شما نمی توانید برنامه های استراتژیک خود را ارائه دهید اگر کاملاً شفاف نیستید که دقیقاً می خواهید به آن دست یابید و به نوبه خود ، برای دستیابی به این اهداف ، چه مناطقی از تجارت خود را باید روی آن تمرکز کنید. با گذشت سالها با شرکت ها و دولت ها برای تدوین استراتژی های موفق ، با ارزش ترین ابزار استراتژی یک روش واضح و مختصر است-ترجیحاً یک سند تک صفحه ای که کاملاً هر کسی در این شرکت می تواند به راحتی درک کند.

برای کمک به مشاغل ایجاد استراتژی یک صفحه ای خود ، من هیئت استراتژی هوشمند را توسعه داده ام. این تقسیم به شش بخش ساده است که شش حوزه مهم را تشکیل می دهند که هر استراتژی تجاری باید آن را پوشش دهد.

بیایید به نوبه خود به هر بخش نگاه کنیم:
1. هدف شما
در این بخش ، شما باید صحنه را تنظیم کرده و زمینه ای برای استراتژی خود فراهم کنید با بیان ساده ، دقیقاً همان چیزی که تجارت شما قصد دستیابی به آن را دارد. یک روش خوب برای انجام این کار با قرار دادن هدف و اظهارات جاه طلبی شماست. این دو جمله متفاوت است که کارهای مختلف را انجام می دهد.
بیانیه هدف (یا مأموریت) شما باید یک جمله ساده و ساده باشد که به طور مرتب چرا تجارت شما وجود دارد. همانطور که از نام آن پیداست ، به این سؤال پاسخ می دهد ، "هدف ما چیست؟"بیانیه ماموریت معمولاً برای استفاده داخلی در نظر گرفته شده است. این اهداف شرکت شما را با هم ارتباط می دهد ، به ذینفعان داخلی انگیزه می دهد و تعریف می کند که موفقیت برای شرکت شما چگونه است. این شامل مخاطب هدف شما ، چه خدماتی یا محصولاتی است که شما ارائه می دهید و چه چیزی پیشنهاد شما را منحصر به فرد می کند.
یک بیانیه جاه طلبی (یا چشم انداز) آنچه را که سازمان می خواهد در آینده به دست آورد ، تعیین می کند ، مقصد را که شرکت در آن قرار دارد ، بیان می کند. بیانیه بینایی در دسترس هم برای ذینفعان داخلی و هم خارجی ، جاه طلبی های شما را به روشی الهام بخش بیان می کند. یک بیانیه دید خوب باید به کارمندان الهام بخش باشد تا به بهترین وجه خود عمل کنند ، به مشتریان الهام بخش باشند تا شما را نسبت به رقبای خود انتخاب کنند و از سهامداران الهام بگیرند تا در این تجارت سرمایه گذاری کنند.
2. مشتریان شما
این بخش در مورد درک مشتریان شما ، به طور خاص است: آنچه شما قبلاً در مورد آنها می دانید ، آنچه را که هنوز نمی دانید ، و آنچه را که باید بدانید که آیا می خواهید استراتژی خود را با موفقیت ارائه دهید ، می دانید.
این در دو رشته اصلی قرار می گیرد: بازار هدف شما و گزاره ارزش شما.
ابتدا باید مشخص کنید که بازار هدف شما چه کسی است. به عنوان مثال ، آیا شما یک بخش خاص ، منطقه جغرافیایی یا جمعیتی را هدف قرار می دهید؟برای بهبود شانس موفقیت خود ، دقیقاً آنچه را که باید در مورد بازار هدف بدانید تعریف کنید.
در مرحله بعد شما باید گزاره ارزش خود را روشن کنید ، این بدان معنی است که شما بازار هدف خود را ارائه می دهید. در اصل ، شما باید تعریف کنید که چرا مشتریان شما را انتخاب می کنند. آیا این به دلیل کیفیت ، نوآوری ، خدمات به مشتری ، قیمت یا چیز دیگری است؟
3. امور مالی شما
در این بخش ، شما باید اهداف مالی و جاه طلبی های شرکت را به روشنی تعیین کنید. مدل تجاری شما چیست؟استراتژی شما چگونه درآمد ایجاد می کند؟اهداف خاص درآمد شما چیست؟در مورد سود ، جریان نقدی و اهداف رشد چیست؟همچنین ، باید در نظر بگیرید که چگونه می خواهید استراتژی خود را تأمین کنید. این مهم است که شما بودجه لازم برای دیدن صحیح استراتژی خود را داشته باشید.
این بخش به طور طبیعی از پانل "مشتری" پیروی می کند ، زیرا پایین آمدن بازار و گزاره ارزش شما به شما کمک می کند دقیقاً نحوه رشد و سود درآمد را تعریف کنید.
4. عملیات شما
در اینجا شما باید عملکرد خود یا مواردی را که برای تمرکز در داخل کشور باید با دقت در نظر بگیرید و اگر بتوانید استراتژی خود را ارائه دهید ، واقعاً خوب باشید. این بخش به دو بخش تقسیم می شود: شرکا و شایستگی های اصلی.
با تعریف شرکا ، توزیع کنندگان ، تأمین کنندگان یا طرفهای دیگر برای ارائه استراتژی شما شروع کنید. آیا قبلاً با این شرکا کار می کنید یا باید رابطه را از ابتدا ایجاد کنید؟اگر قبلاً با آنها کار می کنید ، رابطه سالم است؟اگر قبلاً با آنها کار نمی کنید ، چگونه می توانید آن رابطه را تشکیل دهید؟
سپس به صلاحیت های داخلی خود از نظر شایستگی هایی که سازمان شما برای اجرای موفقیت آمیز استراتژی نیاز دارد ، به صلاحیت های داخلی خود نگاه کنید. تعریف کنید که آیا در صلاحیت های شما شکاف وجود دارد و در این صورت ، چگونه قصد پر کردن آنها را دارید. همچنین در صورت دستیابی به اهداف خود ، بررسی کنید که سیستم ها و فرایندها باید تغییر یا بهبود پیدا کنند.
5. منابع شما
هدف از این بخش تعریف دقیقاً منابع مورد نیاز شما در صورت اجرای صحیح استراتژی خود است. این شامل سیستم ها و داده ها ، زیرساخت ها ، افراد ، استعداد و فرهنگ است. و ارزش و رهبری.
این بدان معناست که شما باید تعدادی سؤال را با دقت در نظر بگیرید. به عنوان مثال ، به چه سیستم ها و داده های IT نیاز دارید؟به چه زیرساختی - ملک ، ماشین آلات یا گیاه - نیاز دارید؟نیازهای شما از نظر استعداد و افراد چیست؟آیا افراد مناسبی دارید و اگر اینطور نیست ، چگونه می توانید آنها را پیدا کنید؟آیا قصد دارید کارمندان فعلی خود را آموزش دهید یا افراد جدیدی را استخدام کنید؟و سرانجام ، فرهنگ کلیدی و تحویل رهبری که به این استراتژی اجازه موفقیت می دهند چیست؟
6. رقابت و خطرات شما
این بخش غالباً از اسناد استراتژی مفقود می شود ، اما این یک تهدید اساسی است که اکثر سازمان ها هنگام اجرای استراتژی های خود با آن روبرو هستند. بنابراین ، در این پانل ، باید در نظر بگیرید که در هنگام کار برای ارائه استراتژی خود با چه رقمی روبرو خواهید شد و چه خطراتی را در طول مسیر با آن روبرو می کنید.
از خود بپرسید ، رقابت اصلی شما کیست و چرا؟چه عوامل خارجی ممکن است موفقیت شما را تهدید کند ، خواه بازار خاص ، نظارتی ، مشتری یا رقابت باشد؟خطرات داخلی ، عملیاتی یا استعدادی که با آن روبرو هستید چیست؟آگاهی از این تهدیدها قبل از شروع استراتژی خود بهترین راه برای کاهش علیه آنها است.
به یاد داشته باشید ، استراتژی لازم نیست که برای مؤثر بودن پیچیده باشد. در حقیقت ، درک آن آسان تر است ، احتمال موفقیت بیشتر خواهد بود. بنابراین من از همه شرکت ها می خواهم که رویکرد یک صفحه ای را امتحان کنند و صفحه استراتژی هوشمند خود را ایجاد کنند.
نرم افزار مفید تریدر...
ما را در سایت نرم افزار مفید تریدر دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : احمد شاملو
بازدید : 39
تاريخ : شنبه
9 ارديبهشت
1402 ساعت: 16:38