همانطور که در تاریخ چهارم ژوئیه اعلامیه استقلال را جشن می گیریم ، می تواند زمان تأمل در ریشه ها باشد. در حالی که رانندگان این استقلال در خصوصیاتی مانند شجاعت ، جاه طلبی و روحیه پایه گذاری شده اند ، استراتژی نیز در شکل گیری ایالات متحده آمریکا ما نقش داشته است. در حالی که استراتژی سیاسی و نظامی در سال 1776 مؤثر بود ، برای درک منشأ استراتژی ، باید به موقع بیشتر سفر کنیم.

آغاز استراتژی
استراتژی از نیاز مردم برای شکست دشمنان خود ناشی شد. اولین رساله هایی که در مورد استراتژی بحث می کنند از چینی ها در دوره 400 - 200 B. C. Sun Tzu's The Art of War ، که در 400 B. C. نوشته شده است. تحسین منتقدان را به عنوان بهترین کار در مورد استراتژی نظامی ، از جمله کارهایی که قرن ها بعد از آن پیروی کرده اند ، دریافت کرده است. با این حال ، بر خلاف رساله های نظری که به دنبال آن بود ، آثار چینی به شکل روایات از جمله اشعار و حساب نثر شکل گرفتند. نمونه ای از این شکل نثر استراتژی را می توان در شعر توسط Lao Tzu ، پدر Tao-Imp مشاهده کرد:
یک بار شکل عالی را بدون فرم درک کنید
و شما در جایی که می خواهید پرسه می زنید
بدون هیچ بدی از ترس ،
آرام ، آرام و آرام.
قطب چرخ بر روی محور اجرا می شود.
در یک شیشه ، این سوراخی است که آب را نگه می دارد.
بنابراین مزیت وجود دارد
از هر آنچه وجود دارد ؛
اما سودمندی بالا می رود
از هر چیزی که نیست
در حالی که در نگاه اول ممکن است شناسایی یک عنصر استراتژی دشوار باشد ، یک اصل کلیدی که در اینجا یافت می شود ، اهمیت "نه" است ، زیرا استراتژی تجارت خواستار تجارت است-انتخاب "نه" شما. چه محصولاتی را ارائه نمی دهیم؟چه مشتریانی را انتخاب می کنیم که خدمت نکنیم؟و غیره.
اصطلاح "استراتژی" به طور غیرمستقیم از "استراتژوس" یونانی کلاسیک و بیزانس (330 A. D.) به دست می آید ، که به معنی "عمومی" است. در حالی که این اصطلاح به یونانیان اعتبار داده می شود ، هیچ یونانی تاکنون از این کلمه استفاده نکرده است. معادل یونانی برای کلمه مدرن "استراتژی" می توانست "Exteme Strategike" یا (دانش عمومی) "استراتژون سوفیا" (خرد عمومی) باشد. یکی از مشهورترین آثار لاتین در حوزه استراتژی نظامی توسط Frontius نوشته شده است و عنوان یونانی استراتژاتا را دارد. Strategemata مجموعه ای از استراتژیم یا "استراتژیم ها" را توصیف می کند که به معنای واقعی کلمه "ترفندهای جنگ" هستند. مورخان رومی همچنین اصطلاح "استراتژیا" را برای مراجعه به سرزمین های تحت کنترل یک استراتژوس ، یک فرمانده نظامی در آتن باستان و عضو شورای جنگ معرفی کردند.
کلمه استراتژی این معنای باریک و جغرافیایی را حفظ کرد تا اینکه Count Guibert ، یک متفکر نظامی فرانسوی ، اصطلاح "La Strategique" را در سال 1799 معرفی کرد ، به این معنا که امروز درک شده است. در نتیجه ، نه جامعه نظامی قبل از Count Guibert و نه جامعه تجارت قبل از H. Igor Ansoff (استراتژی شرکت ها ، 1965) ، نمی توانند عنصر استراتژیک را در حوزه های خود به وضوح ببینند تا نام آن را ارائه دهند.
شاید چهره نظامی با بیشترین تأثیر در استراتژی ، کارل فون کلاوزیتز (1831-1780) باشد. Clausewitz یک ژنرال پروس بود که اثر آن با عنوان ، در مورد جنگ ، بر دو سؤال متمرکز شده است: جنگ چیست و چه هدفی در خدمت آن است؟ژنرال پروس جنگ را به عنوان یک دوئل بین دو ذهن مستقل می دید. کلید استراتژی Clausewitz این بود که همیشه قوی باشد ، ابتدا به طور کلی و سپس در نقطه تعیین کننده. موازی تجارت نیاز به تمرکز نظم و انضباط است که ناشی از تجارت استراتژیک است. همانطور که مگ ویتمن ، مدیرعامل سابق eBay اعلام کرد ، "استراتژی ما به همان اندازه هنر محرومیت است که هنر گنجاندن است."
استراتژی و تاکتیک ها
ماهیت تکمیلی استراتژی و تاکتیک ها وجود درهم تنیده آنها را تعریف کرده است. در قلمرو نظامی ، تاکتیک ها استفاده از نیروهای مسلح را در تعامل آموزش می دهند ، در حالی که استراتژی استفاده از تعامل ها را برای دستیابی به اهداف جنگ می آموزد. درست همانطور که اصطلاح "استراتژی" با یونانیان سرچشمه گرفت ، اصطلاح "تاکتیک ها" نیز همین کار را انجام داد. معنای اصلی "تاکتیک ها" "نظم" است - به طور کلی "ترتیب سازندها در میدان نبرد". با این حال ، استفاده فعلی از "استراتژیک" و "تاکتیکی" ناشی از جنگ جهانی دوم است.
"استراتژیک" با هواپیماهای دوربرد و موشک ها همراه است در حالی که "تاکتیکی" به هواپیماهای کوتاه تر و موشک ها اشاره کرده است. سپس اصطلاح "استراتژیک" با کیفیت کاملاً حادثه ای در برد طولانی همراه شد ، که ممکن است بمب افکن ها در برخی از مناطق جغرافیایی به اهداف صنعتی حمله کنند. به نوبه خود ، این باعث شد که "تاکتیکی" هاله ای از محدوده کوتاه را بدست آورد. از دیدگاه تجارت ، یک تمایز دقیق تر و مفیدتر از زمان برای استراتژی و تاکتیک ها به شرح زیر است: استراتژی این است که به طور کلی دستیابی به یک هدف در حالی که تاکتیک ها به طور خاص برای دستیابی به یک هدف چگونه هستند.
استراتژی و جنگ
استراتژی از ضرورت مردم برای شکست دادن دشمنان خود سرچشمه گرفته است. بدون دشمنان ، نیاز به استراتژی نظامی وجود ندارد. Keniche Ohmae ، تحسین شده استراتژیست تجارت ژاپنی و نویسنده Mind of the Strategist ، گفته است که تنها هدف استراتژی این است که یک شرکت بتواند تا حد ممکن پایدار نسبت به رقبای خود کسب کند. وقتی هیچ رقابتی وجود نداشته باشد ، نیازی به استراتژی نیست. در تجارت ، فعالیت های انجام شده در یک محیط با عدم رقابت به عنوان عملیاتی طبقه بندی می شوند.
پنج سطح استراتژی نظامی برای درک جنبه های جنگ که باید توسط یک فرمانده و نیروهای وی مورد توجه قرار گیرد ، توسعه یافته است. پنج سطح عبارتند از:
- فنی: تعامل سلاح
- تاکتیکی: نیروها مستقیماً با یکدیگر مخالفت کردند. طبیعت زمین محوری است
- عملیاتی: مبارزات ذهن ؛مبارزه با برخوردها
- تئاتر: قدرت نظامی را به فضای سرزمینی مرتبط می کند. نمای ماهواره
- GRAND: تلاقی تعاملاتی که برای تعیین نتایج به بالا و پایین می روند
این پنج سطح به پرسنل نظامی چارچوب مشترکی برای درک در مورد اهداف ، اهداف و وسایل دستیابی خود می دهد. اگرچه تهیه برنامه هایی برای مؤثر در هر سطح مهم است ، این واقعیت که استراتژی موفق نظامی به همبستگی اندیشه و فعالیت در هر سطح بستگی دارد ، کلید واقعی پیروزی نظامی است.
در تجارت ، تحقیقات نشان داده است که نداشتن یک فرآیند استراتژی و چارچوب برای برقراری ارتباط با آن رایج ترین مسیر برای عدم موفقیت در تجارت است و 80 درصد ورشکستگی ها را به خود اختصاص می دهد. هنگامی که فرآیند و چارچوب استراتژی وجود داشته باشد ، آنها باید در طول سطوح و کارکردهای یک شرکت آبشار شوند تا اطمینان حاصل شود که همه در جهت اهداف یکسان کار می کنند.
پارادوکس استراتژی
مناطق بسیار کمی وجود دارد که استفاده از پارادوکس به همان اندازه در استراتژی نظامی ارزشمند است. یک جاده بد خوب است. ساحل صخره ای مکانی امن برای فرود است. یک حمله شبانه بهترین فرصت را برای پیروزی نشان می دهد. پارادوکس در قلمرو استراتژی نظامی فراوان است. خیلی اوقات ، عنصر غافلگیرکننده بسیار مورد توجه در پارادوکس قرار می گیرد. جاده بدی که عبور از آن دشوار است ممکن است بهترین انتخاب باشد زیرا دشمن حداقل انتظار حمله از آن خیابان را دارد. یک ساحل صخره ای مکانی امن برای فرود سربازان است زیرا دشمن کمترین تعداد سربازان را برای دفاع از آن در اختیار خواهد داشت. یک حمله شبانه ممکن است خطرناک ترین مهاجم باشد اما پوشش تاریکی به دشمن اجازه می دهد تا با کمال تعجب انجام شود.
پارادوکس در استراتژی تجاری برخی از موازی های جالب را ارائه می دهد. ساده ترین کانال برای رسیدن به مشتری اغلب شلوغ ترین است و بنابراین ممکن است به اندازه مؤثر نباشد. دشوارترین و پیچیده ترین فروش اغلب به دلیل تمایز و رکود مورد نیاز برای دستیابی به آنها ، ذاتاً بیشترین پاداش را دارند. یک مشتری چالش برانگیز ممکن است در دراز مدت به دلیل فرآیندهای جدید یا خدماتی که شما مجبور به ایجاد آنها برای خدمت به آنها هستید ، بسیار ارزشمند باشد.
پذیرش عدم اطمینان
توسعه استراتژی مستلزم شجاعت برای پذیرش عدم اطمینان است. همانطور که فرانسوی ها گفته اند ، استراتژی هنر انجام جنگ است نه با استفاده از کودتا (نگاه یا نگاه) از پشت گوش اسب ، نه در یک دفتر روی نقشه. استراتژیست ها باید بپذیرند که همه اطلاعات را ندارند و طیف وقایع را نمی بینند ، اما متعهد به ایجاد و اجرای استراتژی هستند. در تجارت ، فقدان اطلاعات اغلب مقصر عدم تدوین یا تعهد به یک استراتژی جدید است. حرکت به جلو با تعیین ، شکاف باقی مانده به دلیل کمبود داده را پر نمی کند ، اما ترجیح می دهد گزینه باقی مانده نشستن در وسط بزرگراه در انتظار کشتن جاده رقیب شما باشد.
ریشه های نظامی استراتژی تأثیر تصمیم گیری در تصویب و سازگاری مفهوم در عرصه تجارت داشته است. قدمت به اشعار و روایت های چینی در دوره 400 تا 200 سال قبل از میلاد ، استراتژی تعیین کننده مهمی برای شکل دادن به چشم انداز سیاسی ، جامعه شناختی و تجاری جهان بوده است. تمایز بین استراتژی و تاکتیک ها ، درک پارادوکس استراتژی و عدم اطمینان ذاتی استراتژی همه بر تأثیر غیرقابل توصیف عرصه نظامی بر مفهوم استراتژی می افزاید همانطور که امروزه می شناسیم.
نرم افزار مفید تریدر...
ما را در سایت نرم افزار مفید تریدر دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : احمد شاملو
بازدید : 53
تاريخ : چهارشنبه
23 فروردين
1402 ساعت: 11:29