T. S. Eliot’s Mode Style as Reflected in Sherko Bekas’s Poem “A Fall Letter”: A Comparative Study

ساخت وبلاگ

This study endeavors to show analogous ideas in Eliot’s “The Love Song of J. Alfred Prufrock” and Sherko Bekas’s “A Fall Letter.” Bekas, who was a good reader of English poetry, was greatly influenced by Eliot. He familiarized himself with English literature and follows it truly. For the idea for his poem, “A Fall of Letter” Bekas benefits from Eliot’s “The Love Song of J. Alfred Prufrock” and uses it in composing his poem. Eliot’s mode style has been revealed in his works as presenting complicated ideas through a simple language to reassure the modeity in “The Love Song of J. Alfred Prufrock,” as well as the modeity in “A Fall Letter.” A sad and gloomy tone is seen in both poems Eliot may be speaking to his soul or with a partner, but Bekas expresses the poem through apostrophe. The study culminates with an analytic comparison between the two poems: “The Love Song of J. Alfred Prufrock” and “A Fall Letter” in terms of their themes.

摘要:本文旨在论证艾略特的《J·阿尔弗雷德·普鲁弗洛克的情歌》与谢尔科·贝卡斯的《秋天的信》之间的相似之处。贝卡斯受到艾略特的影响。他熟悉了世界文学, 成为了世界文学的真正追随者。在这种特殊的背景下, 他借用了艾略特的《J·阿尔弗雷德·普鲁弗洛克的情歌》的思想, 并将其用在了他的一首难忘的诗《秋天的信》中。它致力于描述 T·S·艾略特的现代主义风格, 通过简单的语言表达复杂的思想, 以确认《J·阿尔弗雷德·普鲁弗洛克的情歌》中的现代性, 以及《秋天的信》中的现代化。在这两首诗中都可以看到悲伤和忧郁的语气——艾略特可能在和他的灵魂或伴侣说话, 但贝卡斯通过省略符说出了这首诗。文章最后对《J·阿尔弗雷德·普鲁弗洛克的情歌》和《秋天的信》这两首诗的主题进行了分析比较。

1. Introduction

This study endeavors to investigate the possible influence of English literature on the poetry of Sherko Bekas. The Kurdish poet, Sherko Bekas is looked at in thoughtfully moving literature of his nation toward a brand new direction. Bekas wrote a few poems under the influence of the works of T. S Eliot, among them “A Fall Letter.” This paper examines how Beaks was inspired by and used the ideas by borrowing the idea from T. S Eliot’s famous poem “The Love Song of J. Alfred Prufrock” in composing his poem “A Fall Letter.” Even though the two poets share different cultures, backgrounds, and languages, yet these two great figures’ works reveal certain similarities. Looking at their poetic works, it is easily recognized that their poems are, if not slightly less, mutually conceed in certain common points. Не удалось загрузить все результаты. ПовторитьПовторная попытка…

مدرنیسم دوره خاصی در انگلیس از تاریخ هنر است. این مجموعه به عنوان یک سری از حرکات تعریف شده است که با تغییر اساسی تحول فکری در ابتدای قرن بیستم ، که به ویژه در هنر و ادبیات ، به ویژه پس از جنگ جهانی اول دیده می شود ، مشخص می شود. چهره های هنری که مدرنیسم را توسعه داده اند ، روشنفکرانی بودند که واقعیت ها را زیر سوال می بردند و شیوه قدیمی انسانها که خود را تصور می کردند (آبرامز). تورنلی و رابرتز بیشتر توضیح می دهند و می گویند که تاریخ شعر انگلیسی در قرن بیستم تمایل به حمایت از اظهارات مکرر دارد که شعر اساساً یک شکل هنری خصوصی است. مطمئناً ، شاعران غالباً تحت تأثیر شاعران دیگر قرار می گیرند و کسانی که در همان رویدادهای اجتماعی و سیاسی زندگی می کنند ممکن است چشم انداز مشترکی داشته باشند. با این حال ، سرانجام ، هر شاعر به عنوان یک شخص خصوصی و جداگانه کار می کند که دنیای خود را از نگرانی های عمیق خود (2008) می سازد. مدرنیسم با برخی از تکنیک ها و عناصر مانند آیه آزاد ، تکه تکه شدن ، تصاویر شگفت انگیز و Epigraph همراه است که به طور برجسته در "آهنگ عاشقانه J. Alfred Prufrock" (Nisar) نمایش داده می شود. تعدادی از شاعران کرد پیشتاز جنبش جدیدی در شعر کرد در دهه 1970 بودند. بكاس عضو برجسته این گروه بود كه موج جدیدی از مدرنیته را معرفی كرد. وی در اوایل سن خود معرفی و در معرض شعر قرار گرفت زیرا پدرش شاعر مشهور بود و همین امر باعث شد اشتیاق او برای رشد آن رشد کند. علاوه بر این ، ناراحتی از زندگی بكاس او را الهام بخش كرد تا شاعر شود و تلخی خود را از طریق نوشتن شعر آشکار كند. وی شرکت کرد و به یک رهبر ابتکار یک جنبش ادبی معروف به روانگا تبدیل شد.(2013) که یک جنبش انقلابی در شعر کرد است که در سال 1970 توسط تعداد قابل توجهی از شاعران و نویسندگان مدرن که مانیفست نوشتند ، ظهور کرد. آنها تغییرات اساسی در مطالب شعر کرد را که تحت تأثیر تأثیر مدارس هنر غربی ساخته شده بودند ، معرفی کردند. Bekas یکی از آن شاعران بود که پیشگام آن جنبش ادبی (BAKR) شد. رینگارد و میرزا بحث می کنند که شعر سنتی کرد قبل از دهه 1970 مستعد بسیاری از قوانین مانند قافیه بود که در آن موانع مانع جریان آزاد اندیشه می شد. یک شاعر مجبور بود فقط چندین ایده و مفهوم زیبا را کنار بگذارد زیرا آنها قصد قافیه ندارند. از طرف دیگر رووانگا به شاعر کمک می کند تا افکار خود را به طور کامل بیان کند و از موانع زبانی فراتر رود. بنابراین ، یک تغییر رادیکال در شعر کرد رخ داده است (8).

2. ادبیات مدرنیستی

در واقع اشتغال اصطلاح "مدرن" با انتقال زمان متفاوت است. با این حال ، این اغلب در مورد آثار هنری که در دهه های گذشته قرن فعلی نوشته شده است ، پس از جنگ جهانی اول (18-1914) به طور دقیق اعمال می شود. این ماده به طور گسترده ای برای نشان دادن خصوصیات جدید و متمایز در موضوعات ، اشکال ، مفاهیم و سبک های ادبیات و سایر هنرها (آبرامز) استفاده می شود. ماریوان بارزیجی در چندین اثر خود ، تعریف روشنی از اصطلاح مدرنیسم ارائه داده است. او معتقد است که مدرنیسم از فرانسه آغاز شده و به آمریکا و سپس انگلیس گسترش یافته است. خصوصیاتی که ادبیات مدرنیستی را با نویسنده ای که آن را پذیرفته است متفاوت است ، اما بسیاری از منتقدین ادبی موافق هستند که این امر با بسیاری از بنیادهای سنتی سابق نه تنها هنر غربی بلکه فرهنگ غربی (آبرامز) معنای یک وقفه عمدی و شدید را به همراه دارد.

3. روشها

دو شعر برای مطالعه بر اساس شباهت های موضوعی آنها انتخاب شده است. اول ، "آهنگ عاشقانه J. Alfred Prufrock" توسط T. S. الیوت و سپس ، "نامه پاییز" توسط بكاس ، برای این مطالعه انتخاب شده است و این مطالعه یك مطالعه تطبیقی است كه به مدرسه فرانسوی متکی است. این مدرسه معتقد است که اگر یک نویسنده بر نویسنده ، زمان و مکان و همچنین فرهنگ تأثیر بگذارد ، می توان یک مطالعه تطبیقی را انجام داد. T. S. الیوت بر Sherko Bekas تأثیر گذاشته است. این تأثیر در "آهنگ عاشقانه J. Alfred Prufrock" منعکس شد. شعر الیوت به عنوان شعر مدرن محسوب می شود. در حالی که ، شعر Bekas شعر معاصر محسوب می شود. اگرچه زبان ، زمان و فرهنگ دو شعر متفاوت است اما می توان گفت که انجام چنین تحقیقاتی امکان پذیر است. یک رویکرد متنی و همچنین یک رویکرد تحلیلی به همراه رویکرد پاسخ خواننده برای نشان دادن شباهت های دو شعر به همراه یک رویکرد مقایسه ای (مدرسه فرانسوی ادبیات تطبیقی) استفاده شده است.

4. مدرنیسم

تاریخ خاصی برای آغاز مدرنیسم وجود ندارد. علاوه بر این ، از جایی که شروع می شود مشخص نیست (بارزیجی ، تصویر انسان مدرن در شعر T. S الیوت). برخی منتقدین می گویند که مدرنیسم دوره خاصی از تاریخ هنر است که در انگلیس ظاهر شد. این به عنوان مجموعه ای از حرکات مشخص شده توسط یک تغییر اساسی از تحولات فکری در اوایل قرن بیستم که در هنر و ادبیات مشهود است ، به ویژه آنهایی که پس از جنگ جهانی اول مشهود است ، توصیف شده است. مدرنیسم شکل (آبرامز). چهره های مهمی که مدرنیسم را تشکیل داده اند ، روشنفکرانی هستند که دارای اطمینان و تردید بودند که برای حمایت از شیوه های سنتی سازمان های اجتماعی ، اخلاق ، دین و همچنین شیوه قدیمی انسانها که خود را تصور می کردند (آبرامز). مورخان ادبی نقطه شروع این شورش ادبی را تا دهه 1890 مشخص می کنند. آنچه که مدرنیسم نامیده می شود توسط دامنه غیرقابل پیش بینی و سریع تغییر تغییر یافته پس از جنگ جهانی اول مشخص شده است. سال 1922 خود با ورود همزمان چنین آثار نوآورانه مدرنیست ها مانند اولیس جیمز جویس ، T. S الیوت "بیابان" ، ویرجینیا مشخص شد. اتاق جیکوب وولف و همچنین بسیاری دیگر (آبرامز). مصیبت جنگ منجر به از بین رفتن ایمان به اخلاق ، انسجام و ماندگاری جامعه غربی شد. علاوه بر این ، این عدم اطمینان در مورد کفایت حالت های ادبی سنتی ، خواه این واقعیت را نشان دهد و واقعیت متناقض عواقب (آبرامز) باشد. مدرنیسم انقلابی برای احیای آگاهی انسان با انگیزه های جدید برای شکستن روش های سنتی نوشتن در شعر و نثر ، از یک سو و استخراج زیبایی ادبیات از طرف دیگر است. با این حال ، تأثیر مدرنیسم بر شعر به دلیل رابطه نزدیکتر با روح و احساسات انسان آشکارتر است. با این حال ، مدرنیسم به آسانی تصور نمی شود. در موقعیت های عادی قدم های آهسته ای و سرعت های سریع به جلو در حرکات فکری و فرهنگی انجام می شود. این به شاعران انگیزه می دهد تا با اتخاذ موارد جدید که با زندگی مدرن هماهنگ می شوند ، به دنبال گزینه های دیگر برای اشکال شاعرانه قدیمی باشند. ادبیات کرد هرگز در عملکرد کند نبود. بنابراین ، آن را به سمت رئالیسم و عامیانه ، ناسیونالیسم ، میهن پرستی و سیاست حرکت کرد. از یادداشت های سخنرانی وی بدیهی است که ویژگی های مدرنیسم در ادبیات کرد به دو شکل اصلی ظاهر می شود: ساختار و محتوا. در مورد ساختار ، اصطلاحات کرد خالص ،

قافیه محلی و شعر آزاد جنبه های اصلی مدرنیسم کردی هستند، در حالی که محتوا از یک سو بستری برای بیان خود و از سوی دیگر گرسنگی برای واژگونی حالت های سنتی است. هر انقلابی با عواملی همراه است که در طول فرآیند دخیل هستند. به همین ترتیب، مدرنیسم شعر کردی عمدتاً به عناصر الهام گرفته از شاعران سراسر جهان واکنش نشان داد. بر اساس مراجع، عوامل یا درونی هستند یا بیرونی. در موارد نادر، هر دو عامل در این فرآیند دخیل هستند. زمان های سخت تجربیات جدیدی را به وجود می آورد. همانطور که گفته شد، سقوط امپراتوری عثمانی محیط جدیدی را برای تاکید بر میهن پرستی و آزادی طلبی به کردها معرفی کرد. خوشبختانه این تحول با هدایت انقلاب فکری و فرهنگی صورت گرفت. عامل دوم مربوط به افتتاح مدارس و مؤسسات آموزشی به زبان کردی است. مطمئناً این امر زبان کردی را از بسیاری جهات بهبود بخشید. مجلات و روزنامه های متعددی مانند ژیان (1926-1938)، ژین (1939-1950)، روناکی (1935-1936)، و گالاوز (1939-1949) به زبان کردی منتشر می شدند. بعد از انقلاب نوآورانه شعر کردی که توسط گوران به وجود آمد، کردها هیچ تغییر دیگری مشاهده نکردند و متوجه نوعی ضعف و احساس عدم رشد واقعی شدند. این بی تحرکی در ادبیات کردی باعث شد که جرقه ای آگاهانه در دل شاعران کرد ایجاد کند و نشاط را به شعر بازگرداند. به همین دلیل شاعران برای خدمت به شعر کردی دست به ایجاد گروه هایی در میان خود زدند. برجسته ترین آنها گروه کفری و روانگا (بکر) بودند. هرگاه از ادبیات کردی، به ویژه ادبیات قبل از دهه 1980 صحبت می شود، ذکر جنبش روانگا (دیدگاه) ضروری است.

5. روانگا (Vision)

روانگا یک جنبش شعری فکری فکری بود که وقتی گروهی از شاعران نوآورانه ، خلاق ، سرکش مانند (Sherko Bekas ، حسین آرف ، Jalali Mirza Karim ، Jamal Sharbajeri ، and Kaka Mam Botani ، Latef Halmat ، Anwar Shakaly ، Anwar Shakaly ، Anwar Shakaly ، آشکار شد. و دیگران) ، که در بغداد زندگی می کردند ، تصمیم گرفت در اواخر نوزده و شصرم و اوایل نوزدهم در اواخر دهه هفتاد یک مانیفست صادر کند. متأسفانه ، پس از دوره انقلابی آغاز شده توسط شاعر مدرنیستی کرد گوران (1962-1904) ، از آن زمان ، همانطور که قبلاً گفته شد ، وضعیت شعر ضعیف به نظر می رسید. از این رو ، خواستار تغییر (BAKR) شد. آغازگرهای جنبش رووانگا با هدف رشد و جهانی سازی و از شیوه های سنتی محدود شعر کرد. شاعران این گروه از مفهوم جهانی سازی در آثار شاعرانه خود از طریق متون ترجمه شده ادبیات انگلیسی با اتخاذ عناصر شاعرانه مدرن در ساختار و محتوا استفاده کردند. با این وجود ، پیام آنها نشانگر نوسازی و نسل های جوان آن زمان بود تا احساسات سرکوب شده خود را بیان کنند و سخنان خود را در برابر وضعیت اجتماعی و سیاسی کردستان (BAKR) مطرح کنند.

5. 1ادبیات تطبیقی: مدرسه فرانسوی

ادبیات تطبیقی به معنای مدرن آن برای وقایع ادبیات و انتقادات بسیار مهم است زیرا روند منابع منطقی و هنری را برای ادبیات ملی نشان می دهد. بسیاری از محققان پیشنهاد می کنند که این نوع مطالعه می تواند به عنوان تولید سه مدرسه اصلی در نظر گرفته شود: فرانسوی ها ، آمریکایی ها و روسی که همه در توسعه این رشته کمک می کنند. با این حال ، هر کدام ویژگی های خاص خود را دارند (محمد). مدرسه فرانسوی اولین روند ظاهر شد و اولین کسی بود که ادبیات تطبیقی را به عنوان یک زمینه نظری سکه کرد که بعداً به یک رشته دانشگاهی تبدیل شد که در قرن نوزدهم در اروپا تأسیس شد. این نشان دهنده پیشینه تاریخی ادبیات تطبیقی است که باعث شروع یک رشته جدید با نام تجاری در اواخر قرن نوزدهم شد. این مدرسه نه تنها اولین نفری بود که ظهور کرد بلکه راه را برای سایر مدارس ادبیات تطبیقی ، به ویژه مدرسه آمریکایی ، هموار کرد (اسماعیل 3). François Goyard که یکی از پیشگامان پیشرو در ادبیات تطبیقی است ، آن را "تاریخ روابط ادبی بین المللی" یا علمی که روابط خارجی بین ادبیات را شرح می دهد ، تعریف می کند ، نشان می دهد که مرزهایی را بر روی متون مورد مطالعه ادبی و رابطه تأثیرگذاری ایجاد می کند. همچنین. همچنین مربوط به اصطلاحات و تمایز بین تقلید ، وام گرفتن ، پذیرش و تأثیرگذاری است. نظریه پردازان فرانسوی همچنین بین تأثیرات مستقیم/غیرمستقیم ، تأثیرات ادبی/غیر اداری و تأثیرات مثبت/منفی تمایز قائل می شوند. تمام مرزهای تعیین شده توسط نظم و انضباط مدارس فرانسوی مانعی برای مطالعه مقایسه ای ادبیات (محمد) ایجاد کرده است.

این مکتب ادبیات تطبیقی را زیرشاخه ای از مطالعات ادبی توصیف کرد که ویژگی های مرتبط را در میان چند متون ادبی متمایز زبانی بررسی می کند. معمولاً مطالعات تطبیقی ادبیات با تاریخ مرتبط است و تا حدی می توان گفت که روابط بین ملل مختلف نوعی فیلم متقابل را به اشتراک می گذارد. با تکیه بر اظهارات جین ماری کاره در پیش نویس کتاب La Litterature Comparée اثر ماریوس فرانسوا گیارد که نشان می دهد «ادبیات تطبیقی شاخه ای از تاریخ ادبی است، زیرا به قرابت های معنوی بین المللی می پردازد» (Enani). از نظر این مکتب، دو اثر ادبی باید از قوانین سختگیرانه خاصی پیروی کنند. یکی از آنها پیوند تاریخی است. به هر حال، دو اثر ادبی که در این فرآیند با یکدیگر مقایسه می شوند، باید یک زمینه تاریخی مشترک داشته باشند که ثابت کند یکی از آنها تحت تأثیر دیگری است. بنابراین، آثار ادبی متعلق به ملل و زبان های مختلف که به نوعی شباهت ها دارند، نمی توانند با یکدیگر مقایسه شوند، مگر اینکه پیوند تاریخی مشترکی داشته باشند که مهم ترین شرایط مکتب شناخته شود. مطالعه بین دو اثر ملی متفاوت انجام می شود و باید به زبان های مختلف نوشته شود. مکتب فرانسوی هنر و فرهنگ ملل را به دو بخش تقسیم می کند. هنر مثبت و هنر منفی، و ایده طرف نفوذ و تأثیرپذیری را به وضعیت استعمار و رابطه کشور استعمارگر با کشور استعمار شده (محمد) پیوند می دهد.

6. سبک مدرن T. S Eliot

ویژگی ادبیات مدرنیستی نوعی گسست ریشه ای با ساختارها، فرم ها، ایده ها و سبک های موضوعی ادبی است. از نظر معنا، معنای یک شعر برای خوانندگان مختلف تعابیر متفاوتی دارد. بنابراین هیچ شعری نمی تواند معنای واحد و ثابتی داشته باشد. شاعران مدرنیست نیز تمامی هنجارهای شناخته شده و قوانین تعریف شده گذشته را زیر پا گذاشته اند. سنت های قدیمی از بین رفته اند و آزمایش های جدید در شکل، بیت، ریتم و دیگر ابزارهای فنی شعر (شارما) آزمایش می شوند.

علاقه الیوت به شعر در زندگی اولیه نوجوانی او آشکار شد و این علاقه به زودی به نوشتن تبدیل شد. کم و بیش ، الیوت توسط مادر فصیح خود که بسیار در نوشته های مذهبی نبوی غوطه ور بود ، به وضوح مورد تشویق قرار گرفت و معمولاً به آثار هنری متفکران خیالی به عنوان بینندگان علاقه مند بود. در حقیقت ، تلاش های اولیه و غوطه وری الیوت در دنیای ادبیات ، به ویژه شعر ، در مقایسه با طعم شاعرانه مادرش نسبتاً متوسط بود. او شور و شوق شاعرانه اولیه خود را با رودیارد کیپلینگ به دراماتیست الیزابتان به همراه شاعران سوارکار انگلیس آغاز کرد. تشویق مذهبی مادرش مشهود است برخی از آثار الیوت به شکل مقدسین و شهدا نمایش داده می شود ، اما مطمئناً در مقایسه با آثار شاعرانه مادرش (کوپر) تا حدی شدیدتر است. در آغاز جنگ جهانی اول ، الیوت قرار بود به انگلیس سفر کند ، که به پربارترین واقعه زندگی وی تبدیل شد. در آنجا او با پوند Ezra Pound اجتماعی ملاقات کرد. دوستی آنها تا پایان زندگی او ادامه داشت. به دلیل پوند ، الیوت با بسیاری از چهره های مهم هنری در انگلیس روبرو شد. بعداً ، با کمک پوند ، در ژوئیه سال 1915 "آهنگ عاشقانه J. Alfred Prufrock" منتشر شد (کوپر). کوپر اظهار داشت که سبک شاعرانه الیوت در مقایسه با سایر مدرنیست ها بی نظیر است. آثار او منعکس کننده شرایط زندگی پس از جنگ است که وضعیت ویرانگر روانی زندگی را که در "بیابان" دیده می شود که در یک زمان هرج و مرج نوشته شده است ، نشان می دهد. این شعر در ابتدا از طریق تکه تکه شدن نوشته شده است (که بعداً در کنار هم قرار گرفت و برخی از قسمت ها را با پوند خارج کرد) برای انتقال احساس ناهماهنگی در بین جامعه پس از جنگ جهانی اول (64). فیلسوف آلمانی هایدگر در مورد ناامیدی زبان در مدرنیته به عنوان ابزاری اساسی برای برقراری ارتباط اظهار داشت ، می گوید: زبان ، به طور کلی ، فرسوده و مورد استفاده قرار می گیرد - یک وسیله ارتباطی ضروری اما بی نظیر که ممکن است به عنوان یکی از آنها مورد استفاده قرار گیرد.، به عنوان وسیله ای برای حمل و نقل عمومی ، به عنوان یک خیابان خیابانی که همه در آن سوار می شوند. همه در زبان صحبت می کنند و می نویسند ، بدون مانع و مهمتر از همه بدون خطر. هایدگر در ادامه می گوید که زبان در دوران مدرن مرده است و کسانی که می توانند زبان را زنده کنند از نظر تعداد بسیار کمی هستند. الیوت به زودی این وظیفه را به عنوان خود (Qtd. در کوپر) تشخیص داد. مفهوم زبان جوان سازی در اشعار اولیه الیوت مانند "The Love Song of J." دیده می شود

آلفرد پروفروک "(1915) و" پرتره یک خانم "(1915). کوپر واقعاً آن را به خوبی با کلمات "شعرها می بخشد ، حس ما را از زبان بی تحرک تجربه می کند."استفاده از زبان در شعر بسیار جذاب است و خواننده می تواند بلافاصله خود را با آن شناسایی کند. این شعر مکالمه ای به ظاهر بی پایان در مورد ماه ، موسیقی و ناتوانی در برقراری ارتباط بین این دو عاشق را نشان می دهد. رابطه بین این دو با استفاده گسترده از استعاره در مورد ماه (2006) شرح داده شده است. الیوت در اشعار او ، به ویژه در "آهنگ عاشقانه J. Alfred Prufrock" و "پرتره یک خانم" به هویت روانشناختی خواننده فرو می رود و آگاهی را در ذهن خواننده سبک می کند. الیوت از جریان آگاهی در "آهنگ عاشقانه J. Alfred Prufrock" استفاده می کند ، که به سادگی روشی است که مغز انسان هنگام دیدن ، خواندن یا تجسم کار می کند. این یک تکنیک نوشتن است که توسط نویسندگان قرن بیستم برای تقویت یک اثر روانی در اشعار استفاده می شود. این جریان افکار شخصیت ها را در شعر نشان می دهد و بنابراین ، خواننده را با تجربیات ، افکار و معضلات درد و رنج شخصیت (کوپر) درگیر می کند.

6. 1. مانیفست شعر معاصر کرد

ادبیات به عنوان بازتاب زندگی باید به طور طبیعی تنظیم و به طور مستقیم یا غیرمستقیم با توسعه جهان ارتباط داشته باشد. با این گفته ، آثار هنری هر کشوری بسیار تحت تأثیر دوره ای است که در آن متولد شده اند و البته باید با وضعیت اجتماعی و سیاسی آن زمان هماهنگ شوند (حسن ، جنبش روانگا و شعر مدرن کرد). جنبش هنری روانگا به عنوان یکی از بهترین نتایج ادبیات مدرنیستی کرد ، به ویژه در شعر دیده می شود. ایده مدرنیسم در ادبیات کرد حتی قبل از رووانگا به چشم می خورد. این در واقع در دهه 1930 به رهبری شاعران نوری شیخ صالح ، عبدالله گوران و دیگران آغاز شد. قصد و تمایل به نوسازی و ایجاد تغییر در شعر در ذهن برخی از شاعران فکری که متوجه نوعی عدم تحمل در شعر آن دوره شده بودند و آماده بودند تا شجاعانه تحقیق در مورد وضعیت توسعه نیافته اشعار کرد را انجام دهند ، گرفتناقدام ، برنامه ریزی و امیدوارم تغییر ایجاد کند.

7. بحث

شاعران قرن بیستم مشاهده کردند که دوران آهنگسازی اشعار کلاسیک به پایان رسیده است. به هر معنی ، عناصر کلاسیک مورد استفاده نالی و همراهانش در اشعارشان منقضی شد. همچنین ، شاعران نسل بعدی به سادگی در حال تقلید و از همان پاهای کلاسیک بودند که شاعران سابق با عبارات مختلف و سبک های هنری اما با عناصر بسیار یکسان و محدود به هم می رسند. شاعران قرن بیستم ادعای رد این شاعران کلاسیک نکردند ، آنها به سادگی احساس کردند که زمان آن رسیده است که این آب را با موج چیز جدید ، یعنی رمانتیسم (حسن ، جنبش روانگا و شعر مدرن کرد) تکان دهند. این تغییر شدید از طبقه بندی به رمانتیسم توسط چندین انقلابی آغاز شد. گوران ، شیخ نوری شیخ صالح ، و رشید نجیب که با هدف شکستن قوانینی که برای شاعران تنظیم شده بود هنگام آهنگسازی شعر ، زیرا شاعران کلاسیک در معرض بسیاری از قوانین شاعرانه بودند که به دلیل شرایط دقیق ریتمیک ، آنها را از بیان کامل خود جلوگیری می کردندعلاوه بر سایر مرزهای ساختار و محتوا ، توسط شاعران کلاسیک دنبال می شوند. این تغییرات خواستار استفاده از کلمات معتبر کرد در اشعار عاشقانه و تصفیه زبان شعر از عربی و ترکی بود (حسن ، جنبش روانگا و شعر مدرن کرد). در اواخر دهه 50 و آغاز دهه 1970 ، بسیاری از جنبش های ادبی به چشم آمد تا ایده مدرنیسم را در سراسر جهان گسترش دهد. این حرکات در انگلیس ، فرانسه و اتریش بسیار گسترش یافته است. احمد شاكالی در مجله هاكاری می گوید كه گروهی از علاقه مندان به مدرن مدرن در سال 1958 مانیفست را به عنوان صدای انگلیسی به نمایندگی از همكاران خود منتشر كردند و صریحاً ابراز رد هر چیزی مربوط به گذشته (qtd. در حسن ، جنبش رووانگا و مدرنشعر کرد). با کمال تعجب ، وضعیت سیاسی دهه 1970 نقش بزرگی در توسعه و پیشبرد جنبش هنری داشت. همانطور که مشخص است ، توافق نامه استقلال سیاسی در 11 مارس 1970 ، بین رهبران کرد و دولت عراق راه را برای نوشتن و بیان آزادانه و بدون ترس از طریق نوشته های خود به خاطر ادبیات کرد ، هموار کرد (حسن ، رووانگاجنبش و شعر مدرن کرد).

یکی دیگر از عواملی که در پیدایش این جریان هنری مؤثر بود، وسواس شاعران کُرد بر آثار و شعرهای ادبی خارجی، به ویژه آثار آلبر کامو، کولین ویلسون و ژان پل سارتر بود. نویسندگان روانگا مشتاق آثار خود بودند. از این رو آرزو داشتند و می خواستند که روشنفکری فرهنگی ادبیات کردی به سطح آنها برسد (حسن، جنبش روانگا و شعر مدرن کردی).

از زمان کوشش انقلابی شاعر نوآور گوران، ادبیات کردی شاهد هیچ تغییری نبوده است و شعر آن زمان صرفاً تقلید از قالب های شعری پیشین بود و استفاده مجدد از همان عناصر، نه تنهابی حوصلگی شاعران 1970 و همچنین از دست دادن مخاطب. مطمئناً تلاش های کمی صورت گرفته و حرکت هایی به امید مدرن سازی و تغییر وضعیت کنونی ظاهر شده است که نمی تواند تفاوت چندانی ایجاد کند. بنابراین ادبیات کردی یک سلسله تلاش برای تغییر می طلبید. همانطور که شیرکو بکاس در ژورنال استا می گوید: «شرایط هنری دهه شصت مانند آب ساکن بود، اما روانگا به نحوی آب را تکان داد» (قطعنامه در حسن، جنبش روانگا و شعر مدرن کردی). به هر حال، این تغییر از طریق روانگا یا هر جهت گیری هنری دیگر (حسن، جنبش روانگا و شعر مدرن کردی) صورت می گرفت.

شباهت های موضوعی بین "آهنگ عشق جی. آلفرد پروفراک" و "نامه پاییزی"

نرم افزار مفید تریدر...
ما را در سایت نرم افزار مفید تریدر دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : احمد شاملو بازدید : 66 تاريخ : چهارشنبه 23 فروردين 1402 ساعت: 15:30