تجارت مانند یک حرفه ای

ساخت وبلاگ

"تعهد نوبل به معامله گر فردی دقیقاً همان چیزی است که معامله گران در این دوران بی ثبات به آن احتیاج دارند. او دانش دارد که در سراسر بازارها می گذرد و در سراسر جهان است. و کمک به آنها در موفقیت تر است. "- Lane J. Mendelsohn ، ناشر ، traderplanet.com

"در زمانی که ، در سطح جهانی ، اتفاقات مهمی برای صنعت مالی رخ می دهد ، وقتی فرصت های سود جدید و همچنین خطرات فاش می شود ، تجارت کتاب مانند یک حرفه ای تصویری کامل در مورد تکنیک های مدیریت ریسک ارائه می دهد."- Teodor Ancuta ، رئیس جمهور و مدیر کل ، بورس سهام SIBIU

"تجارت مانند یک حرفه ای یک نمایش جامع از تمام استراتژی های اساسی معاملاتی است که متعلق به کتابخانه هر سرمایه گذار است. چه تخصص شما آینده ، گزینه ها یا سهام است - یا برای این موضوع ، ترکیبی از هر سه - شما خود را پیدا خواهید کرددوباره و دوباره به این راهنمای مرجع ارزشمند برگردید. همه چیز درست است. علاوه بر این ، نویسنده بدون تحمیل دیدگاه خود ، جوانب مثبت و منفی هر استراتژی مربوطه را به شما می دهد. خوب تحقیق و ارائه شده است. "- گورج آنجل ، نویسنده سهام کوچک برای سودهای بزرگ و برنده شدن در بازار آینده

"مسلح به اهداف خوب ، بیشتر معامله گران جدید از واقعیت های درگیر بی خبر هستند. اگرچه اغلب اعتقاد به بازرگانان تازه کار وجود دارد که سودآوری آسان خواهد بود ، اما شواهد به شدت نشان می دهد. در کتاب جدید خود ، تجارت مانند یک حرفه ای: 15 بالااستراتژی های معاملات سود ، نوبل دراکلن رویکردی متفکرانه برای انتقال از معامله گر خرده فروشی ناموفق به عرصه حرفه ای ارائه می دهد ، که برای موفقیت ماندگار به عنوان یک معامله گر ضروری است. "--رون راسوی ، رئیس جمهور ، گروه تجارت دنور

اطلاعات

چند فصل بعدی مجموعه ای از ایده ها و مفاهیم را ارائه می دهد که به شما کمک می کند انتقال از یک معامله گر خرده فروشی به یک حرفه ای را انجام دهید. معامله گران حرفه ای با سه تفاوت مشخص که همتایان خرده فروشی آنها در نظر نمی گیرند به بازار نزدیک می شوند.

اول ، اکثر معامله گران حرفه ای برای شخص دیگری کار می کنند. این بدان معنی است که آنها آنچه را که به عنوان یک مسئولیت وفاداری به مشتریان خود شناخته می شود ، دارند. آنها باید همیشه به نفع مشتریان خود در همه زمان ها عمل کنند. این بدان معناست که هنگام انتخاب بین ریسک و پاداش ، مدیریت ریسک به منظور حفظ اصل مشتری ، مقدم است.

دوم ، معامله گران حرفه ای حقوق دریافت نمی کنند مگر اینکه مشتریانشان حقوق بگیرند. در حالی که این می تواند استرس زا باشد ، این تنها راه برای نگه داشتن معامله گران حرفه ای بر آنچه مهم است - تهیه پول مشتری خود است. این فلسفه روحیه همکاری را ایجاد می کند که در آن همه برنده می شوند. اگر مشتری درآمد کسب نکند ، معامله گر درآمد کسب نمی کند. این یک فلسفه ساده است که باید در همه اشکال سرمایه گذاری تجسم یابد.

سرانجام ، معامله گران حرفه ای به دنبال بازده هایی هستند که به معنای ضرب و شتم بازده سهام و اوراق قرضه است ، نه لزوماً برای شکستن بانک. برای هرکسی که تا به حال بیس بال بازی کرده است ، می دانید که هر بار که در خفاش هستید ، به نرده ها ضربه نمی زنید. در حقیقت ، شما همیشه در نظر می گیرید که چه اتفاقی افتاده است و بعد از نوبت شما چه خواهد شد. این ممکن است شما را ملزم به محافظه کار یا سست بودن با بازی خود کنید ، بسته به وضعیت. تجارت هیچ تفاوتی ندارد. از نظر تاریخی سهام سالانه 12 درصد برگشته و اوراق قرضه 7 درصد برگشته است. هر برنامه ای که این بازده ها را ضرب می کند ، یک موفقیت محسوب می شود.

توانایی کنار گذاشتن حرص و آز یکی از بزرگترین دارایی های معامله گر حرفه ای است. اگر به درستی انجام شود ، تعیین اهداف واقع بینانه مانع فرصت ها نمی شود. این امر به سادگی نیاز به گرفتن شانس های غیر ضروری برای پاداش های بعید را کاهش می دهد.

هنگامی که یک معامله گر خرده فروشی تشخیص می دهد که مسئولیت وفاداری خود را بر عهده دارد ، خود را از سود خود می پردازد و باعث می شود حرص و آز به واقعیت اوضاع بپردازد ، او اقدامات محکمی را برای تجارت مانند یک حرفه ای انجام داده است.

اکتبر: این یکی از ماههای بخصوص خطرناک برای سرمایه گذاری در سهام است. سایر ماه های خطرناک ژوئیه ، ژانویه ، سپتامبر ، آوریل ، نوامبر ، ماه مه ، مارس ، ژوئن ، دسامبر ، آگوست و فوریه است.

این به آینده به بازارهای آینده و فارکس می رسد ، درک تفاوت بین تجارت و سرمایه گذاری مهم است. ماهیت سریع این بازارها ، درجه بالای اهرم و ماهیت محدود قراردادها (از چند روز تا چند ماه) سرمایه گذاری در آنها را برای مسافت طولانی دشوار می کند. میزان قابل توجهی از مشارکت فعال در این بازارها حتی شانس موفقیت را نیز به همراه دارد. این بدان معنی است که شما به عنوان یک سرمایه گذار دو انتقال ذهنی دارید. اولین انتقال توانایی شما در تغییر یک ذهنیت خرید و نگهدارنده به یک ذهنیت خرید و نگهدارنده به همان اندازه-نیاز من است. انتقال دوم این است که جهش از نزدیک شدن به بازار مانند یک معامله گر خرده فروشی به نزدیک شدن به بازار مانند یک معامله گر حرفه ای. بیایید با اولین انتقال مقابله کنیم.

Investopedia یک معامله گر را به عنوان "فردی که در انتقال دارایی های مالی در هر بازار مالی ، چه برای خود ، یا به نمایندگی از شخص دیگری ، مشغول انتقال دارایی های مالی است."همچنین بیان می کند که "تفاوت اصلی بین یک معامله گر و یک سرمایه گذار ، مدت زمانی است که شخص دارایی را در اختیار دارد. سرمایه گذاران تمایل دارند که یک افق زمانی طولانی تر داشته باشند که در آن به عنوان معامله گران تمایل به نگه داشتن دارایی برای دوره های کوتاه مدت به منظور سرمایه گذاری در روندهای کوتاه مدت دارند. "

در حالی که همه سرمایه گذاران که انتقال به آینده و فارکس را انجام می دهند ، معتقدند که آنها معامله گرانی هستند که روی سودآوری از روندهای کوتاه مدت تمرکز می کنند ، به سرعت روشن می شود که آنها واقعاً نمی دانند چگونه این کار را به درستی انجام دهند. در آخرین کتاب من ، برنده شدن در بازی تجارت ، فصل پس از فصل به برطرف کردن اعتقادات کلاسیک بورس و اسطوره های مختلف اختصاص داده شد که می تواند برای معامله گران قابل مرگ باشد. در حالی که انتقال از سرمایه گذار به معامله گر آسان نیست ، می تواند از طریق برنامه ریزی و هوشیاری مداوم از نگرش ذهنی شما انجام شود.

انتقال ذهنی دوم بسیار دشوارتر است. گرفتن جهش از ذهنیت یک معامله گر خرده فروشی به یک معامله گر حرفه ای یکی از دشوارترین و در عین حال پاداش دهنده است که هر معامله گر می تواند انجام دهد. در حالی که هیچ چیز ذاتاً دشوارتر در مورد معامله گر حرفه ای نیست ، اما عوامل مختلفی از نظر شخصی و بازار وجود دارد که معامله گر خرده فروشی باید مورد توجه قرار گیرد.

اغلب گفته می شود که تفاوت بین آماتورها و متخصصان در این است که متخصصان برای کار خود پرداخت می کنند. در صنعت تجارت نیز همین است. به طور معمول به متخصصان حقوق و دستمزد به علاوه پاداش بر اساس عملکرد آنها پرداخت می شود. در حالی که برای بسیاری از آنها این مجموعه برای سایرین بسیار شایسته است ، نه چندان.

از 18 دسامبر 2007 ، گزارش خبری در مورد بلومبرگ ، گلدمن ساکس استخر پاداش 12. 1 میلیارد دلار اعلام کرد که نسبت به سال قبل 23 درصد افزایش یافته است. پیش بینی می شد برخی از افسران برتر بیش از 60 میلیون دلار پاداش دریافت کنند و میانگین جبران خسارت برای هر کارمند به 661. 490 دلار برسد. آنچه گلدمن ساکس را قابل توجه می کند این است که آنها یکی از معدود بنگاه های بانکی سرمایه گذاری هستند که بخش قابل توجهی از درآمد خود را از عملیات تجاری داخلی خود تولید می کنند. این یک شرکت کوچک برای یک شرکت با سرمایه در بازار بیش از 74 میلیارد دلار نیست.

متوسط معامله گر خرده فروشی شما خوش شانس است اگر بتواند 50،000 دلار برای تجارت جمع کند ، بسیار کمتر از 9 میلیارد دلار که گلدمن ساکس در صندوق خود ، GS Capital Partners اختصاص داده است. این نوع نابرابری بین گلدمن ساکس جهان ، معامله گران حرفه ای و شما ، بازرگان خرده فروشی ، بسیاری را به این باور می رساند که جهش از معامله گر خرده فروشی به معامله گر حرفه ای نه تنها دشوار است بلکه غیرممکن است.

این روش اشتباه برای فکر کردن است. اگر به سادگی میزان سرمایه تجارت در دسترس برای معامله گران حرفه ای چیزی باشد که آنها را از معامله گران خرده فروشی جدا می کند ، ما نمی بینیم که بسیاری از شرکت های حرفه ای به اصطلاح مشکل دارند. فقط در چند سال گذشته ما دو فیاسکو بزرگ را دیده ایم. ما شاهد بوده ایم که 6 میلیارد دلار در صندوق پرچین Amaranth در بازار گاز طبیعی و 7 میلیارد دلار ضرر در Société Générale SA رخ داده است که هر یک از آنها به دلیل اقدامات فقط یکی از بازرگانان خود فرو می ریزند. این هردو قبل از سقوط به خوبی از بانک Barings Bank به دست نیکلاس لسون در سال 1995 انجام شد. این ضررهای بزرگ بارها و بارها ثابت می کند که این فقط میزان پولی نیست که شما باید با آن کار کنید و شما را حرفه ای می کند.

در هر یک از این بدهی های عمومی مشخص است که "معامله گران" که برای این شرکت ها کار می کردند ، وقتی بیشترین تعداد را حساب می کردند ، حرفه ای بودند. انگیزه های آنها ، نگرش مالی و آرایش روانشناختی باعث شده است که آنها بیشتر مانند آماتورها با دسترسی به پول زیادی عمل کنند ، بر خلاف معامله گران حرفه ای با برنامه و برنامه دقیق. این مشکلات بیشتر به دلیل عدم بررسی و تعادل اساسی شرکتها تشدید شد.

در این فصل ما به بررسی آنچه برای انتقال از یک معامله گر خرده فروشی به یک حرفه ای می پردازیم ، می پردازیم. ما در مورد انگیزه های بازرگانان حرفه ای ، زرنگ مالی و تفاوت های روانشناختی بیشتر بازرگانان خرده فروشی بینش می گیریم. معامله گران حرفه ای موفق قرار است با محدودیت و نظم و انضباط فعالیت کنند و در خط مقدم استراتژی معاملات بازار خود به حداقل برسد. ما به دنبال تکرار این طرز فکر برای معامله گران خرده فروشی هستیم. سرانجام ، ما تأثیراتی را که پاسخگویی خارج از نهادهای نظارتی ، مشتری و همسالان در حفظ صادقانه معامله گر حرفه ای و فشار قابل توجهی بر معامله گران حرفه ای انجام می دهد ، بررسی می کنیم تا به سادگی کارها را انجام دهند.

با تقلید از همان سطح بالای مسئولیت که بازرگانان حرفه ای احساس می کنند ، معامله گران خرده فروشی می توانند ضمن توسعه نگرش لازم برای تجارت در این محیط به طور فزاینده ای در بازار ، نقاط قوت و محدودیت خود را ارزیابی کنند. با ایفای نقش فعال در بازیگری مانند یک معامله گر حرفه ای موفق ، می توانید یک ارزیابی واقع بینانه از اینکه آیا باید تجارت کنید یا اینکه باید یک معامله گر حرفه ای استخدام کنید تا برای شما کار کند.

شکی نیست که بازار هر روز اشباع تر می شود. با توجه به اینکه رقابت تجارت جهانی و وسعت عظیمی از قراردادها در هر منطقه زمانی وجود دارد ، به یک حاشیه رقابتی نیاز دارید. نه تنها زنده ماندن ، بلکه در این محیط در حال تغییر در حال رشد است ، ضروری است که شما ، معامله گر خرده فروشی ، صفحه ای را از کتابچه راهنمای معامله گر حرفه ای بگیرید و در نهایت رویکرد خود را به بازارها محکم کنید.

انتقال از معامله گر خرده فروشی به معامله گر حرفه ای

آنها می گویند "پول نمی تواند خوشبختی بخرد" ، اما پسوند مناسب آن "و همچنین نمی تواند شما را به یک معامله گر حرفه ای تبدیل کند."به عنوان یک معامله گر خرده فروشی ، راز انتقال به یک معامله گر حرفه ای مربوط به چقدر پولی است که شما به میز می آورید بلکه ترکیبی از انگیزه خود ، نحوه برخورد با پولی که دارید و طرز فکر خود را دارید. از ابتدا باید از خود سؤال میلیون دلاری بپرسید ، "آیا بیشتر علاقه مند به حق بودن یا سودآوری هستید؟"این مرحله برای موفقیت یا عدم موفقیت نهایی شما بسته به نحوه پاسخگویی به این سؤال تعیین شده است ، و پاسخ شما انگیزه های شما ، نحوه مدیریت سرمایه خود و نحوه نزدیک شدن ذهنی به بازار را راهنمایی می کند.

بسیاری از معامله گران خرده فروشی سه چیز را در مورد معامله گران حرفه ای فرض می کنند که به سادگی درست نیستند. اول ، آنها فرض می کنند که تقریباً هر تجارت که معامله گران حرفه ای انتخاب می کنند برنده است. دوم ، آنها فرض می کنند که یک معامله گر حرفه ای پول زیادی می گیرد. سرانجام ، آنها فرض می کنند که معامله گران حرفه ای مخفیانه کاری را انجام می دهند که احتمالاً توسط معامله گران خرده فروشی نمی تواند انجام شود.

هیچ یک از این فرضیات صحیح نیست و در واقع ما بارها و بارها می بینیم که تعداد معاملات برنده ای که شما انتخاب می کنید ، چقدر پول دارید یا دسترسی ممتاز شما به قراردادهایی که باعث ایجاد تفاوت می شود نیست - این است که چگونه رفتار می کنیدواد

انگیزه

وقتی از این سؤال پرسیده شد ، پاسخ تند و تیز بسیاری از افراد این است که بگویند "سودآور" است. آنچه این عجیب و غریب است این است که آنها اغلب برعکس عمل می کنند. آنها ترجیح می دهند بدون در نظر گرفتن اینکه خود این حرکت چقدر مثمر ثمر است ، جهت مناسب بازار را انتخاب کنند. سپس آنها دلیلی برای حمایت از قدرت انتخاب بازار خود پیدا می کنند. در حالی که بازار برای وارونگی آماده شده است یا در واقع در جهت مخالف پیش رفته است.

چه چیزی بیشتر به شما انگیزه می دهد ، درست یا سودآور هستید؟این یک سؤال اساسی است که شما نه تنها باید از خود بپرسید ، بلکه به پاسخ قلب خود نیز گوش فرا دهید تا انتقال از خرده فروشی به معامله گر حرفه ای انجام شود. اکثر معامله گران خرده فروشی مشروط بر این باور هستند که درست بودن در مورد جهت بازار همان سودآور است. هر تبلیغ در تلویزیون و سیستم معاملاتی درصد معاملات با موفقیت را انتخاب می کند. این که آیا آنها نتایج دنیای واقعی هستند یا سناریوهای فرضی (که محتمل تر است) ، بسیاری از معلمان تمام تلاش خود را برای بهینه سازی نتایج سیستم مورد نظر خود به منظور افزایش تعداد انتخاب های موفق در تعداد موارد از دست دادن انجام می دهند.

این است که به سادگی این مورد نیست.

معامله گری که بر انتخاب بازار تمرکز می کند، تنها یک چیز را دریافت می کند - آن احساس مبهم و گرم درست بودن - در حالی که از این واقعیت غافل می شود که موفقیت یک معامله ناشی از توانایی مدیریت معامله است. اصرار مداوم بر اینکه در مورد هر معامله ای که انتخاب می کنید حق با شماست، اشتباه رایج معامله گران خرده فروشی است. رویکرد درست بودن در مورد جهت گیری بازار بر سودآوری به ندرت منجر به موفقیت می شود. در واقع، کاملا برعکس عمل می کند. معامله گر را در برابر همان سیستمی قرار می دهد که او امیدوار است از آن درآمد کسب کند. مبارزه دائمی باعث می شود که قضاوت معامله گر مخدوش شود و او را وادار می کند تا با بازار به عنوان حریفی رفتار کند که باید با متحدی که فرصت ها را با او به اشتراک می گذارد، مبارزه کرد.

نیاز به درست بودن در مورد جهت بازار به جای سودآور بودن، فقط در حوزه خرده فروشی نیست. معامله گران حرفه ای نیز می توانند خود را در سمت اشتباه بیابند و بر درست کردن بازار به جای سودآوری تمرکز کنند.

در سال 1974 دنی داتل از بانک هرستات مجموعاً 360 میلیون دلار (بدون تعدیل تورم) در مبادلات USD/DEM از دست داد. بدیهی است که یکی از اولین، اگر نگوییم اولین فروپاشی معاملات ارز، اقدامات داتل منجر به فروپاشی بانک هرستات شد که در ابتدا در سال 1792 تأسیس شد (بورس آنلاین، www. graumarktinfo. de/gm/grauestars/firmen/dickedinger/:Herstatt-بانک:Dany-Dattel-und-die-DM-Deals/493304.html ).

در سال 1994 رابرت سیترون یکی از مرفه ترین شهرستان های کشور را به ورشکستگی کشاند. سیترون برای حمایت از شرط خود مبنی بر عدم افزایش نرخ بهره از مشتقات استفاده کرد. اگر به خاطر این واقعیت نبود که او از پول استان استفاده می کرد، اشتباه او متوجه نمی شد. در عوض، سیترون شرط های نرخ بهره خود را به میزان 1. 7 میلیارد دلار از دست داد. اورنج کانتی، کالیفرنیا، تنها به دلیل اقدامات سیترون، مجبور شد سال ها ورشکستگی کند و خدمات شهری مختلف را کاهش دهد ("The Califoia Wipeout" Time, www. time.com/time/magazine/article/0, 9171, 982029, 00.html).

نیاز به درست بودن در مورد جهت گیری بازار یک بیماری بومی این صنعت است. در حالی که امیدواریم معامله گران و شرکت ها از اشتباهات یک یا دو دهه پیش درس بگیرند، همچنان شاهد تکرار همان الگوهای تکراری هستیم، از جمله از دست دادن بزرگ مشاوران آمارانت در بازار گاز طبیعی، بانک Barings در بازار آتی Nikkei.، به Société Générale که بیشترین پول را تا به امروز از دست داده است، معاملات آتی شاخص اروپایی. در هر نمونه، مدیریت مایل بود تا زمانی که معامله گران به انتخاب های مناسب ادامه می دادند، چشم خود را بر روی فعالیت های معامله گران خود ببندند، اما به سرعت آماده بودند تا آنها را رها کنند و زمانی که دیگر بازارهای مناسب را انتخاب نمی کردند به آنها برچسب معامله گران سرکش بزنند.. به جای ایجاد تدابیر لازم برای محافظت از بانک ها یا صندوق های تامینی در برابر ضرر، مدیریت با این باور عمل کرد که داشتن شخصی که بتواند معامله مناسب را انتخاب کند به اندازه کافی خوب است.

 

 

نرم افزار مفید تریدر...
ما را در سایت نرم افزار مفید تریدر دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : احمد شاملو بازدید : 46 تاريخ : چهارشنبه 23 فروردين 1402 ساعت: 16:33