خوش آمدی. من با دکتر تاکانوری آندو ، دوست خوب من ، که یک روانشناس بالینی است که در توکیو ، ژاپن زندگی می کند ، اینجا هستم. دکتر اندو همچنین یک معامله گر با سالها تجربه تجارت و یک مربی و مربی جهانی است. او به سراسر جهان سفر می کند. من فکر می کنم ، تاکا ، در حال حاضر شما در یک کنفرانس در لندن هستید؟
بله ، من در لندن هستم.
کمی در مورد آن بگویید ، و سپس کمی در مورد خود به عنوان یک معامله گر و پیشینه خود بگویید و چرا این برای شما بسیار جالب است.
در حال حاضر من در لندن هستم که در یک کنفرانس انجمن علوم تجارت عصبی شرکت می کنم. این یک انجمن جهانی است که سالی یک بار اتفاق می افتد. رشته اصلی من در دانشگاهی است. نکته دیگری که می توان به آنچه آدریان در مورد آن صحبت می کند اضافه کنم این است که من قبلاً استاد آمار بودم ، بنابراین یک استاد آماری همراه با دکترای من در روانشناسی ، بهترین مسابقه بود اگر می خواستم سرمایه گذاری را انجام دهم که روانشناسی مردم بازار را حرکت می دهد. به کجا دیگر باید بروم معاملات سهام و معاملات گزینه بود. از نظر انجام FX ، مبادله ارز ، من بیش از 20 سال این کار را انجام داده ام. از نظر سهام و گزینه ها ، اکنون نهمین سال است. من نه سال تجربه دارم.[Crosstalk 00:01:26] پیش بروید.
من قصد داشتم بگویم ، تعداد بسیار کمی از مردم حتی یکی از این دو مزیت را که به دست آورده اید ، دارند. درک آمار و ریاضیات بازارها و درک روانشناسی و آنچه در واقع آن را حرکت می دهد. وقتی به بازارها نزدیک می شوید ، به عنوان یک معامله گر چه مزیتی به شما می دهد؟
خیلی ساده است. این اعتماد به نفس آنچه من انجام می دهم صحیح است. قطعاً به من اطمینان می دهد که چه اتفاقی می افتد. البته ، شما واقعاً نمی توانید آینده را پیش بینی کنید ، اما احتمال زیاد آنچه اتفاق می افتد ، و وقتی می دانید که چقدر احتمال دارد که شکست بخورید و چقدر احتمال دارد که موفق شوید ، واقعاً راحت است که انجام دهیدتجارت
کاملا. یکی از مواردی که من پیدا کردم با بسیاری از بازرگانان ، به ویژه معامله گران جدید که از آن استفاده می کنند ، برخورد می کند ، بسیاری از مردم مقاومت در برابر حتی در برداشتن اولین قدم دارند."من می خواهم آزاد باشم. من می خواهم زندگی خود را بهبود ببخشم. من می خواهم ثروت ایجاد کنم ، "اما با این حال ، آنها اولین قدم مهم را برای رفتن و یادگیری چیزی انجام نمی دهند. چه چیزی مردم را عقب می اندازد؟چرا این اتفاق می افتد و چگونه مردم می توانند به سرعت و به راحتی از طریق آن عبور کنند؟
این ترس از شکست است. اگر می خواهید آن را ساده نگه دارید، ترس از شکست است، و در مورد سرمایه گذاری... یک بار، یکی از معلمانم این را به من گفت. اگر یک شغل حرفه ای وجود داشته باشد که در 70 درصد مواقع شکست بخورید، آیا می خواهید آن شغل را انتخاب کنید؟
بسیاری از مردم می گویند: "نه."با این حال، شغلی که به تازگی رد کردید، ورزشکار حرفه ای در بیسبال است. اگر نرخ ضربه 30 درصدی داشتید، در بیس بال میلیون ها درآمد کسب می کردید. این حقیقت در مورد تجارت است. مواقعی وجود خواهد داشت، مانند اکثر مواقع، تجارت من بد می شود، یعنی جهت دیگری غیر از آن چیزی است که من فکر می کنم، اما مهم نیست، زیرا وقتی به سمت دیگری می رود که من معتقدم به سمت آن خواهد رفت، منسود هنگفتی به دست آورید که تمام شکست ها را خنثی می کند.
کمال گرایان Wannabe نمی توانند واقعاً وارد معاملات شوند زیرا چیزی به نام نرخ کامل وجود ندارد. اگر قرار است با یک معامله گر ملاقات کنید که بگوید: "در تمام تجربه معاملاتی من، 100٪ مواقع معامله کردم"، آن شخص به شما مزخرفات می گوید، زیرا مطمئناً این اتفاق نمی افتد، مگر اینکه آن شخص مانند آن شخص باشد."بله، من یک تاجر هستم. من هرگز معامله نکردم، یا، «بله، من یک معامله گر هستم. من یک بار معامله کردم، و خوب پیش رفت، و از آن زمان، هرگز آن را انجام ندادم.»
طبق تجربه من، افرادی که هنوز ضرر نکرده اند، یا از ضررها اجتناب می کنند یا به تأخیر می اندازند و باعث می شوند که به طور بالقوه بزرگ تر و بزرگ تر و بزرگ تر شوند، بنابراین در نهایت وقتی ضرر فرا رسید، منفجر می شوند و همه چیز را از دست می دهند.، درست؟
دقیقا. اگر می خواهید پول خود را از دست بدهید ... این چیزی است که من تجربه کردم، من خودم، انجام مشاوره بازاریابی و مشاوره کسب و کار. شما در یک مقطع زمانی پول از دست خواهید داد، اما افراد باهوش باید مطمئن شوند که ضرر آنها حداقلی است که به دست خواهند آورد، و ضررهای کوچکی که در چند بار اول در ابتدا داشتید قطعاً جبران خواهد شد زیرا این تجربه است.. هرگز سعی نکنید تمام پول خود را یکجا بگذارید و امیدوار باشید و دعا کنید. اینطوری کار نمی کند. هر حرفه ای همیشه تمرین دارد، بنابراین در تمرین حاضرید کمی از زمان خود را از دست بدهید، کمی از پول مالی خود را که به شما آزادی کامل و میلیون ها می دهد یک سوال است.
برای افرادی که شروع به کار می کنند و هنوز اولین قدم را برنداشته اند، نکته کلیدی این است که آنچه من می شنوم این است که آگاه باشند آنچه باعث به تعویق انداختن یا به تاخیر انداختن شما می شود ترس از شکست است، اما شکست اشکالی ندارد، و این بخشی است. از هر حرفه ای، و این هم مانند هر حرفه ای.
بله قطعا. برخی از حرفه ها وجود دارد که شکست ها به شدت مورد بررسی قرار می گیرند. به عنوان مثال ، در زمینه بالینی من ... در اصل من در پزشکی قانونی بودم. بعضی اوقات ما با موقعیت های گروگان مذاکره می کنیم. بیا ، شما نمی توانید در آن عمل واقعی در زندگی واقعی شکست بخورید زیرا ، اگر شکست بخورید ، این بدان معنی است که کسی می میرد. شما نمی توانید شکست بخورید. بنابراین آنچه ما انجام می دهیم ... این در صحنه است که دیده نمی شود. مانند ، از فیلم ها و درام های تلویزیونی ، ببینید که همه دنیای کامل اتفاق می افتد ، اما در پس زمینه صحنه ما بارها و بارها مذاکره را تمرین می کنیم ، اینقدر نقش ها را بازی می کند ، بارها و بارها ، تا آن لحظه می آید ، وقتی که می آید ، وقتی که آن لحظه می آید ، وقتی که آن لحظه می آیدما در واقع باید این کار را انجام دهیم ، بله ، ما موفق خواهیم شد.
به همین روش ، به من نیز آموزش داده شد. معاملات کاغذی وجود دارد. شما پول خود را نمی گذارید. اطمینان حاصل کنید که بارها و بارها این کار را انجام داده اید تا اینکه واقعاً اعتماد به نفس خود را برای ورود به بازار داشته باشید. خوب ، برخی از افراد وقتی که نسبت ضربه خوبی دارند ، برای همیشه تمرین می کنند. آنها هرگز وارد بازار نمی شوند. این مشکل دوم است
با فرض اینکه کسی از این مرحله اول گذشته است و در واقع سفر یادگیری خود را آغاز می کند ، چالش بعدی که می بینم بسیاری از افراد قربانی می شوند ... می گویند شما در یک برنامه سرمایه گذاری می کنید. من برنامه صدور گواهینامه معامله گر روشنگری را دارم. بسیاری از برنامه های آموزشی دیگر در آنجا وجود دارد. غالباً یک معامله گر جدید با گوستو به یکی از این موارد راه اندازی می شود ، برای چند هفته اول یا چند ماژول اول وارد آن می شود ، اما پس از آن علاقه کم می شود و آنها در نهایت با شیء براق بعدی یا هر آنچه که هست ، حواس پرت می شوندمشغول زندگی خود هستند و آنها را دنبال نمی کنند. آنها کامل نمی شوند ، بنابراین ارزش از بین می رود. چرا این اتفاق می افتد ، و باز هم ، آنها برای جلوگیری از آن چه کاری می توانند انجام دهند؟
هر دوی ما توسط مشاور پدر ثروتمند آموزش دیدیم ، بنابراین می دانیم که یکی از موفقیت های دنیای ریچ پدر متمرکز است. تا زمان موفقیت یک دوره را دنبال کنید. بسیاری از افراد موفق این کار را انجام می دهند و افراد ناموفق این کار را نمی کنند. دلیل اصلی آن ، از دیدگاه روانشناختی ، این انگیزه آنها از ترس است. ترس از یک رفتار شروع می شود ، بنابراین وقتی می ترسید ، "اوه ، من ممکن است این سبک زندگی را ادامه دهم. من باید همیشه کار کنم. من باید استرس داشته باشم. من ممکن است از این وضعیت شغلی فعلی فرسودگی کنم. من می خواهم یک سرمایه گذار شوم. این تنها راه خروج استاین آزادی است که من می خواهم ، و اینگونه نیست که من فقط باید بسوزانم. "این مبتنی بر ترس است ، بنابراین آنها از آن خارج می شوند ، اما چیزی که به ما امکان ادامه می دهد انگیزه آینده است.
بسیاری از مردم فراموش می کنند که چرا این تجارت را انجام می دهید؟اصلا چرا شروع کردی؟چه آینده ای می خواهی؟و به خودشون انگیزه نمیدنبه آینده نگاه کنید که با سرمایه گذاری زمان و پول خود چه سبک زندگی به دست خواهید آورد و تلاش شما در حال حاضر بعداً نتیجه خواهد داد. اما مغز آنقدر باهوش نیست که واقعاً هر روز بدون وجود-
آره یادآوری شدهیچ راهی وجود ندارد که مغز اینگونه باشد: "آره، من این کار را برای آینده زیبایی که می خواهم انجام می دهم."وقتی تجارتم را شروع کردم، همیشه هدفم این بود که چقدر می خواهم به دست بیاورم، یا چقدر می خواهم به علاوه، نه تنها ارزش پولی، بلکه چرا این را می خواهم؟من می خواهم از آن پول برای چه استفاده کنم؟واقعا برنامه ریزی شده بودداشتم به آن نگاه می کردم. هنوز به یاد دارم، من کاغذ را کنار صفحه داشتم تا مطمئن شوم که به خودم یادآوری می کنم "چرا این کار را انجام می دهم؟"و این چیز خوبی بود، نه به این دلیل که از آن می ترسم، بلکه چیزی است که باید به سمت آن رفت. احتمالاً موضوع همین است ... و تشویق از طرف محیط شما چیز دیگری است.
چیزی که من می شنوم این است که برای شروع، انگیزه ترس، دوری از انگیزه مهم است، زیرا باعث می شود بخواهید شرایط خود را تغییر دهید، اما وقتی شروع به حرکت کردید، تنها کارهای زیادی از انگیزه می توانید انجام دهید. و شما به یک هدف بزرگ نیاز دارید. شما به چیزی نیاز دارید که می خواهید به سمت آن حرکت کنید، هدفی برای رسیدن به آن، نه چیزی که از آن اجتناب کنید. درست است؟
قدرتمندترین روشی که برای ایجاد این چشم انداز می شناسید، یعنی انگیزه هدف و یادآوری هر روز به خودتان چیست؟زیرا همانطور که گفتید مغز شما نمی تواند به خاطر بیاورد. شما باید آن را نشان دهید، پس چگونه این کار را انجام می دهید؟
روش های مختلفی برای انجام آن وجود دارد. تجسم آن، هر روز صبح نگاه کردن به آن، گفتن رویاهای خود به مردم برای دیگران، زیرا بسیاری از مردم... این همان ترس از شکست است. شما رویا را به مردم می گویید و اگر به آن نرسید، شکست خورده اید. بعلاوه، هنگامی که کلمه را مطرح کردید، باید عملاً اقدام کنید، بنابراین مسئولیتی وجود دارد. مغز ما به طور طبیعی رویاها را به مردم نمی گوید، به ویژه افرادی که برایشان مهم است.
به عنوان مثال، برای من، اگر خوابم را به همسرم و احتمالا خواهر بزرگترم بگویم، کار تمام شده است. اگر آنها این را می دانند، من باید ... افرادی در زندگی شما هستند که قطعاً، وقتی به آنها می گویید که این کار را انجام خواهید داد، کار تمام شده است. همه باید بفهمند که آن شخص کیست. در مورد رویای خود صحبت کنید، آنچه می خواهید به دست آورید. صرف نظر از معامله، فقط در مورد رویاهای خود صحبت کنید.
تجارت روشی است که شما را به آنجا می رساند ، و قطعاً تجارت سهام روشی برای اولین قدم شما برای آزادی خواهد بود ، که می دانید مردم چگونه فکر می کنند ، چگونه بازار خود را بخوانند زیرا ، در پایان روز ، تمام آنچه را که من از آن یاد گرفتممعاملاتی که هنوز در تجارت قابل اجرا است ، در املاک و مستغلات قابل اجرا است.
کاملا. ذات آن در این صورت پیدا کردن شرکای پاسخگویی یا افرادی است که به محض اینکه از آنچه می خواهم به دست بیاورم آگاهی داشته باشند ، چه معامله گران جدیدی سعی در دستیابی به آنها دارند ، مشتری های من پس از آنها سعی می کنند به آنها برسند. از آن آگاه است ، مانند یک تله پاسخگویی است. به نظر می رسد ، "خوب ، من به این شخص گفته ام که در آن هستم. من باید به آن عمل کنم."
دقیقا. نکته ای که باید باور کنید راهی برای پیروزی در بازی وجود دارد زیرا افراد اطراف شما احتمالاً پول خود را از دست داده اند یا کسی را می شناسند که در تجارت سهام پول خود را از دست داده است. آنها قرار نیست افراد مثبتی باشند ، "اوه ، شما تجارت سهام را انجام می دهید. خوش به حالت."آنها از این نظر با شما صحبت نخواهند کرد ، بنابراین می خواهید اطمینان حاصل کنید که محیط از شما پشتیبانی می کند ، "رویای شما بسیار جذاب است ، و روش شما که استفاده می کنید کاملاً عالی است."این نوع محیط یک محیط لازم برای ادامه کار شما است.
چگونه می توانید آن محیط را برای خودتان ایجاد کنید یا در شرایط دیگر با مشتری ها نیز سر و کار دارید؟روش خوبی برای ایجاد آن محیطی که موفقیت را تضمین می کند چیست؟
اگر من درست هستم ، چگونه انگیزه خود را حفظ کردم؟این است-
درست است ، یا چگونه دیگران را ترغیب می کنید تا انگیزه خود را با یک محیط حفظ کنند؟چگونه می توانید آن محیط را ایجاد کنید اگر شما تنها باشید. ما این را در خانه دوست داریم. حداقل تماس انسانی وجود داردچگونه جامعه می گیرید؟
برای من ، من بخشی از یک جامعه بازرگانی بودم. هفته ای یک بار ، ما به این کافی شاپ می رفتیم. ما در اطراف می نشینیم و در مورد معاملات خودشان به صورت چهره به چهره صحبت خواهیم کرد ، و ما نیز این کار را بصورت آنلاین انجام دادیم. همسر من ، او نه تنها معامله می کند ، بلکه یک سرمایه گذار است ، بلکه جامعه دختران سرمایه گذاری خود را نیز دارد و این ایده های مشترک می دهد. البته ، مواقعی وجود دارد که این گزینه های معاملاتی شرم آور است ، و گاهی اوقات فرصت های تجاری شگفت انگیز وجود دارد ، بنابراین شما ضربه می زنید و از دست می دهید. نکته اصلی این است که ما ، خودمان ، با افراد دیگر درگیر شویم و ایده هایی را به اشتراک بگذاریم.
تا زمانی که آن را در آنجا قرار ندادیم و از دیگران بازخورد می گیریم ، مغز ما آن را به عنوان واقعیت نمی گیرد. همانطور که آدریان می گوید ، اگر ما این کار را به تنهایی انجام دهیم ، و من و خودم و داستان من تمام وقت هستم ، این یک واقعیت نیست. شما هرگز احساس نخواهید کرد که یک معامله گر هستید. درگیری با معامله گران و صحبت کردن در مورد آن ، اعتقاد شما به اینکه چه کسی به آرامی به یک معامله گر تبدیل می شوید. هنگامی که در آن قرار گرفت و اکنون خود را به عنوان یک معامله گر تعریف می کنید ، بخشی از آن این است که شما با آن درگیر می شوید.
من یک پزشک هستم. من وقتی مدرک دکترا دریافت کردم پزشک نشدم. در واقع ، من وقتی به برنامه دکترا پیوستم ، پزشک شدم و با پزشکان شروع به حلق آویز کردم زیرا شروع به فکر کردن به این ترتیب کردم و می فهمم که دکتر در مورد چیست.
درخشاندر برنامه من ، روشی که من تدریس می کنم ، ترکیبی از رسانه های مختلف است ، بنابراین برنامه صدور گواهینامه معامله گر روشن شده دارای فیلم آنلاین ، تمرینات ، بازی هایی است که افراد می توانند بروند و یادگیری را انجام دهند ، چیزهای مغزی. سپس مربیگری گروهی نیز وجود دارد که در آن به صورت آنلاین در یک انجمن مانند این ، ویدیوی آنلاین ، همه می توانند با یکدیگر ببینند و با یکدیگر صحبت کنند ، و سپس به اشتراک گذاری ، سؤال ، بحث و گفتگو ، دریافت آن ورودی از افراد دیگر. سپس جامعه آنلاین وجود دارد. آنچه من می شنوم ، موفقیت آمیز است ، شما واقعاً باید در آن مواردی که جنبه های جامعه دارد ، شرکت کنید ، نه فقط یادگیری مغزی؟
بله ، خوب اگر همه بر اساس آنچه شما می دانید عمل کنند ، جهان کمی از یک مکان ثروتمندتر صلح آمیز خواهد بود.
واقعیت این است ، این طور نیست زیرا ما چه بازخوردی داریم. ما باید تأیید کنیم. ما باید تصدیق کنیم. برای جامعه من که به آن می پیوندم ، ما همیشه در مورد قبل از دوره قبل صحبت می کردیم ، به معنای قبل از انجام تجارت ، آنچه را که می خواهیم در مورد آن معامله کنیم و دلیل این امر است. مردم بازخورد دادند ، "این ایده خوبی است" ، یا آنها می گویند ، "نه ، این یک روش خجالتی برای خواندن نمودار شما است."بازخورد خوبی دریافت می کنید. اگر اعتقاد دارید که این یک روش خجالتی برای خواندن نمودار بود یا اگر چیزی را از دست داده اید ، می گویید "خوب" ، و به طور بالقوه تجارت نمی کنید که اگر قبل از آن بازخورد دریافت کنید ، یک شکست بدبخت خواهد بود. سپس پس از تجارت ، "من یک پیروزی گرفتم. من درآمد کسب کردم. "سپس مردم می گفتند ، "کار خوب. این اولین برد شما بود. "خوب است که جشن بگیرید زیرا این انگیزه را حفظ می کند. اگر پول خود را از دست دادید ، می گویید ، "خوب ، من پول خود را از دست دادم" ، اما همه می گفتند ، "بنابراین ، چه چیزی را یاد گرفتید؟"شما نیز بازخورد می گیرید ، بنابراین هرگز همان اشتباه لعنتی را انجام نمی دهید. در هر صورت ، برای موفقیت به عنوان یک معامله گر ، باید قبل از تجارت و پس از تجارت صحبت کنید. اینگونه است که من ... من نمی دانم روش های دیگری برای تبدیل شدن به یک معامله گر بزرگ وجود دارد ، به غیر از اینکه ضریب هوشی 260 یا چیزی داشته باشید.
متأسفانه ، بیشتر ما اینطور نیست.
نه ، من نهچه چیزی را به افرادی که به برنامه ای مانند من ، برنامه صدور گواهینامه معامله گر سهام روشن می پیوندند ، می گویند ، و آنها برای شرکت در آن جنبه جامعه مقاوم یا مردد هستند زیرا شاید احساس کنند هنوز به اندازه کافی نمی دانند ، یا شاید آنهافقط می خواهید ابتدا کارهای بیشتری را انجام دهید تا آنها معتبر باشند یا چیز دیگری؟من بارها و بارها بسیاری از این موارد را می شنوم ، و گاهی اوقات دشوار است که مردم را به جامعه بکشید. چی میخوای به آنها بگویی؟
خوب ، وقتی صحبت از تجارت می شود ، چیزی به عنوان یک سوال گنگ وجود ندارد ، مگر اینکه ناگهان در مورد گربه خود یا چیزی در جامعه صحبت کنید. تا زمانی که این موضوع با موضوع گروه ارتباط داشته باشد ، هیچ چیز به عنوان یک سوال گنگ وجود ندارد زیرا سؤالی که شما فقط پرسیدید احتمالاً به سه نفر دیگر کمک می کند که یک سوال لعنتی یا سوال مشابه داشته باشند. دوم از همه ، بله ، آن را دوست داریم یا نه ، ما در این آینده نزدیک به جامعه آنلاین خواهیم رفت. این فقط یک نوع جامعه آنلاین است که به آن می پیوندید ، و اگر می خواهید موفق باشید ، چیزهای بیشتری برای آمدن وجود خواهد داشت.
همانطور که یکی از کتابها گفت ، این فقط جهان مسطح است. این واقعاً مسطح نیست ، این بدان معنی است که ما آنقدر در چهره اینترنتی جهانی هستیم که فقط باید به آن عادت کنید. ما هرگز در نحوه استفاده از جامعه آنلاین آموزش نگرفتیم. درست است. هیچ کس نیست ، بنابراین مکان بسیار خوبی برای شروع کار است. من توصیه می کنم ... شما در حال پیوستن هستید ، احتمالاً این افرادی که به این ضبط گوش می دهند ، در حال حاضر در یک جامعه عالی هستید ، از آن استفاده کنید. سوالات خود را بپرسید. اگر کسی پست کند ، "من می خواهم این را تجارت کنم" یا "من نتیجه ای مثل این را پیدا کردم" ، و سؤالاتی مانند "چرا می خواستید آن را تجارت کنید؟"چیزی که در مورد آن تصمیم گرفتید چیست؟چگونه اینگونه تجارت می کنید؟ "آن نوع چیزهاسؤال بپرسید زیرا مردم ، وقتی سؤال می کنید ، مکالمه را باز می کند ، و این فقط مکالمه است که باید باز شود.
تعداد دفعاتی که من چیزی یاد گرفته ام یا از پرسیدن یا سؤال از من تفاوت زیادی پیدا کرده ام ، این تنها راه برای به دست آوردن تغییرات در تفکر است. من اعتقاد ندارم که می توانم در اینجا روی میز کار خود بنشینم ، تحقیق کنم و یک حماسه داشته باشم. برای ایجاد آن جادو باید برخی از محرک های خارجی وجود داشته باشد تا کمی تفکر را لرزاند. من معتقدم که واقعاً بهترین راه برای انجام این کار با جامعه است.
آره. یک داستان خنده دار وجود دارد ، از نظر تاریخی ، چرا انقلاب صنعتی اتفاق افتاد ، این سؤال بود. دلیل این امر این است که وقتی انقلاب صنعتی اتفاق افتاد ، چند سال قبل از آن ، مکانهایی به نام کافی شاپ ها در اروپا شروع به نمایش کردند. قبل از آن ، مردم به عنوان یک روش مشروبات الکلی می نوشیدند ، راهی برای به دست آوردن مقداری مایع زیرا همه چیز آلوده بود. حالا قهوه می خوریم. شما از یک فرومایه به یک محرک رفتید و مردم روشن تر بودند و آنچه آنها انجام دادند این بود که آنها شروع به صحبت در کافی شاپ ها می کردند و ایده های خوبی را دریافت می کردند ، و این چگونه انقلاب صنعتی آغاز شد.
همان ایده ، شما فقط باید صحبت کنید. شاید این ایده خوبی باشد که ، من نمی دانم ، یک فنجان قهوه یا چای بخورید و درگیر تعامل رسانه های اجتماعی شوید ، و شما ... این یک عادت است. این فقط مربوط به تجارت نیست ، بلکه این یک عادت برای یادگیری موفق ، فرد موفق است. این یک عادت است که بدون توجه به هر بستر ، اجتماعی تر باشید. شما فقط نمی توانید یک ...
من در اصل یک انسان نیستم، مثل یک انسان. من یک محقق هستم، اما به این نگاه کنید. من در حال صحبت با آدریان در زوم هستم و این یک بخش طبیعی از تجارت من است. ترجیح شخصی من این است که در یک آزمایش آزمایشگاهی روی موش ها و موش ها قرار بگیرم، اما این یک اولویت است. اگر می خواهم آدم تنبلی باشم، این کاری است که انجام می دهم. اگر می خواهم تأثیر بیشتری در دنیا ایجاد کنم، زندگی بهتری برای خانواده ام ایجاد کنم، زندگی موفق و آزادی داشته باشم، باید کارهایی را انجام دهم که برای انجام آنها آموزش ندیده ام. باید عادت های بدم را تغییر می دادم. تجارت، همه چیز در مورد عادت است. من می توانم تضمین کنم که آدریان از یک چیز سپاسگزارم، این است که وقتی معامله را انجام دادم، در آن نبودم... چنین برنامه هایی وجود نداشتند، فقط باید به دنبال یک انجمن می گشتم-
جوامعی وجود داشتند که کلیت داشتند. در پایان روز، آنها سعی می کنند شما را در سهام بفروشند، مانند سهام پنی، سهام مزخرف، و شما فریب آن می شوید. تقریباً شبیه یک جلسه بد با یک پیشنهاد تجاری MLM است [crosstalk 00:22:21]
نکته غم انگیز این است که آن گروه ها هنوز آنجا هستند. گروه های کلاهبردار و ضعیف زیادی وجود دارند که قصد دارند سهام کوچک کوچکی را جمع آوری کنند، هر کسی کتاب خود را صحبت می کند، به طوری که معاملاتی را که قبلاً در آن انجام می دادند بالا ببرد. برنامه صدور گواهینامه معامله گر سهام روشن، زیرا من می خواستم دانش آموزانم که به طور یکسان آموزش می بینند، بتوانند به طور منظم و هفتگی تعامل داشته باشند تا بتوانند از آن عبور کنند.
همسر من همیشه فرصت خوبی برای سرمایه گذاری دارد. این دیوانه است زیرا به او یاد دادم چگونه تجارت کند. او تا این لحظه هرگز پول از دست نداد. مسخره است. این اغلب اتفاق نمی افتد، اما یک بار ما پیشنهاد بدی داشتیم. این یک پیشنهاد کلاهبرداری بود که اتفاق افتاد. من از او سپاسگزار بودم زیرا او هرگز پیشنهاد بدی ندیده بود.
به روشی مشابه، شاید بتوانم یک چیز را به افرادی که در داخل هستند توصیه کنم، آدریان، گروه شما، افرادی که در حال گوش دادن به آن هستند، شما، این است که به آنجا بروید و به آن جلسات انجمنی به اصطلاح "من" بروید. معامله گر هستم» «آکا.»بهش گوش کن. آنها در مورد میزان از دست دادن آنها در آن هفته صحبت می کنند و به آن افتخار می کنند و هیچ راه حلی یا یادگیری برای آن وجود ندارد. آنها فقط در مورد اینکه چقدر احمق هستند صحبت می کنند و این ... جوامع بدی وجود دارد. زمانی که تجربه بدی در جامعه داشته باشید، شاید نسبت به جامعه فعلی قدردانی کنید.
حوزه نهایی که فکر می کنم واقعاً مردم را در این روند قرار می دهد ... چالش های ذهنی زیادی وجود دارد که افراد را به عقب می اندازد ، اما فقط در این روند. ما قبلاً قدم اول را پوشش داده ایم. ما یک بار شروع به کار کرده ایم که چرا مردم متوقف می شوند ، و ما پوشش داده ایم که چگونه می توانیم با جامعه و غیره از آن نقطه عبور کنیم. آخرین منطقه ای که من می بینم مردم پیشرفت نمی کنند این است که وقتی یک سیستم دارند ، وقتی مجموعه ای از قوانین دارند ، و همه آزمایش شده اند و آماده رفتن است ، اما آنها نمی توانند ماشه را بکشند. آنها اولین تجارت را انجام نمی دهند. آنها پیگیری نمی کنند و در واقع کار خود را آغاز می کنند. چه چیزی مردم را از آن مرحله آخر باز می دارد؟آنها آزمایش را انجام داده اند ، آنها قوانین را به دست آورده اند ، آنها باید اعتماد به نفس داشته باشند زیرا آنها آزمایش های خود را انجام داده اند ، آنها برنامه را دنبال کرده اند ، از نظر تئوری خوانده می شوند ، اما آنها فقط نمی توانندماشه را بکشید.
من می گویم تبریک می گویم. این اولین قدم شما برای آزادی است. در ایالات متحده یک بستر معاملاتی به نام ThinkorSwim وجود دارد. این T-H-I-N-K است اما به نظر می رسد S-I-N-K یا شنا است. پس از رفتن ، باید ... عالی است. ذهن ناخودآگاه شما می داند که چه می آید زیرا ، هنگامی که ماشه را بکشید ، دیگر به عقب برگردد و ناخودآگاه یا ناخودآگاه یا غیر آگاهانه یا هر کلمه ای که می خواهید انتخاب کنید ، مغز شما به منطقه راحتی شما که در حال حاضر است ، باز خواهد ماند. و اکنون ، صرف نظر از ...
خنده دار است زیرا من قبلاً کارهای پزشکی قانونی انجام می دادم ، و افرادی که در شرایط خشونت خانگی قرار دارند ، بنابراین همسر مورد ضرب و شتم قرار گرفته است ... گاهی اوقات این شوهر است که مورد ضرب و شتم قرار گرفته است ، اما آنها از ازدواج خارج نمی شوند زیرا درحداقل آن دردی که آنها می دانند. حداقل این وضعیت بد ، آنها راحت هستند زیرا می دانند که این بد است ، حتی اگر احساس می کنند در بعضی مواقع کشته می شوند. من مطمئن هستم که دانش آموزانی که شما دارید ، بسیاری از آنها ، بسیاری از شما که گوش می دهید ، روح شما در جایی که کار می کردید می میرد ، و آن را می دانید ، اما روح در حال مرگ شما راحت است زیرا به آن عادت کرده اید، با ناراحتی. وقتی این حرفه جدید را به عنوان یک معامله گر شروع می کنید ، چنین دنیایی ناشناخته است ، بنابراین ذهن ناخودآگاه شما گول می زند ، از مرگ احتمالی ناشناخته است. شما باید این را بدانید ، و این بد نیست. به طور جدی ، این بد نیست
شما در مورد داستان هایی در مورد بدترین سناریوها می شنوید، "چه می شود اگر ..." مغز شما می گوید "چه می شود اگر؟"قبل از اینکه ماشه را بکشید"چه می شود اگر؟چه می شود اگر؟چه می شود اگر؟"اما این "اگر چی؟"قرار نیست اتفاق بیفتداگر معامله گر شوم، اگر تمام پس انداز و مخارج زندگی خود را از دست بدهم، یا بیشتر از آن را به دلیل اهرم بسیار زیاد از دست بدهم، چه؟مطمئنم این کار را به شما یاد نداده اند.
نه اگر برنامه من را انجام داده باشید.
دقیقا. گرگ وال استریت را تماشا کنید. اگر شما یکی از آن سرمایه گذاران واقعاً منفعل هستید، یک روز با شما تماس تلفنی می گیرد و فریبتان می دهد، در این بحث فروش سرمایه گذاری پولتان بر روی یک سهام مزخرف فروخته می شوید، خوب، اگر این کار را انجام دهید، بله.، پس انداز زندگی شما از بین خواهد رفت. اگر برای 401(k) [نامفهوم 00:27:38] RRA، هر نوع حساب پس اندازی که دولت دارند ثبت نام کرده اید [نامفهوم 00:27:47] صندوق سرمایه گذاری مشترک، بله، ضرر خواهید کرد. پول، زیرا اگر به دلال اعتماد کنید، شکست خواهید خورد، این شوخی است که ما همیشه می گوییم. معامله گران دلال نیستند. شما قرار است یک معامله گر شوید. ما معامله گران هستیم، بنابراین می دانیم ... به علاوه، علاوه بر آن، می دانیم که چقدر از دست خواهیم داد، درست است؟
به عنوان یک معامله گر، باید بدانید که چقدر از دست خواهید داد. مطمئناً، زیرا معامله را اینگونه تنظیم می کنید و به طور بالقوه چقدر یا بیشتر از آن به دست خواهید آورد. آن نقطه یا بیشتر.
مشکل اینجاستما 13، 14 سال، 12 سال، هر چه که باشد، به مدرسه می رویم و آموزش دیده ایم. این در ما ریشه دوانده است که پاسخ درست را بگیریم، اشتباه نکنیم. یکی از کلیدهای شماره یک موفقیت در معاملات این است که بدانید چه زمانی اشتباه می کنید و ضرر خود را کاهش دهید و از آن خارج شوید. قبل از اینکه اشتباه بزرگ شود، ضرر را قبول کنید، اشتباه را بپذیرید، اما ما آنقدر زمان داشته ایم، آنقدر شرطی شده تا به خودمان محک بزنیم که باید درست بگوییم. چگونه از آن عبور کنیم؟منظورم این است که می دانم فقط با استفاده از یک سیستم معاملاتی و فقط دنبال کردن سیستم از آن عبور می کنم، و درست بودنم را با این جمله قضاوت می کنم که «آیا سیستمم را دنبال کردم؟»نه، "آیا آن روز یا آن هفته پول درآوردم یا در آن معامله برنده شدم؟"بنابراین این روش من است، اما شما چه چیزی را پیشنهاد می کنید؟
روش من این است که یکی از معلمان تجارت من به من گفت: "100 معامله را روی کاغذ انجام دهید. نرخ ضربه خود را ببینید و، مگر اینکه نرخ ضربه شما خوب نباشد، هرگز نروید و معامله نکنید."من به او گوش نکردم و بلافاصله وارد تجارت شدم و بدیهی است که پول از دست دادم. سپس بعد از آن، در واقع بیشتر تمرین کردم. تمرین نکته مهم است و من مطمئن شدم که نسبت ضربه من چقدر است. من از این نظر خیلی منطقی هستم. وقتی این کار انجام شد، می دانستم، تا زمانی که... به نوعی، وقتی تمرین را انجام دادم، سیستم در بدن من بود. اگر اینقدر تمرین کردم، در بدن من است. می توانستم چشمانم را ببندم... نه اینکه چشمانم را ببندم، اما تقریباً به طور خودکار می توانستم کل فرآیند را طی کنم، اینکه کجا فشار دهم، چه کار کنم. هیچ اشتباهی وجود ندارد، "اوه، فراموش کردم آن را فشار دهم" یا "یادم رفت محاسبه کنم."در آن لحظه، من مانند دات، دات، دات، دات، دات بودم و تو تمام شدی. پس از آن، شما قبلاً استاپ لاس را تنظیم کرده اید و تمام این موارد، رایانه از آن مراقبت می کند. بیا، می دانی؟
بله، بعد از آن کار چندان سختی نیست. نکته این است که خارج از منطقه راحتی شما، ترس از شکست، همه چیز مهم است، اما اگر شبیه سازی کنید، اگر تمرین کنید، اگر به اندازه کافی تکرار کنید، بخشی از شما می شود. در منطقه راحتی شما قرار می گیرد. اگر تعداد معاملات زیانده ای را که در 15 سال گذشته انجام داده ام را جمع آوری کنم، منظورم این است که اکثر مردم به طور جدی از روی صندلی خود می افتند، اما در حال حاضر برای من واقعاً اینطور است، معامله را انجام دهید، توقف ضرر را قرار دهید، صبر کنیدو اگر استاپ لاس ضربه بخورد، استاپ لاس ضربه بخورد، استاپ لاس ضربه بخورد، مانند "خوب، بعد؟"
دقیقا. من می توانم بگویم که این یک احساس بیش از حد به تجارت است. برای من، من یک سرمایه گذار هستم، بنابراین بیشتر شبیه این است که همین طور است.
پذیرش - پذیرفته شدن. من هرگز ندیده ام، حداقل اگر حرفه ای باشد... احتمالاً برخی از آنها را خواهید دید، اما اکثر بازیکنان حرفه ای بیسبال، بازیکنان فوتبال حرفه ای، هر ورزشکار حرفه ای، هرگز ندیده ام که بروند. شلیک کرد.»
نه، این در مورد یک شلیک نیست.
همیشه ، آنها آن را دور می زنند ، ذهن خود را تازه می کنند ، و "خوب ، بعدی ،" و همانطور که تمرین می کنند حرکت می کنند. من مطمئن هستم که افرادی که به این موضوع گوش می دهند ، به این می گویند ، "من فکر می کردم این کار ساده تر خواهد بود" ، زیرا می دانم که این یکی از صدای کمی است که ذهن ناخودآگاه می گوید. من باید حقیقت را به شما بگویم. هیچ چیز به عنوان پول آسان وجود ندارد زیرا پول آسان به راحتی و خارج از جیب شما بیرون می رود. مطمئنا همینطوره. از آنجا که وقت خود را در آن قرار داده اید ، تمرین خود را در آن قرار داده اید ، به همین دلیل اجازه می دهید تا ثروت خود را که تلاش خود را در آن انجام داده اید ، بگیرید. اگر کسی باشد که گفته باشد فقط خواهد بود ... همه ماشین ها فقط از آن مراقبت می کنند ، یا در یک ساعت شما در آن خوب خواهید بود و پول می گیرید ، این اتفاق نمی افتد. از نظر قانونی ، اخلاقی ، از نظر اخلاقی این اتفاق نخواهد افتاد.
من می دانم که این چیزی است که مغز می گوید.
من حدس می زنم که تمایز برای من این است که وقتی کسی ماشه را نمی کشد ، آنها اقدامی نمی کنند ، در مورد آن یک تجارت ، آن تجارت اول یا تجارت دوم ، ترس و نگرانی است. این بار ، درست است؟
در واقعیت یادگیری تجارت موفقیت آمیز مربوط به یک تجارت نیست ، بلکه مربوط به فرایندی است که شما دنبال می کنید. موافقید؟
بله ، این روند استاین بخش عمده است
این بخش عمده بازی است.
دانش آموزان من به طور منظم تجارت می کنند ، بنابراین قوانینی دارند که می گویند آیا این و این و این اتفاق می افتد ، سپس خریداری کنید. اگر این یا این اتفاق می افتد ، پس بفروشید. هیچ احساسی وجود نداردموفقیت مربوط به یک تجارت یا دو تجارت یا 10 معاملات نیست. این در مورد صدها معامله ای است که شما در طول سال یا در طول حرفه خود انجام می دهید و به خوبی از این روند پیروی می کنید. من حدس می زنم ، هنگامی که شما در مورد آن فکر می کنید ، فشار هر تجارت فردی را می گیرد زیرا می توانید با پیروی از فرآیندها ، خود را پاداش دهید و برنده ها یا ضررها اهمیت چندانی ندارند.
در اوایل آموزش هایی که به همسرم دادم ، او گفت ... اکنون ، او در واقع مقداری از پول را در برخی از معاملات از دست داده است ، و من گفتم ، "برای شما خوب است ، زیرا شما قانون خود را دنبال کردید. این مهمتر از پیروی از این قانون است. "این موفقیت همیشه از توانایی پیروی از قوانین ناشی می شود.
کاملاً عالیاین فوق العاده است ، دکتر اندو. هرگونه افکار یا سخنان حکمت نهایی که می خواهید کسی قبل از اینکه ما بپیچید بشنوید؟
مسئله این است ، در ابتدا برنده های شما ممکن است کوچک به نظر برسد ، اما پس از رسیدن به یک نقطه خاص ، نمایی می شود. با رعایت قوانین ، خود را نتیجه کاملاً متفاوتی خواهید دید که یک سال پیش کاملاً قابل تصور نبود. یک سال بعد ، شما در یک مکان متفاوت ، در موقعیت دیگری ایستاده اید ، و با پیروی از قوانین ، مبلغ متفاوتی را که تصور نمی کردید ، بدست آورید. مغز شما قادر به تصور آن نیست ، بنابراین شما فقط باید ایمان را به سیستم داشته باشید و از آن پیروی کنید و فقط صبر کنید. یک سال به خودتان بدهید. این مکان کاملاً متفاوت خواهد بودبارها و بارها ، هنگامی که من تجارت را به عنوان یک سرمایه گذار انجام می دهم ، هیچ راهی وجود ندارد که بتوانم تصور کنم چه کسی یا چگونه یا چه چیزی در یک سال خواهم شد.
عالی. دکتر اندو ، خیلی ممنون از وقت شما. من مشتاقانه منتظر صحبت به زودی با شما هستم.
بله ، متشکرم ، آدریان.
10 فرمان را برای تجارت سودآور بیاموزید
10 درس مهم را از 18 سال تجارت سودآور و خواندن بیش از 150 کتاب معاملاتی کشف کنید.
نرم افزار مفید تریدر...
ما را در سایت نرم افزار مفید تریدر دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : احمد شاملو
بازدید : 48
تاريخ : چهارشنبه
23 فروردين
1402 ساعت: 19:11