما بانک مرکزی اروپا قادر خواهد بود در موارد خاص توجیه شده کنترل و کنترل خود را انجام دهد. با این حال ، شک و تردید در مورد اینکه آیا نظارت بانکی و سیاست پولی می توانند به طور مؤثر از هم جدا شوند. کانتر استدلال می کند که یک هیئت آشتی مستقل تضمین می کند که وظایف نظارت بانکی و سیاست های پولی نمی تواند با هم ارتباط داشته باشد. 33 انگلن ، با این حال ، نگران این است که بانک مرکزی اروپا که اکنون مسئولیت کنترل و نظارت بانکی را نیز بر عهده دارد ، به قدرتمندترین موسسه در منطقه یورو تبدیل شده است. 34
آیا نظارت بانکی اروپا EMU را تثبیت می کند؟
تأسیس یک مقام نظارتی در سطح اتحادیه اروپا برای بخش بانکی گامی مهم در جهت تقویت EMU به عنوان اتحادیه ارزی است. دستیابی به یکنواختی در بخش بانکی اروپا از طریق قوانین منسجم و تحریم ها احتمالاً باعث هماهنگی بیشتر سیاست های مالی و ساده سازی تصمیم گیری های فراوانی حداقل در بخش مالی می شود. برای نتیجه گیری ، نظارت بانکی اروپا باعث ادغام عمیق تر اقتصادی و همچنین بهبود توانایی EMU در عمل با گسترش حوزه سیاست گذاری در معرض مقررات در سطح اروپا می شود. این امر EMU و ارز مشترک آن را تثبیت می کند.
بازپرداخت اوراق بهادار یونانی
در دسامبر 2012 یونان پس از خرید 31. 9 میلیارد یورو اوراق قرضه خود در 33. 8 ٪ از ارزش چهره خود ، 20 میلیارد یورو بدهی خود را پاک کرد ، 35 در نتیجه حمایت از صندوق بین المللی پول ، که الزام بازپرداخت بدهی را تحمیل کرده بود. برای اینکه یونان دور بعدی بودجه کمک مالی خود را بدست آورد. اگرچه بسیاری از سرمایه گذاران امیدوار بودند که این بازپرداخت اقتصاد یونان را در مسیر بهبودی قرار دهد ، ولتر خاطرنشان می کند که بازپرداخت اوراق قرضه به همان اندازه که انتظار می رفت ، بدهی یونان را کاهش نمی دهد. 36
آیا پرداخت کمک های مالی توانایی EMU را برای سازگاری با شوک های نامتقارن افزایش می دهد؟
پیامدهای پرداخت وثیقه تسهیلات ثبات مالی اروپا (EFSF) ، تأمین مالی غیرمستقیم بدهی یونان توسط کشورهای عضو EMU است. از این رو ، کشورهای عضو در حال پرداخت هزینه های پشتیبانی مالی به کشورها در مشکلات مالی هستند. در نتیجه ، پرداخت های انتقال واقعی در منطقه یورو اتفاق می افتد ، حتی اگر آنها جزئی از یک سیستم فدرال مالی نباشند. ایجاد سیستم های نجات EFSF می تواند اولین گام برای تحقق نوع خاصی از سیستم انتقال برای بهبود توانایی EMU در تنظیم با شوک های نامتقارن در نظر گرفته شود.
پیمان رستگاری اروپا
ایده اصلی پیشنهاد ERP توسط شورای کارشناسان اقتصادی آلمان این است که تمام بدهی های عمومی بالاتر از حد ماستریخت به صندوق بازخرید اروپا (ERF) منتقل شود، که اعضای EMU به طور مشترک و منفرد مسئول هستند. هر کشور شرکت کننده موظف است به منظور بازپرداخت بدهی منتقل شده، به طور منظم به ERP پرداخت کند. حجم ERF به طور مداوم از طریق پرداخت های منظم کاهش می یابد و به محض بازخرید تمام بدهی های انتقال یافته، ERF از بین می رود. ترکیبی از بازخرید بدهی و اقدامات انضباطی در ERP احتمالاً با اعمال حداکثر سطح بدهی 60 درصد از تولید ناخالص داخلی، منطقه یورو را پایدار خواهد کرد. با این حال، مایر و هایدفلد انتقاد می کنند که مسئولیت مشترک ERP به این معنی است که اشخاص ثالث مسئولیت هایی را در قبال کشورهای عضو خود به عهده می گیرند، که توسط ماده 125 TFEU ممنوع است. 37
پیامدهای پیمان رستگاری اروپا برای اتحادیه اروپا چیست؟
Siegling استدلال می کند که ERP باید نظم مالی در بین اعضای EMU را هدف قرار دهد. 38 با تعهد به قوانین تحکیم شدید، کشورهای عضو بخشی از اختیارات مالی خود را رها می کنند و در نتیجه بخشی از حاکمیت خود را به سطح فراملی منتقل می کنند. دولوکا و همکارانفرض کنید که تعهد مطلق به کاهش بدهی و نگه داشتن نسبت بدهی ملی زیر 60 درصد تولید ناخالص داخلی مستلزم افزایش انضباط مالی و هماهنگی بیشتر سیاست های مالی بین کشورهای عضو است. از آنجایی که کشورهای عضو اتحادیه اروپا متضامناً مسئول بخشی از بدهی های منتقل شده خواهند بود، اسپرد نرخ بهره در سراسر منطقه یورو احتمالاً کاهش می یابد زیرا سرمایه گذاران به توانایی پرداخت بدهی منطقه یورو به عنوان یک کل اعتماد می کنند و این امر آسیب پذیری EMU را نسبت به نامتقارن کاهش می دهد. شوک ها
کاهش ارزش واقعی از طریق کاهش قیمت
کاهش ارزش واقعی برای کشورها در اتحادیه ارزی فقط از طریق کاهش قیمت در کشورهای جداگانه حاصل می شود. کاهش قیمت ها مازاد حساب جاری را ایجاد می کند و بنابراین کشورهای مبارز را در موقعیتی قرار می دهند تا بتوانند ظرفیت رقابتی را به دست آورند و بدهی خارجی خود را بازپرداخت کنند. علاوه بر این ، سین "یورو صابدی" را پیشنهاد می کند ، که در آن کشورها می توانند در صورتی که نمی خواستند قیمت های پرهزینه ای را انجام دهند ، یورو را به طور موقت ترک کنند. 40 با این کار ، آنها می توانند در ضمن حفظ امکان ورود مجدد در منطقه ارز مشترک ، ارز محلی خود را کاهش داده و رقابت خود را بهبود بخشند. Hedtstück و Backhaus خاطرنشان می کنند که کاهش ارزش واقعی در کشورهای حاشیه ای می تواند تأثیرات متفاوتی برای کشورهای اصلی داشته باشد. به عنوان مثال ، 41 آلمان باید افزایش سطح قیمت داخلی خود را بپذیرد و از این رو برخی از رقابت های خود را از بین می برد. علاوه بر این ، د Grauwe استدلال می کند که برنامه های تعدیل با هدف کاهش سطح قیمت داخلی (به عنوان مثال کاهش در هزینه های دولت ، مزایای اجتماعی و دستمزدهای اسمی) خطر رکود را افزایش می دهد ، زیرا احتمالاً بیکاری و کسری بودجه افزایش می یابد. 42
آیا کاهش ارزش واقعی از طریق کاهش قیمت باعث افزایش بهره وری کشورهای EMU می شود؟
اگر یک کشور مضطرب تصمیم بگیرد که در EMU بماند و از طریق کاهش سطح قیمت داخلی ، رقابت را به دست آورد ، رقابت در اقتصادهای یورو قوی تر کاهش می یابد. در حالی که برخی از کشورها ممکن است رقابت خود را افزایش دهند ، سایر کشورها احتمالاً ظرفیت های رقابتی را از دست می دهند. علاوه بر این ، (به طور موقت) ترک سطح ارز می تواند فشارهای واگرا روی ارز را کاهش دهد اگر هر کشوری که از دست دادن رقابت ، EMU را ترک کند ، از EMU خارج شود. با این حال ، لین خاطرنشان می کند که کشورهایی که EMU را به طور موقت ترک می کنند باید با حق بیمه قابل توجهی بالاتری برخورد کنند ، به همین دلیل امکان همه کشورهای مضطرب ترک منطقه یورو بعید است. 43
ارزیابی کلی اقدامات تثبیت
بسیاری از اقدامات تثبیت کننده اجرا شده/پیشنهادی باعث کاهش آسیب پذیری EMU در برابر شوک های نامتقارن یا افزایش توانایی آن در عمل می شود. EMU همچنان در واکنش به اختلالات کلان اقتصادی با مشکلات تعدیل روبرو می شود ، زیرا تحرک نیروی کار همچنان کم است و نقل و انتقالات مالی فقط به عنوان پرداخت اضطراری و نه به عنوان یک مکانیسم تثبیت طولانی مدت برای مناطق پریشانی مالی اعطا می شود.
نتیجه
یورو ادغام اقتصادی بیشتری را در EMU ارتقا نداد. اگرچه سهم تجارت داخل اتحادیه اروپا افزایش یافته است ، تفاوت در ساختار اقتصادی ، همراه با درجات بالای تخصص صنعتی ، آسیب پذیری EMU را در برابر شوک نامتقارن افزایش می دهد. علاوه بر این ، عدم وجود ابزارهای تعدیل مانند تحرک نیروی کار یا سیستم پرداخت انتقال ، بازیابی EMU از بحران فعلی بسیار پر هزینه است. بسیاری از اقدامات تثبیت شده اجرا شده و پیشنهادی برای مقابله با مشکل حساسیت بالای منطقه یورو نسبت به پریشانی کلان اقتصادی با ترویج ادغام اقتصادی ، نظم و انضباط مالی و بازخرید بدهی تلاش می کنند. ایجاد برنامه های نجات مانند EFSF به قابلیت تنظیم محدود EMU در شوک های نامتقارن می پردازد ، زیرا این برنامه ها نوعی پرداخت های نقل و انتقالات را نشان می دهند ، حتی به عنوان فدرالیسم مالی کاملاً توسعه یافته بسیار بعید است. با این حال ، به نظر می رسد تحرک محدود کار در بین کشورهای اروپایی سفت و سخت است و همچنان مانع اصلی توانایی تنظیم EMU است.
از دست دادن ثبات اقتصادی ناشی از نرخ ارز فوق و سیاست های ملی پولی بیشتر از سود کارآیی پولی است - به ویژه برای کشورهای حاشیه اروپایی. ادغام اقتصادی اروپا هنوز در مراحل ابتدایی خود است و برای کاهش هزینه های آینده خود نیاز به اقدامات بیشتر دارد و بنابراین باعث می شود EMU در برابر اختلالات کلان اقتصادی مقاوم تر شود. آگاهی از اقدامات لازم برای برداشتن به آرامی افزایش یافته است. تلاش برای غلبه بر بحران اقتصادی فعلی ، همزمان عملکرد بلند مدت EMU را به عنوان اتحادیه ارز بهبود می بخشد.
نرم افزار مفید تریدر...
ما را در سایت نرم افزار مفید تریدر دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : احمد شاملو
بازدید : 42
تاريخ : چهارشنبه
23 فروردين
1402 ساعت: 12:54