جاده ابریشم قاره آسیا را در بر داشت و نوعی اقتصاد جهانی را نشان می داد که جهان شناخته شده کوچکتر اما عبور از امروزه دشوار بود. شبکه ای از مسیرهای تجاری عمدتا زمین اما همچنین تجارت دریایی ، جاده ابریشم از چین به کره و ژاپن در شرق امتداد داشت و چین را از طریق آسیای میانه به هند در جنوب و ترکیه و ایتالیا در غرب متصل کرد. سیستم جاده ابریشم بیش از 2،000 سال وجود داشته است که مسیرهای خاص با گذشت زمان تغییر می کند. برای هزاره ، ابریشم بسیار با ارزش ، پنبه ، پشم ، شیشه ، جید ، لاپیس لازولی ، طلا ، نقره ، نمک ، ادویه جات ترشی جات ، چای ، داروهای گیاهی ، غذاهای گیاهی ، میوه ، گل ، اسبها ، سازهای موسیقی و ایده های معماری ، فلسفی و مذهبیآن مسیرها را طی کرد. خود جاده ها به طور کلی در وضعیت نامناسب قرار داشتند. مسافران در کاروان ها مجبور بودند بیابانهای تاریک ، کوههای مرتفع ، گرمای شدید و سرما را شجاع کنند. آنها مجبور بودند با راهزنان و مهاجمان ، حبس ، گرسنگی و سایر اشکال محرومیت روبرو شوند. کسانی که از طریق دریا می روند ، عدم قطعیت های آب و هوا ، کشتی های ساخته شده ضعیف و دزدان دریایی را شجاع می کردند. با این وجود از آنجا که کالاها و ایده ها تقاضای زیادی داشتند و به قیمت های بالا ، پاداش های مودبانه یا فواید معنوی فرمان می دادند ، آنها ارزش حمل و نقل مسافت های بزرگ را داشتند.
از آنجا که مفهوم "Seidenstrassen" یا "جاده های ابریشم" برای اولین بار توسط زمین شناس آلمانی و کاوشگر بارون فردیناند فون ریچتوفن در سال 1877 اختراع شد ، "جاده ابریشم" به عنوان استعاره ای از تعویض فرهنگی اروپایی و آسیا استفاده شده است. در حالی که تا حد زیادی تجاری بود ، جاده ابریشم وسیله نقلیه را برای انواع تبادل خلاق بین مردمان و فرهنگ های فوق العاده متنوع فراهم می کرد.
با توجه به معنای نمادین Silk Road در اشتراک و تبادل ، تا حدودی پارادوکسیکال است که تمایل به کنترل کالای نامشخص آن ، ابریشم ، بسیار قوی بود. چینی های باستان قرن ها از راز تولید ابریشم محافظت می کردند. ترکهای عثمانی و پارسیان با جنگ بر سر آن جنگیدند. انگلیسی و فرانسوی برای محدود کردن بازارهای خود به رقابت پرداختند. اما علیرغم چنین تلاشهایی ، ابریشم با سهولت چشمگیر در سراسر کره زمین حرکت کرد و وسیله ای برای خلاقیت فرهنگی در هر کجا که می رفت ، بود. میزان وام و انتخاب تکنیک ها و الگوهای ، اختراع و کشف کاربردها و سبک ها باورنکردنی است. هر فرهنگی که ابریشم را لمس می کرد ، به زینت بشریت خود افزود.
و ابریشم در همه جا ظاهر می شود - در کشتی های وایکینگ قرون وسطایی که از قسطنطنیه قایقرانی می کنند و به عنوان کرچی های هند (باندانا ، از باندانا) در اطراف گردن کابوی ها در غرب آمریکا. اصطلاحات مورد استفاده برای ابریشم تاریخ و تأثیرات آن را نشان می دهد. ابریشم Damask ، با اشاره به سبک دمشق ، سوریه ، در واقع در اصل چینی است. ابریشم chinoiserie چینی نیست بلکه یک تقلید اروپایی از سبک چینی است. مارتا واشنگتن لباس ای از ابریشم ویرجینیا را برای افتتاح همسرش پوشید و بومیان آمریکایی گلدوزی ابریشمی را برای تزئین پوشاک سنتی یاد گرفتند. در قرن نوزدهم پاترسون ، نیوجرسی ، از همه مکان ، خود را "شهر ابریشم" اعلام کرد.
چه چیز خاصی در مورد ابریشم است؟چگونه در سراسر جهان پیش رفت و تمدن های متنوع را برای هزاره ها به هم وصل کرد؟و اهمیت فعلی جاده ابریشم چیست؟
کشت ابریشم چینی
کشت و تولید ابریشم چنان فرآیند خارق العاده ای است که به راحتی می توان فهمید که چرا اختراع آن افسانه ای بوده و کشف آن بسیاری از کسانی که به دنبال اسرار آن بودند ، فراتر رفت. تولید اصلی ابریشم در چین اغلب به Fo Xi ، امپراتور که شروع به پرورش کرم های ابریشم و کشت درختان توت برای تغذیه آنها می کند ، نسبت داده می شود. شی لینگشی ، همسر امپراتور زرد که سلطنت آن از سال 2677 تا 2597 B. C. E. است ، به عنوان بانوی افسانه ای کرم های ابریشم به دلیل تهیه روش برای آشکار کردن پیله ها و بازگشت به رشته ابریشم در نظر گرفته می شود. یافته های باستان شناسی از این دوره شامل پارچه ابریشمی از استان جنوب شرقی ژجیانگ است که به حدود 3000 B. C. E. و یک پیله ابریشمی از دره رودخانه زرد در شمال چین به حدود 2500 B. C. E. با این حال قطعات پارچه ابریشمی و یک فنجان حک شده با طراحی کرم ابریشم از دره یانگزی در جنوب چین به حدود 40005000 B. C. E. نشان می دهد که پرورش فرهنگ ، فرایند ساخت ابریشم ، ممکن است منشأ قبلی را از آنچه توسط افسانه پیشنهاد شده است ، داشته باشد.
بسیاری از حشرات از سراسر جهان - و عنکبوت ها نیز ابریشم تولید می کنند. یکی از انواع بومی چینی کرم ابریشم با نام علمی Bombyx Mori منحصر به فرد برای تولید ابریشم فوق العاده با کیفیت بالا است. این کرم ابریشم ، که در واقع یک کاترپیلار است ، شکل بزرگسالان را به عنوان یک پروانه کور و بدون پرواز که بلافاصله جفت می شود ، می گیرد ، در یک دوره چهار تا شش روز حدود 400 تخم می گذارد و سپس ناگهان می میرد. تخم مرغ ها باید در دمای گرم نگه داشته شوند تا بتوانند به عنوان کرم های ابریشم یا کاترپیلارها تخم ریزی کنند. هنگامی که آنها تخم می زنند ، در لایه هایی از سینی ها جمع می شوند و به برگهای خرد شده توت سفید برای خوردن غذا داده می شوند. آنها در طول روز به مدت چهار یا پنج هفته غذا می خورند و در حدود 10،000 برابر وزن اصلی خود رشد می کنند. هنگامی که به اندازه کافی بزرگ باشد ، یک کرم ژل مایع را از طریق غدد خود تولید می کند که به یک رشته مانند نخ خشک می شود ، در اطراف کرم پیچیده می شود و در طی سه یا چهار روز یک پیله تشکیل می دهد. ویژگی شگفت انگیز Bombyx Mori این است که رشته آن ، به طور کلی در محدوده 3001،000 یارد - و گاهی اوقات یک مایل - طولانی است ، بسیار قوی است و می تواند بدون استفاده باشد. برای انجام این کار ، پیله برای اولین بار جوشانده می شود. این توله سگ ها را در داخل می کشد و رزین لثه یا سرامین را که پیله را در کنار هم نگه می دارد ، حل می کند. سپس پیله ها ممکن است در آب گرم خیس شده و بدون محاصره برای ذخیره سازی ، فروش و حمل و نقل خشک شوند. چندین رشته برای تشکیل یک نخ ابریشم و زخم بر روی حلقه ترکیب شده اند. یک اونس تخم مرغ کرم هایی تولید می کند که به یک تن برگ برای خوردن نیاز دارند و منجر به حدود 12 پوند ابریشم خام می شود. نخ های ابریشمی ممکن است با هم چرخانده شوند ، غالباً با نخ های دیگر ، رنگ شده و بافته شده بر روی انواع محصولات. برای تهیه یک پوند ابریشم مورد نیاز برای لباس ، حدود 2،0003،000 پیله طول می کشد. برای یک گردنبند حدود 150 پیله مورد نیاز است. چینی ها به طور سنتی تخم ها را در طول بهار انکوبه می کردند و به عنوان درختان توت به برگ می روند. فرهنگ سازی در چین به طور سنتی تابوها و آیین هایی را برای سلامتی و فراوانی کرم های ابریشم طراحی کرده است. به طور معمول ، تولید ابریشم کار زنان بود. در حال حاضر ، حدود 10 میلیون چینی در ساخت ابریشم خام شرکت می کنند و سالانه 60،000 تن حدود 60،000 تن تولید می کنند - تقریباً نیمی از تولید جهان. ابریشم هنوز نسبتاً نادر است و بنابراین گران است. در نظر بگیرید که ابریشم تنها 0. 2 درصد از پارچه نساجی جهان را تشکیل می دهد.
انواع دیگری از کرم های ابریشم و ابریشم وجود دارد. ابریشم Tussah Silk احتمالاً به 2500 B. C. E. به تمدن دره ایندوس و هنوز هم برای مصرف داخلی و تجارت خارجی به اشکال مختلف تولید می شود. از آنجا که تکنیک های تولید سنتی هندو و جین اجازه کشتن شفیره ها را در پیله نمی دهد ، پروانه ها مجاز به تخم ریزی هستند و رشته های حاصل از آن کوتاه تر و درشت تر از تنوع چینی هستند. یونانیان باستان نیز از یک پروانه ابریشمی مدیترانه ای وحشی که پیله را می توان برای تشکیل فیبر کشف کرد ، می دانستند. با این حال ، این روند خسته کننده بود و نتیجه آن نیز به کیفیت Bombyx Mori با توت نر نیست.
تصور می شود ابریشم از نوع خاصی از پارچه باشد. در تابستان یک خنک نگه می دارد و در زمستان گرم است. بسیار جاذب است ، به این معنی که از رنگهای رنگی بسیار کارآمدتر از پنبه ، پشم یا کتان استفاده می کند. لرزیدبه خصوص بر روی بدن می چرخد. ابریشم به اندازه کافی قوی است که برای بخیه های جراحی مورد استفاده قرار می گیرد - در واقع ، وزن آن قوی تر از فولاد و انعطاف پذیر تر از نایلون است. همچنین در برابر آتش و مقاومت در برابر پوسیدگی است. تمام این خصوصیات طبیعی باعث می شود ابریشم به عنوان نوعی آراسته برای افراد با اهمیت ، برای کیمونوس در ژاپن و ساریس عروسی در هند ، برای آیین مذهبی ، برای مراسم خاکسپاری در چین و قرار دادن بر روی قبرهای سوفی ها در بیشتر جهان اسلام ایده آل شود. بشر
در اوایل تاریخ چین ، از ابریشم برای پوشیدن امپراتور استفاده می شد ، اما سرانجام از طریق جامعه چین به طور گسترده ای پذیرفته شد. SILK ثابت کرد که برای خطوط ماهیگیری ، برای ساخت کاغذ ، برای رشته های سازهای موسیقی بسیار ارزشمند است. تحت سلسله هان (206 B. C. E. 220 C. E.) ، ابریشم به یک کالای تجاری عالی تبدیل شد که برای هدایای سلطنتی و ادای احترام استفاده می شد. همچنین به یک مبادله تعمیم یافته ، مانند طلا یا پول تبدیل شد. کشاورزان چینی مالیات خود را به صورت ابریشم پرداخت کردند. کارمندان دولت حقوق خود را در ابریشم دریافت کردند.
ابریشم در جاده
شواهدی از تجارت در ابریشم چینی باستان در کاوش های باستان شناسی در باکتریا آسیای میانه (در حال حاضر منطقه اطراف بلک و مازار-شیرف ، افغانستان) یافت شده است که مربوط به حدود 500 B. C. E است. رشته های ابریشم از حدود 1000 B. C. E در مصر باستان یافت شده است ، اما این ممکن است از نظر هندی و نه منشأ چینی باشد. الكساندر بزرگ ، كه در اواخر قرن چهارم B. C. E. ، بیشتر از جهان شناخته شده از مدیترانه تا هند حاكم بود ، لباس هایی از ابریشم رنگ بنفش عمیق را پوشید. ابریشم احتمالاً از چین بود ، که یونانیان به عنوان سرس ها می دانستند - مکانی که سریکوس یا ابریشم ساخته شده است - و از رنگ بنفش نادر و گران قیمت که توسط فنیسین تایر از ترشحات حلزون های دریایی تولید می شد ، بهینه می کرد. با این حال ، در غرب ، دانش ابریشم و تجارت آن نسبتاً محدود بود. بنابراین ، در خاور دور نیز. در حدود 200 B. C. E ، توسط مهاجران چینی توسط مهاجران چینی به کره منتقل شد. گرچه ابریشم در ژاپن در اواخر هزاره وجود داشت ، اما تا حدود قرن 3 C. E.
به طور معمول ، مورخان به سه دوره تجارت جاده ای ابریشمی شدید مراجعه می کنند: 1) از 206 B. C. E. تا 220 C. E. ، بین سلسله هان چینی باستان و آسیای میانه ، که تا رم گسترش یافته است. 2) از حدود 618 تا 907 C. E. ، بین سلسله تنگ چین و آسیای میانه ، بیزانس ، امپراطوری عرب و عباس ، امپراتوری فارسی ساسان و هند ، و همزمان با گسترش اسلام ، بودیسم ، مسیحیت آشوری ، ذرتراستریسم ، مانیچیسم ، منشیشیسم.، و یهودیت به آسیای میانه ؛و 3) در قرن سیزدهم و چهاردهم ، بین چین ، آسیای میانه ، ایران ، هند و اروپای اولیه مدرن ، با کنترل مغول بیشتر جاده ابریشم امکان پذیر شد. برخی از آنها یک دوره جاده ابریشم مدرن را اضافه می کنند ، از قرن نوزدهم با "بازی عالی" - رقابت بین قدرتهای استعماری روسی و انگلیس برای نفوذ در آسیای میانه - و امروز گسترش می یابد.
از هان چین تا رم
در سال 198 B. C. E. ، سلسله هان پیمانی را با یک قوم آسیای میانه ، Xiongnu به پایان رساند. امپراتور موافقت كرد كه دخترش را به حاكم Xiongnu بدهد و هدیه سالانه طلا و ابریشم را بپردازد. تا قرن اول B. C. E. ابریشم به رم رسید و اولین "جاده ابریشم" را آغاز کرد. پلینی ، با نوشتن در مورد ابریشم ، فکر می کرد که از پایین درختان در سرس ساخته شده است. در بین رومی ها بسیار محبوب بود. مردم نوارهای نادر ابریشم را روی لباس خود می پوشیدند و بیشتر به دنبال آن بودند. آنها به افزایش مقادیر طلا و نقره پرداختند و منجر به کمبود فلزات گرانبها شد. همزمان با توسعه نخبگان حاکم و آغاز امپراتوری ، ابریشم با ثروت و قدرت همراه بود - جولیوس سزار در زیر سایبان های ابریشمی به پیروزی وارد رم شد. در طول سه قرن آینده ، واردات ابریشم به ویژه با رومانا Pax از امپراطوران اولیه ، که مسیرهای تجاری در آسیای صغیر و خاورمیانه را باز کرد ، افزایش یافت. همانطور که ابریشم به سمت غرب آمد ، شیشه های منفجر شده تازه اختراع شده ، آزبست ، کهربا و مرجان قرمز به سمت شرق حرکت کردند. علیرغم برخی هشدارها در مورد پیامدهای مضر تجارت ابریشم ، این یک واسطه مبادله و ادای احترام شد و هنگامی که در 408 C. E. Alaric Visigoth محاصره رم ، وی خواست و به عنوان باج 5000 پوند طلا و 4000 تونیک ابریشم دریافت کرد.
جاده تانگ ابریشم: فرهنگ های اتصال
ابریشم حتی با کاهش رم در منطقه مدیترانه محبوبیت خود را ادامه داد. در بیزانس ، جانشین شرقی ایالت روم ، خریدهای ابریشم یک تخلیه بزرگ در خزانه داری را به خود اختصاص داد. در سال 552 C. E. ، افسانه این است که دو راهب مسیحی آشوری که از چین بازدید کردند ، راز تولید ابریشم را آموختند و کرم های ابریشمی و دانه های توت را در چوبهای پیاده روی خود قاچاق کردند. آنها به قسطنطنیه ، پایتخت امپراتوری بیزانس بازگشتند و انگیزه ای را برای رشد یک صنعت ابریشم محلی فراهم کردند. تحت امپراتور جاستینین اول ، از ابریشم قسطنطنیه در سراسر اروپا برای جلیقه های مذهبی ، آیین ها و لباس اشرافی استفاده می شد. پارسیان نیز دانش تولید ابریشم را به دست آوردند. و دمشق تحت حاکمان عرب به یک مرکز ابریشم تبدیل شد. در آن زمان جاده ابریشم دوم تحت سلسله تنگ (618907 C. E.) در چین ، آسیای میانه نیز کشت ابریشم را آموخته بود و تکنیک مشهور ABR از مقاومت ابریشم را که عموماً امروزه با اصطلاح اندونزیایی شناخته شده بود ، توسعه داده بودند. با این حال ، ابریشم چینی هنوز هم برای کیفیت فوق العاده خود تقاضا می کرد. حاکمان تانگ برای ارتش خود به اسب احتیاج داشتند. بهترین اسبها در غرب بودند که توسط Uyghurs ترکی و مردمان دره Fergana نگهداری می شدند. تانگ ابریشم را برای اسب ها معامله کرد ، 40 پیچ برای هر تسویه حساب در قرن هشتم.
نه تنها ابریشم حرکت کرد ، بلکه طرح ها و نقوش و همچنین تکنیک هایی برای بافندگی و گلدوزی آن نیز انجام شد. چینی های تنگ یک ابریشم ساتن ، که به آسانی در جای دیگر پذیرفته شده بود ، توسعه داد. بافندگی ابریشم چینی تحت تأثیر الگوهای و سبک ها و سبک های هندی سوگدیان (آسیای میانه) قرار گرفت. به عنوان مثال ، بافندگان چینی ، درخت زندگی آشوری ، گردهای مهره ای و اسب سواری های ریش دار را بر روی اسب های بالدار از ساسانیان و استفاده از نخ های پیچیده شده طلا ، پوسته مخروط ، لوتوس و طرح های بی پایان گره از هندی ها اقتباس کردند. بیزانس ها همچنین تحت تأثیر پارسیان قرار گرفتند و درخت زندگی را در طرح هایی برای حق امتیاز اروپایی و اتخاذ عقاب دو سر آشوری به عنوان سمبل خود قرار دادند. قرعه کشی مصر ، اقتباس برای بافندگی ابریشم ، به سوریه ، سپس به ایران و فراتر از آن آورده شد. بافندگان ژاپنی در نارا رنگ کراوات و مقاومت در برابر کیمونوس را ایجاد کردند. در بعضی موارد ، بافندگان از یک شهر از بین رفتند و در منطقه دیگر مستقر شدند. به عنوان مثال ، پس از نبرد تالا در سال 751 ، بافندگان چینی به عنوان اسیر جنگ به ایران و بین النهرین منتقل شدند. در طول سلسله تنگ ، مبادله فرهنگی مبتنی بر ابریشم به اوج خود رسید. اکتشافات ابریشم در غارهای بودایی Dunhuang در حدود 1015 C. E غنای فوق العاده ای از کار ابریشم زمان ، و همچنین باستان شناسی سبک های مشترک بافندگی و نقوش ابریشم را نشان می دهد.
رشد ابریشم به عنوان یک کالای تجاری هر دو در طول دوره ، انواع دیگر مبادلات را تحریک و مشخص می کند. گیاهان دارویی ، ایده های نجوم و حتی دین نیز در امتداد شبکه جاده ابریشم حرکت کردند. اعراب به هند و چین ، چینی به آسیای میانه ، هند و ایران سفر کردند. خود بودیسم در این جاده ها از هند از طریق آسیای میانه به تبت ، چین و ژاپن در امتداد این جاده ها حمل می شد. اسلام توسط معلمان صوفی و ارتش ها حمل می شد و از قاره از غرب آسیا به ایران ، آسیای میانه و به چین و هند منتقل می شد. هنرهای رزمی ، هنرهای مقدس مانند خوشنویسی ، ساخت کاشی و نقاشی نیز این جاده ها را طی می کرد. شهر پایتخت تانگ چانگان ، شیانان امروزی ، به یک شهر جهان وطنی تبدیل شد-بزرگترین روی زمین در آن زمان ، با معامله گران از همه جاده ابریشم ، و همچنین راهبان ، مبلغین و مجری ها از سراسرقاره.
جاده ابریشم مغول و مارکو پولو
گرچه برخی از سبک های ابریشمی جدید مانند ملیله ابریشم از ایران به آسیای اویغور به آسیای میانه به چین راه خود را به سمت شرق و به چین می رساند ، اما تبادل قاره ای جاده ابریشم در قرون وسطی و در دوره جنگهای مسیحی در سرزمین مقدس از سال 1096 به کاهش می یابد. اواسط دهه 12با این حال ، صلیبیون ، با بازگشت به خانه با ابریشم بیزانس ، ملیله ها و سایر غنایم ، علاقه اروپا را به تجارت با آسیا بازگرداندند. نفوذ موریش در اسپانیا نیز تأثیر عظیمی داشت. از طریق محققان عرب ، اروپایی ها به پیشرفت های هندی و چینی در پزشکی ، شیمی و ریاضیات و همچنین تمدن های یونان و رومی باستان که در ترجمه ها و تفسیرهای عربی زنده مانده بودند ، دسترسی پیدا کردند. این جریان دانش در نهایت به سوخت رنسانس کمک کرد.
با فرزندان مغول چنگیز (چینگیس) خان در کنترل آسیا از دریای سیاه تا اقیانوس آرام ، یک جاده ابریشم سوم در سده های سیزدهم و چهاردهم شکوفا شد. ویلم ون روبروک ، مجری پادشاه لوئیس IX از فرانسه ، در سال 1253 به دادگاه حاکم مغول سفر کرد و با دیدن ثروت ابریشم ، فهمید که کاتای یا چین ، سرسرهای افسانه ای رومی دوران است. مارکو پولو ونیزی دنبال کرد.
با حضور عموهای خود در سال 1271 ، پولو طی یک دوره 24 ساله از طریق زمین و دریا به سراسر آسیا سفر کرد. قصه های سفرهای وی ، در حالی که یک زندانی در یک سلول زندان جنوا روایت می شد ، علاقه گسترده اروپا را به منطقه جاده ابریشم تحریک کرد. وی از مغول ها گفت ، که تحت چنگیس و پس از آن کوبلای خان چین را به دست گرفته و سلطه خود را در سراسر آسیا به آسیای میانه ، هند ، ایران و آسیای صغیر گسترش داده است. چوگان مربوط به داستانهای خارق العاده از اراضی مورد نظر وی ، مکانهای بزرگی که وی دیده بود و گنجینه های وسیع آسیا بود.
قرن سیزدهم و چهاردهم با رقابت سیاسی ، تجاری و مذهبی قابل توجهی بین پادشاهی ها ، بازارها و گروه های مذهبی در سراسر اوراسیا مشخص شد. مسیحیان ، مسلمانان ، بودائیان و هندوها برای طرفداران و حمایت های نهادی پیروز شدند. درگیری بین و بین مغول ها ، پادشاهی های اروپایی ، حاکمان عرب ، ترکهای ماملوک ، رئیس هندو و سایرین برای کشورهای ناپایدار ، شوخی دیپلماتیک ، اتحادها و جنگ ها ساخته شده اند. با این حال ، مغول ها با امپراتوری گسترده آسیا که حاشیه روسیه و اروپای شرقی را به خود جلب می کند ، از طریق ترکیبی از هژمونی و وحشیگری ، قادر به اطمینان از یک معیار صلح در حوزه های خود ، یک مونگولیک Pax بودند. آنها همچنین در چندین حوزه عملگرا و کاملاً تحمل بودند که از جمله آنها هنر و دین بودند. پایتخت مغولستان کاراکوروم ، به عنوان مثال 12 معبد بودایی ، دو مساجد و یک کلیسا میزبان بود. مغول ها سیستم های خانه استراحت پستی و مسافران را توسعه دادند. كوبلای خان از اخترشناسان اروپایی ، چینی ، فارسی و عرب استقبال كرد و مؤسسه ای از نجوم مسلمان را تأسیس كرد. وی همچنین یک آکادمی پزشکی امپریالیستی از جمله پزشکان هندی ، خاورمیانه ، مسلمان و چینی تأسیس کرد. تجار و مبلغان و مبلغان اروپایی ، فارسی ، چینی ، عرب ، ارمنی و روسی به جاده ابریشم سفر کردند و در سال 1335 یک مأموریت مغول به پاپ در آوینیون پیشنهاد کرد که تجارت و تماس های فرهنگی افزایش یابد.
در طی این جاده ابریشم "سوم" ، ابریشم ، در حالی که هنوز یک صادرات بسیار ارزشمند چینی بود ، دیگر کالای اصلی نبود. اروپایی ها مروارید و سنگهای قیمتی ، ادویه جات ترشی جات ، فلزات گرانبها ، داروها ، سرامیک ، فرش ، سایر پارچه ها و لاک ها را می خواستند. همه پادشاهی ها به اسب ، سلاح و تسلیحات نیاز داشتند. علاوه بر این ، تولید ابریشم قبلاً در جهان عرب شناخته شده بود و به جنوب اروپا گسترش یافته بود. بافندگان و بازرگانان ابریشم - اعراب ، "ساراچنس" ، یهودیان و یونانیان از سیسیل و مدیترانه شرقی - به مراکز تجاری جدید در شمال ایتالیا نقل مکان کردند. ساخت ابریشم ایتالیایی سرانجام در قرن چهاردهم و 15 در ونیز ، فلورانس ، جنوا و لوکا به یک هنر رنسانس ستاره ای تبدیل شد. تکنیک های جدید سبک ، مانند Alto-E-Basso برای مخمل ها و دستبندها اضافه شد ، در حالی که نقوش قدیمی ، مانند انار سبک شده آسیای میانه ، زندگی جدیدی را به خود اختصاص دادند.
تجارت و رقابت تجاری تا قرن پانزدهم با رشد شهرهای اروپایی ، اصناف و ایالت های سلطنتی از اهمیت زیادی برخوردار بود. با کاهش قدرت مغول ، کنترل بر مسیرهای تجاری بسیار مهم بود. انگیزه اکتشافات پرتغالی از یک مسیر دریایی به هند ، تأمین امنیت ایمن تر و ارزان تر کالاهای تجاری نسبت به کاروان های زمینی بود که مشمول هزینه های حفاظت گزاف یا حمله به دشمنان بودند. در واقع ، این جستجوی این مسیر دریایی به سمت شرق بود که کلمبوس را به سمت غرب به سمت "دنیای جدید" سوق داد. هنگامی که واسکو دا گاما مسیر دریا را به هند و سایر اروپایی ها پیدا کرد و متعاقباً پیوندهای حمل و نقل مستقیم با چین را باز کرد ، تماس با آسیای میانه به طرز چشمگیری کاهش یافت.
دوران مدرن
تجارت ابریشم به تحول بازرگانی اروپای غربی کمک کرد. پادشاه فرانسوی چارلز هفتم ، دوک های بورگوندی و جانشینان آنها با جدیت از طریق بازارهای بروژ ، آمستردام ، لیون و سایر شهرها شرکت کردند. عمل تقلید از سبک های ابریشمی آسیایی در لیون فرانسه با توسعه نقوش تقلید چینی و ترکی ، Chinoiserie و Turqueserie به ترتیب در لیون ، فرانسه نهادینه شد. یک جریان ثابت از مسافران اروپایی و بازرگانان پرماجرا کالاهای لوکس بین اروپا ، خاورمیانه ، ایران ، هند و چین را جابجا کردند. Jean-Baptiste Taveier (160598) ، که در شش سفر به بخش هایی از جاده ابریشم رفت و شاهد ساختمان ورسای ، اصفهان بود ، و تاج محل ، با الماس و مروارید معامله شد ، به لباسهای ابریشمی "جهت یابی" توسط افتخار اعطا شد. شاه ایران و یک بارونی توسط لوئیز چهاردهم (برای فروش آنچه بعداً به الماس امید تبدیل شد). انگلیسی ها صنعت ابریشم خود را توسعه دادند و کشت ابریشم را در ایرلند و حتی در دنیای جدید امتحان کردند. درختان توت و کرمهای ابریشم در اوایل دهه 1600 با مهاجران به Jamestown رفتند. کشت ابریشم موفق بود اما فقط برای مدتی ؛تلاش های دیگر بعداً در جورجیا ، از جمله هارمونیست های قرن نوزدهم در پنسیلوانیا و حتی در بین شیکرها در کنتاکی انجام شد. با این وجود ، ابریشم های وارداتی دسترسی طولانی یک تجارت بین المللی را نشان دادند.
سبک ها و مد های ابریشمی ، در اروپا ، توسط حق امتیاز هدایت می شدند ، اما به زودی به یک کلاس بازرگان ثروتمند گسترش یافت و در نتیجه تکنیک های جدید تولید گسترش یافت. تولید ابریشم در سال 1804 با ژاکارد لووم صنعتی شد. این لول به کارتهای مشت زده متکی بود تا ارکستر پیچیده موضوعات را به الگوهای شگفت انگیز برنامه ریزی کند. این کارت ها بعداً از کارتهای پانچ رایانه در اواسط قرن بیستم الهام گرفتند. در طول قرن نوزدهم ، شیمیدانان رنگهای مصنوعی ایجاد کردند. طراحان ، که می توانند موارد یک نوع را برای نخبگان بسازند ، اما همچنین خطوط لباس ، مبلمان و سایر محصولات ابریشمی را تولید می کنند و در پاریس قرار می گیرند. آسیا موضوع جذابیت و جذابیت رمانتیک توسط نخبگان دوره بود. در اوایل دهه 1800 ، جورج چهارم انگلیس کاخ برایتون خود را به سبک هندو پرسی ساخت ، آن را با مبلمان چینی تزئین کرد و پوشاک ابریشمی را پوشید ، از این طریق یک روند ، با دوست خود Beau Brummel ، برای شیوه رسمی مردان. در سال 1858 ملکه ویکتوریا با برگزاری امپراطوری هند اعلام شد ، با جشن های بزرگ و یک الماس الماس که شامل دوربارها "شرقی" یا همایش های مودبانه بود ، با راهپیمایی فیلها و رژه سربازان آسیایی که با لباس بومی آراسته شده بودند ، مورد استفاده قرار گرفت. پاریسی ها توپ های لباس پوشیده و لباس سلطان و حق امتیاز آسیایی را در اختیار داشتند. روسری های ابریشمی کشمیری و چینی یک ضربه بزرگ بودند. جواهرات Cartier و Tiffany از سنگهای قیمتی آسیایی استفاده کردند و از سبک های تزئینی آسیایی تقلید کردند. تیفانی و لالیک در حال طراحی برآمدگی ابریشم ، روسری و سایر موارد بودند. منسوجات ابریشمی جدید مانند نوعی پارچه ابریشمی و کرپ در فرانسه توسعه داده شد و مراکز کشت ابریشم ابریشم خام را برای طراحی خانه ها و کارخانه های تولیدی برای رفع تقاضا فرستادند. این تقاضا به ایالات متحده گسترش یافت و ابریشم خام از ژاپن وارد شد و با استفاده از آبهای نرم رودخانه Passaic در پاترسون ، نیوجرسی رنگ آمیزی شد. پاترسون به عنوان دفتر آمریكا از شركت های تأمین ابریشم ، طراحی و مبلمان تبدیل شد.
در این دوره شرقی گرایانه بود که ایده جاده ابریشم به عنوان راهی برای اتصال فرهنگ ، تاریخ و هنر اروپایی و آسیایی ، توسط بارون فون ریچفن بیان شد. در سال 1786 ویلیام جونز پیوندهای بین سانسکریت و لاتین را پیدا کرده بود ، و ایده یک خانواده هند و اروپایی زبانها را ابداع کرد. در طول قرن نوزدهم ، فلسفه های اروپایی در حال کار بر روی روابط بین زبانهای اروپایی و آسیایی بودند و "خانواده ها" مانند اورالیک و آلتیک را ارائه می دادند. محققان اروپایی ریشه های متداول در ادیان و نمادهایی که اوراسیا را شامل می شود و هندوئیسم و بودیسم را با اساطیر باستانی یونان-رومی و با یهودیت ، اسلام و مسیحیت مرتبط می دانستند. باستان شناسان شروع به یافتن پیوندهایی بین تمدنهای گسترده پراکنده مصر ، مدیترانه ، بین النهرین ، ایران ، هند و آسیای میانه می کردند. انتشار فرهنگی ، به ویژه در علوم اجتماعی آلمانی و بعداً انگلیسی ، به الگویی توضیحی برای شباهت های موجود در جوامع گسترده جدا شده و جایگزینی برای نظریه های تکاملی فرهنگی تبدیل شد. این ارتباطات در بین فرهنگ ها ، تاریخ و جغرافیا هنوز هم امروز ما را فریب می دهد. به عنوان مثال ، نام تعدادی از سازهای رشته ای با تار ریشه ("رشته" به زبان فارسی) ، از خود تار گرفته تا داتار ، دوتار ، لوتار ، ستار ، سیتار ، قاری ، گیتارا و گیتار را در نظر بگیرید.
ابریشم هم جزء و هم نمادی از این انتشار فرهنگی شد. این امر به عنوان یک شاخص ارزشمند تمدن با توجه به آیین مذهبی ، پادشاهی ، تولید هنری و فعالیت های تجاری دیده می شد. ابریشم برای چیزهای بالاتر در زندگی ایستاد. این یک کالای ارزشمند و معامله شده و همچنین یک واسطه تاریخی مبادله بود. ابریشم هم تجلی یافته و هم نقش مهمی در توسعه اولیه آنچه که اکنون به عنوان یک سیستم اقتصادی و فرهنگی جهانی توصیف می کنیم ، ایفا کرد. اروپاییان قرن نوزدهم این جهانی گرایی جدید را نه تنها به عنوان یک اتفاق جالب تاریخی ، بلکه به عنوان چیزی که با توزیع روزافزون استفاده از ابریشم و تولید زمان طنین انداز بود ، دیدند.
آسیای میانه و جاده ابریشم امروز
ریچفوفن در تدوین ایده جاده ابریشم ، آسیای میانه را نه تنها پل زمین بین تمدنهای دور ، بلکه به عنوان منبع خلاقیت فرهنگی در نوع خود می دید. او همچنین آن را به عنوان قلمرو مورد مناقشه ، منطقه ای که به عنوان چهارراه نفوذ سیاسی و نظامی خدمت کرده بود ، می دید. در واقع ، کنترل بر جاده ابریشم ، به ویژه پیوند آسیای میانه آن ، برای قدرتهای استعماری قرن 18 و در بازی "بازی عالی" کار جدی بود. هم روسها و هم انگلیسی ها برای کنترل بر افغانستان در حد آرزوهای سرزمینی خود شرکت کردند. رودارد کیپلینگ ، نویسنده استعمار انگلیسی ، داستان داستانی کیم را در برابر این پس زمینه قرار داد ، با این قهرمان که یکی از مسیرهای تجاری تاریخی را در امتداد آنچه که اکنون مرزهای افغانستان و پاکستان است و آنچه را که امروزه می توانیم یک ماجراجویی چند فرهنگی بنامیم ، طی کرد.
گرچه در چندین قرن از طریق مسیرهای دریایی در حجم تجارت از طریق مسیرهای دریایی گرفتار شده است ، آسیای میانه در اواخر اخیر و به ویژه پس از 11 سپتامبر اهمیت تاریخی خود را از سر گرفته است. اهمیت ژئوپلیتیکی آن در نتیجه از بین رفتن اتحاد جماهیر شوروی ، نیاز به دستیابی به کشورهای سیاسی پایدار با توجه به منافع رقابتی و نیاز به یافتن نقش مناسب برای دین ، به ویژه اسلام ، در زندگی مدنی افزایش یافته است. اخیراً ، ورود ایالات متحده در آسیای میانه ، با طالبان و القاعده در افغانستان ، با استفاده از پایگاه هایی در ازبکستان و پاکستان ، و به اختلافات بر سر حاکمیت در کشمیر ، دموکراسی در ایران ، حقوق اقلیت های قومی در غرب درگیر شد. چین ، و آزادی در قزاقستان ، پیشرفت جدیدی را در شوخی های معاصر برای نفوذ و کنترل سیاسی نشان می دهد.
ملل منطقه در تلاشند تا اقتصادهای پس از اتحاد جماهیر شوروی و معاصر خود را بسازند. آنها در تلاشند تا بازارهای محلی ، صنایع و زیرساخت ها را توسعه دهند و در عین حال در یک اقتصاد جهانی به طور فزاینده جهانی شرکت کنند. برخی از کارآفرینان محلی به دنبال بازسازی اقتصادها بر اساس یک کارنامه سنتی از مهارت های تجاری عمیق جاده ابریشم است. از جمله بازارهای نوظهور ، مواردی است که اخیراً نفتی در جمهوری آذربایجان ، قزاقستان و چین غربی کشف شده است. خطوط لوله در حال برنامه ریزی و ساخت هستند و مسیرهای جدیدی را برای انتقال یک کالای ارزشمند در سراسر منطقه به سایر نقاط جهان تشکیل می دهند.
نهادهای اجتماعی جدید در حال ساخت هستند - دانشگاه ها، بیمارستان ها و سیستم های مالی. برخی از رهبران مانند آقاخان در حال تشویق یک رنسانس معاصر از دانش سنتی، معماری و هنر هستند که در تاریخ آسیای مرکزی نهفته است و به شهروندان محلی فرصت شکوفایی را می دهد. بافته های معروف و زیبای ایکات ازبکستان در حال بازگشت به بازار جهانی هستند. طراحان منطقه در حال ایجاد مدهای متمایز خود هستند. موسیقی های باستانی که توسط هنرمندان معاصر اجرا می شود، راه خود را به صحنه های جهانی باز می کند. مکان های تاریخی در حال بازسازی هستند.
با توجه به نیازهای منطقه، کار برای ساختن کشورهایی با ثبات سیاسی که از نظر اقتصادی سالم، از نظر اجتماعی امن و از نظر فرهنگی مطمئن باشند، دامنه وسیعی دارد و پیش بینی آن دور از دسترس است. اما به نظر واضح است که مردم این منطقه بهترین شانس را برای بهبود زندگی خود و فرزندانشان با بازیافتن جایگاه خود در جریان فراملیتی و فرافرهنگی کالاها و ایده ها دارند که نمونه آن جاده ابریشم تاریخی است. بهتر است با مردم و فرهنگ های اطراف خود ارتباط برقرار کنید و در تجارت ملت ها شرکت کنید تا از چنین تبادلی کناره گیری کنید. با بازپس گیری میراث جاده ابریشم، منطقه ممکن است بار دیگر نقش مهمی در زندگی فرهنگی و اقتصادی جامعه جهانی ایفا کند.
- معرفی
- گروه راه ابریشم
- نارا
- جغرافیا و تاریخ
- تجارت
- جهانی و محلی
- خانه گنج
- داستان جاده ابریشم
- جغرافیا و تاریخ
- تجارت
- فضای مقدس
- جهانی و محلی
- مسافران
- داستان جاده ابریشم
- جغرافیا و تاریخ
- فضای مقدس
- شمنیسم
- کامیون رنگ شده
- داستان های جاده ابریشم
- جغرافیا و تاریخ
- تجارت
- فضای مقدس
- جهانی و محلی
- مسافران
- داستان جاده ابریشم
- جغرافیا و تاریخ
- تجارت
- فضای مقدس
- خانه گنج
- جغرافیا و تاریخ
- تجارت
- فضای مقدس
- جهانی و محلی
- مسافران
- جاده ابریشم در مرکز خرید
- سفری از کشف
- جاده ابریشم امروز
- جشنواره و تولید فراملی فرهنگ
- جاده ابریشم: پیوند فرهنگ ها، ایجاد اعتماد
- ساخت جشنواره راه ابریشم
- جاده ابریشم: پیوند مردم و فرهنگ ها
- مسافران جاده ابریشم
- جاده ابریشم: چهارراه و رویارویی ایمان
- هنرهای رزمی در امتداد جاده ابریشم - از بودیدارما تا بروس لی
- درخت زندگی
- هنرهای تجسمی جاده ابریشم تاریخی
- کاغذ
- آبی و سفید
- هنرمندان در امتداد جاده ابریشم
- آشپزی جاده ابریشم: سفری آشپزی
- موسیقی و نوازندگان در امتداد جاده ابریشم
- مسابقه اجرای عشایر در آسیای مرکزی
- عشایر
- بولانی افغان
- نان عید پاک ارمنی
- هنرهای رزمی آسیایی
- روش
- کامیون رنگ شده
درباره نویسنده
- ریچارد کورین مدیر مرکز فرهنگ عامیانه و میراث فرهنگی است و اولین بار در سال 1976 روی جشنواره کار کرد. او یک انسان شناس فرهنگی است که بسیاری از کارهای میدانی خود را در هند و پاکستان انجام داده است. او همچنین نویسنده کتاب بازتاب های یک واسطه فرهنگی: دیدگاهی از اسمیتسونیان است.
نرم افزار مفید تریدر...
ما را در سایت نرم افزار مفید تریدر دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : احمد شاملو
بازدید : 59
تاريخ : يکشنبه
27 فروردين
1402 ساعت: 17:45