tor.com

ساخت وبلاگ

داستان های علمی. فانتزیجهان. و موضوعات مرتبط

قوس غیر خطی و غیر باینری بن سیسکو در "Emissary" Deep Space Nine تمام زندگی من را نجات داد

سه شنبه 28 فوریه 2023 10:00 صبح 2 نظر 13 مورد علاقه [+]

تصویر: CBS

رفع فشارخطرناک نیستبیشتر شبیه هوای قدیمی است که طاق را که تازه باز شده است ترک می کند. سیارکیک شهاب سنگ؟نه ، یک دنباله دار! در فضا صدمه دیده است. فضای خالی؟یک پچ خالیاما نوع وصله خالی که باعث می شود بقیه آن به همان اندازه خالی باشند. خالی ، به جز این یک چیز. یک کشتی. از کجا آمده است؟

اوهیک چیز دیگر! یک ایستگاه فضایی

با ورود به صفحه ، انگار روز اول کلاس است. جرات دارد آنجا باشد. در زیر برنج و رشته ها وجود آن را جسارت می کند. یک ایستگاه فضایی ، عنوانی ، همانطور که به زودی با متن مطلع می شوید. آخرین نگه داشتن چیزی در هیچ چیز. این یک سنگریزه است ، و نه به خصوص صاف ، که می خواهد در یک اقیانوس لاغر شود ، اما با آگاهی از ترکیب شبیه برسیا ، می گوید: "من این کار را می کنم!"اما ، "من این کار را می کنم؟" ، و فقط هنگامی که می تواند تأیید کند ، آیا این باعث می شود که برشی که اثبات می کند ، در جزئیات آن ، این یک "من" نیست بلکه یک "ما" است که خستگی ناپذیر برای ساختن آن کار می کندمطمئناً سنگریزه می تواند ، اگر نه همه پرش های خود ، حداقل مورد بعدی باشد.

از آنجا که برای اولین بار پخش شد ، من به طور مرتب در سی ثانیه اول Star Trek: Deep Space Nine 'اعتبارات افتتاحیه ، راحتی عجیبی را تجربه کرده ام.

یک دنباله دار وجود دارد ، یک چیز ترسناک بزرگ که من معمولاً باید Google را تأیید کنم تا تأیید کند که در واقع یک دنباله دار است. یک خلاء وجود دارد ، این احساس که هیچ کس دیگری در آنجا نیست که درک کند. و سپس یک ایستگاه وجود دارد ، که از آنجا که تصور من است ، من هستم. یا امیدوارم که باشمچیزی به اندازه کافی شجاع است که بتواند در برابر همه اینها بایستد.

Star Trek: Deep Space Nine سی سال پیش امسال با خلبان خود ، "Emissary" برتر شد. در آن ، فرمانده بنیامین سیسکو ، یک انسان ، نیمی از Starfleet از یک ایستگاه فضایی که قبلاً Cardassian را به اشتراک می گذارد ، که اکنون با باژرهای یک بار پر فشار و وحشتناک آسیب دیده به همراه یک محاصره وزوز فرنی که با برخی قانع کننده ها ، از پاک بودن آن پاک می شود ، به ارث می برد. پنجاه پنجاه. در حالی که این زمین آسانسور کوتاه جنبه های دیگر تنوع شکوهمند Deep Space Nine را از بین می برد - یک تغییر دهنده ، یک تریل و مورد علاقه من ، یک لوریان ظاهراً تند و زننده در میان آن - به اندازه کافی پایه ای را برای صحبت در مورد سوال اصلی این قسمت خاص فراهم می کند: بن سیسکو از همه آن چیست؟

نیمه اول قسمت از ویژگی ها نشان می دهد که ناتوانی سیسکو در قرار گرفتن در گزینه های باینری Starfleet است ، در عوض "بین" که موسسه فرماندهی وی را نادیده می گیرد ، انتخاب می کند. به همین ترتیب ، فدراسیون با تأثیر سلسله مراتب رتبه خود هژمونیک می شود ، سیسکو را به یک انتخاب یا دیگری تبدیل می کند ، معمولاً بسیار به ناراحتی او. در ابتدا ، سیسکو نمی داند که آیا او می خواهد تکلیف Deep Space Nine را یاری که در ازای کاهش احتمالاً سقف بر روی پتانسیل خود ، ثبات بیشتری را ارائه می دهد. در نتیجه ، Starfleet برای او انتخاب می کند ، و آنها او را به ایستگاه فضایی سفارش می دهند ، اگر به هیچ دلیل دیگری جز پر کردن جای خالی در یک کار سخت. بعداً ، سیسکو نمی خواهد با ژان لوک پیکارد ، کاپیتان مورد نیاز خود ملاقات کند که به عنوان لوکوتوس همسر خود را به قتل رساند ، اما او برای جلوگیری از آن رتبه لازم را ندارد ، بنابراین او این جلسه را می گیرد ، نه به این دلیل که می خواهد، اما از آنجا که او اکنون می داند که او امتحان فدراسیون را می گیرد ، که برای آن هر سؤالی فقط دو انتخاب دارد: (الف) سفارشات را دنبال کنید ، یا (ب) استعفا دهید. حتی لباس های موجود در سه چهارم اول خلبان ، تداوم یک باینری را برانگیخته است: خدمه فدراسیون یکی از دو لباس را پوشیده اند ، تونیک های با زردی سیاه که اغلب در Star Trek دیده می شوند: نسل بعدی یا لباس های پرشور تقسیم شده که در آن رایج می شوندفصل های ابتدایی Star Trek: Deep Space Nine و Altry Star Trek: Voyager.

Deep Space Nine, Emissary

این باینری Starfleet Take-it-y-Eave-It حتی از قسمت گذشته و به روشی که طرفداران در مورد Star Trek: Deep Space Nine در زمان نمایش برتر آن صحبت کردند ، آشکار می شود. همانطور که توسط مستند آنچه را که ما پشت سر می گذاریم ، ضبط شده است ، نامه های اولیه فن شامل انتقاداتی بود که Deep Space Nine به نوعی Star Trek نبود ، گویی Star Trek بخشی از یک باینری است که چیزی یا وجود دارد یا نیست. یکی از این نامه ها ، که توسط بازدید کننده Nana Deep Space Nana و Colm Meaney خوانده شده است ، گفت: "تمام ایده Star Trek این ایده است که آنها می توانند در حال کاوش در دنیای عجیب و غریب جدید باشند و به جایی بروند که هیچ کس قبلاً نرفته باشد ، نه در اطرافایستگاه فضایی در مورد احساسات آنها صحبت می کند. "این فرض می کند خصوصیاتی وجود دارد که روایت "Star Trek" را می سازند ، معیارهایی مانند حرکت فعال مداوم در یک سفینه فضایی و عدم گفتمان عاطفی ، و اگر متنی نتواند آن جعبه ها را چک کند ، احتمالاً نمی تواند بخشی از آن محسوب شودحق رای دادنگزینه سوم وجود ندارد.

هیچ گزینه نهم وجود ندارد. هیچ گزینه ای وجود ندارد که از شمارش همه در کنار هم مخالفت کند. هیچ جایی ، چه در متن و چه در خارج از آن ، برای آنچه که بنیامین سیسکو به آن احتیاج دارد وجود ندارد. و من میدانم. من هم به آن احتیاج داشتم

افسردگی. در پانزده سالگی ، این کلمه ای نیست که من می دانستم. یا حداقل ، نه کسی که من می دانستم برای خودم درخواست کنم. به همین ترتیب ، من نمی توانم کمک کنم اما من خودم را به فکر این فکر می کنم که بد نیست. بعضی اوقات ، آن دسته از ما که زادگاه های کوچکتر را برای شهرهای بزرگ ترک کرده ایم از کسانی که تصمیم به ماندن گرفتند تعجب می کنند ، اما من آن را دریافت می کنم. راحتی در دانستن نقشه به الیاف آن وجود دارد. شما هرگز لازم نیست که خلاء اطراف ایستگاه فضایی را ببینید. ایستگاه همه چیز در آنجاست. هیچ خارج وجود ندارد و مطمئناً خالی نیست. من زادگاه خود را - Knoxville ، تنسی - در پانزده سالگی ترک کردم. این انتخاب من نبود. در پانزده سالگی ، شما به آنجا می روید که والدین خود را می روند. یا حداقل ، من این کار را کردم. در پانزده سالگی ، زادگاهم را با مغزی پر از Star Trek: Deep Space Nine ترک کردم. بنابراین ، هنگامی که خانه جدید من ، نیویورک سیتی ، پس از دوازده ساعت اتومبیل سواری در شمال ، به چشم آمد ، من دیدم که بن سیسکو در "امیزاری" می دید: تکلیفی که هرگز از آن خواسته نشده بود. اما انتخاب واضح بود: (الف) به جایی بروید که کسانی که به آنها وابسته هستند ، شما را می برند ، یا (ب) آن را به تنهایی خطر می کنند. در پانزده سالگی. بنابراین من رفتم. این 9/9/2001 بود.

دنباله دارخالی. ایستگاه فضایی.

Deep Space Nine, Emissary

همه اینها همان چیزی است که باعث می شود راهب Bajoran در تفرجگاه Deep Space Nine در "Emissary" بسیار انقلابی باشد. او ظاهر می شود و سیسکو را وادار می کند که وارد معبد شود. راهب می گوید: "پیامبران در انتظار شما هستند."این در پاشنه های یک سری از سفارشات Starfleet است که دوره زندگی سیسکو را دیکته کرده است. با این وجود ، سیسکو جواب باینری بله/خیر را ارائه نمی دهد. در عوض ، او می گوید ، "یک بار دیگر ، شاید."به احتمال زیاد که از یک مکان ادب ناشی می شود ، پاسخ هنوز شخصیتی را نشان می دهد که برای آینده باز است که حاوی بسیاری از گزینه ها است ، نه فقط آنهایی که Starfleet به طور موثری برای او گذاشته است. با شنیدن این ، راهب نمی گوید "خوب" یا "نه ، شما باید اکنون بیایید."او سخنان سیسکو را به او تکرار می کند: "بار دیگر."در حین نشان دادن توافق ، این یک روش خاص برای تأیید پاسخ سیسکو است. در اینجا ، راهب همچنین به سیسکو اجازه می دهد که به عنوان یک باشد ، و هیچ چیز دیگری فراتر از سخنان او اضافه نمی شود. البته ، این به این دلیل است که راهب حداقل از اهمیت سیسکو به عنوان امور برخوردار است ، اما ، از طریق لنزهای انتخاب باینری ، این مکان اولیه است که یک نگاه اجمالی از "بین المللی" به جهان دعوت می شوداز طریق یک تعامل مقدس.

این به این معنا نیست که ، از این نقطه به بعد ، سیسکو مسیر خود را جعل می کند و باینری های Starfleet را به باد می اندازد. او هنوز آنجا نیست. اگرچه او آن را در آن زمان نمی داند ، اما به کای اوپاکا نیاز دارد تا او را به سمت داخل هدایت کند. این اوست که می داند که سیسکو تمام ابزارهای موجود را در اختیار دارد ، در موجودات مختلف که همزمان زندگی می کند ، از رودخانه Starfleet شکایت می کند ، که رپیدهای او را همچنان از طریق یک سری چنگال پاره می کند که هر بار او را کمتر از گذشته برآورده می کند. هنگامی که کای Sisko را به پیامبران راهنمایی می کند ، او در سفری قرار می گیرد که یک گزینه را علیه دیگری انتخاب کند ، بلکه به دیدن اینکه "بین بین" Sisko چنان قصد دارد در واقع بسیاری از افراد را در آغوش بگیرد.

بنابراین ، جای تعجب نیست که چرخش مرکزی قسمت در داخل کرم چاله اتفاق می افتد ، فضایی که با تعریف "بین" است. این بخشی از باینری "اینجا" یا "آنجا" نیست. این جایی است که ، دقیقاً مانند "خفاش سیسکو" ، نباید بتواند فرود بیاید-اما سیسکو می تواند. در کرم چاله ، انبیا دوباره با سیسکو صحبت می کنند ، در تلاش برای ایجاد سمیت یک موجود خطی. در این گفتگوی فلسفی است که می بینیم سیسکو عشق او به مجموعه ای از گزینه ها را که ریشه در بیس بال دارد ، تشخیص می دهد. سیسکو می گوید: "هر بار که این توپ را پرتاب می کنم ، صد اتفاق مختلف می تواند در یک بازی اتفاق بیفتد ... نکته این است که شما هرگز نمی دانید ... در پایان ، پرتاب یک زمین پس از دیگری و دیدن آنچه اتفاق می افتد پایین می آید."این قیاس ، گرچه در رمانیزه کردن بیس بال کاملاً سالم است ، کاملاً به کاتارز کامل Sisko نمی رسد. شکستن باینری با اضافه کردن گزینه های بیشتر فقط به طور سطحی کار را در دست می گیرد. چنین برچیدن هنگامی اتفاق می افتد که ما در خارج از لحظات زندگی/مرگ ایستاده ایم ، خود/دیگری ، بزرگ/کوچک بر روی بافت همبند بین آن و همه چیز ، همان پل هایی که اغلب برای ما نامرئی هستند ، و این را می بینیم که اینها را می بینیم. نکات درک شده هم زندگی و هم مرگ ، خود و دیگری ، بزرگ و کوچک است و ما قادر به حاوی هر دو باینری و همه غیر دوتایی هستیم. از درون کرم چاله ، سیسکو پیامبران را به داربست در اطراف مهمترین لحظه زندگی/مرگ خود می برد - از دست دادن همسرش ، جنیفر - فقط برای یادگیری اینکه او در واقع در آنجا وجود دارد ، و همچنین در زمان حال ، و همچنیناین ، شاید ، Sisko از حال حاضر می تواند Sisko از گذشته را پرورش دهد.

بازتابمن هم آنجا زندگی می کنمدو روز بعد. 11/11/2001. در آن روز "جنیفر" برای من وجود نداشت. یا در برج های دوقلوی یا هر جای دیگر ، خوشبختانه. اما این به معنای این نیست که ضرر نداشته باشد. دو روز قبل ، خانه من تغییر کرد. دو روز قبل ، دنیای من از یک عمر دوستان و آشنایی با دو والدینی که مانند Starfleet به بن سیسکو بودند ، چیزی را که من هر دو شبیه آن بودند و رد کردم ، کاهش یافته است. کار وجود داشت ، اما قرار بود کار قابل فهم باشد. در تاریخ 11 سپتامبر ، کار غیرقابل درک شد. منظور من این نیست که انتزاعی را ضرر و زیان داشته باشم که بسیار مشخص بوده و بسیار مشخص است. این می تواند از نظر زندگی انسان اندازه گیری شود. اما ، در مورد من ، ضرر نیز وجودی بود. این منجر به سه سال سکوت شد زیرا من می دانستم که "بین" من می دانستم که باید آنجا باشد ، اما ساختار اطراف من مناسب نبود. من به آنجا رفتم که تقریباً هر کسی با اقتدار بیشتر به من گفت که بروم. حتی وقتی دو روز وارد بیست سالگی شدم و شوک قتل عام دو روز بعد از اینکه دنیای شناخته شده ام را به اندازه کافی پوشیدم تا به من اجازه صحبت و ایجاد ارتباطات معنی دار را بدهم ، هنوز هم مانند یک ماریونت در انتهای رشته ها احساس می کردم که به اندازه کافی قدرتمند استملودی افتتاح Star Trek: Deep Space Nine ، وجود من را جسارت نمی کند بلکه کنترل آن را کنترل می کند.

دنباله دارخالی. ایستگاه فضایی. من؟

Deep Space Nine, Emissary

سیسکو پس از انتقال پیامبران به صحنه مرگ همسرش در داخل کرم چاله ، اعتراف می کند که "من هر بار که چشمانم را می بندم ، او را اینگونه می بینم. در تاریکی ، در چشمان چشم ، او را اینگونه می بینم. "پس از آن است که پیامبر به عنوان جنیفر به سیسکو می گوید که هیچ چیز از تجربه شخصی به او کمک نکرد تا برای این نتیجه خاص آماده شود. و ، نه ، هیچ کاری نکرد ، به همین دلیل سیسکو در آن لحظه وجود دارد. این خیانت می کند که بازی آزمایشی بیس بال سیسکو فکر می کند که او زندگی می کند. به خطی خیانت می کند. پاسخ این نیست که همه اینها را بالا ببرید و آن را دور بیندازید. این به سادگی است. خارج شدن. دانستن اینکه وجود فقط غیر خطی نیست بلکه غیر باینری است. سیسکو ، مانند همه انسانها ، حاوی توانایی وجود در بسیاری از گذشته ها ، انتخاب ها و آینده است. همه این موجودات می توانند به یکدیگر اطلاع دهند. ما در شکاف های تاریک و گمانه زنی های امیدوار وجود داریم ، و شما مانند هر متل 6 خوب ، چراغی را برای شما به جا می گذارید. با توجه به این واقعیت است که اسکریپت "امور" به پرانتتیک یادآوری می کند: "و [Sisko] سرانجام شروع به اندوه و غم و اندوه می کند."

روشناییداخل کرم چاله روشن است. شاید به این دلیل که باید مکانهای بسیار تاریک را روشن کند. بیست و دو سال پیش احساس می کنید که مدتها قبل احساس می شود ، اما ، به من که هنوز در آنجا است ، فوری است. از آنجا که من نیز در خود امروز هستم ، آنها هر وقت سعی می کنم مردم را بخوانم یا تعطیل می شوم یا عادات متنوعی را انجام می دهم که برای آن شخص ضروری است. بخشی از روند من اکنون تلاش و سنتز بهترین خصوصیات آنها - طبیعت متفکر ، کنجکاوی آنها ، موسیقی آرام آنها - با سایر مواردی است که از آن زمان رشد کرده اند ، و هنوز هنوز وارد نشده اند. همچنین این است که اجازه دهید موجودات فراتر از آن آسایش ، به آن بگویید که آنچه که یک بار مانند چنین "بین" کوچک "احساس می شود به یک زندگی کامل غیر باینری تبدیل شده است که با هر گره جدیدی که در شبکه خود ایجاد می کند احساس کامل تر می کندبشراین به این معنا نیست که من در سفر به مثبت بودن سمی هستم ، و فقط برای اینکه لبخند بر چهره خود بمانم ، از غم و اندوه غیر فرآوری شده آسفالت می کنم. در حقیقت ، درس های کرم چاله با طراحی با این کار مبارزه می کند. سمیت مثبت بودن در خطی بودن آن استوار است ، به روشی که ما به سمت شیرینی ساکارین سوق می دهیم که گویی هنوز قطعاتی از ما وجود ندارد که هنوز موجودات معتبر در تروما زندگی کنیم. این جایی نیست که پیامبران سیسکو یا من را رهبری می کنند. این به سمت فراموشی نیست ، اما به معنای جینگویستی نیست. در عوض ، حفظ از خود ماست که هنوز به ما احتیاج دارند.

دنباله دارخالی. ایستگاه فضایی. من

Deep Space Nine opening credits

دوستان. 2023 به آن نیاز دارد. از سال 2016 به بعد ، من یک سری از هدایای کریسمس فیل سفید را دریافت کردم - حرکت ، توت ، مانند - که همه می گویند انواع مختلفی از: "بدترین سال". هر سال. و این منطقی است: اقتدارگرایی جرسی شده ، یک بیماری همه گیر جهانی ، غوطه وری در سلامت تولید مثل ، حمله به زندگی ترانس ، حملات به زندگی سیاه ، حملات به زندگی یهودیان ، حمله به تقاطع آن زندگی و خیلی موارد دیگر. این زمانی است که به طور واضح دوست داریم جلوی دیدن جنیفر را بگیریم. اما همانطور که ما به جلو حرکت نمی کنیم بلکه به بیرون حرکت می کنیم ، قوس غیر خطی و غیرینیکی سیسکو در "emissary" می تواند کمک کند. این می تواند به ما یادآوری کند که ما خودمان را اینجا می گذاریم و خودمان را به جلو می بریم. ما قبل از همه اینها وجود داریم ، نه در یک پاپ Funko! از یک شخصیت دلتنگی ، اما در آن خود که هنوز زنده مانده است تا به خودشان افتخار کنیم که از آن رشد کرده اند. ما اینجا هستیم ، اما ما در اینجا گیر نکرده ایم ، زیرا ما نیز در همه جای دیگر هستیم.

بزرگنمایی کنید که توسط 7. 888 میلیارد نفر ، جدیدترین محاسبه جمعیت زمین ، و این یک بی نهایت از مکان ها است. اگر مقیاس آن دلهره آور به نظر می رسد ، اشکالی ندارد."Emissary" نیز می تواند به آنجا کمک کند. عمل نهایی این قسمت ، هنگامی که سیسکو خطی درک شده خود را از بین برد ، پر از ترکیب ارگانیک است. یک کشتی فدراسیون یک کشتی جنگی کارداسیان دشمن را از کرم چاله بیرون می کشد. سیسکو و پیکارد دستان خود را تکان می دهند و برخی از صلح را پیدا می کنند. اتصالات در بین خدمه شکل می گیرد. حتی لباس های Starfleet ، که یک بار به یک باینری "جدید" و "قدیمی" جدا شده اند ، اکنون به عنوان یکی هستند. تمایل به خود داشته باشید ، و بقیه از آنجا آشکار می شوند. این کار این اطمینان را ایجاد می کند که بسیاری از شما در داخل شما تشویق می کنید و فضایی را برای شما در "خفاش ها" نگه می دارد که از آن عشق بیشتری به وجود می آورد. با انجام این کار ، برای سیسکو و برای ما ، نتیجه یک دست کشیده ساده است ، و به دنبال دستهای کشیده دیگری است که جرات حضور در آنجا را دارند ، هرگز از ترس از پایان دادن به پایان دادن ، همانطور که "امور" بر بیضی می کند.

دنباله دارخالی. ایستگاه فضایی. من

جاناتان الکساندراتوس (آنها/آنها) نویسنده و Trekkie مستقر در شهر نیویورک است. کار آنها در درجه اول روی اسباب بازی ها و روش های عملکرد آنها به عنوان متن متمرکز است.

اشتراک گذاری:

  • برای به اشتراک گذاشتن در فیس بوک کلیک کنید (در پنجره جدید باز می شود)
  • برای به اشتراک گذاری در توییتر کلیک کنید (در پنجره جدید باز می شود)
  • برای به اشتراک گذاشتن در Tumblr کلیک کنید (در پنجره جدید باز می شود)
  • برای به اشتراک گذاشتن در Pinterest کلیک کنید (در پنجره جدید باز می شود)
نرم افزار مفید تریدر...
ما را در سایت نرم افزار مفید تریدر دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : احمد شاملو بازدید : 49 تاريخ : چهارشنبه 27 ارديبهشت 1402 ساعت: 15:20