فلسفه سرمایه گذاری چیست؟

ساخت وبلاگ

فلسفه سرمایه گذاری یک روش منسجم برای تفکر در مورد بازارها ، نحوه کار آنها (و گاهی اوقات انجام نمی شود) و انواع اشتباهاتی است که شما به اعتقاد شما به طور مداوم تحت تأثیر رفتار سرمایه گذار قرار دارند. چرا ما باید در مورد اشتباهات سرمایه گذار فرض کنیم؟همانطور که استدلال خواهیم کرد ، بیشتر استراتژی های سرمایه گذاری برای استفاده از خطاهای انجام شده توسط برخی یا همه سرمایه گذاران در قیمت گذاری سهام طراحی شده اند. این اشتباهات خود فرضیات بسیار اساسی در مورد رفتار انسان رانده می شوند. برای ارائه یک تصویر ، تمایل منطقی یا غیر منطقی انسان برای پیوستن به جمعیت می تواند منجر به حرکت قیمت شود - سهام هایی که در گذشته اخیر بیشترین افزایش را داشته اند ، در آینده نزدیک بیشتر می شوند. بگذارید مواد اولیه یک فلسفه سرمایه گذاری را در نظر بگیریم.

ضعف انسان

اساسی در تمام فلسفه های سرمایه گذاری ، دیدگاهی در مورد رفتار انسان است. در حقیقت ، یکی از ضعف های امور مالی و ارزیابی معمولی ، کوتاه مدت است که به رفتار انسان داده می شود. این طور نیست که ما (در امور مالی متعارف) فرض می کنیم که همه سرمایه گذاران منطقی هستند ، بلکه فرض می کنیم که غیر منطقی بودن تصادفی هستند و لغو می شوند. بنابراین ، برای هر سرمایه گذار که تمایل دارد بیش از حد از جمعیت پیروی کند (یک سرمایه گذار حرکت) ، ما یک سرمایه گذار را فرض می کنیم که در جهت مخالف (یک متضاد) پیش می رود ، و فشار و فشار آنها در نهایت به یک قیمت منطقی منجر می شود. اگرچه این ممکن است در واقع یک فرض معقول برای طولانی مدت باشد ، اما ممکن است برای کوتاه مدت واقع بینانه نباشد.

دانشگاهیان و دست اندرکاران امور مالی که مدت هاست فرض سرمایه گذار منطقی را با شک و تردید مشاهده کرده اند ، شاخه جدیدی از امور مالی به نام امور مالی رفتاری را ایجاد کرده اند که به روانشناسی ، جامعه شناسی و امور مالی می پردازد تا سعی کند توضیح دهد که چرا سرمایه گذاران به روشی که انجام می دهند و پیامدهای سرمایه گذاریاستراتژی ها. همانطور که در این بخش می گذریم و با بررسی فلسفه های مختلف سرمایه گذاری ، در ابتدای هر فلسفه سعی خواهیم کرد تا فرضیات مربوط به رفتار انسان را که نمایانگر پایه آن است ، کشف کنیم.

کارایی بازار

یک ماده دوم نزدیک به یک فلسفه سرمایه گذاری ، دیدگاه کارآیی بازار یا عدم وجود آن است که شما برای فلسفه نیاز دارید. در حالی که تمام فلسفه های سرمایه گذاری فعال این فرض را ایجاد می کنند که بازارها ناکارآمد هستند ، اما در دیدگاه های خود در مورد اینکه چه بخش هایی از بازار ناکارآمدی ها به احتمال زیاد ظاهر می شوند و چه مدت دوام دارند ، متفاوت هستند. برخی از فلسفه های سرمایه گذاری تصور می کنند که بازارها بیشتر اوقات صحیح هستند اما وقتی اطلاعات جدید و بزرگی در مورد بنگاه های انفرادی منتشر می شوند ، بیش از حد واکنش نشان می دهند - آنها بیش از حد در اخبار خوب بالا می روند و بیش از حد در اخبار بد پایین می آیند. سایر استراتژی های سرمایه گذاری بر این عقیده پایه گذاری شده است که بازارها می توانند در کل اشتباه کنند - کل بازار می تواند تحت ارزش یا بیش از حد باشد - و برخی از سرمایه گذاران (به عنوان مثال مدیران صندوق های متقابل) بیشتر از سایرین این اشتباهات را انجام می دهند. هنوز هم سایر استراتژی های سرمایه گذاری ممکن است براساس این فرض باشد که در حالی که بازارها کار خوبی از قیمت گذاری سهام را انجام می دهند که در آن اطلاعات قابل توجهی وجود دارد - صورتهای مالی ، گزارش های تحلیلگر و پوشش مطبوعات مالی - آنها به طور منظم سهام را که در آن اطلاعات موجود نیستواد

تاکتیک ها و استراتژی ها

هنگامی که یک فلسفه سرمایه گذاری وجود دارد ، استراتژی های سرمایه گذاری را تدوین می کنید که بر روی فلسفه اصلی بنا شده است. به عنوان مثال ، دیدگاه های مربوط به کارآیی بازار در بخش آخر توضیح داده شده است. اولین سرمایه گذار ، که معتقد است بازارهای نسبت به اخبار واکنش نشان می دهند ، ممکن است پس از شگفتی های درآمد منفی بزرگ (جایی که درآمد اعلام شده زیر انتظارات است) استراتژی خرید سهام را توسعه دهد و پس از شگفتی درآمدهای مثبت ، سهام را بفروشد. دومین سرمایه گذار که معتقد است بازارها در کل اشتباه می کنند ممکن است به شاخص های فنی (مانند موقعیت های نقدی صندوق متقابل و نسبت های فروش کوتاه) نگاه کنند تا دریابند که آیا بازار به پایان رسیده است یا به فروش رسیده است و موقعیت متضاد دارد. سومین سرمایه گذار که معتقد است اشتباهات بازار به احتمال زیاد در صورت عدم وجود اطلاعات ممکن است به دنبال سهام باشد که توسط تحلیلگران دنبال نمی شود یا متعلق به سرمایه گذاران نهادی است.

شایان ذکر است که همان فلسفه سرمایه گذاری می تواند چندین استراتژی سرمایه گذاری را ایجاد کند. بنابراین ، این عقیده که سرمایه گذاران به طور مداوم ارزش رشد را بیش از حد ارزیابی می کنند و تحت ارزش دارایی های موجود می توانند خود را در تعدادی از استراتژی های مختلف اعم از یک منفعل از خرید سهام نسبت PE پایین به یکی از فعالیت های فعال تر از خرید چنین شرکت ها و شرکت ها آشکار کنند. تلاش برای انحلال آنها برای دارایی هایشان. به عبارت دیگر ، تعداد استراتژی های سرمایه گذاری بسیار بیشتر از تعداد فلسفه های سرمایه گذاری خواهد بود.

چرا به فلسفه سرمایه گذاری نیاز دارید؟

بیشتر سرمایه گذاران هیچ فلسفه سرمایه گذاری ندارند و در مورد بسیاری از مدیران پول و مشاوران سرمایه گذاری حرفه ای نیز می توان گفت. آنها استراتژی های سرمایه گذاری را اتخاذ می کنند که به نظر می رسد کار می کند (برای سایر سرمایه گذاران) و آنها را در هنگام انجام این کار رها می کنند. چرا ، اگر این امکان پذیر باشد ، ممکن است بپرسید ، آیا به یک فلسفه سرمایه گذاری نیاز دارید؟جواب ساده است. در صورت عدم وجود فلسفه سرمایه گذاری ، شما تمایل خواهید داشت که از استراتژی به استراتژی صرفاً بر اساس یک فروش قوی از طرف یک طرفدار یا موفقیت اخیر درک کنید. سه نتیجه منفی برای نمونه کارها شما وجود دارد:

  1. فاقد یک تردد یا مجموعه اصلی اعتقادات ، شما برای شارلاتان ها و تظاهرات به راحتی طعمه خواهید بود ، با این که هرکدام ادعا می کنند استراتژی جادویی را که بازار را ضرب می کند ، پیدا کرده اند.
  2. از آنجا که از استراتژی به استراتژی تغییر می کنید ، باید نمونه کارها خود را تغییر دهید و در نتیجه هزینه های بالای معاملات داشته باشید و مالیات بیشتری بپردازید.
  3. در حالی که ممکن است استراتژی هایی وجود داشته باشد که برای برخی از سرمایه گذاران کار کند ، با توجه به اهداف شما ، ریسک پذیری و خصوصیات شخصی ممکن است برای شما مناسب نباشد. علاوه بر داشتن نمونه کارها که در زیر بازار انجام می شود ، احتمالاً خود را با زخم یا بدتر از آن پیدا خواهید کرد.

با یک حس قوی از اعتقادات اصلی ، کنترل بسیار بیشتری بر سرنوشت خود خواهید داشت. نه تنها شما قادر خواهید بود استراتژی هایی را که متناسب با اعتقادات اصلی شما در مورد بازارها نیست ، بلکه برای تنظیم استراتژی های سرمایه گذاری به نیازهای خود رد کنید. علاوه بر این ، شما قادر خواهید بود تا یک تصویر بزرگ بیشتر از آنچه در آن وجود دارد ، واقعاً متفاوت از استراتژی ها و آنچه مشترک هستند ، بدست آورید.

تصویر بزرگ سرمایه گذاری

برای اینکه ببینیم فلسفه های مختلف سرمایه گذاری در کجای سرمایه گذاری قرار می گیرند، اجازه دهید با بررسی فرآیند ایجاد یک سبد سرمایه گذاری شروع کنیم. توجه داشته باشید که این فرآیندی است که همه ما - سرمایه گذاران آماتور و همچنین حرفه ای - دنبال می کنیم، اگرچه ممکن است برای فردی که سبد سهام خود را می سازد ساده تر از یک مدیر صندوق بازنشستگی با مشتریان متنوع و پرمشتری باشد.

مرحله 1: درک مشتری

این فرآیند همیشه با سرمایه گذار و درک نیازها و ترجیحات او شروع می شود. برای یک مدیر پورتفولیو، سرمایه گذار یک مشتری است و اولین و اغلب مهم ترین بخش فرآیند سرمایه گذاری، درک نیازهای مشتری، وضعیت مالیاتی مشتری و مهم تر از همه، ترجیحات ریسک او است. برای یک سرمایه گذار فردی که سبد سهام خود را می سازد، این ممکن است ساده تر به نظر برسد، اما درک نیازها و ترجیحات خود به همان اندازه که برای مدیر پرتفوی مهم است، اولین قدم است.

مرحله 2: ساخت نمونه کارها

بخش بعدی فرآیند ساخت واقعی پورتفولیو است که ما آن را به سه بخش فرعی تقسیم می کنیم.

1. اولین مورد تصمیم گیری در مورد نحوه تخصیص پرتفوی در بین طبقات مختلف دارایی است که به طور کلی به عنوان سهام، اوراق بهادار با درآمد ثابت و دارایی های واقعی (مانند املاک، کالاها و سایر دارایی ها) تعریف می شوند. این تصمیم تخصیص دارایی را می توان بر حسب سرمایه گذاری در دارایی های داخلی در مقابل دارایی های خارجی و عواملی که این تصمیم را هدایت می کنند، تنظیم کرد.

2. مؤلفه دوم تصمیم انتخاب دارایی است، که در آن دارایی های فردی در هر طبقه دارایی برای تشکیل پورتفولیو انتخاب می شوند. از نظر عملی، این مرحله ای است که در آن سهام تشکیل دهنده جزء حقوق صاحبان سهام، اوراق قرضه تشکیل دهنده جزء درآمد ثابت و دارایی های واقعی که جزء دارایی واقعی را تشکیل می دهند، انتخاب می شوند.

3. مؤلفه نهایی اجرا است، جایی که نمونه کارها در واقع کنار هم قرار می گیرند. در اینجا سرمایه گذاران باید هزینه های تجارت را در مقابل نیازهای درک شده خود برای تجارت سریع وزن کنند. در حالی که اهمیت اجرا در استراتژی های سرمایه گذاری متفاوت است، سرمایه گذاران زیادی هستند که در این مرحله از فرآیند شکست می خورند.

مرحله 3: عملکرد پورتفولیو را ارزیابی کنید

قسمت آخر این روند و اغلب دردناک ترین برای مدیران پول حرفه ای ، ارزیابی عملکرد است. سرمایه گذاری پس از همه متمرکز بر یک هدف و یک هدف به تنهایی است ، یعنی با توجه به ترجیحات خطر خاص خود ، بیشترین پول را که می توانید بدست آورید. سرمایه گذاران از عدم موفقیت و تمایلی به پذیرش حتی بهترین بهانه ها نمی بخشند ، و وفاداری به مدیران پول یک ویژگی متداول نیست. با همین نشانه ، ارزیابی عملکرد برای سرمایه گذار فردی که سبد شخصی خود را بسازد ، به همان اندازه مهم است ، زیرا بازخورد از آن باید تا حد زیادی تعیین کند که چگونه این سرمایه گذار در آینده سرمایه گذاری می کند.

این بخش از فرآیند در شکل 1. 1 خلاصه شده است ، و ما به این شکل باز خواهیم گشت تا بر مراحل این روند تأکید کنیم زیرا فلسفه های مختلف سرمایه گذاری را در نظر می گیریم. همانطور که خواهید دید ، در حالی که تمام فلسفه های سرمایه گذاری ممکن است هدف نهایی ضرب و شتم بازار را داشته باشند ، هر فلسفه بر مؤلفه دیگری از روند کلی تأکید می کند و برای موفقیت به مهارت های متفاوتی نیاز دارد.

طبقه بندی فلسفه های سرمایه گذاری

ما با استفاده از فرایند سرمایه گذاری برای نشان دادن هر فلسفه ، طیف وسیعی از فلسفه های سرمایه گذاری را در این بخش ارائه خواهیم داد. در حالی که ما بیشتر جزئیات را برای بعداً به جا خواهیم گذاشت ، اما سعی خواهیم کرد حداقل هسته اصلی هر فلسفه را در اینجا ارائه دهیم.

زمان بندی بازار در مقابل انتخاب دارایی

وسیع ترین طبقه بندی فلسفه های سرمایه گذاری بر این است که آیا آنها بر اساس زمان بندی بازارهای کلی یا یافتن دارایی های فردی که سوء استفاده می شوند ، بنا شده اند. مجموعه اول فلسفه ها را می توان به عنوان فلسفه های زمان بندی بازار طبقه بندی کرد ، در حالی که مورد دوم را می توان به عنوان فلسفه های انتخاب امنیتی دانست.

با این حال ، در هر یک از رشته های متعددی وجود دارد که دیدگاه های بسیار متفاوتی در مورد بازارها دارند. ابتدا زمان بازار را در نظر بگیرید. در حالی که بیشتر ما زمان بندی بازار را فقط در زمینه بورس سهام در نظر می گیریم ، سرمایه گذاران وجود دارند که زمان بازار را شامل می شوند که طیف وسیعی از بازارها را شامل می شوند - بازارهای ارز ، بازارهای اوراق بهادار و املاک و مستغلات به ذهن متبادر می شوند. طیف وسیعی از انتخاب در بین فلسفه های انتخاب امنیتی حتی گسترده تر است و می تواند نمودار و شاخص های فنی ، اصول (درآمد ، جریان نقدی یا رشد) و اطلاعات (گزارش های درآمد ، اطلاعیه های کسب) را شامل شود.

در حالی که زمان بندی بازار برای همه ما جذابیت دارد (زیرا زمانی که حق با شما باشد نتیجه خوبی دارد)، موفقیت در آن دقیقاً به همین دلیل دشوار است. اغلب سرمایه گذاران زیادی تلاش می کنند تا زمان بازارها را تعیین کنند، و موفقیت مداوم بسیار دشوار است. اگر تصمیم به انتخاب سهام دارید، چگونه آنها را بر اساس نمودارها، اصول بنیادی یا پتانسیل رشد انتخاب می کنید؟پاسخ، همانطور که خواهیم دید، در بخش بعدی نه تنها به دیدگاه شما از بازار و شواهد تجربی بستگی دارد، بلکه به ویژگی های شخصی شما نیز بستگی دارد.

فعال در مقابل سرمایه گذاری غیرفعال

در گسترده ترین سطح، فلسفه های سرمایه گذاری را می توان به عنوان استراتژی های فعال یا غیرفعال نیز طبقه بندی کرد. در یک استراتژی منفعل، شما در یک سهام یا شرکت سرمایه گذاری می کنید و منتظر می مانید تا سرمایه گذاری شما نتیجه دهد. با فرض اینکه استراتژی شما موفقیت آمیز باشد، این امر ناشی از شناسایی و اصلاح یک ارزیابی نادرست از سوی بازار است. بنابراین، مدیر پورتفولیویی که سهامی را با نسبت های درآمدی قیمت پایین و سود پایدار خریداری می کند، از یک استراتژی منفعل پیروی می کند. مدیر صندوق شاخص نیز همینطور است که اساساً تمام سهام این شاخص را می خرد. در یک استراتژی فعال، شما در یک شرکت سرمایه گذاری می کنید و سپس سعی می کنید روش اداره شرکت را تغییر دهید تا آن را با ارزش تر کنید. سرمایه گذاران خطرپذیر را می توان به عنوان سرمایه گذاران فعال طبقه بندی کرد، زیرا آنها نه تنها در شرکت های آینده دار موضع می گیرند، بلکه ورودی های مهمی را در نحوه اداره این شرکت ها ارائه می کنند. در سال های اخیر، شاهد بوده ایم که سرمایه گذارانی مانند مایکل پرایس و صندوق بازنشستگی ایالتی کالیفرنیا (کالپرز) این فلسفه فعال را به شرکت های سهامی عام آورده اند و از نفوذ موقعیت های بزرگ برای تغییر شیوه اداره شرکت ها استفاده می کنند. ما باید عجله کنیم که بین سرمایه گذاری فعال و سرمایه گذاری فعال تفاوت ایجاد کنیم. هر سرمایه گذاری که سعی می کند با انتخاب سهام بازار را شکست دهد، به عنوان یک سرمایه گذار فعال در نظر گرفته می شود. بنابراین، سرمایه گذاران فعال می توانند استراتژی های منفعلانه یا استراتژی های فعال را اتخاذ کنند.

افق زمانی

فلسفه های مختلف سرمایه گذاری نیاز به افق های زمانی متفاوتی دارند. فلسفه ای مبتنی بر این فرض که بازارها به اطلاعات جدید بیش از حد واکنش نشان می دهند، ممکن است استراتژی های کوتاه مدت ایجاد کند. به عنوان مثال، ممکن است بلافاصله پس از اعلام درآمد بد سهام بخرید، چند هفته نگه دارید و بفروشید (امیدواریم با قیمت بالاتر، زیرا بازار واکنش بیش از حد خود را اصلاح می کند). در مقابل، فلسفه خرید شرکت های نادیده گرفته شده (سهامی که توسط تحلیلگران دنبال نمی شوند یا توسط سرمایه گذاران نهادی نگهداری نمی شوند) ممکن است به افق های زمانی بسیار طولانی تری نیاز داشته باشد.

یکی از عواملی که افق زمانی یک فلسفه سرمایه گذاری را تعیین می کند ، ماهیت تعدیل است که برای شما برای به دست آوردن پاداش یک استراتژی موفق باید برای شما رخ دهد. سرمایه گذاران با ارزش منفعل که سهام خود را در شرکت هایی خریداری می کنند که معتقدند تحت ارزش هستند ، ممکن است سالها منتظر بمانند تا تصحیح بازار اتفاق بیفتد ، حتی اگر درست باشد. سرمایه گذاران که پیش از این گزارش می دهند یا پس از درآمد ، به این دلیل که آنها معتقدند بازارها به درستی به چنین گزارش هایی پاسخ نمی دهند ، ممکن است تنها چند روز سهام را نگه دارند. در افراط و تفریط ، سرمایه گذاران که می بینند دارایی های یکسان (یا بسیار مشابه) در دو بازار متفاوت هستند ممکن است یک ارزان تر را خریداری کنند و گرانتر را بفروشند و در چند دقیقه در سود "arbitrage" قفل شوند.

همزیستی استراتژی های متناقض

یکی از جذاب ترین جنبه های فلسفه سرمایه گذاری ، همزیستی فلسفه های سرمایه گذاری مبتنی بر دیدگاه های متناقض از بازارها است. بنابراین ، شما می توانید تایمرهای بازار داشته باشید که با حرکت قیمت تجارت می کنند (نشان می دهد که سرمایه گذاران برای یادگیری از اطلاعات آهسته هستند) و تایمرهای بازار که متضاد هستند (که مبتنی بر این عقیده است که بازارها نسبت به واکنش نشان می دهند). در بین انتخاب کنندگان امنیتی که از اصول استفاده می کنند ، می توانید سرمایه گذاران ارزشمندی داشته باشید که سهام ارزش را خریداری می کنند ، زیرا آنها معتقدند رشد قیمت بیش از حد بازار و سرمایه گذاران رشد که سهام رشد را با استفاده از دقیقاً توجیه مخالف خریداری می کنند. همزیستی این انگیزه های متناقض برای سرمایه گذاری ممکن است برخی را غیر منطقی داشته باشد ، اما سالم است و در واقع ممکن است مسئولیت نگه داشتن بازار در تعادل باشد. علاوه بر این ، شما می توانید به دلیل افق زمانی متفاوت ، دیدگاه های مربوط به ریسک و وضعیت مالیاتی ، سرمایه گذاران با فلسفه های متناقض وجود داشته باشند. به عنوان مثال ، سرمایه گذاران معافیت مالیاتی ممکن است سهام را پیدا کنند که سود سهام زیادی را پرداخت می کنند ، در حالی که سرمایه گذاران مشمول مالیات ممکن است همین سهام را رد کنند زیرا سود سهام با نرخ مالیات عادی مالیات می شود.

فلسفه های سرمایه گذاری در متن

ما می توانیم تفاوت بین فلسفه های سرمایه گذاری را در زمینه فرآیند سرمایه گذاری ، که در شکل 1. 1 شرح داده شده است ، در نظر بگیریم. استراتژی های زمان بندی بازار در درجه اول بر تصمیم تخصیص دارایی تأثیر می گذارد. بنابراین ، سرمایه گذاران که معتقدند سهام تحت ارزش قرار دارد ، بیشتر از آنچه که توجیه می شود با توجه به ترجیحات ریسک خود ، بیشتر از اوراق بهادار خود را در سهام سرمایه گذاری می کنند. استراتژی های انتخاب امنیت در همه اشکال آنها - تجزیه و تحلیل فنی ، اصول یا اطلاعات خصوصی - کلیه مرکز انتخاب امنیت فرآیند مدیریت نمونه کارها. شما می توانید استدلال کنید که استراتژی هایی که مبتنی بر چشم اندازهای بزرگ از کارآیی بازار نیستند ، اما به گونه ای طراحی شده اند که از سوءاستفاده های لحظه ای دارایی ها در بازارها استفاده کنند (مانند داوری) حول بخش اعدام مدیریت نمونه کارها می چرخند. جای تعجب آور نیست که موفقیت چنین استراتژی های فرصت طلبانه به تجارت سریع برای استفاده از خطاهای قیمت گذاری و پایین نگه داشتن هزینه های معاملات بستگی دارد. شکل 1. 2 فلسفه های مختلف سرمایه گذاری را ارائه می دهد.

توسعه یک فلسفه سرمایه گذاری: مرحله

اگر هر سرمایه گذار به یک فلسفه سرمایه گذاری نیاز دارد ، فرایندی که می خواهید برای رسیدن به چنین فلسفه ای انجام دهید چیست؟در حالی که مدیریت نمونه کارها در مورد فرآیند است ، می توانیم سه مرحله درگیر در این بخش را ارائه دهیم.

مرحله 1: اصول ریسک و ارزیابی را درک کنید

قبل از شروع سفر به پیدا کردن یک فلسفه سرمایه گذاری ، باید ابزار مالی خود را آماده کنید. حداقل باید درک کنید

- نحوه اندازه گیری ریسک در یک سرمایه گذاری و ارتباط آن با بازده مورد انتظار.

- چگونه می توان یک دارایی را ارزش قائل شد ، خواه اوراق قرضه ، سهام یا تجارت باشد

- مواد تشکیل دهنده هزینه های معاملاتی و تجارت بین سرعت تجارت و هزینه تجارت

ما عجله می کنیم که اضافه کنیم که برای انجام هر یک از این موارد نیازی به جادوگر ریاضی ندارید و به دست آوردن این ابزارهای اساسی آسان است.

مرحله 2: یک دیدگاه در مورد نحوه کار بازارها و در کجا ممکن است آنها را ایجاد کنید

هر فلسفه سرمایه گذاری در یک دیدگاه در مورد رفتار انسان (و غیرمنطقی بودن) پایه گذاری شده است. در حالی که تجربه شخصی اغلب تعیین می کند که چگونه انسانهای خود را مشاهده می کنیم ، باید این موضوع را گسترش دهیم تا شواهد گسترده تری از بازارها در مورد نحوه عملکرد سرمایه گذاران قبل از قضاوت نهایی خود در نظر بگیریم.

در طی چند دهه گذشته ، با دسترسی به داده ها ، می توان استراتژی های مختلف سرمایه گذاری را آزمایش کرد. اکنون تحقیقات قابل توجهی در مورد استراتژی های سرمایه گذاری که به مرور زمان بازار را مورد ضرب و شتم قرار داده اند ، وجود دارد. به عنوان مثال ، محققان شواهد قانع کننده ای پیدا کرده اند که سهام با نسبت ارزش پایین به کتاب بازده قابل توجهی بالاتر از سهام ریسک معادل اما قیمت بالاتر به نسبت ارزش کتاب کسب کرده است. این احمقانه خواهد بود که این شواهد را در روند توسعه فلسفه سرمایه گذاری خود مرور نکنید. در عین حال ، باید سه مورد در مورد این تحقیق را در نظر داشته باشید:

  1. از آنجا که آنها بر اساس گذشته ساخته شده اند ، آنها نمایانگر نگاهی در آینه عقب هستند. استراتژی هایی که در دهه 1990 بازده قابل توجهی کسب کرده اند ، دیگر ممکن است دیگر استراتژی های قابل قبولی نباشند. در حقیقت ، هرچه استراتژی های موفق مستقیماً (در کتاب و مقاله) یا به طور غیرمستقیم (توسط مدیران نمونه کارها که روی آنها تجارت می کنند) منتشر می شوند ، باید انتظار داشته باشید که آنها را کمتر مؤثر ببینید.
  2. بخش عمده ای از تحقیقات مبتنی بر ساخت اوراق بهادار فرضی است ، جایی که شما سهام را با قیمت های تاریخی خریداری و می فروشید و به هزینه های معاملات کمی یا توجه نمی شود. تا آنجا که تجارت می تواند باعث حرکت قیمت ها شود ، بازده واقعی استراتژی ها می تواند با بازده موجود در سبد فرضی بسیار متفاوت باشد.
  3. آزمایش یک استراتژی سرمایه گذاری تقریباً همیشه یک آزمایش مشترک هم از استراتژی و هم یک مدل برای ریسک است. برای دیدن چرا ، شواهدی را در نظر بگیرید که سهام با نسبت ارزش قیمت به کتاب بازده بالاتری نسبت به سهام با قیمت بالا به نسبت ارزش کتاب کسب می کند ، با ریسک مشابه (حداقل همانطور که توسط مدلهایی که ما استفاده می کنیم اندازه گیری می شود). در حدی که ما ریسک پذیری یا نادیده گرفتن یک مؤلفه اصلی ریسک را نادیده می گیریم ، کاملاً ممکن است که بازده بالاتر فقط پاداش برای ریسک بیشتر مرتبط با قیمت پایین برای سهام ارزش کتاب باشد.

از آنجا که درک اینکه آیا یک استراتژی بازار را ضرب و شتم می کند ، چنین مؤلفه مهمی برای سرمایه گذاری است ، ما رویکردهایی را که برای آزمایش یک استراتژی استفاده می شود ، در نظر خواهیم گرفت ، برخی از قوانین اساسی که باید در انجام این آزمایشات و خطاهای رایج انجام شود (ناخواسته یاعمد) هنگام اجرای چنین آزمایشاتی. همانطور که به هر فلسفه سرمایه گذاری نگاه می کنیم ، شواهدی را که در مورد استراتژی هایی که از آن فلسفه پدیدار می شوند ، مرور خواهیم کرد.

مرحله 3: فلسفی را پیدا کنید که بهترین مناسب را برای شما فراهم کند

هنگامی که اصول سرمایه گذاری را درک کردید، دیدگاه خود را در مورد ناتوانی ها و رفتارهای انسانی شکل دادید و شواهد جمع آوری شده در مورد هر یک از فلسفه های مختلف سرمایه گذاری را بررسی کردید، آماده انتخاب خود هستید. از نظر ما، تقریباً با هر فلسفه سرمایه گذاری (بله، حتی ترسیم نمودار) پتانسیل موفقیت وجود دارد، اما پیش نیازهای موفقیت می تواند متفاوت باشد. به طور خاص، موفقیت ممکن است متکی بر موارد زیر باشد:

  1. ریسک گریزی شما: برخی از استراتژی ها ذاتاً ریسک پذیرتر از سایرین هستند. به عنوان مثال، سرمایه گذاری خطرپذیر یا سرمایه گذاری خصوصی، که در آن شما وجوه خود را در مشاغل کوچک و خصوصی سرمایه گذاری می کنید که امیدوارکننده هستند، ذاتاً ریسک بیشتری نسبت به خرید سهام ارزشی دارند - سهام در شرکت های بزرگ، باثبات و سهامی عام. بازده نیز احتمالاً بالاتر خواهد بود. با این حال، سرمایه گذاران ریسک گریزتر باید از استراتژی اول اجتناب کنند و بر استراتژی دوم تمرکز کنند. انتخاب یک فلسفه (و استراتژی) سرمایه گذاری که مستلزم آن است که ریسک بیشتری نسبت به آن داشته باشید، می تواند برای سلامتی و مجموعه شما خطرناک باشد.
  2. اندازه پورتفولیوی شما: برخی از استراتژی ها برای موفقیت به پورتفولیوهای بزرگتری نیاز دارند در حالی که برخی دیگر فقط در مقیاس کوچکتر کار می کنند. به عنوان مثال، اگر تنها 100000 دلار در مجموعه خود دارید، بسیار دشوار است که یک سرمایه گذار ارزشی فعال باشید، زیرا شرکت ها بعید به نظر می رسد به شکایات شما گوش دهند. از سوی دیگر، یک مدیر پورتفولیوی با 100 میلیارد دلار سرمایه گذاری ممکن است نتواند استراتژی ای را اتخاذ کند که مستلزم خرید شرکت های کوچک و نادیده گرفته شده باشد. با چنین سبد بزرگی، او خیلی سریع به سهامدار غالب در هر یک از شرکت ها تبدیل می شود و هر بار که معامله می کند، بر قیمت تأثیر می گذارد.
  3. افق زمانی شما: برخی از فلسفه های سرمایه گذاری در افق زمانی طولانی پیش بینی شده اند، در حالی که برخی دیگر به افق زمانی بسیار کوتاه تری نیاز دارند. اگر سرمایه خود را سرمایه گذاری می کنید، افق زمانی شما با ویژگی های شخصی شما تعیین می شود برخی از ما صبورتر از دیگران هستیم و نیاز شما به پول نقد هر چه نیاز به نقدینگی بیشتر باشد، افق زمانی شما باید کوتاهتر باشد. اگر حرفه ای هستید (مشاور سرمایه گذاری یا مدیر پورتفولیو)، مدیریت سرمایه دیگران، افق زمانی مشتریان و نیازهای نقدی شماست که انتخاب فلسفه ها و استراتژی های سرمایه گذاری شما را هدایت می کند.
  4. وضعیت مالیاتی شما: از آنجایی که بخش قابل توجهی از پول شما به جمع کننده های مالیاتی می رسد، آنها تأثیر زیادی بر استراتژی های سرمایه گذاری شما و شاید حتی فلسفه سرمایه گذاری شما دارند. در برخی موارد، ممکن است مجبور شوید استراتژی هایی را که به نظر شما بر اساس مالیات قبل از کسر مالیات جذاب می شوند، به دلیل گزش مالیاتی که شما را در معرض آن قرار می دهند، کنار بگذارید.

بنابراین، فلسفه سرمایه گذاری مناسب برای شما، نقاط قوت و ضعف خاص شما را منعکس می کند. بنابراین، جای تعجب نیست که فلسفه های سرمایه گذاری که برای برخی سرمایه گذاران کارآمد است، برای دیگران کارساز نیست. در نتیجه، هیچ فلسفه سرمایه گذاری نمی تواند وجود داشته باشد که بتوان آن را برای همه سرمایه گذاران "بهترین" نامید.

نتیجه

فلسفه سرمایه گذاری مجموعه ای از باورهای اصلی را در مورد نحوه رفتار سرمایه گذاران و عملکرد بازارها نشان می دهد. برای اینکه یک سرمایه گذار موفق باشید، نه تنها باید شواهد موجود در بازارها را در نظر بگیرید، بلکه باید نقاط قوت و ضعف خود را نیز بررسی کنید تا به یک فلسفه سرمایه گذاری که به بهترین وجه مناسب شما باشد، دست پیدا کنید. سرمایه گذاران بدون باورهای اصلی تمایل دارند از استراتژی به استراتژی دیگر سرگردان شوند، که توسط شواهد حکایتی یا موفقیت های اخیر ترسیم شده است، هزینه های معاملاتی را ایجاد می کنند و در نتیجه متحمل زیان می شوند. سرمایه گذارانی که فلسفه های سرمایه گذاری مشخصی دارند، تمایل دارند در انتخاب های سرمایه گذاری خود منضبط تر و سازگارتر باشند.

در این مقدمه، طیف وسیعی از فلسفه های سرمایه گذاری از زمان بندی بازار تا آربیتراژ را در نظر گرفتیم و هر یک از آنها را در چارچوب گسترده مدیریت پرتفوی قرار دادیم. ما همچنین سه مرحله در مسیر رسیدن به فلسفه سرمایه گذاری را بررسی کردیم که با درک ابزارهای سرمایه گذاری - ریسک، هزینه های معاملاتی و ارزش گذاری - شروع شد و با ارزیابی شواهد تجربی در مورد اینکه آیا، چه زمانی و چگونه بازارها شکسته می شوند و نتیجه گیری می کنیم. با یک خود ارزیابی، فلسفه سرمایه گذاری را پیدا کنید که به بهترین وجه با افق زمانی، ترجیحات ریسک و ویژگی های پورتفولیوی شما مطابقت دارد.

نرم افزار مفید تریدر...
ما را در سایت نرم افزار مفید تریدر دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : احمد شاملو بازدید : 55 تاريخ : چهارشنبه 23 فروردين 1402 ساعت: 11:48