نظریه انتخاب منطقی: آنچه در اقتصاد است ، با مثال

ساخت وبلاگ

Akhilesh Ganti یک متخصص تجارت فارکس است که 20+ سال تجربه دارد و مستقیماً مسئولیت کلیه تصمیمات مربوط به معاملات ، ریسک و مدیریت پول را که در Arctosfx LLC گرفته شده است ، بر عهده دارد. وی مدرک لیسانس بیوشیمی و MBA را از M. S. U کسب کرده است ، و همچنین مشاور تجارت کالا (CTA) ثبت شده است.

سامر جی اندرسون CPA ، دکتر حسابداری و استاد حسابداری و دارایی است که بیش از 20 سال در صنایع حسابداری و دارایی کار می کند. تخصص وی طیف گسترده ای از حسابداری ، امور مالی شرکت ها ، مالیات ها ، وام ها و مناطق مالی شخصی را در بر می گیرد.

سوزان یک بازاریاب محتوا ، نویسنده و حقایق است. وی دارای مدرک لیسانس علوم مالی از دانشگاه ایالتی Bridgewater است و به توسعه استراتژی های محتوا برای مارک های مالی کمک می کند.

Rational Choice Theory

Investopedia / Michela Buttignol

نظریه انتخاب منطقی چیست؟

نظریه انتخاب منطقی بیان می کند که افراد از محاسبات منطقی برای انتخاب منطقی و دستیابی به نتایج مطابق با اهداف شخصی خود استفاده می کنند. این نتایج همچنین با به حداکثر رساندن منافع شخصی یک فرد همراه است. انتظار می رود با استفاده از تئوری انتخاب منطقی ، با توجه به گزینه محدودی که در دسترس دارند ، نتایج را به دست آورد که بیشترین سود و رضایت را به افراد ارائه می دهد.

غذای اصلی

  • نظریه انتخاب منطقی بیان می کند که افراد برای انتخاب منطقی که منجر به نتایج مطابق با بهترین منافع خود می شود ، به محاسبات منطقی متکی هستند.
  • نظریه انتخاب منطقی اغلب با مفاهیم بازیگران منطقی ، منافع شخصی و دست نامرئی همراه است.
  • بسیاری از اقتصاددانان بر این باورند که عوامل مرتبط با نظریه انتخاب منطقی برای کل برای اقتصاد سودمند است.
  • آدام اسمیت یکی از اولین اقتصاددانان بود که اصول اساسی نظریه انتخاب منطقی را توسعه داد.
  • بسیاری از اقتصاددانان وجود دارند که صحت نظریه انتخاب منطقی و نظریه دست نامرئی را مورد اختلاف قرار می دهند.

درک تئوری انتخاب منطقی

بسیاری از فرضیات و نظریه های اصلی اقتصادی مبتنی بر نظریه انتخاب منطقی است. نظریه انتخاب منطقی با مفاهیم بازیگران عقلانی ، منافع شخصی و دست نامرئی همراه است.

نظریه انتخاب عقلانی بر فرض دخالت بازیگران منطقی استوار است. بازیگران منطقی افرادی هستند در یک اقتصاد که بر اساس محاسبات و اطلاعاتی که در دسترس آنهاست، انتخاب های منطقی می کنند. کنشگران عقلانی اساس نظریه انتخاب عقلانی را تشکیل می دهند. نظریه انتخاب منطقی فرض می کند که افراد یا بازیگران منطقی سعی می کنند به طور فعال مزیت خود را در هر موقعیتی به حداکثر برسانند و بنابراین، پیوسته تلاش می کنند زیان خود را به حداقل برسانند.

اقتصاددانان ممکن است از این فرض عقلانیت به عنوان بخشی از مطالعات گسترده تر برای درک رفتارهای معین جامعه به عنوان یک کل استفاده کنند.

نفع شخصی و دست نامرئی

آدام اسمیت یکی از اولین اقتصاددانانی بود که اصول اساسی نظریه انتخاب عقلانی را توسعه داد. اسمیت در کتاب خود با عنوان «پژوهشی در ماهیت و علل ثروت ملل» که در سال 1776 منتشر شد، مطالعات خود را درباره منافع شخصی و نظریه دست نامرئی توضیح داد.

دست نامرئی خود استعاره ای از نیروهای غیبی است که بر اقتصاد بازار آزاد تأثیر می گذارند. اول و مهمتر از همه، نظریه دست نامرئی منفعت شخصی را فرض می کند. هم این نظریه و هم تحولات بعدی در نظریه انتخاب عقلانی، هرگونه تصورات نادرست منفی مرتبط با منافع شخصی را رد می کند. در عوض، این مفاهیم نشان می دهد که بازیگران منطقی که با در نظر گرفتن منافع شخصی خود عمل می کنند، در واقع می توانند منافعی را برای اقتصاد به طور کلی ایجاد کنند.

بر اساس تئوری دست نامرئی، افرادی که بر اساس منافع شخصی و عقلانیت هدایت می شوند، تصمیماتی می گیرند که به منافع مثبت برای کل اقتصاد منجر می شود. از طریق آزادی تولید و همچنین مصرف، بهترین منافع جامعه برآورده می شود. فعل و انفعال مداوم فشارهای فردی بر عرضه و تقاضای بازار باعث حرکت طبیعی قیمت ها و جریان تجارت می شود. اقتصاددانانی که به نظریه دست نامرئی اعتقاد دارند، برای دخالت کمتر دولت و فرصت های مبادله بازار آزاد بیشتر لابی می کنند.

مزایا و معایب نظریه انتخاب عقلانی

بسیاری از اقتصاددانان وجود دارند که صحت نظریه انتخاب عقلانی و نظریه دست نامرئی را به چالش می کشند. مخالفان اشاره کرده اند که افراد همیشه تصمیمات منطقی و حداکثر سودمندی نمی گیرند. حوزه اقتصاد رفتاری مداخله ای جدیدتر در مسئله تبیین فرآیندهای تصمیم گیری اقتصادی افراد و موسسات است.

اقتصاد رفتاری سعی در توضیح - از دیدگاه روانشناختی - هرچند که بازیگران فردی گاهی تصمیمات غیر منطقی می گیرند ، و چرا و چگونه رفتار آنها همیشه از پیش بینی های مدل های اقتصادی پیروی نمی کند. منتقدان تئوری انتخاب عقلانی می گویند که ، البته در یک جهان ایده آل ، مردم همیشه تصمیمات بهینه می گیرند که بیشترین سود و رضایت را برای آنها فراهم می کند. با این حال ، ما در دنیای کاملی زندگی نمی کنیم. در واقعیت ، مردم اغلب توسط احساسات و عوامل خارجی منتقل می شوند.

برنده جایزه نوبل ، هربرت سیمون ، که فرض عقلانیت کامل در اقتصاد اصلی را رد کرد ، به جای آن تئوری عقلانیت محدود را پیشنهاد کرد. این تئوری می گوید که مردم همیشه قادر به بدست آوردن تمام اطلاعات مورد نیاز برای تصمیم گیری ممکن نیستند. سیمون استدلال كرد كه دانش همه گزینه ها یا همه عواقب ناشی از هر گزینه ، برای اکثر تصمیماتی كه انسان می گیرند ، از نظر واقع بینانه غیرممكن است.

به همین ترتیب ، اقتصاددان ریچارد تالر به محدودیت های بیشتر این فرض اشاره کرد که انسان به عنوان بازیگران منطقی فعالیت می کند. ایده تالر در مورد حسابداری ذهنی نشان می دهد که مردم چگونه ارزش بیشتری را نسبت به دیگران نسبت به سایرین قرار می دهند ، حتی اگر تمام دلار ارزش یکسانی داشته باشد. آنها ممکن است برای صرفه جویی در 10 دلار در خرید 20 دلار به فروشگاه دیگری سوار شوند اما برای صرفه جویی در 10 دلار در خرید 1000 دلاری به فروشگاه دیگری نمی روند.

مانند همه تئوری ها ، یکی از مزایای نظریه انتخاب منطقی این است که می تواند در توضیح رفتارهای فردی و جمعی مفید باشد. همه نظریه ها سعی می کنند به چیزهایی که در جهان مشاهده می کنیم معنا پیدا کنند. نظریه انتخاب منطقی می تواند توضیح دهد که چرا افراد ، گروه ها و جامعه به طور کلی بر اساس هزینه ها و پاداش های خاص ، انتخاب های خاصی را انجام می دهند.

نظریه انتخاب منطقی همچنین به توضیح رفتاری که غیر منطقی به نظر می رسد کمک می کند. از آنجا که یک فرضیه اصلی تئوری انتخاب منطقی این است که تمام رفتار منطقی است ، هر عملی را می توان به دلیل انگیزه های اساسی اساسی آن بررسی کرد.

در توضیح رفتارهای فردی و جمعی مفید است

همه نظریه ها سعی می کنند به چیزهایی که در جهان مشاهده می کنیم معنا پیدا کنند.

می تواند به توضیح رفتاری که غیر منطقی به نظر می رسد کمک کند

افراد همیشه تصمیمات منطقی نمی گیرند.

در واقعیت ، مردم اغلب توسط عوامل خارجی که منطقی نیستند ، مانند احساسات منتقل می شوند.

افراد دسترسی کاملی به اطلاعات مورد نیاز برای تصمیم گیری منطقی ترین تصمیم ندارند.

مردم برخی از دلار را بیشتر از سایرین ارزیابی می کنند.

نمونه هایی از نظریه انتخاب عقلانی

بر اساس تئوری انتخاب منطقی، سرمایه گذاران منطقی آن دسته از سرمایه گذارانی هستند که سهامی را که قیمت بسیار پایینی دارند، به سرعت می خرند و سهامی را که قیمت بسیار بالایی دارند، کوتاه می فروشند.

نمونه ای از یک مصرف کننده منطقی، فردی است که بین دو خودرو انتخاب می کند. ماشین B ارزان تر از ماشین A است، بنابراین مصرف کننده ماشین B را خریداری می کند.

در حالی که نظریه انتخاب عقلانی منطقی و قابل درک است، اغلب در دنیای واقعی با آن تناقض دارد. برای مثال، جناح های سیاسی که موافق رای گیری برگزیت بودند که در 23 ژوئن 2016 برگزار شد، از کمپین های تبلیغاتی استفاده کردند که مبتنی بر احساسات بود تا تحلیل منطقی. این کمپین ها منجر به نتیجه نیمه تکان دهنده و غیرمنتظره رای گیری شد انگلستان رسما تصمیم به خروج از اتحادیه اروپا گرفت. سپس بازارهای مالی با شوک واکنش نشان دادند و نوسانات کوتاه مدت را به شدت افزایش دادند، همانطور که توسط شاخص نوسانات Cboe (VIX) اندازه گیری شد.

رفتار منطقی ممکن است مستلزم دریافت بیشترین سود مالی یا مادی نباشد. منفعت یک انتخاب خاص می تواند صرفا احساسی یا غیر پولی باشد. به عنوان مثال، اگرچه از نظر مالی برای یک مدیر اجرایی ماندن در شرکت به جای گرفتن مرخصی برای مراقبت از فرزند تازه متولد شده خود، احتمالاً از نظر مالی سودمندتر است، اما اگر احساس کنند که این مزایا است، همچنان رفتار منطقی برای آنها تلقی می شود که مرخصی بگیرند. زمانی که با فرزندشان می گذرانند بیشتر از سود حاصل از چک حقوقی است که دریافت می کنند.

نظریه انتخاب منطقی چیست؟

فرض اصلی تئوری انتخاب منطقی این است که مردم به طور تصادفی محصولات را از قفسه انتخاب نمی کنند. بلکه از یک فرآیند تصمیم گیری منطقی استفاده می کنند که هزینه ها و منافع گزینه های مختلف را در نظر می گیرد و گزینه ها را با یکدیگر می سنجند.

چه کسی نظریه انتخاب عقلانی را پایه گذاری کرد؟

آدام اسمیت، که در اواسط دهه 1770 ایده «دست نامرئی» را مطرح کرد که اقتصادهای بازار آزاد را به حرکت در می آورد، معمولاً به عنوان پدر نظریه انتخاب عقلانی شناخته می شود. اسمیت نظریه دست نامرئی را در کتاب خود با عنوان «جستاری در ماهیت و علل ثروت ملل» که در سال 1776 منتشر شد، مورد بحث قرار می دهد.

اهداف اصلی نظریه انتخاب عقلانی چیست؟

هدف اصلی تئوری انتخاب منطقی توضیح این است که چرا افراد و گروه های بزرگتر بر اساس هزینه ها و پاداش های خاص ، انتخاب های خاصی را انجام می دهند. طبق نظریه انتخاب عقلانی ، افراد از منافع شخصی خود برای انتخاب هایی استفاده می کنند که بیشترین سود را برای آنها فراهم می کند. مردم گزینه های خود را وزن می کنند و انتخابی را که فکر می کنند به بهترین وجهی در خدمت آنها خواهد بود ، انجام می دهند.

نظریه انتخاب منطقی در روابط بین الملل چیست؟

ایالت ها ، سازمان های بین دولتی ، سازمان های غیردولتی و شرکت های چند ملیتی همگی از انسانها تشکیل شده اند. برای درک اقدامات این موجودات ، باید رفتار انسان را که آنها را اداره می کند درک کنیم. نظریه انتخاب منطقی به توضیح چگونگی تصمیم گیری رهبران و سایر تصمیم گیرندگان مهم سازمانها و نهادها کمک می کند. نظریه انتخاب منطقی همچنین می تواند برای پیش بینی اقدامات آینده این بازیگران تلاش کند.

نقاط قوت نظریه انتخاب منطقی چیست؟

یکی از نقاط قوت نظریه انتخاب منطقی ، تطبیق پذیری کاربرد آن است. این می تواند در بسیاری از رشته ها و زمینه های مختلف مطالعه اعمال شود. همچنین فرضیات منطقی و منطق قانع کننده ای را ایجاد می کند. این تئوری همچنین افراد را به تصمیم گیری های اقتصادی مناسب ترغیب می کند. با اتخاذ تصمیمات اقتصادی ، فرد امکان پذیر است تا ابزارهای بیشتری را بدست آورد که به آنها امکان می دهد در آینده ترجیحات خود را به حداکثر برسانند.

خط پایین

اکثر تئوری های اقتصادی کلاسیک مبتنی بر فرضیات تئوری انتخاب منطقی است: افراد انتخاب می کنند که منجر به سطح مطلوب سود یا ابزار برای آنها می شود. علاوه بر این ، مردم ترجیح می دهند اقداماتی را انجام دهند که به نفع آنها باشد در مقابل اقداماتی که خنثی هستند یا به آنها آسیب می رسانند. اگرچه بسیاری از انتقادات مربوط به نظریه انتخاب منطقی وجود دارد - زیرا مردم عاطفی هستند و به راحتی پریشان می شوند ، بنابراین ، رفتار آنها همیشه از پیش بینی های مدل های اقتصادی پیروی نمی کند - هنوز هم در رشته های مختلف دانشگاهی و زمینه های مطالعه به طور گسترده ای کاربرد دارد.

نرم افزار مفید تریدر...
ما را در سایت نرم افزار مفید تریدر دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : احمد شاملو بازدید : 44 تاريخ : چهارشنبه 23 فروردين 1402 ساعت: 19:06