کمیسیون کار AFL-CIO در مورد عدالت نژادی و اقتصادی اخیراً گزارشی از وضعیت عدالت نژادی در جنبش کارگری و توصیه هایی برای کمک به جنبش کارگری به یک حامی فراگیرتر و بهتر برای عدالت اقتصادی منتشر کرد.
کمیسیون کار عدالت نژادی و اقتصادی
تاریخچه مختصری از کار ، نژاد و همبستگی
"نژادپرستی بخشی از میراث ما به عنوان آمریکایی ها است. هر شهر ، هر ایالت و هر منطقه از این کشور دارای تاریخ عمیق خود با نژادپرستی است. و جنبش کارگری نیز همینطور است. "-ریچارد ترومکا ، 15 سپتامبر 2014 ، کنوانسیون میسوری AFL-CIO
اعلامیه استقلال آمریکا ادعا می کند که "همه مردان به طور مساوی ایجاد شده اند" و "این که آنها توسط خالق خود با برخی از حقوق غیرقابل انکار خود وقف شده اند ... زندگی ، آزادی و پیگیری خوشبختی."با این حال پدران موسس ما ، که برخی از آنها برده دار بودند ، برده داری را در نهادهای سیاسی ما گنجانیدند و تقریباً یک قرن از آن دفاع کردند. و بعد از اینکه برده داری مبتنی بر نژاد سرانجام غیرقانونی شد ، نسل جدیدی از نخبگان سیاسی به یک سیستم جدید مبتنی بر مسابقه کار اجباری اجازه دادند که قانون شود و برای صد نفر دیگر در جای خود باقی بماند. میراث پیش داوری که توسط برده داری تولید و تقویت شده است و جیم کرو همچنان به شکل نهادهای سیاسی آمریکا و تفکر به روش های عمیق شکل می گیرد.
با این حال ، در طول تاریخ ما ، زنان و مردان عادی جنگیدند و برای یک چشم انداز فراگیر از عدالت اقتصادی درگذشتند. براندازان ، کارگران نساجی ، درگاه های قطار ، شوالیه های کار ، کشاورزان مستاجر ، معدنچیان ، کارگران خودرو و کارگران بهداشتی تعهد خود را به برابری نژادی زندگی می کردند و به هم پیوستند تا خواستار بهتر و عادلانه تر آمریکا شوند.
رهبران مسابقه مترقی مانند فردریک داگلاس ، W. E. B. DuBois ، A. Philip Randolph and Rev. Dr. Martin Luther King جونیور ، اتحادیه ها را برای توانایی کارگران سیاه پوست برای افزایش و رسیدن به برابری ضروری دانستند. و رهبران مترقی کار مانند جان لوئیس و والتر روتر می دانستند که جنبش کارگری بدون مشارکت کارگران سیاه پوست نمی تواند کامل باشد.
هم فعالان اتحادیه و هم حقوق مدنی فهمیدند که حقوق کار حقوق بشر است و برای محدود کردن آزادی فرد - برای انتخاب کار شخص ، برای کسب درآمد کافی برای حمایت از یک خانواده ، ازدواج ، سفر - یک عمل عمدی اجبار است. اگر این بردگی به عنوان بشر کمتر از انسان تلقی شود ، این نوع خشونت برای Slaver آسان تر است.
داستان نژاد و نیروی کار در آمریکا با درمان کارگران سیاه پوست در جنوب آغاز می شود. انزوا فرهنگی آن منطقه از ، اما ادامه تأثیر سیاسی و اقتصادی بر بقیه کشور تا به امروز ادامه دارد. هنگامی که آمریکایی های آفریقایی تبار در قرن بیستم در طول دو جنگ جهانی و رکود بزرگ به شمال حرکت کردند ، آزادی شخصی بیشتری پیدا کردند - اما آنها همچنین تبعیض مداوم و دسترسی نابرابر به فرصت های اقتصادی را پیدا کردند. در دهه های بین دو جنگ ، منافع تجاری عمداً از نژاد و اختلافات قومی برای تضعیف وحدت کار استفاده می کرد. برخی از اتحادیه ها با پذیرش ادغام پاسخ دادند. دیگران مقاومت کردند.
حتی پس از آنكه قانونگذاری حقوق مدنی در دهه 1960 تبعیض نژادی را غیرقانونی كرد ، سیاستمداران محافظه كار از کلیشه های نژادی و ترس و اضطراب سفید برای تقسیم افراد شاغل استفاده می کردند. آنها امروز به این کار ادامه می دهند. جنبش کارگری می تواند و باید در صدر تلاش ها برای عقب نشینی در برابر سیاست تقسیم باشد. ما آن را به اعضای خود ، فرزندان و کشورمان مدیون هستیم.
جنوب
نسبتاً در اوایل آمریکای استعماری ، صاحبان زمین جنوبی تشخیص دادند که می توانند با استفاده از بردگان آفریقایی برای کار سرزمین خود سود خود را به حداکثر برسانند و یک نهاد قانونی برای منطقی کردن بردگی دائمی مبتنی بر نژاد اجرا شد. با گذشت سالها ، پس از هر قیام برده واقعی یا تصور شده ، این قوانین سخت تر می شدند و کارگران سیاه پوست بیشتر ننگ و ناامید شدند. شورش های برده برای مقامات سیاسی وحشتناک بود ، نه تنها به دلیل خطر جسمی که آنها به یک نخبگان سفید پوست اقلیت نشان می دادند ، بلکه به این دلیل که خشونت های لازم برای حفظ برده داری را به عنوان یک سیستم در معرض دید قرار می دادند.
تقریباً صد سال از آشفتگی ، مقاومت ، سازماندهی سیاسی و خونین ترین جنگ تاریخ کشور ما طول کشید تا به "نهاد عجیب ترین" پایان یابد. اما شکست کنفدراسیون به طور دائم قدرت صاحبان زمین جنوبی یا ایدئولوژی آنها از برتری نژادی را نابود نکرد.
هنگامی که جنگ داخلی به پایان رسید ، افسران کنفدراسیون به مزارع خود بازگشتند و بلافاصله "کدهای سیاه" را تأسیس کردند که حق یک شخص سیاه پوست را برای نگه داشتن اموال ، آموزش ، موعظه یا مسافرت محدود می کرد. به عبارت دیگر ، قوانین جدید آزادی برده های تازه آزاد شده را پس گرفت و کسانی را که از خم شدن امتناع کردند ، مجازات کردند. هزاران نفر از افراد آزاد که سعی در ترک مزارع داشتند یا از کار با شرایط ارائه شده خودداری کردند ، در سالهای اول پس از رهایی به قتل رسیدند.
"بازسازی" جنوب تنها زمانی آغاز شد که سربازان فدرال در سال 1867 کشورهای پیشین کنفدراسیون را اشغال کردند و خواستار وفاداری به اتحادیه شدند یا حقوق سیاسی خود را از دست دادند. با حمایت از سربازان فدرال و کمک به دفتر آزادمن ، Black Freedmen رای داد و برای اولین بار در دولت شرکت کرد. آنها در اولین آزمایش خود با خودمختاری ، مدارس دولتی را تأسیس کردند ، جوامع کمکهای مستقر را تأسیس کردند ، جاده ها را بازسازی کردند و مالیات هایی را برای پرداخت هزینه آن افزایش دادند. اگر مقننه های یکپارچه ایالتی که به آنها رأی داده بودند اجازه ادامه داشته باشند ، برخی از پیشرفته ترین قوانین اجتماعی و کار ما ممکن است از جنوب آمده باشد. اما پس از هزینه انسانی و مالی جنگ داخلی ، دولت فدرال نتوانست یا مایل به نگه داشتن کافی سربازان فدرال در جنوب برای سرکوب سفید پوست بر خشونت سیاه نباشد. در حالی که سفیدپوستان حق رأی خود را به دست آوردند و رای گیری سیاه را سرکوب کردند ، حمایت کنگره برای بازسازی کاهش یافت. پس از 10 سال ، کنگره رأی داد تا سربازان را از منطقه خارج کند و اجازه دهد سیستم قدیمی کاست دوباره خود را مجدداً انجام دهد.
کلاس Planter سیستم جدیدی از سهام سهام و بدهی (حمایت از تهدید بسیار واقعی باند زنجیره ای) را برای نگه داشتن کارگران سیاه پوست در زمین ایجاد کرد. قوانین جیم کرو تفکیک اجتماعی و جسمی را از سفیدپوستان تضمین می کرد و مانع از دستیابی بیشتر افراد سیاه پوست ، رقابت مناسب برای مشاغل یا ایجاد ثروت می شود. لینچینگ به ابزاری برای کنترل اجتماعی و سلطه اقتصادی تبدیل شد ، در طول فصل صاحبان املاک و سهامداران حساب های تسویه حساب کردند. تا سال 1910 ، جنوب بار دیگر در کنگره به یک بلوک رای دهنده محافظه کار قدرتمند تبدیل شد ، که به طور مداوم حقوق کار و اصلاحات اجتماعی را مسدود می کرد.
صنعتی شدن و اتحادیه ها
در بقیه کشور ، اقتصاد جنگ داخلی سرعت صنعتی شدن را افزایش داده و روحیه جدیدی از کسب و تجمع را رونق داد. تحت سرمایه داری کنترل نشده ، بی رحمانه بزرگترین پاداش را به دست آورد. کارنگی ، وندربیلت ، مورگان و راکفلر کل صنایع را انحصاری کردند - استیل ، راه آهن ، امور مالی و نفت. آنها آثار صنعتی بزرگی ساختند که به سراسر قاره رسیدند. آنها با استفاده از شیوه های نیرو ، کلاهبرداری و شیوه های تجاری نامشخص ، رقبا را خرد کردند. آنها سپس برای کنترل هزینه های تولید و قیمت هایی که به مصرف کنندگان پرداخت می شود ، با یکدیگر تبانی کردند. با آشکارا خرید سیاستمداران برای اطمینان از اینکه می توانند قوانین اقتصادی را بنویسند و عرشه را به نفع خود جمع کنند ، آنها ثروت غیرقابل تصور را جمع می کردند. و آنها سپس به شدت جنگیدند تا آن را حفظ کنند.
در نیمه دوم قرن نوزدهم ، مهاجران از ایرلند ، ایتالیا و اروپای شرقی در بوستون ، شیکاگو ، نیویورک و فیلادلفیا به اجاره ها رفتند ، در حالی که مهاجران چینی در "Chinatowns" در سانفرانسیسکو قرار گرفتند. مهاجران به کارخانه های بزرگ و خطرناک فرستاده شدند و دستمزدهای پرداخت شده ای که با رکودهای منظم نوسان داشتند ، آنها را برای سازماندهی اتحادیه و همه نوع ایده های رادیکال مانند یک هفته کاری 40 ساعته و افزایش دستمزد افزایش می داد.
صنایع جدید ، کارخانه های بزرگتر و مراکز جمعیت متراکم تر زمینه بارور برای رشد سریع اتحادیه ایجاد کردند. غلظت بیشتر کارگران ماهر در یک مکان به اتحادیه های سنتی صنایع دستی اجازه رشد می دهد ، و کارخانه های بزرگ معاملات متعددی را در زیر یک سقف قرار می دهند و پتانسیل ساختارهای فدرال مانند را که به فدراسیون کار آمریکا تبدیل می شود ، افزایش می دهد. معاملات ماهر هنوز هم در قرن نوزدهم مردان پروتستان سفید پوست متولد شده بود. و از آنجا که آنها دستمزد نسبتاً بالاتری کسب کردند ، آنها توانستند برای صندوق های اعتصاب ، حقوق بیمار ، کمک به بیکاری و بیمه دفن پرداخت کنند. آنها تمایلی به سازماندهی مهاجران غیر ماهر ایرلندی و ایتالیایی نداشتند.
اتحادیه های دیگر این کار را با اشتیاق انجام دادند. شوالیه های کار ، که در سال 1869 تأسیس شد ، می خواستند همه کارگران - ماهر و غیر ماهر ، زن و مرد ، سفید و سیاه را با یک صنعت سازماندهی کنند. آنها به مهاجران حقوق خود را به عنوان شهروندان آموزش می دادند ، تعاونی ها را ساختند ، آموزش اقتصادی را ارائه دادند و اصلاحات سیاسی را ارتقا بخشند. اعتصاب راه آهن ، شوالیه های کار سازماندهی شده به نقطه عطفی در درگیری های صنعتی تبدیل شد.
اعتصاب Wildcat Knights در سال 1877 سرانجام 100000 کارگر را در آغوش گرفت ، اما به شورش ، خسارت املاک و شبه نظامیان ایالتی و سربازان فدرال در هفت ایالت پایان یافت. پس از شلیک شبه نظامیان پیتسبورگ به جمعیت و کشته شدن چندین نفر ، کارگران با از بین بردن 39 ساختمان ، 104 لوکوموتیو و 1245 اتومبیل قطار تلافی کردند. در پایان اعتصاب ، 100 تا 200 نفر کشته شدند و صدها نفر دیگر مجروح یا زندانی شدند.
قبل از این رویداد ، اعتصاب کنندگان به ندرت با جریمه های سبک و شرایط مختصر زندان روبرو بودند. اما صنعتگران از نابودی اموال خود وحشتناک بودند. آنها شبه نظامیان ایالتی را مجدداً سازماندهی کردند ، زره های محلی ساختند ، با ارتش ارتباط برقرار کردند و نیروهای امنیتی خصوصی خود را ساختند ، کامل با جاسوسی و اعتصاب کنندگان. این نشانگر آغاز یک مبارزه بسیار خشونت آمیز در مورد حق کارگران به اتحادیه و خواستار دستمزد بالاتر و روزهای کار کوتاه تر بود.
در دو دهه گذشته قرن نوزدهم ، بیش از شش میلیون کارگر در 23،000 اعتصاب درگیر شدند. شبه نظامیان ، پلیس ، سربازان فدرال و کارآگاهان پینکرتون غالباً مهاجمان را مورد ضرب و شتم قرار می دادند و شلیک می کردند که با خرابکاری ، وانت ، تحریم و حملات به زخم ها یا اعتصاب کنندگان پاسخ می دادند. نبردهای خشونت آمیز یک اتفاق منظم در مزارع زغال سنگ کلرادو ، ویرجینیا غربی و پنسیلوانیا بین سالهای 1900 تا 1925 بود. در اعتصاب اتومبیل های خیابانی بین سالهای 1895 و 1929 ؛و در اعتصابات بزرگ فولادی در سالهای 1909 و 1910. آتش سوزی کارخانه پیراهن مثلث در سال 1911 146 دختر را در شهر نیویورک کشته و 30،000 زن در سال 1912 برای نان و گل سرخ راهپیمایی کردند. مقیاس و دامنه اقدامات صنعتی بسیار زیاد بود. در خارج از کالیفرنیا ، ارتش کارگران صنعتی که در اوایل قرن بیستم مورد اعتصاب و جنگیدن قرار می گرفتند ، عمدتاً سفید پوست بود ، اگرچه از نظر قومی ، مذهبی و سیاسی متنوع بود. این به زودی تغییر می کند.
کارگران سیاه به سمت شمال حرکت می کنند
در سال 1910 ، 90 درصد از آمریکایی های آفریقایی تبار در جنوب زندگی می کردند ، اکثریت قریب به اتفاق در مناطق روستایی مشغول به کار بودند. اما خصومت در اروپا تقریباً جریان کارگران سفیدپوست به کارخانه های شمالی را متوقف کرده بود ، در حالی که تقاضا برای محصول را از مهمات و تولید سلاح ها افزایش می دهد. این امر به اتحادیه ها بیشتر در مذاکره می کرد و دستمزدها در حال افزایش بودند. بنابراین کارفرمایان شروع به جذب کارگران سیاه پوست از جنوب به عنوان اعتصاب شکن و کارگران جایگزین کردند. حدود نیم میلیون کارگر سیاه پوست بین سالهای 1910 تا 1920 به شیکاگو ، دیترویت ، اوهایو ، فیلادلفیا و سنت لوئیس نقل مکان کردند.
بدترین حادثه ضبط شده از خشونت نژادی مربوط به کار در سال 1917 در سنت لوئیس رخ داد. راهپیمایان به یک اوباش تبدیل شدند و به ساکنان سیاه پوست تصادفی در خیابان حمله کردند. روز بعد ، عکس هایی بین سفیدپوستان و سیاه در قسمت سیاه شهر رد و بدل شد. دو مأمور پلیس ساده کشته شدند. هنگامی که این خبر بیرون آمد ، اوباش سفید پوست از طریق خیابان سیاه سنت لوئیس ، خانه ها و مشاغل سوزانده شده و به مردان ، زنان و کودکان حمله می کرد. بین 100 تا 200 نفر از افراد سیاه پوست جان باختند و 6000 نفر بی خانمان بودند. این چیزهای پیش رو را پیش بینی می کرد.
یک سال بعد ، چهار میلیون سرباز از جنگ جهانی اول بازگشتند. بدون برنامه ای برای جذب آنها به اقتصاد ، بیکاری به سرعت افزایش یافت. هر دو جانباز سفید و سیاه احساس خیانت کردند. در "تابستان قرمز" سال 1919 ، 38 شورش های جداگانه مسابقه رخ داده است ، همه آنها اوباش سفیدپوست به سیاه پوستان حمله می کنند. بدترین شورش در شیکاگو رخ داده است. بعد از اینکه جوانی سیاه برای شنا در قسمت "سفید" دریاچه سنگسار شد ، باندهای ایرلندی و سیاه به مدت 13 روز با یکدیگر جنگیدند. پس از اتمام ، 23 سیاه پوست و 15 سفیدپوست کشته شدند ، 537 نفر زخمی شدند و 1000 خانواده سیاه پوست بی خانمان بودند. در سراسر کشور ، بیش از 100 نفر در آن تابستان جان باختند ، در حالی که تعداد زیادی از خانه ها و مشاغل سیاه نابود شدند.
دادستان کل با شروع یک سری از یورش ها علیه (مهاجران) "آنارشیست ها ، بلشویک ها و رادیکال ها" ، که هزاران نفر را دستگیر کرده و بیش از 500 تبعید کردند ، پاسخ داد. آمریکایی ها به مساوات رادیکال رادیکال کمونیسم جذب می شوند.
با پایان جنگ جهانی اول ، جامعه تجارت صفوف را بست و از تاکتیک های ضد اتحادیه خود احترام گذاشت. هنگامی که AFL در پاییز سال 1919 ، فولاد ایالات متحده را زد و نیمی از کارخانه های فولادی را در کشور خاموش کرد ، مدیریت از هر تاکتیک کثیف در دسترس آنها استفاده کرد. این امر رهبران اتحادیه را در مطبوعات با نامیدن آنها قرمز و بلشویک ها آغشته کرد. کارگران قابل توجه را به دلیل مهاجرت به دست آوردند. و شبه نظامیان محلی و ایالتی را برای ترساندن و آزار و اذیت اعتصاب کنندگان تشویق کرد. بازیکنان اصلی کارت مسابقه ، آنها 30،000 تا 40،000 آمریکایی آفریقایی تبار و مکزیکی آمریکایی را به عنوان اعتصاب شکن آوردند و اعتصاب کنندگان قفل شده را به دلیل از دست دادن مشاغل خوب "سفید" خود طعنه زدند. این کتاب بازی بزرگ تجارت برای ده ها سال خواهد بود.
پیشرفت های جدید معاملات ، معافیت های مبتنی بر نژاد و پایان جیم کرو
در اکتبر سال 1929 ، بورس اوراق بهادار سقوط کرد و 30 میلیون دلار ارزش سهام ناپدید شد. طی 10 ماه ، 744 بانک شکست خورده بودند. در عمق رکود بزرگ ، یکی از هر چهار کارگر بیکار بود.
تحت فشار مردمی ، جمهوریخواهان دو قانون مهم را تصویب کردند. اولین ، قانون دیویس باکون در سال 1931 ، پیمانکاران فدرال را ملزم به پرداخت دستمزد و مزایایی که در یک محل "حاکم" به کارگران خود می پردازند. قانون نوریس-لاگواردیا در سال 1932 ، دومین قانون ، این شرکت را برای شرکت ها غیرقانونی کرد تا کارگران را ملزم به امضای قراردادهای "سگ زرد" کنند که قول نمی دهند به یک اتحادیه بپیوندند. همچنین دادگاه ها از صدور حكم علیه اعتصاب ممنوع شده است.
در سال 1932 ، روزولت با ائتلافی که به حمایت اعضای اتحادیه سفیدپوست ، کارگران آمریکایی آفریقایی تبار و دموکرات های محافظه کار جنوبی متکی بود ، به طرز حیرت انگیزی پیروز شد. توافق نامه جدید وی بنیاد حقوقی را برای قوانین فعلی کار ، استانداردهای اشتغال و برنامه های بیمه اجتماعی ما تأسیس کرد ، اما به دلیل دموکرات های جنوبی ، این بنای حقوقی بسیار ناقص بود.
هنگامی که قانون ملی بازیابی صنعتی (NIRA) پول فدرال را برای تأمین بودجه اشتغال پروژه امداد عمومی محلی فراهم کرد ، عمدتاً کشاورزی سیاه و کارگران داخلی از دریافت کارهای امداد عمومی NIRA مستثنی شدند. قانون استانداردهای کار عادلانه همچنین کارگران کشاورزی ، داخلی و کارگران را از قوانین دستمزد و ساعت مستثنی کرد و در پایان فقط 20 درصد از کل کارگران را در بر گرفت. قانون تأمین اجتماعی بیمه بیکاری ، حقوق بازنشستگی و پشتیبانی از معلولین ، بیوه ها و یتیمان را تأسیس کرد. تأمین اجتماعی دارای قوانین یکنواختی است که توسط دولت فدرال اداره می شود ، اما قوانین و سطح سود سایر برنامه های خالص تأمین اجتماعی توسط دولت های ایالتی تعیین شده و توسط کارمندان دولت اداره می شود. کشورهای جنوبی می توانند و قوانینی را ایجاد کنند که آمریکایی های آفریقایی تبار را از مشارکت محروم کنند.
در مقابل ، قانون روابط ملی کار در سال 1935 (قانون واگنر) به همه کارگران حق پیوستن به یک اتحادیه و معامله را به صورت جمعی تضمین کرد و یک هیئت نظارت را برای تصویب انتخابات اتحادیه و تعریف شیوه های کار عادلانه ایجاد کرد. با داوران منصفانه ، چگالی اتحادیه در یک دهه به 35. 4 درصد از کل کارگران دستمزد و ساعت سه برابر شد. اما هیئت ملی روابط کار فقط زمانی مؤثر بود که اعضا به حقوق کار اعتقاد داشتند. هنگامی که اعضای ضد اتحادیه به NLRB منصوب شدند ، کار برای افراد شاغل متوقف شد.
تا سال 1940 ، آمریکا دوباره در حال جنگ بود. A. فیلیپ راندولف ، رئیس اخوان بندر اتومبیل خواب ، بزرگترین و قدرتمندترین اتحادیه سیاه در کشور ، مشخص شد که کارگران آمریکایی آفریقایی تبار از گسترش صنعت دفاعی بهره مند می شوند. در سال 1941 ، پس از آنكه او تهدید كرد 50،000 مرد سیاه پوست به واشنگتن برای اعتراض به محرومیت خود از مشاغل تولیدی ، روزولت تبعیض را در كارخانه های دفاعی ممنوع اعلام كرد و حتی یك كمسیون اشتغال عادلانه برای اجرای دستور اجرایی خود ایجاد كرد.
اما در ژوئن سال 1943 ، هنگامی که مدیران شرکت Packard در دیترویت در واقع چند کارگر سیاه پوست را ارتقاء دادند ، 25000 کارگر سفید پوست اعتصاب کردند. درگیری های نژادی مشابه در اتحادیه های حمل و نقل انبوه در فیلادلفیا ، در گیاهان فولادی در بالتیمور و کشتی های کشتی آلاباما هنگامی که کارگران سیاه به مشاغل تولیدی دسترسی پیدا کردند ، رخ داد. این بار ، رهبران کارگری ، به ویژه رهبران کنگره سازمان های صنعتی (CIO) ، برای سرکوب اعتصاب "نفرت" تلاش کردند و نسبتاً موفق بودند.
به زودی پس از آن ، W. E. B. DuBois ، با مستند سازی توانایی همبستگی اتحادیه در غلبه بر انیمیشن نژادی ، خاطرنشان کرد: "مردان [اتحادیه] ... در صنایع فولادی و خودرو ، به عنوان سیاه و سفید به هم ریخته اند ، به عنوان کارگرانی که در تلاش برای همان اشیاء هستند. در این حساب یک گسترش حیرت انگیز از تحمل و درک نژادی وجود داشته است. احتمالاً هیچ حرکتی در 30 سال گذشته در نرم شدن تعصبات مسابقه موفقیت آمیز نبوده است. "NAACP برای ادغام فورد از نزدیک با UAW همکاری کرد و از اعتصاب نشست در کارخانه رودخانه Rouge خود در سال 1941 حمایت کرد.
با باز شدن مشاغل دفاعی و تولید برای آمریکایی های آفریقایی تبار ، نیمه دوم مهاجرت بزرگ کارگران سیاه پوست از جنوب به شمال منفجر شد. و اتحادیه های CIO به سمت جنوب رفتند.
CIO در سال 1935 از AFL جدا شد زیرا اتحادیه های صنعتی متعهد به دید گسترده تر و فراگیر تر سازماندهی بودند - سفید و سیاه. ماهر و غیر ماهر. CIO تأثیر رگرسیون جنوب بر سیاست ملی را به رسمیت شناخت و "عملیات دیکسی" را راه اندازی کرد ، که یک اتحادیه عظیم اتحادیه در 12 ایالت جنوبی در سال 1946 برای تلاش برای شکستن فرهنگ محافظه کارانه منطقه بود. آنها امیدوار بودند با افزایش دستمزدها در جنوب ، از دستمزد دستمزد در شمال محافظت کنند.(برخی از شرکت ها برای جلوگیری از اتحادیه ها به سمت جنوب حرکت می کردند.) با وجود صدها نفر از برگزارکنندگان با تجربه ، عملیات دیکسی شکست خورد-به همین دلیل به قوانین جیم کرو ، تعصبات سفید ، تاکتیک های اجباری مقامات محلی و قانون جدید ضد کارگری که توسط یک کنگره جمهوریخواه تصویب شد.
قانون مدیریت کار در سال 1947 (Taft-Hartley) ، اعتصابات Wildcat غیرقانونی ، انتخاب انبوه و تحریم های ثانویه-Tactics که برای به دست آوردن تشخیص اتحادیه استفاده می شد. این قانون به مدیران این حق را داد كه كارمندان را مجبور به حضور در جلسات ضد اتحادیه كنند و در 11 ایالت كه به كارمندان اجازه می دهد از پرداخت حق الزحمه اتحادیه خودداری كنند ، قوانینی را تصویب كنند. سازماندهی اتحادیه راکد.
در این میان ، جنبش حقوق مدنی حرکت کرد. A. فیلیپ راندولف و سایر رهبران مسابقه ، رئیس جمهور ترومن را تحت فشار قرار دادند تا نیروهای مسلح را جدا کنند و وی در سال 1948 این کار را انجام داد. در سال 1954 ، دیوان عالی کشور در پایان غیرقانونی "جداگانه اما برابر" اعلام کرد. فعالان محلی شروع به فشار برای معالجه مساوی در جنوب عمیق کردند و با شروع روزا پارک ها از کنار گذاشتن صندلی خود به یک مرد سفید پوست خودداری کردند و بدین ترتیب یک تحریم دو ساله اتوبوس در مونتگومری ، آل ، که تقریباً حمل و نقل عمومی در شهر را ورشکسته می کردسرانجام موافقت کرد که با صندلی برابر باشد.
هنگامی که AFL و CIO در سال 1955 ادغام شدند ، صدها هزار اتحادیه صنفی سیاه بخشی از یک جنبش کارگری یکپارچه شدند. جورج میانی اولین رئیس جمهور خود شد و A. فیلیپ راندولف اولین معاون رئیس جمهور آن شد. بندرهای خوابیده و UAW از اولین حامیان کنفرانس جدید رهبری مسیحی جنوبی به رهبری روحانی دکتر مارتین لوتر کینگ جونیور بودند. کنگره برابری نژادی در تابستان سال 1961. راندولف و سایر اتحادیه های صنفی سیاه به برنامه ریزی ، سازماندهی و تأمین بودجه راهپیمایی کینگ در سال 1963 در واشنگتن برای مشاغل و آزادی کمک کردند که در آنجا سخنرانی "من یک رویا دارم". در تعهدات و چشم انداز خود ، این اتحادیه های صنفی سیاه اولویت ها و علایق جنبش کارگری را با خواسته های برابری نژادی مرتبط می کنند.
دهه 1960: پیشرفت و اختلال
جان کندی تشخیص داد که لابراتوار برای پیروزی در ریاست جمهوری در سال 1960 بسیار مهم بوده و یک هیئت ملی روابط کار (NLRB) ایجاد کرده است که به مأموریت اصلی آن صادق است. NLRB وی تبلیغات ضد اتحادیه ای را در محل کار محدود کرد ، اجازه داد تا انتخاب ، مجازات هایی را برای نقض قانون کار افزایش دهد و قفل های کارفرمایان را به عنوان "یک عمل ناعادلانه کار" ممنوع اعلام کرد. مهمتر از همه ، این حكم این حكم بود كه اگر اکثر كارگران كارت را امضا كنند كه می خواستند به اتحادیه بپیوندند ، اتحادیه شناخته می شود.
کندی همچنین در سال 1962 حقوق چانه زنی جمعی را برای کارمندان فدرال ایجاد کرد. اگرچه از نظر دامنه محدود بود ، اما این امر باعث شد که اتحادیه دولت و شهرداری سازمان های عمومی سازماندهی درست همانطور که قوانین ضد تبعیض در حال باز کردن مشاغل بخش عمومی به آمریکایی های آفریقایی تبار بود و برنامه های بزرگ جامعه در حال گسترش بودمشاغل بخش. در سال 1960 ، تنها دو درصد از کارمندان عمومی دولتی و محلی حق معامله جمعی را داشتند. تا سال 1990 ، بیش از دو سوم انجام دادند. گسترش سریع اتحادیه های بخش دولتی هم برای حرکت کارگری و هم رشد طبقه متوسط سیاه بسیار مهم بوده است.
پس از ترور کندی ، لیندون جانسون در انتخابات سال 1964 با بزرگترین مزیت آرا از سال 1824 پیروز شد و اکثریت ضد وتو در هر دو اتاق کنگره. او فرصت خود را هدر نداد. دولت وی مسئول بود
- غیرقانونی تبعیض اشتغال بر اساس نژاد ، رنگ ، دین ، جنس یا منشأ ملی.
- جداسازی اسکان عمومی ؛
- ممنوعیت مالیات های نظرسنجی و سایر ابزارهایی که کشورهای جنوبی برای محدود کردن رأی گیری استفاده می کردند.
- نیاز به پیمانکاران فدرال برای استخدام بیشتر آمریکایی های آفریقایی تبار.
- ممنوعیت تبعیض در مسکن اجاره و وام.
- تأسیس Medicare برای افراد مسن ، Medicaid برای فقیر ، تمبرهای غذایی ، Head Start ، Jobs Corp و کمک های فدرال به مدارس فقیر ابتدایی و متوسطه و خانواده های مزرعه.
- سرمایه گذاری در دانشگاه های دولتی ، ترانزیت انبوه شهری ، آموزش شغلی ، برنامه های تجدید شهری و یارانه های مسکن.
- از بین بردن سهمیه های ملی و منزل در قانون مهاجرت ؛وت
- ایجاد استانداردهای کیفیت هوای پاک و کیفیت آب ، استانداردهای ایمنی در مورد اتومبیل ها ، برچسب زدن منصفانه ، استانداردهای ایمنی مواد غذایی و مقررات مربوط به وام مصرف کننده.
برای نیروی کار ، جانسون استانداردهای کار را برای پوشش نه میلیون کارگر دیگر ، بهبود دیویس باکون و افزایش حداقل دستمزد فدرال. اما چگالی نیروی کار رشد نکرد.
دهه 1960 زمان درگیری و تقسیم بود. بسیاری از سفیدپوستان با اعتراضات ضد جنگ یا سرعت تغییر نژادی راحت نبودند. و بسیاری از آمریکایی های آفریقایی تبار در شمال نیز نبودند. آنها پایان جدایی De Jure در جنوب را جشن گرفتند ، اما به طور فزاینده ای از مسکن de facto و تفکیک مدرسه ، تبعیض شغلی و وحشیگری پلیس در زندگی خود ناامید شدند.
این کشور با ظهور جنبش های جدید اجتماعی ، فعالیت ضد جنگ ، آزادی سیاه ، ناسیونالیسم سیاه و جنبش زنان ، عمیقاً تقسیم شده بود-و هنوز هم از ترور رئیس جمهور کندی در حال بازگشت است. بسیاری از مشارکت های مظنون به دولت هنگامی که مالکوم X در سال 1965 ترور شد. بعداً در همان سال ، یک شورش در وات پس از یک حادثه با پلیس آغاز شد. 34 نفر درگذشت ، که بیشتر آنها سیاه هستند.
در طول "تابستان طولانی گرم" سال 1967 ، بیش از 159 اختلال شهری در محله های سیاه رخ داده است که بیشتر آنها مربوط به برخوردهای خشونت آمیز بین پلیس سفید و ساکنان سیاهپوست محله های داخلی با نرخ بیکاری بالایی است. بدترین شورش ها در کلیولند ، دیترویت و نیوآرک ، نیویورک رخ داده است. بیش از 100 نفر جان باختند و هزاران نفر زخمی شدند - اکثریت کشته شده یا زخمی ها سیاه پوست بودند.
دکتر کینگ تشخیص داد که پایان تفکیک قانونی فقط نبرد در مبارزه برای برابری کامل است و مشاغل خوب کلید پیشرفت سیاه است. او به شدت به اتحادیه ها به عنوان مکانیسمی برای دستمزدهای بالاتر و فرصت اقتصادی اعتقاد داشت. او وقتی در سال 1968 ترور شد ، در حمایت از اعتصاب "من مرد هستم" از کارگران بهداشتی ممفیس - اعضای AFSCME - صحبت می کرد.
در ساعات فوری پس از قتل دکتر کینگ ، شورش در 130 شهر فوران کرد. ده ها نفر جان باختند ، اما 65000 سرباز گارد فدرال و ملی برای خنثی کردن خشونت ها به آنها گفته شد که غارتگران را شلیک نکنند ، بنابراین تعداد کشته ها کمتر از آنچه ممکن بود بوده است. دو ماه بعد ، رابرت اف کندی ترور شد. در ماه آگوست ، ملت چهار روز جنگ بین معترضین و پلیس در کنوانسیون دموکراتیک در شیکاگو را تماشا کرد. بیش از 1000 مجروح و 600 دستگیر شدند. در ماه اکتبر ، 100000 دانش آموز سفید پوست علیه جنگ در ویتنام راهپیمایی کردند. برخی از معترضین و پلیس مشاجره کردند و بیش از 650 نفر دستگیر شدند.
در سالهای کندی-جانسون ، رهبران کار و حقوق مدنی برای عدالت نژادی ، حقوق کار ، سرمایه گذاری های عمومی در زیرساخت ها و آموزش ، امنیت بازنشستگی بهتر ، دسترسی بهتر به کالج و مراقبت های بهداشتی و ابتکارات ضد فقر ، با هم جنگیدند. هر دو میزان فقر سیاه و سفید به نصف کاهش یافته است (از 55 درصد به 27 درصد و به ترتیب از 20 درصد به 10 درصد) ، اما چگالی اتحادیه همچنان در حال کاهش است.
این کشور در سال 1968 به شدت آشفته و تقسیم شد. جورج والاس ، سوپرماسیست سفیدپوست ، به عنوان نامزد شخص ثالث اداره شد و تقریباً 10 میلیون رای (12 درصد) و پنج ایالت کسب کرد. فقط 500000 رای از همفری نیکسون را تقسیم کرد ، اما نیکسون یک زمین لغزش انتخاباتی را به دست آورد و یک حکم اعلام کرد.
عکس العمل طولانی
سیاستمداران محافظه کار با شروع ریچارد نیکسون و گسترش به دونالد ترامپ ، یک کتاب بازی جدید نوشتند: ترس های نژادی را فعال کنید ، در حالی که افراد سفید پوست را به عنوان "اکثریت خاموش" ، "واقعی" آمریکایی ها ، "افرادی که طبق قوانین بازی می کنند". در حالی که به طور علنی همدلی برای "طبقه متوسط" یا "افراد شاغل" را نشان می دهد ، به منصوبان سیاسی خود دستور می دهد تا حمایت از نیروی کار را از بین ببرند ، فعالیت های اتحادیه را محدود کنند و حمایت از حقوق مدنی را تضعیف کنند.
خواستار کمپین نیکسون برای "قانون و نظم" یک وعده نامحدود برای سرکوب مطالبات سیاه برای برابری کامل بود. وی دو سال اول خود را برای افزایش بودجه فدرال به بخش های پلیس برای تجهیزات ضد شورش سپری کرد و سپس وجوه را برای مشاغل کوچک ، آموزش و آموزش شغلی کاهش داد. تا سال 1971 ، NLRB نیکسون تمام اصلاحات کارگری مترقی را که تحت NLRB کندی تأسیس شده بود ، خنثی کرده بود.
کارتر در سال 1976 48 درصد از آرای سفیدپوست و 62 درصد از آرای اتحادیه را به دست آورد، اما به جای بازنویسی NLRB یا اصلاح تافت-هارتلی، صنایع حمل و نقل، خطوط هوایی و ارتباطات را که به شدت اتحادیه شده بودند را رها کرد. در سال 1980، تراکم اتحادیه های بخش خصوصی به 20 درصد کاهش یافت.
زمانی که ریگان در سال 1980 کمپینی را برای ترویج آشکار کلیشه های نژادی راه اندازی کرد، 56 درصد از آرای سفیدپوستان را به دست آورد اما تنها 45 درصد از آرای اعضای اتحادیه را به دست آورد. در سال 1981، او 11000 کنترل کننده ترافیک هوایی را - که او را تایید کرده بودند - اخراج کرد و آنها را مادام العمر از استخدام فدرال منع کرد. NLRB ریگان حکم داد که کارفرمایان می توانند کارگران جایگزین دائمی را استخدام کنند و یک لیست طولانی از شیوه های کار ممنوع ایجاد کرد. او برنامه های ضد فقر را قطع کرد، کمیسیون حقوق شهروندی را بر باد داد و قضات محافظه کار دیوان عالی را منصوب کرد. در سال 1984، 66 درصد از سفیدپوستان به انتخاب مجدد او رای دادند، اما تنها 46 درصد از خانواده های اتحادیه این کار را انجام دادند. جورج اچ دبلیو. بوش مهاجرت را باز کرد و در مورد توافقنامه تجارت آزاد آمریکای شمالی بدون حمایت از نیروی کار مذاکره کرد.
بیل کلینتون در سال 1992 با تنها 39 درصد آرای سفیدپوستان (به لطف نامزد حزب ثالث راس پرو) به ریاست جمهوری رسید، اما 55 درصد از خانواده های اتحادیه را به دست آورد. کلینتون در انتخابات مجدد در سال 1996 44 درصد آرای سفیدپوستان و 60 درصد خانواده های اتحادیه را به دست آورد. NLRB او به دستیاران آموزشی و کارگران موقت اجازه می داد تا بتوانند در اتحادیه عضو شوند و از حقوق اتحادیه در هنگام ادغام مشاغل محافظت می کرد. اما او به تضمین کمک های درآمدی برای خانواده های فقیر پایان داد، قوانین سفت و اجباری جدید مواد مخدر را که مسئول بحران حبس انبوهی است که اکنون با آن روبرو هستیم، تصویب کرد، نفتا را اجرا کرد و صنعت مالی را رها کرد.
جورج دبلیو بوش در سال 2000 55 درصد از آرای سفیدپوستان و تنها 37 درصد از خانواده های اتحادیه را به دست آورد. او یک وکیل متلاشی کننده اتحادیه را به ریاست NLRB و یک وزیر کار ضد کارگری منصوب کرد. او در انتخاب مجدد خود در سال 2004، 58 درصد از آرای سفیدپوستان و 40 درصد از آرای اتحادیه را به دست آورد. واکنش بوش به فاجعه کاترینا در نیواورلئان نشان داد که بسیاری از آمریکایی های آفریقایی تبار احساس می کردند نگرش او در مورد عدالت نژادی است: زندگی سیاه پوستان در نیواورلئان اهمیتی نداشت.
تنها 39 درصد از سفیدپوستان در سال 2008 به اوباما رای دادند، اما 59 درصد از خانواده های اتحادیه به اوباما رای دادند - و تعداد اعضای سفیدپوست اتحادیه در سال 2008 به اوباما رای دادند تا به گور یا کری. این نشان دهنده همبستگی قابل توجه اعضای اتحادیه بود که در انتخاب مجدد وی در سال 2012 تکرار شد.
و از زمان کندی-جانسون به کار بیشترین مدیریت کارگروه پاداش داده شده است. اگرچه قادر به جابجایی قانون انتخاب رایگان کارمندان نیست ، سایر قوانین مهم تصویب شده است: قانون پرداخت عادلانه لیلی لدبتر ، قانون مراقبت مقرون به صرفه (که پوشش را بهبود بخشیده اما به پیشرفت نیاز دارد) ، قانون بهبود و سرمایه گذاری آمریکا و اصلاحات مالی. اداره حمل و نقل هوایی فدرال (FAA) با کنترل کننده های ترافیک هوایی چانه زنی کرد و 40،000 نمایشگر فرودگاه TSA حقوق چانه زنی را به دست آورد. دولت اوباما با استفاده از کار فدرال ، و بودجه جدیدی را به سازمان های حفاظت از کارگران برای تقویت اجرای قانون تشویق کرد.
NLRB اوباما با وکلا با تجربه کار متعهد به مأموریت خود که توانستند روند انتخابات را ساده تر کنند ، فرصت های تاخیر کارفرمایان را کاهش داده و استاندارد جدیدی را برای وضعیت کارفرمای مشترک اتخاذ کرده اند.
با انتخاب دونالد ترامپ ، همه این پیشرفت ها در معرض خطر است.
جمع بندی کردن
در 100 سال گذشته ، لابراتوار توانست قدرت رای گیری خود را به یک محیط سیاسی حمایت کننده اتحادیه فقط در سه دولت-معامله جدید Roosevelt ، دولت کندی-جانسون و دولت اوباما تبدیل کند. هر بار ، کارگری و آمریکایی های آفریقایی آفریقایی با هم رئیس جمهور متعهد به انصاف اقتصادی و عدالت نژادی را انتخاب می کردند. هر رئیس جمهور برای حداقل بخشی از دوره خود ، کنگره دموکراتیک داشت و یک دیوان عالی کشور که قوانین و مقررات مترقی را مسدود نمی کند.
برای انتخاب سیاستمدارانی که قوانینی را ایجاد و اجرا می کنند که سازماندهی را آسان تر می کند ، استانداردهای کار را تقویت می کند و اقتصاد ما را عادلانه تر و فراگیرتر می کند ، ما به ائتلاف های قوی و صادقانه انتخاباتی نیاز داریم. در سال 1976 ، یک چهارم آراء در انتخابات ریاست جمهوری از یک خانواده اتحادیه به دست آمد. امروز ، فقط یک در پنج نفر است. حدود دو سوم اعضای اتحادیه در طی 50 سال گذشته به روسای جمهور دموکرات (از جمله 60 درصد از رای دهندگان اتحادیه سفید) رای داده اند ، اما 85 درصد از آمریکایی های آفریقایی تبار این کار را کردند. جوامع رنگ قوی ترین متحدین ما بوده اند. و اگر می خواهیم آنها از مسائل ما حمایت کنند ، باید از آنها حمایت کنیم.
ایجاد یک محیط قانونی که از حقوق اتحادیه محافظت می کند و از تبعیض جلوگیری می کند به معنای عدم وجود درگیری برای مذاکره نیست. جهان پیچیده است ، و برخی از اصول انصاف به طور گسترده ای نیاز به آشتی دارند. یک نمونه به ویژه خارق العاده شامل اصل فرصت برابر است (هر شخص باید این شانس را داشته باشد که خود را قادر و متعهد باشد) در مقابل اصل ارشد (افرادی که صلاحیت خود را نشان داده اند و تعهد به یک کار را باید پاداش داده شود). این درگیری بالقوه می تواند خود را از طریق فیلتر نژادی ، جنسیتی یا ساده "کارگر جدید" بازی کند.
در یک صنعت یا شغلی که به طور سنتی توسط مردان سفید پوست کار می کند ، مدیریت دارای تعصب عمدی یا ناخودآگاه برای جذب افرادی است که مانند خودشان هستند. کارگران کارخانه جدید اغلب از طریق شبکه های غیررسمی و شخصی کارکنان موجود استخدام می شوند. اینگونه است که تعصب ضمنی (ناخودآگاه) عمل می کند. برای جذب بیشتر افراد رنگی ، مدیریت باید شیوه های استخدام خود را تغییر دهد و دیگر به دوستان یا بستگان کارمندان فعلی ترجیح ندهد. به نیروی کار موجود ، این تغییر می تواند مانند یک مزیت از دست رفته باشد (گزینه اول در استخدام دوستان و خانواده). برای یک کارگر رنگ ، این به نظر می رسد طرفدار و فرصت های مسدود شده است.
امروز ، کارگران اتحادیه با بیشترین سن و سال در بسیاری از شرکت ها هنوز هم از رنگ و مرد سفید پوست و مرد هستند. در این شرایط ، هنگام وقوع اخراج چه اتفاقی می افتد؟طبق اصل ارشد ، این طولانی ترین مدت در کار است. اما اگر مدت زمان طولانی مدت آنها طولانی تر باشد زیرا دیگران به طور سیستماتیک از روند استخدام مستثنی بودند؟کسانی که مجاز به رقابت برای کار نبودند ، به دلیل عدم ورود به این کار مجازات می شوند."آخرین استخدام شده ، اولین اخراج" به این معنی است که مردم به دلیل تاریخ گذشته جامعه تبعیض نژادی مجازات می شوند.
در دوره دشوار پس از رکود اقتصادی بزرگ ، هنگامی که بسیاری از مشاغل ناکام بودند ، مدیریت خواستار سود و دستمزد در مذاکرات قرارداد بود. برخی از آنها یک سیستم "دو لایه" را تحت فشار قرار دادند: کارمندان با طولانی ترین دوره مجاز به حفظ دستمزدها و مزایای قبلی خود بودند ، اما کارگران جدید باید کمتر کار کنند. این ترتیبات همبستگی نیروی کار و تأثیرات دستمزد را که به طور جمعی قراردادهایی را که همه افراد را به طور مساوی پوشش می دهند ، تضعیف می کند ، تضعیف می کند. خبر خوب این است که با محکم تر شدن بازار کار و مذاکره قراردادهای جدید ، اتحادیه ها سخت تلاش کرده اند تا به بسته های دستمزد برابر و سود بازگردند.
ترویج فرصت برابر و اطمینان از اینکه افراد شاغل می توانند به اتحادیه بپیوندند تا آنها را در مورد شغل خود برای اجرای قوانین و استانداردهای کار به نمایش بگذارند ، یک درمان جادویی برای تعصبات نژادی نیست. هنگامی که تعداد مشاغل خوب اتحادیه کاهش می یابد ، رقابت برای این مشاغل افزایش می یابد و تنش هایی را در خطوط نژادی ایجاد می کند. آموزش بهتر افسران پلیس ، پلیس در جامعه و دوربین های بدن مانع از پروفایل نژادی و تهاجم بیش از حد به خشونت توسط هر افسر پلیس نمی شود. راه حل های این مسائل خارق العاده در حالی که ما با یکدیگر صحبت می کنیم ، همدلی رادیکال را تمرین می کنیم و ترس و آرزوهای خود را در محل کار ، در سالن های اتحادیه و محلات خود به اشتراک می گذاریم.
خشونت پلیس علیه سیاهپوستان از زمانی که اولین آفریقایی ها به اینجا آورده شدند ، در آمریکا مشکلی ایجاد کرده است. یک قرن پیش ، خشونت دولتی برای اعتصاب اعضای اتحادیه نیز مشکلی بود.(و برخی از ناظران گفتند که اگر کارگران مورد توجه قرار نگرفتند ، آنها مورد اصابت گلوله قرار نمی گرفتند.) فعالیت های جوان آمریکایی آفریقایی تبار که از سال 2012 با قتل Trayvon Martin 17 ساله آغاز شد ، از همان احساساتی که انگیزه داشت الهام گرفته شداتحادیه های اولیه: "این اشتباه است. ما دیگر این را نمی پذیریم. زندگی ما اهمیت دارد ، و ما حق داریم انتظار بیشتری داشته باشیم. "
هر جنبش موفقیت آمیز اصلاحات اجتماعی در تاریخ آمریکا - از جمله جنبش کارگری - وقتی آمریکایی ها ایستادند و برای آینده ای بهتر با هم جنگیدند. متحد ایستاده ایم.
ترویج فرصت برابر و اطمینان از اینکه افراد شاغل می توانند به اتحادیه بپیوندند تا آنها را در مورد شغل خود برای اجرای قوانین و استانداردهای کار به نمایش بگذارند ، یک درمان جادویی نیست-همه چیز برای تعصبات نژادی عمیق است. هنگامی که تعداد مشاغل خوب اتحادیه کاهش می یابد ، رقابت برای این مشاغل افزایش می یابد و می تواند در خطوط نژادی بازی کند.
آموزش بهتر افسران پلیس ، پلیس در جامعه و دوربین های بدن مانع از پروفایل نژادی و تهاجم بیش از حد به خشونت توسط هر افسر پلیس نمی شود. خشونت پلیس علیه سیاهپوستان از زمانی که اولین آفریقایی ها به اینجا آورده شدند ، در آمریکا مشکلی ایجاد کرده است.(یادآوری این نکته حائز اهمیت است که یک قرن پیش ، خشونت دولت برای اعتصاب اعضای اتحادیه نیز مشکلی بود..) راه حل های این مسائل خارق العاده در حالی که با یکدیگر صحبت می کنیم ، همدلی رادیکال را تمرین می کنیم و ترس و آرزوهای خود را در محل کار ، در سالن های اتحادیه و محلات خود به اشتراک می گذارند.
هر جنبش موفقیت آمیز اصلاحات اجتماعی در تاریخ آمریکا - از جمله جنبش کارگری - وقتی آمریکایی ها ایستادند و برای آینده ای بهتر با هم جنگیدند. فعالیت آمریکایی های جوان آفریقایی تبار که از سال 2012 با کشته شدن Trayvon Martin 17 ساله آغاز شد ، از همان احساساتی که باعث ایجاد انگیزه در اتحادیه های اولیه شد ، الهام گرفته شد: "این اشتباه است. ما دیگر این را نمی پذیریم. زندگی ما اهمیت دارد ، و ما حق داریم انتظار بیشتری داشته باشیم. "
نرم افزار مفید تریدر...
ما را در سایت نرم افزار مفید تریدر دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : احمد شاملو
بازدید : 56
تاريخ : چهارشنبه
27 ارديبهشت
1402 ساعت: 17:38