تجزیه و تحلیل دامنه با فرکانس زمان از ترس و انتظارات سرمایه گذار در بورس اوراق بهادار اقتصادهای BRIC

ساخت وبلاگ

این یک مقاله دسترسی آزاد تحت CC توسط مجوز است (http://creativeecommons.org/licenses/by/4. 0/).

داده های مرتبط

داده های موجود در مقاله/مطالب تکمیلی/ارجاع شده در مقاله.

چکیده

هدف از این مطالعه ارائه بینشی در مورد روابط سرب بین شاخص سهام BRIC و ترکیبات آن است. علاوه بر این ، ما ارتباط بین شاخص نوسانات ایالات متحده (VIX) را به عنوان معیار عدم اطمینان سرمایه گذار و ترس و بازده سهام اقتصادهای BRIC ارزیابی می کنیم. بنابراین ، رویکردهای همبستگی دو موج و موجک استفاده می شود. یافته های تکنیک دو موجک نشان می دهد که وابستگی های متقابل بالایی بین شاخص BRIC و ترکیبات آن در طول دامنه فرکانس زمانی وجود دارد. علاوه بر این ، محاصره بین شاخص BRIC و ترکیبات آن مثبت و معنی دار بود. با وجود این ، ما می دانیم که شاخص BRIC اولین متغیر است که به شوک ها پاسخ می دهد وقتی که تمام متغیرهای مطالعه در همبستگی های متقابل چندین موج در نظر گرفته شدند. به همین ترتیب ، بازار سهام برزیل بعدی است که به شوک ها پاسخ می دهد. از طرف دیگر ، بازار سهام روسیه در طولانی مدت عقب می ماند که شاخص BRIC از همبستگی های متقابل موجک خارج شد. ما همچنین یک علیت یک جهته بین VIX و سهام BRIC در میان مدت و طولانی مدت پیدا می کنیم. به طور خاص ، VIX ایالات متحده به طور قابل توجهی سهام BRIC را هدایت می کند و منفی در نظر گرفته می شود. یافته های این مطالعه حاکی از آن است که سرمایه گذاران جهانی می توانند به دلیل وابستگی متقابل قوی که ممکن است تجارت و سرمایه گذاری را تسهیل کند ، می توانند هر یک از بازار سهام در BRIC را انتخاب کنند تا سرمایه گذاری های خود را تخصیص دهند. با این حال ، متنوع سازی نمونه کارها ، پناهگاه های ایمن یا مزایای پرچین در این منطقه ممکن است به دلیل ادغام بالای آنها با شاخص BRIC که نشان دهنده ارتباطات مثبت مثبت است ، حداقل باشد. این یافته ها استنباط های مربوط به تنوع نمونه کارها ، تصمیمات سیاست و طرح های مدیریت ریسک را ارائه می دهد. توصیه می شود سرمایه گذاران در برابر نوسانات در بازارهای سهام BRIC با استفاده از VIX ایالات متحده محافظت کنند.

واژه های کلیدی: بازارهای مالی ، وابستگی متقابل ، نوسانات نامتقارن ، بی ثباتی مالی ، همه گیر Covid-19 ، محاصره

1. مقدمه

بورس سهام BRIC به دلیل سودمندی بازارها برای تنوع نمونه کارها ، پناهگاه و پرچین ، جدا از فعال و پر جنب و جوش ، مورد توجه محققان ، سیاستگذاران و سرمایه گذاران جهانی قرار گرفته است (Swamy and Narayanamurthy ، 2018 ؛ Sharma et al. ، 2019 ؛؛ رحمان ، 2021 ؛ شهزاد و همکاران ، 2021). به همین دلیل ، بازارهای BRIC مورد توجه قرار گرفته اند که یکی از محرک های رشد جهانی باشد (ساکس ، 2003 ؛ گریما و کاروانا ، 2017 ؛ رحمان ، 2021 ؛ منسی و همکاران ، 2014 ؛ کالو و همکاران ، 2020). با توجه به افزایش سرمایه گذاری های خارجی و همچنین جریان آزاد سرمایه ، اقتصادهای BRIC به احتمال زیاد پتانسیل های خود را برای توسعه به حداکثر می رسانند. کشورهای عضو BRIC نقدینگی و عمق بازار خود را افزایش داده اند ، حمایت از سرمایه گذاران را تقویت کرده و استانداردهای نظارتی خود را در نتیجه اقتصادهای نوظهور بازار (EMEs) در حال آزادسازی مالی و ادغام اقتصادی هستند (Mensi et al. ، 2017 ؛ Sharma et al.، 2019).< SPAN> بورس سهام BRIC به دلیل سودمندی بازارها برای تنوع نمونه کارها ، پناهگاه و پرچین ، جدا از فعال و پر جنب و جوش ، مورد توجه محققان ، سیاستگذاران و سرمایه گذاران جهانی قرار گرفته است (Swamy and Narayanamurthy ، 2018 ؛ Sharma et al. ، 2019 ؛ رحمان ، 2021 ؛ شهزاد و همکاران ، 2021). به همین دلیل ، بازارهای BRIC مورد توجه قرار گرفته اند که یکی از محرک های رشد جهانی باشد (ساکس ، 2003 ؛ گریما و کاروانا ، 2017 ؛ رحمان ، 2021 ؛ منسی و همکاران ، 2014 ؛ کالو و همکاران ، 2020). با توجه به افزایش سرمایه گذاری های خارجی و همچنین جریان آزاد سرمایه ، اقتصادهای BRIC به احتمال زیاد پتانسیل های خود را برای توسعه به حداکثر می رسانند. کشورهای عضو BRIC نقدینگی و عمق بازار خود را افزایش داده اند ، حمایت از سرمایه گذاران را تقویت کرده و استانداردهای نظارتی خود را در نتیجه اقتصادهای نوظهور بازار (EMEs) در حال آزادسازی مالی و ادغام اقتصادی هستند (Mensi et al. ، 2017 ؛ Sharma et al.، 2019). بورس سهام BRIC به دلیل سودمندی بازارها برای تنوع نمونه کارها ، پناهگاه و پرچین ، جدا از فعال و پر جنب و جوش ، مورد توجه محققان ، سیاستگذاران و سرمایه گذاران جهانی قرار گرفته است (Swamy and Narayanamurthy ، 2018 ؛ Sharma etAl. ، 2019 ؛ Rehman ، 2021 ؛ Shahzad et al. ، 2021). به همین دلیل ، بازارهای BRIC مورد توجه قرار گرفته اند که یکی از محرک های رشد جهانی باشد (ساکس ، 2003 ؛ گریما و کاروانا ، 2017 ؛ رحمان ، 2021 ؛ منسی و همکاران ، 2014 ؛ کالو و همکاران ، 2020). با توجه به افزایش سرمایه گذاری های خارجی و همچنین جریان آزاد سرمایه ، اقتصادهای BRIC به احتمال زیاد پتانسیل های خود را برای توسعه به حداکثر می رسانند. کشورهای عضو BRIC نقدینگی و عمق بازار خود را افزایش داده اند ، حمایت از سرمایه گذاران را تقویت کرده و استانداردهای نظارتی خود را در نتیجه اقتصادهای نوظهور بازار (EMEs) در حال آزادسازی مالی و ادغام اقتصادی هستند (Mensi et al. ، 2017 ؛ Sharma et al.، 2019).

بنابراین، تئوری یکپارچه سازی بازارهای مالی، بازارهای مالی در یک اقتصاد را ممکن ساخته است تا ارتباط نزدیک تری با سایر اقتصادها در سراسر جهان پیدا کنند (آسافو-ادجی و همکاران، 2021). ادغام مالی، برای شروع، پیامد اصلاحات نهادی، اقتصادی و سیاسی است. توانایی سرمایه گذاران جهانی برای به دست آوردن دارایی های داخلی، و همچنین توانایی سرمایه گذاران محلی برای دسترسی به فرصت های سرمایه گذاری بین المللی، چه به صورت قانونی و چه غیرقانونی، برای یکپارچگی حیاتی است (آروری و فولکیر 2012؛ شادلن، 2005). دسترسی به گزینه های سرمایه گذاری بین المللی جهانی، چه از طریق راه های قانونی، چه از طریق تنوع داخلی یا غیرقانونی، قرار گرفتن دارایی های مالی داخلی را در معرض دید جهانی افزایش می دهد و بنابراین سطح یکپارچگی بازار سهام ملی را بالا می برد (Arouri and Foulquier 2012). ترجیح ریسک، خوش بینی نسبی و ادراک اطلاعات سرمایه گذاران، همه ویژگی های رفتاری هستند که ممکن است بر تمایل به سرمایه گذاری در خارج از کشور تأثیر بگذارند (اروری و فولکیر، 2012). این دور از رفتار اقتصادهای BRIC نیست. اقتصادهای BRIC در سال های اخیر اهمیت فزاینده ای برای جامعه سرمایه گذاری جهانی پیدا کرده اند. این امر به دلایل مختلفی از جمله انتظارات برای تسلط فزاینده در عرصه بین المللی و همچنین تغییرات قابل توجه در جریان سرمایه به بازارهای آنها صادق است (Sensoy et al., 2014; Swamy and Narayanamurthy 2018)، علیرغم فرار سرمایه به دلیلکاهش توسط فدرال رزرو آمریکابازارهای آنها همچنین مفهومی از توسعه را به اشتراک می گذارند که بیشتر مبتنی بر مشارکت است تا متمرکز بر گیرنده اهدا کننده در فرآیند (پایپر، 2015). کشورهای BRIC به دلیل بهبود اندازه و حجم تجارت خود توجه زیادی را از سوی سرمایه گذاران داخلی و جهانی، مدیران سبد سرمایه گذاری و سیاست گذاران به خود جلب کرده اند.

اقتصادهای BRIC یکی از بهترین سرمایه گذاری های در حال ظهور بازار برای سرمایه گذاران ایالات متحده و بین المللی هستند که به دنبال تخصیص نمونه کارها ایده آل و تنوع بین المللی هستند (Bhuyan et al. ، 2016). دارایی های بازارهای BRIC می تواند در مواقع استرس ، بازده خوبی ایجاد کند و ممکن است پناهگاه امن برای بازده در مواقع عدم اطمینان ، به ویژه همه گیر Covid-19 ایجاد کند (شهزاد و همکاران ، 2021). سرمایه گذاران جهانی که به دنبال تنوع و تولید بازده بالاتری در امکانات سرمایه گذاری ارائه شده توسط اقتصادهای BRIC هستند ، باید ویژگی های این بازارهای فردی و همچنین نحوه تعامل آنها با یکدیگر را بدانند. با وجود این ، اقتصادهای BRIC یکدست نیستند و در سطوح مختلف رشد قرار دارند و برخی از آنها در زمان های مختلف و با فرکانس های متنوع نسبت به سایرین توسعه یافته اند. به همین ترتیب ، بازارهای مالی مربوطه ممکن است سطح مشخصی از عمق ، سیستم های نظارتی و الگوهای ریزساختار بازار داشته باشند. طبق مطالعه ای توسط کیشور و سینگ (2017) ، حرکات بورس بورس یکنواخت نیست و به بازارهای خاص وابسته است. بر این اساس ، سهم هر یک از تشکیل دهنده های بازارهای BRIC به شاخص BRIC ممکن است یکسان نباشد.

شاخص BRIC یک شاخص با وزن سرمایه گذاری در بازار است که عملکرد بازارهای سهام در چهار کشور نوظهور برزیل ، روسیه ، هند و چین را ردیابی می کند (MSCI ، 2021). این شاخص ، که حدود 916 ترکیب اصلی دارد ، حدود 85 ٪ از سرمایه های بازار تنظیم شده با شناور رایگان هر کشور را در بر می گیرد (MSCI ، 2021). این شاخص نوسانات سریع را با گذشت زمان تجربه کرده است ، به ویژه در دوره استرس بازار مانند عواقب بحران مالی جهانی 2007-2009 ، بحران منطقه یورو 2009-2012 ، تنش تجاری ایالات متحده و چین ، همه گیر Covid-19 و غیره.

کشورهای BRIC ، مانند سایر بازارهای نوظهور ، در برابر شرایط کلان اقتصادی و بازار جهانی آسیب پذیر هستند (Chittedi ، 2010 ؛ Grima and Caruana ، 2017 ؛ Bouri et al. ، 2018a ، Bouri et al. ، 2018b). در حالی که متغیرهای داخلی نقش مهمی در رانندگی در شرایط اقتصادی و مالی در اقتصادهای BRIC دارند ، نشانه های زیادی وجود دارد که تأثیرات خارجی باعث ایجاد چندین شرایط اقتصادی این کشورها می شود (Bouri et al. ، 2018a ، Bouri et al. ، 2018b)وادبه عنوان مثال ، کشورهای BRIC تحت تأثیر بحران مالی جهانی (GFC) قرار گرفتند و در نتیجه جریان سرمایه نامنظم و عملکرد بازار سهام داشتند. مطالعات متعددی نشان می دهد که اقتصادهای BRIC با اقتصادهای توسعه یافته با شواهدی از جریان های بزرگ مالی از دومی به سابق ، یکپارچه تر می شوند (Lehkonen and Heimonen ، 2014 ؛ Bouri et al. ، 2018). در نتیجه ، آسیب پذیری بازارهای BRIC در برابر تغییر در شرایط جهانی ، اقتصادی و مالی مورد بررسی قرار گرفته است (Lehkonen and Heimonen ، 2014 ؛ Grima and Caruana ، 2017 ؛ Bouri et al. ، 2018a ، Bouri et al. ، 2018b ؛ Bouri ؛و همکاران ، 2018). تأثیر شرایط کلان اقتصادی ایالات متحده ، به ویژه تغییر در شاخص های سهام ایالات متحده ، در بورس سهام کشورهای مهم نوظهور ، مانند BRIC ، در هر دو دوره آرام و آشفته به خوبی ثبت شده است (سینگ و سینگ ، 2018 ؛ کاراناسوس و همکاران ، 2021). به طور شهودی ، بدتر شدن شرایط کلان اقتصادی با کاهش صادرات و واردات سرمایه ، عملکرد بازار سهام در کشورهای BRIC را آزار می دهد (Bouri et al. ، 2018). در نتیجه ، شوک های جهانی ، به ویژه موارد آغاز شده در بورس اوراق بهادار ایالات متحده ، را می توان به بورس سهام اقتصادهای BRIC منتقل کرد.

از دیدگاه نظری، مینسکی (1975، 1986، 1992) نظریه بی ثباتی مالی را ارائه کرد که شکنندگی بازار مالی را به حباب های سرمایه گذاری سفته بازی درون زا مرتبط می کرد. این فرضیه مدعی است که آرامش و ثبات اقتصادی خودپایدار نیستند. بر این اساس، ثبات می تواند منجر به خوش بینی بیشتر شود که در نهایت منجر به استقراض بیشتر در سهام و دارایی ها می شود. با گذشت زمان، از یک سیستم مالی باثبات به یک سیستم شکننده تبدیل می شود. بنابراین، در نتیجه، بازارهای باثبات و پررونق باعث کوری برای افزایش خطرات می شود (تیلن، 2016). علاوه بر این، استدلال های مربوط به نوسانات نامتقارن در بحث VIX ایالات متحده و بازارهای سهام نمی تواند مورد توجه قرار نگیرد. نوسانات در نوسانات بازار بر انتخاب پرتفوی سرمایه گذاران تأثیر می گذارد یا با تغییر مبادله بین ریسک و بازده یا پیش بینی آنها از عملکرد آتی بازار. به گفته چن (2018)، سرمایه گذاران تمایل دارند در برابر نوسانات بازار محافظت کنند، زیرا افزایش نوسان فرصت های سرمایه گذاری را تحریک نمی کند. کافی است که بگوییم، مراحل نوسانات بالا با کاهش در بازارهای سهام همراه است که ممکن است اعتماد سرمایه گذاران را کاهش دهد (کمپبل و هنتشل، 1992).

رپاخ و همکاران.(2013) طرفداری می کند که بازده سهام آمریکا پیش بینی کننده قابل توجهی از بازده سهام در هر دو کشوره توسعه یافته و در حال توسعه است. به گفته ساروار (2012) ، بین بازده بازار سهام در کشورهای بزرگ نوظهور مانند BRICS و عدم اطمینان بازار در ایالات متحده ، رابطه معکوس وجود دارد ، همانطور که توسط شاخص نوسانات (VIX) اندازه گیری می شود. علاوه بر این ، Sarwar و Khan (2017) دریافتند که افزایش عدم اطمینان در بازار ایالات متحده در حالی که واریانس بازگشت را افزایش می دهد ، بازده بازار در حال ظهور را کاهش می دهد. علاوه بر این ، به جز روسیه ، کیشور و سینگ (2017) کشف کردند که اخبار مربوط به افت بازار سهام ایالات متحده تأثیر قابل توجهی در بازارهای سهام BRIC دارد. این نشان می دهد که عدم اطمینان در ایالات متحده ممکن است در بورس سهام کشورهای BRIC تأثیر داشته باشد. بیشتر مطالعات قبلی بر اتصال بین بازار سهام BRIC متمرکز شده است (Chittedi ، 2010 ؛ Dasgupta ، 2014 ؛ Heliodoro و همکاران ، 2020) ، در حالی که برخی دیگر بر بازگشت و نوسانات بازارهای ایالات متحده و بریک متمرکز شده اند (Rapach etAl. ، 2013 ؛ Bhuyan et al. ، 2016 ؛ Sarwar and Khan ، 2017). با این حال ، مطالعه ای که ادغام بین شاخص BRIC و ترکیبات آن را تجزیه و تحلیل می کند در حالی که انتظارات و ترس سرمایه گذار را سنجیده می کند ، توجه کمتری را به خود جلب کرده است. اما مطالعات قبلی که جریان اطلاعات بین شاخص بازار سهام و مؤلفه های آن را ارزیابی می کند ، اهمیت پرداختن به این مسئله را در بازارهای مختلف سهام و بلوک های منطقه ای تأیید کرده است (Kwon and Yang ، 2008 ؛ Osei and Adam ، 2020). علاوه بر این ، همبستگی های سرب در سراسر VIX ضمنی از بازارهای ایالات متحده و BRIC ، از جمله دوران همه گیر Covid-19 ، در حالی که تمایز بین حوزه های فرکانس کوتاه ، متوسط و بلند مدت ، توجه کمی یا توجه نکرده است. این امر ضروری است زیرا ، همه گیر Covid-19 بسیاری از فعالیت های مالی و اقتصادی را مختل کرده است. در این حالت ، مطالعه ای که هر دو بحث زمان و فرکانس را در بورس سهام نشان می دهد ، ارزشمند است (شارما و همکاران ، 2021 ؛ کمال الدین و همکاران ، 2021). علاوه بر این ، بررسی نوسانات سرمایه گذاران را قادر می سازد تا ترجیحات ریسک خود را تنظیم کنند (Prasad et al. ، 2020) ، و امید است که تجزیه و تحلیل منطقه ای بتواند به سرمایه گذاران کمک کند تا ترکیب منطقه ای نوسانات را در اوراق بهادار خود بهتر درک کنند.

بر این اساس ، مطالعات انجام شده در مورد VIX بازارهای سهام ایالات متحده و BRIC ، همزمان خود را با غلظت کمتری در حوزه های زمان و فرکانس ارزیابی می کنند. پیچیدگی ذاتی در سری زمانی ، تجزیه و تحلیل دامنه فرکانس زمان را افزایش داده است ، بنابراین ، تجزیه و تحلیل موجک در حال تبدیل شدن به ابزاری معمول برای بررسی تغییرات موضعی قدرت در یک سری زمانی برای تعریف هر دو حالت غالب تغییرپذیری و نحوه تغییر حالت ها در زمان از طریق تجزیه است.(Owusu Junior et al. ، 2018 ؛ Tweneboah et al. ، 2019 ؛ Frimpong et al. ، 2021 ؛ Asafo-adjei et al. ، 2021 ؛ Diallo et al. ، 2021). استفاده از همبستگی مولتیپلک موجک ، موجک (WMC) و همبستگی های متقابل چندگانه موجک (WMCC) در این مطالعه از اهمیت بالایی برخوردار است. در حالی که انسجام دو صورتحساب تکنیکی است که همبستگی بین دو متغیر را نشان می دهد ، انسجام تحول موجک حاصل از چندین متغیر برای WMC و WMCC ایده آل است (Kahraman and ünal ، 2016 ؛ Owusu Junior ، Adam and Tweneboah ، 2017). به طور خاص ، ما به دنبال بررسی روابط سرب-LAG در زمان ها و فرکانس های متنوع از سال 2012/12/11 تا 2021/05/28 با استفاده از تجزیه و تحلیل BI-Wavelet هستیم.

ما بیشتر با استفاده از WMC و WMCC ، میزان ادغام بین VIX ما ، ترکیبات BRIC و شاخص BRIC را همزمان ارزیابی می کنیم. این امر برای تعیین میزان سرریز نوسانات در بازارهای BRIC بر اساس میزان ادغام بازارهای BRIC ضروری است. مجدداً ، شرکت کنندگان در بازار در زمان های مختلف به طور غیر منطقی به اطلاعات واکنش نشان می دهند و در نتیجه داده های بسیار پر سر و صدا بازار به دست می آیند. برای تعریف صحیح این مسئله ، وجود فرکانس های مختلف مقیاس زمان سرمایه گذاری متنوع شرکت کنندگان در بازار سهام را ارائه می دهد. این مطابق با فرضیه بازار ناهمگن (HMH) است که توسط مولر و همکاران نشان داده شده است.(1997). همچنین ، فرضیه بازار تطبیقی (AMH) که توسط LO (2004) ساخته شده است نشان می دهد که بازارها تکامل می یابند - به دلیل وقایع و تغییرات ساختاری ، سازگاری - و راندمان بازار در زمان های مختلف در درجه متفاوت است. AMH توسط Lekhal و El Oubani (2020) مشخص شده است که در بازارهای مالی اقتصادهای نوظهور ضروری است ، و بنابراین ، ارزیابی می شود که متغیر زمان است. بنابراین ، تجزیه و تحلیل دامنه فرکانس زمان به کاهش سیگنال های ضعیف برای حفظ سیگنال های واقعی کمک می کند (Owusu Junior ، Adam and Tweneboah ، 2020 ؛ Asafo-adjei و همکاران ، 2021).

مطالعه از طرق مختلف به ادبیات کمک می کند. ابتدا، ما حرکات بین اجزای تشکیل دهنده بازارهای سهام BRIC و شاخص BRIC را از طریق تکنیک دو موجک بررسی می کنیم. این امر سهم هر یک از اجزاء را در توسعه شاخص BRIC در هر دو زمان و فرکانس تعیین می کند تا میزان ناهمگونی بین آنها آشکار شود. دوم، علیت معکوس از شاخص BRIC به اجزای تشکیل دهنده نیز در نظر گرفته می شود زیرا مشخص شده است که توسعه یک شاخص بازار با جریان قابل توجهی از اطلاعات به اجزای تشکیل دهنده آن مطابقت دارد (کوون و یانگ، 2008؛ اوسی و آدام، 2020). سوم، ما روابط پیشروی بین بازارهای سهام VIX و BRIC ایالات متحده (هر دو مؤلفه و شاخص) را در فرکانس زمانی، از طریق رویکرد دو موجک ارزیابی می کنیم. انتظار می رود که حرکات جهت دار بین VIX به عنوان معیاری برای سنجش انتظارات و ترس سرمایه گذاران و هر یک از بازارهای BRIC منفی باشد، زیرا عدم قطعیت سیاست خارجی می تواند نقش بیشتری در کاهش بازارهای مالی داشته باشد (آدام، 2020؛ آسافو-ادجی). و همکاران، 2020). علاوه بر این، شدت حرکت های منفی بین بازارهای VIX و BRIC ممکن است در طول همه گیری COVID-19 قابل توجه باشد که اصول فرضیه بازار کارآمد را تأیید می کند. این به این دلیل است که قیمت های بازار اکثر سهام بر اساس اطلاعات موجود در آن زمان به درستی قیمت گذاری می شوند (Owusu Junior et al., 2021). اگر واقعاً در بازارها کارایی وجود داشته باشد، حرکات منفی از الگوی خاصی تبعیت نمی کند. با این حال، اگر بازارهای سهام BRIC همانطور که توسط ادبیات موجود نشان داده شده است (Chittedi, 2010; Dasgupta, 2014; Heliodoro et al., 2020) برای لذت بردن از روابط طولانی مدت خود بسیار یکپارچه باشند، انتظار داریم انتقال نوسانات محدودی در بازده ترکیبی بازار سهام وجود داشته باشد. از BRICبنابراین، ممکن است انتظار کمتری وجود داشته باشد که شاخص نوسان بازارهای سهام بسیار یکپارچه را هدایت کند. بنابراین، WMC و WMCC که درجه وابستگی متقابل بین همه متغیرها را به طور همزمان مورد بررسی قرار می دهند، دریافت می شود. همانطور که توسط تان و همکاران نشان داده شده است.(2019)، تجزیه و تحلیل مقیاس زمانی در بازارهای نوظهور را نمی توان به دلیل افزایش سطح تجارت و سرمایه گذاری آنها نادیده گرفت. در این راستا، مطالعه حاضر در میان معدود مطالعات تجربی است که حرکت های بین و/یا بین بازارهای سهام اجزای BRIC، شاخص BRIC و VIX ایالات متحده را از طریق رویکرد موجک و شامل همه گیری COVID-19 ارزیابی می کند..

روش دو موجک نشان داد که ارتباط متقابل بالایی بین شاخص BRIC و هر یک از اجزای آن وجود دارد و در کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت متمرکز شده اند. علاوه بر این، حرکات بین شاخص BRIC و اجزای آن در طول مقیاس موجک و زمان مثبت و معنادار بود. بنابراین، در مواقع عدم قطعیت، کاهش عملکرد اجزای تشکیل دهنده در شاخص BRIC منعکس می شود. این نشان می دهد که شاخص BRIC نماینده واقعی اجزای تشکیل دهنده آن است. با وجود این، ما متوجه شدیم که شاخص BRIC اولین متغیری است که به شوک ها پاسخ می دهد زمانی که همه متغیرهای مطالعه در WMCC در نظر گرفته می شوند. علاوه بر این، ما متوجه شدیم که انتظارات و ترس سرمایه گذاران از رابطه نامطلوب با اقتصادهای BRIC در میان مدت و بلندمدت، به ویژه پس از سال ۲۰۱۹ خواهد بود. این ممکن است به همه گیری COVID-19 نسبت داده شود که فعالیت های مالی و اقتصادی جهانی را مخدوش کرده است. در نتیجه، بازده BRIC معمولاً با تعدیل های بالاتر (نزولی) شاخص نوسانات ایالات متحده مرتبط است. برعکس، VIX ایالات متحده نمی تواند بازارهای سهام BRIC را زمانی که تجزیه و تحلیل چندگانه موجک در نظر گرفته شود، هدایت کند. این بسیار زیاد نیست زیرا وقتی وابستگی های متقابل قوی بین بازارهای BRIC وجود دارد، شرکت کنندگان ممکن است از روابط بلندمدت خود سود ببرند.

بخش بعدی این مطالعه مروری کوتاه بر ادبیات تجربی موجود ارائه می کند. به دنبال آن روش تحقیق و ارائه و بحث در مورد نتایج انجام می شود. در نهایت، این مطالعه نتیجه گیری را به تفصیل بیان می کند و برخی مفاهیم را برای سیاست و عمل ارائه می دهد.

2. بررسی ادبیات

اخیراً، تحرکات بین بازارهای سهام در اقتصادهای BRIC و بازده سهام بازارهای توسعه یافته به دلیل پیامدهای ایجاد سبد و بهینه سازی، توجه زیادی را در میان سرمایه گذاران و دانشگاهیان به خود جلب کرده است. در نتیجه، برخی از مطالعات میزان یکپارچگی بین این سهام را روشن کرده است. با این حال، شواهد تجربی موجود مبهم بوده است.

Lehkonen و Heimonen (2014) ارتباطات وابسته به مقیاس زمانی بین سهام BRIC و بورس سهام اقتصادهای توسعه یافته را مورد بررسی قرار دادند. با استفاده از تجزیه موجک و یک چارچوب همبستگی شرطی پویا ، یافته های آنها نشان می دهد که BRICS مزایای تنوع نمونه کارها را برای بازارهای سهام در اقتصادهای توسعه یافته از جمله ایالات متحده ارائه می دهد. علاوه بر این ، Bhuyan و همکاران.(2016) اطلاعات و اسپولرهای پویا بین بازار سهام ایالات متحده و سهام BRIC را بررسی کرد. با استفاده از مدل GARCH ، شواهد تجربی نشان داد که بازار سهام ایالات متحده نوسانات قابل توجهی و میانگین اثرات بازده بر روی سهام BRIC دارد در حالی که بازار سهام چین نیز دارای میانگین تأثیر سرریز در سهام ایالات متحده و هند است.

Sarwar (2012) رابطه معکوس بین بازده سهام بازارهای نوظهور و VIX را مستند می کند. به همین ترتیب ، Sarwar و Khan (2017) همچنین بررسی کردند که چگونه بازده بورس سهام در آمریکای لاتین و حس گسترده تر ، بازارهای نوظهور به VIX قبل ، در حین و بعد از GFC در سال 2008 پاسخ می دهند. شواهد تجربی آنها نشان داد که VIX ارتباط مستقیمی داردبا نوسانات بازگشت در این بازارها اما بازده سهام بازارها را تحت تأثیر قرار داد. علاوه بر این ، دوتا (2018) از آزمون محدود ARDL و آزمون علیت Granger Toda-Yamamoto استفاده کرد تا روابط را در سراسر نوسانات ضمنی در ایالات متحده ، برزیل و چین بررسی کند. وی علیت دو طرفه بین VIX و نوسانات ضمنی بازار سهام چین را فاش کرد. با این وجود ، این مطالعه هیچ قدرت پیش بینی کننده ای از نوسانات ضمنی بازار سهام برزیل به VIX پیدا نکرد.

بنابراین ، اجماع در ادبیات دانشگاهی این است که بازار سهام ایالات متحده به یک پیش بینی کننده مهم در ارزیابی بازده سهام ، به ویژه در اقتصادهای نوظهور BRIC تبدیل شده است. با این حال ، ماهیت محاصره بین بورس سهام ایالات متحده و سهام BRIC در ادبیات مشخص نشده است زیرا شواهد موجود یافته های متضاد را فاش می کند. علاوه بر این ، وضوح در میزان ادغام و اتصال به بازارهای مالی برای تسهیل تجارت و سرمایه گذاری ، به ویژه در زمان همه گیر بسیار مهم است. یکی از دلایل احتمالی که ممکن است نابرابری در نتایج مطالعات موجود را به خود اختصاص دهد این است که این مطالعات در تجزیه و تحلیل آنها به دامنه زمان و فرکانس در نظر نمی گیرند. علاوه بر این ، در ارزیابی امور مالی و ادغام اقتصادی با اجزای آن و سهم هر یک از مؤسسات در شاخص ، به شاخص BRIC توجه کمی و یا توجه نمی شود. این امر ضروری است که میزان شباهت ها را بین مؤلفه ها برای تسهیل تصمیمات سیاست گذاری و سرمایه گذاری نشان دهد.

3. روش شناسی

ما تکنیک های موجک (دو موج و موجک چند برابر) را ارائه می دهیم که اساساً در این مطالعه برای ارزیابی ارتباطات زمانی و/یا فرکانس متغیرهای مطالعه مورد استفاده قرار می گیرند ، و همچنین روابط سرب/تاخیر آنها را تعیین می کنند.

3. 1دو موج

3. 1. 1. تبدیل موجک مداوم (CWT)

اصول تجزیه و تحلیل موجک شامل دو عامل است: زمان یا مکان (i) و مقیاس (های) ، که در Eq بیان شده است.(1)

نرم افزار مفید تریدر...
ما را در سایت نرم افزار مفید تریدر دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : احمد شاملو بازدید : 66 تاريخ : چهارشنبه 23 فروردين 1402 ساعت: 17:55