پولی برای بیشتر تاریخ بشر تابو بوده است. بنابراین چگونه رباتی از گناه بودن متوقف شد و به امور مالی قابل احترام تبدیل شد؟
توسط الکس ماییاسی + بیوگرافی
"صحنه های زندگی سنت متیو" 1390-1399 ، توسط Niccolo "دی پیترو گرینی ، کلیسای سان فرانسیسکو ، پراتو ، ایتالیا. سنت متیو حامی بانکداران است. عکس توسط Getty Images
سردبیر گاسترو مبهم است. نوشته های او در اقیانوس اطلس و Priceonomics ، در میان دیگران ظاهر شده است. وی با همكاری كتابی كه شما تحت بازداشت برای مغزكار کردن انقلاب مصر: یك خاطرات (2016) با احمد صلاح بود. او در بروکلین زندگی می کند.
لطفا از کار ما حمایت کنید
"یک بانکدار و یک متکلمان" به نظر می رسد که شروع یک شوخی بد است. اما برای دیوید میلر این فقط توضیحات شغلی است. میلر پس از 16 سال کار در امور مالی و تجارت ، به الهیات روی آورد و دکترای خود را از حوزه علمیه پرینستون در سال 2003 دریافت کرد. اکنون او استاد اخلاق تجاری و مدیر ابتکار ایمان و کار دانشگاه پرینستون است ، جایی که تحقیقات وی بر مسیحیت متمرکز است، یهودیت و اسلام."چگونه می توان بدون فروش روح خود موفق شد" نام مستعار محبوب دانش آموزان برای دوره امضای وی است.
در سال 2014 ، سیتی گروپ تماس گرفت. این بانک پس از بحران مالی توسط رسوایی های پی در پی و موجی از بی اعتمادی عمومی مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود ، بنابراین آنها می خواستند میلر را به عنوان یک اخلاق شناس در تماس استخدام کنند. او موافقت کرد. او به جای اینکه بانکداران را به دنبال قانون رعایت کند - رویکردی که میلر فکر می کند ناکافی است - با آنها در مورد فلسفه صحبت می کند. با کمال تعجب ، او بانکداران و رهبران مشاغل را پیدا نکرده است که جمعیت سختی هستند. بسیاری اعتراف می کنند که تمایل به انجام کار خوب را دارند. میلر به من گفت:‘و سپس ساعت بعد را صرف صحبت کردن در مورد اخلاق ، هدف ، معنی می کنیم. بنابراین من می دانم که علاقه وجود دارد. "میلر می خواهد مردم در امور مالی در مورد" خرد ، هر چه منبع خود "صحبت کنند. او می گوید ، نادیده گرفتن این سنت ها و متفکران ، همانطور که بخش عمده ای از صنعت انجام می دهد ، معادل "قرار دادن پرده های روشنفکرانه" است.
امروز ، یک بانکدار که به یک متکلمان گوش می دهد ، به نظر می رسد یک کنجکاوی ، یک خطای دسته بندی است. اما در بیشتر تاریخ ، این نوع گفتگو عادی بود. صدها سال پیش ، هنگامی که امور مالی مدرن در اروپا بوجود آمد ، پول دهندگان در پاسخ به مباحث مربوط به روحانیت در مورد چگونگی استفاده از آموزه های کتاب مقدس در یک اقتصاد فزاینده پیچیده ، رفتار خود را تعدیل کردند. وام وام مدتهاست که به عنوان یک موضوع اخلاقی در نظر گرفته شده است. بنابراین فقط چه زمانی و چگونه بیشتر بانکداران از دیدن کار خود به صورت اخلاقی متوقف می شوند؟
در اوایل دهه 1200 ، کاردینال فرانسوی ژاک دی ویتری مجموعه ای از نمونه ها ، داستان های اخلاقی را نوشت که کاهنان در خطبه های خود از آن استفاده می کردند. در یک داستان ، یک زن پول در حال مرگ باعث می شود همسر و فرزندانش سوگند یاد کنند که یک سوم از میراث خود را به گردن او آویزان کنند و او را با آن دفن کنند. خانواده وی طبق دستورالعمل انجام می دهند. با این حال ، بعداً آنها تصمیم می گیرند که قبر مرد را باز کنند تا پول را بازپرداخت کنند - فقط برای فرار از دیدن شیاطین که دهان مرد مرده را با سکه های داغ قرمز پر می کنند.
در دنیای د ویتری ، این پولدار سزاوار است که توسط شیاطین مورد سوء استفاده قرار بگیرد ، زیرا او گناه ربا را مرتکب شده بود - به یک وام پرداخت می کرد. دی ویتری اهمیتی نمی داد که آیا نرخ آن بالا یا پایین است ، زیرا موضع کلیسا این بود که استخراج یک درصد از علاقه شر شر بود. ریشه های این عصیان عمیق و در سراسر فرهنگ ها اجرا می شود. قانون ودیک در هند باستان ربا را محکوم کرد ، و حاکمان به طور معمول نرخ بهره را از بین النهرین باستان تا یونان باستان محدود می کردند. در سیاست ، ارسطو ربا را "تولد پول از پول" توصیف کرد و ادعا کرد که غیر طبیعی است زیرا پول استریل است و نباید "نژاد" باشد.
ادیان یهودو-مسیحی تابو ربا را سیمان کردند. عهد عتیق آمده است: "علاقه ای به اسرائیلی را به خود اختصاص ندهید" ، و کتاب لوک توصیه می کند: "[از دشمنان خود را می کنید: خوب انجام دهید و وام دهید ، به امید هیچ چیز." در قرن 4 میلادی ، مسیحی مسیحیشوراها این عمل را محكوم كردند و تا 800 نفر ، امپراتور شارلمانی این ممنوعیت را به تصویب رساند. حساب بازرگانان و بانکداران در قرون وسطی غالباً شامل ابراز درد و رنج نسبت به سود آنها است. در کمدی الهی خود در قرن چهاردهم ، شاعر ایتالیایی دانته آلیگییری ، رجوع کنندگان را در دایره هفتم جهنم قرار داد. در مورد Reginaldo Scrovegni ، یک بانکدار Paduan که توسط دانته آواز خواند ، پسرش به پایان رسید تا یک نمازخانه را که با نقاشی های نقاشی شده توسط Giotto نقاشی شده بود ، به منظور تحقق گناه خانواده به دست آورد. در طول قرن های بعد ، بشردوستانه و حمایت از سایر خانواده های رنسانس ایتالیایی مانند Medicis تا حدی از گناه در مورد چگونگی سودآوری از پرداخت بهره الهام گرفته شد.
ننگ در برابر پولی در دهه 1500 به خوبی ادامه یافت. برای درک آن ، در مورد واکنش خود به ایده یک بانک که وام به یک تجارت با نرخ بهره 5 درصد است ، فکر کنید. مشکلی نیست ، درست است؟اکنون این را با چه احساسی مقایسه کنید اگر مادرتان با همان شرایط پول به شما وام داده است. در زمان کتاب مقدس ، وام معمولی بیشتر شبیه به مورد دوم بود-این یک معامله با سلاح نبود ، بلکه یک وام خیرخواهانه از یک مرد ثروتمند به همسایه ای بود که بدبختی را تجربه کرده بود یا هیچ جای دیگری برای چرخش نداشت. در طول اروپای اولیه قرون وسطایی ، کلیسای محلی یا یک خانواده ثروتمند اغلب تنها منبع سرمایه ، به ویژه در خارج از مراکز اصلی تجاری بودند. بسیاری از دهقانان با گرفتن وام از یک صومعه ، زمین خود را خریداری کردند. در دنیایی بدون بازارهای اعتباری و بیمه ، پس از آن ، شارژ بهره احساس می کرد که یک دوست یا یکی از اعضای خانواده را اخاذی می کند.
در بدهی: 5000 سال اول (2011) ، انسان شناس دیوید گرابر استدلال می کند که قبل از ظهور پول ، زندگی اقتصادی در یک جامعه یک شبکه بدهی های متقابل بود. مردم به عنوان افراد علاقه مند رفتار نمی کردند-حداقل از منظر یک معامله واحد. در عوض ، آنها غذا ، لباس و تجملات را به اشتراک می گذارند و به این اعتماد می کنند که همسالانشان در عوض بازپرداخت را بازپرداخت می کنند. وقتی این منشأ بدهی و اعتبار را در نظر می گیریم - به عنوان سیستمی از کمک های متقابل بین افرادی که به یکدیگر اعتماد دارند - جای تعجب نیست که بسیاری از فرهنگ ها شارژ علاقه را از نظر اخلاقی اشتباه می دانند.
علاوه بر این ، همانطور که اقتصاددانان خوزه شینکمن و ادوارد گلاسر خاطرنشان کردند ، قوانین ربایان نیز به عنوان نوعی بیمه اجتماعی عمل می کردند که باعث نابرابری می شود. از آنجا که شارژ علاقه (به ویژه علاقه اخاذی) محکوم شد ، افراد فقیر می توانند وام های اضطراری را کاملاً ارزان دریافت کنند ، و ثروتمندان نمی توانند به راحتی و منفعلانه ثروت خود را به ثروت بیشتری تبدیل کنند. حداقل این ایده بود - در واقعیت ، مردم غالباً به کوسه های وام یا یهودیان ثروتمند که کاملاً به معنای واقعی کلمه برای پولی شیطنت شده بودند ، روی آوردند.
بدهی برای جنگ های جنگ ضروری شد ، که هم پادشاهان و هم پاپ برای تأمین بودجه نیاز داشتند
برخی از مورخان و اقتصاددانان ادعا می کنند که تابو ربا بیشتر از واقعیت در مورد عملکرد است. آنها استدلال می كنند كه كلاس پولی بیشتر ممنوعیت را نادیده گرفته است - مهم نیست زیرا این امر به دنبال سطوح غیر واقعی از امور خیریه از جنس است. بازرگانان و بانکداران انواع تاکتیک هایی را برای مبدل کردن پرداخت بهره داشتند. یک ترفند این بود که طرفین موافقت کنند که از نرخ ارز گران قیمت برای خرید کالا در آینده استفاده کنند. یا وام دهندگان وام هایی را تهیه می کردند که دقیقاً سود خود را پرداخت نمی کردند ، اما در عوض قول سهم سود حاصل از تجارت وام گیرنده را دادند.(این یک حفره بود ، اما همچنین اطمینان می داد که بانکداران فقط در صورتی که وام های آنها برای وام گیرندگان سود می برد ، پرداخت می کنند.)
در همین حال ، کلیسای کاتولیک نقش خود را در کاشت بذر تغییر نگرش بازی کرد. در قرن سیزدهم ، این مفهوم پاکسازی را توسعه داد - مکانی که پایه و اساس کمی در کتاب مقدس داشت اما اطمینان خاطر به هر کسی که مرتکب گناه ربا می شود ، اطمینان می داد. ژاک لو گف در پول یا زندگی شما نوشت: "پاکسازی فقط یکی از چشمکهای همدست بود که مسیحیت راه ربا را ارسال کرد".‘امید به فرار از جهنم ، به لطف پاکسازی ، به رقیب اجازه داد تا اقتصاد و جامعه قرن سیزدهم را به سمت سرمایه داری سوق دهد."
حتی در حالی که روحانیت مانند کاردینال د ویتری باعث آتش سوزی و سنگفرش در برابر ربا می شد ، کلیسا به طور فزاینده ای مایل به وام گرفتن پول بود. بدهی برای جنگ های جنگ ضروری شد ، که هم پادشاهان و هم پاپ برای تأمین بودجه نیاز داشتند. اولین بانک خصوصی واقعی اروپا در دهه 1100 توسط Knights Templar ، یک نظم نظامی کاتولیک که در جنگهای صلیبی جنگید ، تأسیس شده است. شوالیه ها از زائرانی که به سرزمین مقدس سفر می کردند ، محافظت می کردند و این حمایت شامل محافظت از بودجه آنها با اجازه دادن به زائران برای واریز پول در اروپا و پس گرفتن آن در سرزمین مقدس بود. با گذشت زمان ، Templars طیف وسیعی از خدمات مالی را ارائه می داد. یکی از وام های آنها به جواهرات تاج به عنوان وثیقه متکی بود. شوالیه های تمپلار در سال 1312 منحل شدند ، اما سایر بانکداران تمرین وام را گسترش دادند تا اینکه ، تا دهه 1500 ، بازرگانان در نمایشگاه های مختلف در سراسر اروپا بدهی های تجاری را خریداری و می فروشند.
سرانجام پادشاهان ، سیاستمداران و افراد بازرگان عمده فروشی ربا را در آغوش گرفتند و کلیسا راه دیگری به نظر می رسید. در سال 1462 ، راهبان Franciscan در ایتالیا اولین Pawnshops غیر انتفاعی یا Monti di Pietà ("بانک های تقوا") را ایجاد کرد که در سراسر اروپا گسترش یافت. ایده این بود که مانند یک بانک گرامین در رنسانس ایتالیا - وام دهنده آخرین راه حل ، کوسه های وام را جابجا کنید که وام گیرندگان ناامید را اخاذی می کردند. پاپ در ادامه انواع بیشتری از ابزارهای مالی را تصویب کرد ، تا اینکه وام با بهره به طور موثری مجاز شد.
d espite بسیاری از نقاط ضعف و استثنائات ، قوانین ربا هنوز دندانهایی داشتند."این یک اشتباه خواهد بود که ممنوعیت گسترده کلیسا را نوعی عمل ولستاد که فقط توسط پارتیزان ها مورد احترام قرار می گیرد ، به طور اتفاقی اجرا می شود و به آرامی مورد توجه قرار می گیرد ، می نویسد."پس چرا ممنوعیت ربا از بین رفت؟
یک تفسیر این است که این فقط جزم - دقیقاً مانند این عقیده بود که خورشید در اطراف زمین می چرخد - که با شکوفایی کلیسای کاتولیک و از دست دادن اقتدار سیاسی از دست می رود. این کلیسا را مانند یک تجارت در نظر بگیرید ، که محصول اصلی آن نجات بود ، اقتصاددانان رابرت ب اکلوند و رابرت اف هبرت اظهار داشتند. هنگامی که کلیسای کاتولیک انحصار اروپا را در اختیار داشت ، روحانیت می توانند نجات را با قیمت های بالا - از جمله ممنوعیت های سخت و خریداری شده و "افراط و تفریط" خریداری کنند ، که گناهکاران غاصب می توانند برای حذف آنها خریداری کنند. اما در دهه 1500 ، در طول اصلاحات ، متکلمان مانند مارتین لوتر این شیوه ها را محکوم کردند. آنها از رابطه مستقیم تری با خدا حمایت می کردند که به کاهنان به عنوان واسطه اعتماد نمی کرد و جنبش های جدید مسیحی مانند پروتستانتیسم را تأسیس می کرد. اثر این بود که یک شرکت جدید که دارای انحصار است. در حالی که جناح های مسیحی برای مؤمنان به رقابت می پرداختند ، این امر منجر به "مسابقه مبتنی بر ایمان به پایین" شد. و برای افزایش جذابیت آنها ، فرقه ها خواسته های کمتری را برای مؤمنان ایجاد کردند - این به معنای تضعیف موضع آنها در مورد ربا بود.
در اینجا دیدگاه دیگری در مورد اینکه چرا ربا کمتر گناهکار شد: توسعه اقتصادی در نهایت به این معنی بود که ارزش تجارت را ندارد. در اروپا در قرن شانزدهم ، اقتصاد از یکی تعریف شده توسط کشاورزی محلی به مراکز تجاری مانند فلورانس تغییر می کرد. گسترش جهانی وام و سرمایه گذاری را سودآورتر می کرد ، حتی با ورود طلا از آمریکای جنوبی باعث تورم شد. در این شرایط ، همانطور که Scheinkman و Glaeser اظهار داشتند ، هزینه فرصت برای عدم وام دادن به پول بیشتر و بیشتر شد.
علاوه بر این ، گسترش بانکداری در نهایت اعتبار را از معامله شخصی بین همسایگان به یک بازار رقابتی و غیر شخصی تبدیل کرد. در ایده Usury (1949) ، جامعه شناس بنیامین نلسون استدلال کرد که این تغییر نهادی باعث شد اروپایی ها در طول اصلاحات ، پول را مطلوب تر ببینند. لوتر معابر کتاب مقدس را در مورد ربا ، به ویژه مواردی که محکوم به پرداخت علاقه به فقرا است ، به عنوان خواستار عمل سخاوتمندانه تفسیر کرد. لوتر نوشت ، غاصب مرتکب گناه می شوند ، فقط هنگامی که اقدامات آنها اصل کار را نقض می کند-یعنی فقط در صورتی که "آنها نمی خواهند در عوض دیگران با این روش رفتار شوند". این تلافی به این معنی بود که به بازرگانان و خانواده های ثروتمند اجازه داده شد که علاقه یکدیگر را شارژ کنند. لوتر از مسیحیان خواست تا به جای وام ، خیریه نیازمند را ارائه دهند - اما او هنوز نرخ بهره را زیر 5 درصد پذیرفت.
مطمئناً ما به خوبی از این رویکرد اخلاقی برای امور مالی خلاص هستیم؟دنیایی بدون پرداخت بهره می برد که در آن تعداد معدودی از افراد می توانند به بودجه مورد نیاز برای حضور در کالج ، خرید خانه یا شروع یک تجارت دسترسی پیدا کنند. جان کالوین ، رهبر اصلاحات فرانسه ، فکر کرد که غیر اخلاقی است که هموطنانش قیمت ها را برای استفاده از سیل پناهندگان پروتستان که وارد ژنو شدند ، افزایش دادند. اما ، دقیقاً همانطور که قیمت گذاری افزایش می تواند درایورهای Uber بیشتری را در عید سال نو استخدام کند ، ما می دانیم که قیمت های بالا نیز برای ارسال سیگنال کار می کنند تا کالاها بتوانند به جایی که مورد نیاز خود هستند جریان یابد.
اما این داستان کامل نیست. افزایش بدهی کلیسا به سادگی در برابر اجتناب ناپذیر بود. اعضای روحانیت نقش مهمی در ایجاد ذهنیت داشتند که به ربا اجازه داد تا قابل احترام باشد.
دانشمندان قدرت عرضه و تقاضا را درک کردند و استدلال کردند که قیمت عادلانه قیمت بازار است
از دهه 1100 تا 1500 ، روحانیون معروف به دانشمندان بحث کردند که آیا وام واقعاً گناهکار است یا خیر. دانشمندان روشنفکران روز خود بودند. آنها در دانشگاه های پاریس ، کلن ، وین و دیگران در سراسر اروپا به حقوق روم ، فلسفه یونانی و علوم عرب پرداختند و در سراسر اروپا شامل چراغ هایی مانند توماس آکویناس بودند. آنها با خاصیت انتخاب وکلا نوشتند و فکر کردند. اما علیرغم لحن خشک ، دانشمندان می توانند مانند اقتصاددانان مدرن به طرز شگفت انگیزی به نظر برسند. بر خلاف نسل های قبلی متفکران ، که معتقد بودند قیمت ها باید هزینه تولید را منعکس کنند ، بسیاری از دانشمندان قدرت عرضه و تقاضا را درک می کردند و اظهار داشتند که قیمت عادلانه قیمت بازار است. در یک رساله ، کاردینال برجسته دانشمند ایتالیایی توماس کاجتان ، اخلاق را در مورد چگونگی پنهان کردن بانکداران در نرخ ارز تورم ، تجزیه و تحلیل کرد. این معادل یک کاردینال در سال 2006 بود که به طرز چشمگیری در مورد مبادله های پیش فرض اعتباری نوشت.
Scholastics همچنین ارزش در معرض خطرات تجاری را تشخیص داد. بسیاری از آنها وام های تجاری را مجازات کردند تا با بخشی از سود بازپرداخت شوند. آنها گفتند تا زمانی که بازده تضمین نشده باشد ، زیرا سرمایه گذاری می تواند شکست بخورد یا وثیقه در دسترس نباشد ، وام دهندگان شایسته حفظ علاقه هستند. برخی از روحانیون همچنین فهمیدند که افرادی که پول قرض می دهند قادر به استفاده از آن در سایر سرمایه گذاری های سودآور نیستند. این یک توجیه بسیار مدرن برای اجازه علاقه است: هزینه فرصت. قیمت وام گرفتن پول نشان دهنده فرصت از دست رفته برای سرمایه گذاری در جای دیگر است.
دانشمندان مالی را جدی گرفتند ، اما آنها همیشه آن را به حوزه های عدالت و حقوق طبیعی می دانستند. آکویناس به عنوان یک اقتصاددان مدرن علاقه ای به سؤالات باریک در مورد به حداکثر رساندن ابزار یا هدایت منافع شخصی نداشت. او و همسالانش می خواستند راه عادلانه توزیع ثروت را بدانند و اینکه چگونه می توان از مبادلات اقتصادی منصفانه اطمینان داشت. به عنوان مثال ، در Summa Theologica (74- 1265) ، آکویناس استدلال کرد که "هدف طبیعی" یا هدف مبادله است. استفاده از پول برای درآمدزایی ، به جای تسهیل در تبادل کالا و خدمات ، بنابراین قانون طبیعی را نقض کرد. این شبیه به فروش شراب یا گندم به طور جداگانه از سمت راست مصرف این محصولات بود - یعنی مانند فروش دو بار همان.‘گرفتن ربا برای وام دادن به پول به خودی خود ناعادلانه است ، زیرا این یک مورد برای فروش آنچه غیر وجود دارد ، است. آکویناس نوشت: این آشکارا بر خلاف عدالت تنظیم نابرابری است.
تفکر دانشمندان و سایر رهبران مذهبی همه تحسین برانگیز نبود. برخی از روحانیون از جوانه زدن از سخنان تحت اللفظی کتاب مقدس خودداری کردند و برخی دیگر از ضد ستیزی خواستار محکوم کردن ربا بودند. اما گفتگوی آنها نشانگر بحث آگاهانه و تأثیرگذار - در بالاترین سطوح دانشگاهی و دین - در مورد گرفتاری اخلاق ، بدهی ، تورم ، امور مالی بالا و انحصارها بود. امروز این نوع چیزها کجاست؟
او دانشمندان هرگز اختلافات خود را برطرف نکردند. در عوض ، آنها توسط مقامات جدید در مورد اخلاق و امور مالی جایگزین شدند. تا زمان ظهور اقتصاد نئوکلاسیک در قرن بیستم ، اقتصاد به یک مطالعه ظاهراً علمی از منافع شخصی و مشوق های فردی تبدیل شد-دامنه ای که در آن اقتصاددانان قضاوت در مورد بازیگران بازار را نمی گذارند ، بیش از آنکه زیست شناسان قضاوت کنند"اخلاق" زنبورها یا مهندسان "اخلاق" یک قنات.
البته ، مردم امروز در مورد اخلاق امور مالی بحث می کنند. ما بحث می کنیم که آیا بانکداران سزاوار پاداش های پرسود هستند. ما نگران خطر اخلاقی وثیقه بانکی هستیم. ما بانکانی را که ابزارهای مالی می فروشند ، محکوم می کنیم که می دانند شکست خواهند خورد. اما از آنجا که بسیاری از زبان اقتصاد غیر اخلاقی است و بر این فرض ساخته شده است که همه در منافع باریک خود عمل می کنند ، خواستار نتایج فقط از امور مالی است ، احساس می کند که انتظار نتایج عادلانه از جنگ را دارند. ما این غریزه را از دست داده ایم که امور مالی و بدهی امور اخلاقی است که تمام راه را پایین می آورد ، این چیزی است که دانشمندان آن را درک کرده اند.
مردم از بانکداران به دلیل شکست اخلاقی خود انتقاد می کنند ، اما بانکداران نیز توسط مقامات اخلاقی ما شکست خورده اند
بنابراین دانشمندان از امور مالی مدرن چه می کنند؟آیا آنها تحسین می کنند که چقدر پس انداز خانواده می تواند کاربردهای تولیدی را پیدا کند؟یا آیا آنها می گویند که کشورهای در حال توسعه چگونه بیشتر از افراد ثروتمند وام می پردازند؟آیا آنها از دسترسی بین المللی بانکهای ما شگفت زده می شوند؟یا آیا آنها محکوم می کنند که چگونه افراد فقیر برای خدمات بانکی مانند چک حساب هایی که افراد ثروتمند به صورت رایگان دریافت می کنند ، پرداخت می کنند؟
برای یک بانک بزرگ برای استخدام یک متکلمان مانند میلر نباید خیلی عجیب باشد. آنچه عجیب است این است که ما آن را عجیب می دانیم. این صحبت مدرن ما در مورد بازارهای آزاد و ارزش سهامدار است که ناهنجاری است. وقتی میلر با بانکداران و مدیران صحبت می کند ، آنها اغلب به او می گویند که احساس می کنند آنچه در کلیسا یا کنیسه می آموزند ، جایی در کار ندارند. حتی او از استفاده از کلمه "تماس" خجالت کشید وقتی که به همکاران سابق خود گفت که او را به حوزه علمیه می برد.
اما نه مقامات سکولار و نه مذهبی راهنمایی های زیادی را به بانکداران ارائه می دهند که سعی می کنند آنچه را که انجام می دهند با نوعی سنت اخلاقی پیوند دهند. میلر می گوید ، در حوزه های علمیه و مدارس الوهیت کمبود توجه به اقتصاد و بازار وجود دارد. او به من گفت: "روحانیت ممکن است سریع به سنگهای سنگ در آخرین شرکت های اصلی در صفحات جلوی آن پرتاب شود ، اما کار سازنده زیادی وجود ندارد." مردم از بانکداران به دلیل خرابی های اخلاقی خود انتقاد می کنند ، اما خود بانکداران نیز شکست خورده اندتوسط مقامات اخلاقی ما.
با این حال ، هر کسی که علاقه مند به بازگرداندن جایگاه اخلاق در دنیای مالی باشد ، می تواند بر اساس یک بنیاد چند هزار ساله بنا شود."ارسطو ، کانت ، بنتام - آیا آنها مردانی مرده اند که هیچ چیز مورد علاقه خود را ندارند؟"‘یا آنها به چیزی بودند؟اقتصاد ما برای آنها قابل تشخیص نیست. اما سوالات هنوز هم مرتبط هستند. "
نرم افزار مفید تریدر...
ما را در سایت نرم افزار مفید تریدر دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : احمد شاملو
بازدید : 33
تاريخ : شنبه
3 تير
1402 ساعت: 12:31