سرمایه گذاری در تجارت گفتار در استرالیا

ساخت وبلاگ

Photograph of Guy Debelle

یکی از مضامین در حال انجام در اقتصاد جهانی از زمان بحران مالی ، کمبود طولانی مدت هزینه های سرمایه گذاری در تجارت بوده است. این علیرغم شرایطی بوده است که در گذشته ، برای هزینه های سرمایه گذاری بسیار مطلوب بوده است ، مانند نرخ وام پایین ، ترازنامه های قوی شرکت ها و سودآوری جامد.

در استرالیا ، داستان کاملاً متفاوت بوده است. هزینه های سرمایه گذاری در اینجا در بیشتر دهه گذشته در سطح تاریخی بالا بوده است. این امر در درجه اول به دلیل قدرت سرمایه گذاری در بخش منابع بوده است که در بیش از یک قرن به بالاترین سهم فعالیت خود رسیده است. بنابراین ، بر خلاف سایر کشورها ، طی یک دهه گذشته علاوه بر سهام سرمایه در استرالیا نیز وجود داشته است. ما شاهد ثمره آن سرمایه گذاری در رشد شدید صادرات منابع هستیم.

امروز می خواهم تجربه سرمایه گذاری در استرالیا را با سایر کشورها مقایسه و تضاد کنم. من همچنین سرمایه گذاری و تضاد را در بخش منابع در استرالیا با سرمایه گذاری در بقیه اقتصاد مقایسه می کنم ، جایی که این تجربه بیشتر شبیه به جای دیگر جهان است.

از آنجا که ما تقریباً در پایان چرخه سرمایه گذاری منابع هستیم ، رشد قوی تر سرمایه گذاری در سایر بخش ها برای افزودنیهای آینده در سهام سرمایه در استرالیا مهم است. من مدتی را صرف بحث در مورد تاریخچه اخیر سرمایه گذاری در این بخش از اقتصاد می کنم ، و بینش هایی از مجموعه داده های اخیراً در دسترس را ارائه می دهم که اطلاعات بسیار تفکیک شده ای را در مورد بخش تجارت ارائه می دهد.

سرمایه گذاری معدن

در استرالیا ، هزینه های سرمایه گذاری به عنوان سهمی از اقتصاد در حدود سال 2012-13 (نمودار 1) به چند دهه ای رسید. این در تقابل با تجربه تقریباً در هر اقتصاد پیشرفته دیگر و همچنین بیشتر اقتصادهای نوظهور است که چین یک استثناء قابل توجه است (نمودار 2).

بخش اعظم این نتیجه به وضوح نتیجه سطح رکورد هزینه های سرمایه گذاری در بخش معدن بود. هزینه های سرمایه گذاری در بخش معدن از حدود 2 درصد از تولید ناخالص داخلی در اوایل دهه 2000 افزایش یافت ، جایی که در بیشتر پنج دهه گذشته در حدود 9 درصد از تولید ناخالص داخلی در سال 2012/13 به اوج خود رسیده بود. یا به بیان این که از نظر دلار ، هزینه های سرمایه گذاری در بخش معدن در سال 2006/07 بالغ بر 41 میلیارد دلار و در سال 2012/13 به اوج 136 میلیارد دلار رسید.

دلایل افزایش زیاد هزینه های سرمایه گذاری در بخش معدن به خوبی ثبت شده است. در مورد سنگ آهن و زغال سنگ ، این پاسخی به افزایش زیاد قیمت کالاها در دهه 2000 بود که عمدتاً ناشی از ظهور و رشد شدید منابع چین بود. هزینه های سرمایه گذاری برای افزایش ظرفیت در سنگ آهن و صنایع ذغال سنگ حدود 40 درصد از هزینه ها را در طی یک دهه گذشته تشکیل می دهد (نمودار 3). سهم بیشتری در بخش گاز طبیعی مایع (LNG) هزینه شده است که نه تنها یک داستان چین است ، و بخش بزرگی از صادرات LNG نیز برای ژاپن و کره مقدر شده است.

بسیاری از این تصمیمات سرمایه گذاری ، به ویژه در سنگ آهن و زغال سنگ ، قبل از اوج قیمت کالاها به خوبی صورت گرفت. این پروژه ها با زمان سرب بسیار طولانی است. پروژه های LNG اغلب بیش از پنج سال طول می کشد. تصمیمات سرمایه گذاری بر قیمت های بسیار پایین تر از آنچه متعاقباً از طریق ارتفاع رونق قیمت کالا مشاهده می شود ، پیش بینی شده است. قیمت سنگ معدن آهن و زغال سنگ در شرایط دلار استرالیا امروزه هنوز هم با سطح فرض شده هنگام راه اندازی این پروژه ها مقایسه می شود.

از زمان اوج در سال 2012/13 ، با اتمام پروژه ها ، هزینه های سرمایه گذاری در بخش منابع کاهش یافته است. با اتمام آنها ، تولید افزایش یافته است و ما اکنون با افزایش زیاد در صادرات منابع ، فواید آن را مشاهده می کنیم. از سال 2007 ، حجم صادرات سنگ آهن بیش از دو برابر شده و حجم صادرات زغال سنگ 70 درصد افزایش یافته است (نمودار 4). ارزیابی بانک این است که بخش عمده ای از افزایش تولید برای این کالاها اکنون پشت سر ما است که تنها یک پروژه یا دو مورد هنوز به پایان رسیده است. LNG در مرحله بسیار اولیه روند است. صادرات LNG طی دو سال گذشته 75 درصد افزایش یافته است و انتظار ما این است که طی دو سال آینده ، صادرات احتمالاً با یک سوم دیگر افزایش می یابد. در پایان آن ، صادرات LNG احتمالاً دو سوم از ارزش صادرات سنگ آهن است و حدود 15 درصد از کل صادرات از استرالیا را تشکیل می دهد.

با افزایش ظرفیت تولیدی بخش منابع ، و از این رو ، هم در اینجا و هم در سایر نقاط جهان ، به طور طبیعی به اندازه کافی ، قیمت ها از سطح بسیار بالایی آنها در اوایل این دهه کاهش یافته است. جالب است که در مورد پویایی قیمت کالا به جلو فکر کنید. در بیشتر دهه 2000 ، رشد تقاضا به شدت از رشد عرضه فراتر رفته و باعث افزایش قیمت فوق العاده بزرگ می شود. سپس ، در بیشتر پنج سال گذشته ، رشد عرضه به میزان قابل توجهی از رشد تقاضا فراتر رفته است و قیمت ها به میزان قابل توجهی کاهش یافته است. اما ، به دنبال ، بدیهی است که در مورد سنگ آهن ، عرضه چندانی برای ورود به بازار وجود ندارد ، بنابراین پویایی قیمت کالاها بسیار وابسته به طرف تقاضا بازار است. در کوتاه مدت ، قیمت زغال سنگ و سنگ آهن در درجه اول تحت تأثیر تقاضای چین قرار می گیرد. در بیانیه ای که اخیراً منتشر شده در مورد سیاست پولی منتشر شده است ، در مورد این موضوع تجزیه و تحلیل وجود دارد. شایان ذکر است که در صورت عدم تغییر مادی در عرضه ، حفظ سطح تقاضا در سطح فعلی از قیمت ها پشتیبانی می کند. اگر تقاضا کاهش یابد ، قیمت ها کاهش می یابد ، اما اگر رشد کند ، احتمالاً قیمت ها دوباره افزایش می یابد.

پس از افزودن قابل توجه ظرفیت تولیدی این پروژه های بزرگ طی یک دهه گذشته ، در سالهای اخیر فقدان قابل توجهی از اکتشاف وجود داشته است. این بدان معناست که چشم انداز زیادی برای افزایش مادی در هزینه های سرمایه گذاری در دوره پیش رو وجود ندارد. در نتیجه ، انتظار ما این است که هزینه های سرمایه گذاری در بخش منابع دقیقاً بالاتر از 2 درصد تولید ناخالص داخلی باشد و برای مدتی تقریباً در آن سطح بماند. یعنی شرکت ها در درجه اول فقط هزینه های جایگزینی را برای حفظ ظرفیت تولید موجود انجام می دهند. این چشم انداز همچنین با اطلاعاتی که از برنامه ارتباط تجاری بانک دریافت می کنیم بسیار سازگار است ، و همچنین در بررسی هزینه سرمایه دفتر استرالیا (ABS) مشهود است.

بنابراین توضیحات اصلی برای اینکه چرا سرمایه گذاری در بخش معدن بسیار قوی تر از بخش غیر معدن و بسیار قوی تر از سرمایه گذاری در سایر اقتصادهای پیشرفته است چیست؟به طور واضح ، به این دلیل است که شرکت های معدن انتظار داشتند که تقاضا در آینده قوی باشد. سایر عوامل مؤثر بر این تصمیمات سرمایه گذاری به طور کلی با سایر مناطق اقتصاد قابل مقایسه بود. بودجه به همان اندازه ارزان و به راحتی در دسترس بود. عدم اطمینان بدیهی نبوده است. در واقع ، افق های طولانی برای این پروژه ها به این معنی بود که عدم اطمینان حداقل به اندازه سایر بخش ها بود.

سرمایه گذاری تجاری غیر معدن

اکنون من در بخش غیر معدن به سرمایه گذاری روی می آورم. انقباض شدید در سرمایه گذاری تجاری در طول بحران مالی و بهبود ضعیف متعاقب آن ، در درجه اول پدیده اقتصادهای پیشرفته بوده است.[1] ادبیات زیادی سعی در توضیح و انتخاب سرمایه گذاری تحت تأثیر سرمایه گذاری کرده است و آن را به طیف وسیعی از عوامل نسبت داده است ، که من مدتی را صرف بحث می کنم.

سرمایه گذاری غیر معدن استرالیا (به طور واقعی) در حال حاضر حدود 17 درصد بالاتر از Q1 2008 است. از طریق مقایسه ، هزینه های سرمایه گذاری در ایالات متحده تقریباً به همان میزان افزایش یافته است ، در حالی که در انگلستان افزایش یافته است13 درصد ، 3 درصد در ژاپن اما در منطقه یورو هنوز 4 درصد پایین تر از سال 2008 است.

در همه این موارد ، این سطح ناامید کننده ای از هزینه های سرمایه گذاری است.

چه چیزی سرمایه گذاری را پس گرفته است؟تعدادی از توضیحات احتمالی وجود دارد که برخی از آنها در اینجا بحث خواهم کرد.[2] با انجام این کار ، در تعدادی از موارد من از یک پایگاه داده جدید از ABS به نام Blade (محیط داده های تحلیلی طولی تجارت) استفاده می کنم.[3]

بانک اطلاعاتی Blade شامل داده های نظرسنجی اداری و ABS همسان برای (تقریبا) کلیه شرکتهای استرالیایی با داده های موجود از سال 2002 تا 2015 است. این شامل داده های سالانه در مورد خریدهای سرمایه ، فروش ، سهام سرمایه ، دستمزدها و تعدادی متغیر دیگر است. داده های مربوط به خریدهای سرمایه به خوبی با هزینه های سرمایه گذاری در حساب های ملی هماهنگ است و پوشش آن به طور قابل توجهی بزرگتر از اطلاعات در بررسی هزینه های ABS (نمودار 5) است.[4]

رشد اقتصادی ضعیف

یک نامزد آشکار برای توضیح رفتار پس از بحران سرمایه گذاری ، تقاضای کل ضعیف است. تحقیقات نشان می دهد که بخش اعظم ضعف در سرمایه گذاری جهانی از زمان بحران می تواند با رشد آهسته تر اقتصادی توضیح داده شود.[5] با این حال ، هنگامی که ما در استرالیا به این موضوع نگاه می کنیم ، در حالی که توضیحات به وضوح جذابیت زیادی دارد ، شواهد کمتری برای سرمایه گذاری های تجاری غیر معدن وجود دارد. هزینه های سرمایه گذاری در بخش غیر معدن حتی ضعیف تر از آنچه پیش بینی شده توسط مدل استاندارد ما پیش بینی شده است. به همین ترتیب ، ما داده های سطح شرکت را بررسی کرده ایم و دریافتیم که سرمایه گذاری شرکت ها به طور مداوم ضعیف تر از آنچه پیش بینی می شود براساس روابط گذشته با Q Tobin (یک اندازه گیری آینده نگر از فرصت های سرمایه گذاری) پیش بینی شده است.

این نتایج می تواند ناهمگونی را در بنگاه های مختلف در اندازه های مختلف نقاب کند (نمودار 6). به عنوان مثال ، در حالی که ضعف پس از بحران در سرمایه گذاری غیر معدن در مشاغل بزرگ و کوچک گسترده بوده است ، تجزیه و تحلیل ما با استفاده از داده های تیغه نشان می دهد که ، برای شرکت های بزرگ ، این امر عمدتاً با ضعف در تقاضا توضیح داده می شود. در مقابل ، سرمایه گذاری شرکتهای کوچک از زمان بحران نسبت به تقاضای فعلی به طور غیرمعمول ضعیف بوده است.

انتظارات از شرایط ضعیف در آینده ، حتی بیشتر از شرایط فعلی ، سرمایه گذاری در تجارت را به طرز موجهی محدود می کند. تا همین اواخر ، ارتباط بانکی به مشاغل اشاره کرد که تمایلی به سرمایه گذاری ندارند تا زمانی که شاهد وانت پایدار بودند. به همین ترتیب ، ما شواهدی داریم که احساس ضعیف تر شرکت ها برای شرکت های ایالات متحده و استرالیا سرمایه گذاری می کند ، و از تخمین احساسات شرکتها بر اساس سهم کلمات "منفی" در گزارش سالانه هر شرکت استفاده می کند.

اما اخیراً ، اهداف سرمایه گذاری در نظرسنجی های تجاری و تماس های رابط بانک در کنار انتظارات بهبود یافته برای تقاضا افزایش یافته است. این در استرالیا صادق است ، اما به ویژه در کشورهای دیگر ، برجسته ترین در ایالات متحده.

ممکن است یک جنبه مرزی برای ضعف سرمایه گذاری جهانی طی یک دهه گذشته وجود داشته باشد. تصمیمات سرمایه گذاری گرفته شده توسط چند ملیتی ممکن است تحت تأثیر ارزیابی آنها از شرایط در بازار خانه آنها باشد ، به ویژه تا آنجا که محدودیت های بودجه را در عملیات جهانی آنها تحمیل می کند. یکی از موضوعاتی که در ارتباطات تجاری ما وجود داشته است این است که با وجود قدرت نسبی اقتصاد استرالیا ، تعدادی از چند ملیتی تصمیمات سرمایه گذاری را بر اساس جهانی و نه یک پایه محلی می گرفتند. باز هم ، نشانه هایی وجود دارد که نشان می دهد پیشرفت عمومی در احساسات تجاری منجر به ارزیابی مجدد جهانی تصمیمات سرمایه گذاری و صعود هماهنگ جهانی در هزینه های سرمایه گذاری می شود.

پیشانی از رونق سرمایه گذاری معدن

در حالی که رونق سرمایه گذاری معدن در حال انجام بود ، سرریزهای مثبت بسیار آشکاری برای سرمایه گذاری تجاری غیر معدن در استرالیا غربی و کوئینزلند وجود داشت. در همین زمان ، این امر باعث ایجاد سرنوشت برای سرمایه گذاری در بقیه کشور ، به ویژه نیو ساوت ولز و ویکتوریا می شد ، به ویژه به دلیل سطح بسیار بالایی از نرخ ارز در اوج رونق کالا.[6] یکی از حوزه های اقتصاد که در آن اثر منفی نرخ ارز بالای سرمایه گذاری مشهود بود ، گردشگری بود. ارتباط ما با بخش گردشگری نشان می دهد که سطح پایین سرمایه گذاری در حالی که نرخ ارز در اوج خود بوده است ، اکنون که تقاضای گردشگری با دلار پایین استرالیا افزایش یافته است ، تأثیر آن بر صنعت است.

از آنجا که این نیروها معکوس شده اند ، سرمایه گذاری غیر معدنی در کوئینزلند و استرالیا غربی به همراه کاهش سرمایه گذاری معدن کاهش یافته است ، در حالی که در نیو ساوت ولز و ویکتوریا به طرز چشمگیری افزایش یافته است.

این سرریزها در پایگاه داده Blade مشهود است. این داده ها نشان می دهد که سرمایه گذاری توسط شرکت ها در صنایع در معرض معدن در کوئینزلند و استرالیا غربی از سال 2012 به شدت کاهش یافته است ، در حالی که سرمایه گذاری شرکت ها در صنایع دیگر به طور گسترده ای بدون تغییر باقی مانده است. یعنی تأثیر افزایش و سقوط سرمایه گذاری معدن بزرگتر از آن چیزی است که در ابتدا به دلیل سرریز به سایر بخش های اقتصادهای محلی پیش بینی کرده بودیم.

شرکت ها و سهامداران باعث کاهش اشتها برای (و ارزیابی) ریسک می شوند

اگر بنگاهها از ریسک بیشتری بیزار شده اند یا اگر احتمال بدی را ارزیابی کرده اند ، می تواند سرمایه گذاری شود. در حالی که تمایز بین این دو دشوار است ، برخی از علائم وجود دارد که نشان می دهد یک یا هر دو پس از بحران تغییر کرده اند. رابط می گوید برخی از مدیران کمتر مایل به ریسک پذیری هستند و از زمان بحران معیارهای سرمایه گذاری را محکم کرده اند. شرکت ها باعث کاهش وسایل نقلیه خود و افزایش دارایی های نقدی خود شده اند و با وجود کاهش نرخ وام ، نرخ موانع نسبتاً بالا باقی مانده است.[7]

مربوط به نکته دوم این است که برخی از نشانه ها وجود دارد مبنی بر اینکه بورس سهام به جای هزینه های سرمایه گذاری در جایی که بازپرداخت ها چند ساله هستند و نه فوری ، کاهش هزینه را پاداش می دهند. یعنی ممکن است گریز ریسک بیشتر از سهامداران باشد تا اجرایی یا هیئت مدیره یک شرکت. به نظر می رسد که تمایل به بازگشت سرمایه اضافی از طریق بازپرداخت و سود سهام ، به جای استفاده از آن سرمایه برای سرمایه گذاری با بازده نامشخص ، به سهامداران بازگردد.[8]

توجه داشته باشید که کاهش هزینه لزوماً دلالت بر سرمایه گذاری کمتری ندارد. دستیابی به اتوماسیون بیشتر یا راندمان فرآیند به احتمال زیاد به مقداری هزینه سرمایه نیاز دارد.

عدم اطمینان بیشتر

مطالعات متعددی حاکی از آن است که عدم اطمینان افزایش یافته در سرمایه گذاری در تعدادی از کشورها بوده است.[9] در واقع ، ساخت و ساز اقدامات عدم اطمینان به یک صنعت کلبه تبدیل شده است. کار خود ما شواهدی از رابطه منفی بین عدم اطمینان و سرمایه گذاری پیدا کرده است ، اما بیشتر اقدامات عدم اطمینان برای استرالیا در سالهای اخیر در سطح نسبتاً کم بوده است.[10] که گفت ، عدم اطمینان قابل مشاهده نیست ، و اقدامات مختلف عدم اطمینان ممکن است روابط آماری متفاوتی با سرمایه گذاری داشته باشد.

شرایط مالی محکم تر

محدودیت های تأمین مالی در توضیح نتایج ضعیف سرمایه گذاری در تعدادی از کشورها نقش دارند.[11] با این حال ، ارتباط با مشاغل بزرگتر نشان می دهد که هزینه و در دسترس بودن مالی به طور کلی برای سرمایه گذاری در استرالیا وزن ندارد. علاوه بر این ، شاخص های کل هزینه های وام در سطح پایین است.

با این حال، شاخص های کل در دسترس بودن هزینه های مالی و استقراض درجه زیادی از ناهمگونی را پنهان می کنند (نمودار 8).[12] در حالی که تامین مالی برای شرکت های بزرگ به راحتی در دسترس است، چه از طریق سیستم بانکی یا از طریق بازارهای سرمایه، ارتباط ما با شرکت های کوچکتر نشان می دهد که در دسترس بودن منابع مالی یک محدودیت بسیار الزام آور است. همکار من کریس کنت ماه آینده در این مورد با جزئیات بیشتری صحبت خواهد کرد.

تغییرات در ترکیب خروجی

توضیح احتمالی دیگر این است که سرمایه گذاری غیر معدنی پایین تر است زیرا نسبت سرمایه گذاری به تولید ناخالص داخلی در حالت پایدار کمتر از گذشته است.(نسبت حالت ثابت، نسبتی است که اقتصاد باید به آن همگرا شود، وقتی همه عوامل چرخه ای از بین رفتند.) این استدلال ها را می توان به طور کلی به دو دسته تقسیم کرد: تغییر ساختاری در اقتصاد به سمت خدمات (و سایر بخش های کمتر سرمایه بر).; و تغییرات در سایر عوامل اقتصادی که نسبت سرمایه گذاری در حالت پایدار را تعیین می کنند.

چالش اصلی برای این نظریه ها توضیح این است که چرا عوامل ساختاری فقط در مهار سرمایه گذاری در دوره پس از بحران مهم ظاهر شدند.

اگر بخش های سرمایه بر نسبتا کمتر به سهم بیشتری از اقتصاد تبدیل شوند، سطح پایدار نسبت سرمایه گذاری احتمالاً پایین تر خواهد بود. با این حال، تجزیه و تحلیل ما نشان می دهد که شدت سرمایه صنایع به طور قابل ملاحظه ای در هر یک از بخش های کالا و خدمات متفاوت است. به این معنا که کاهش سهم سرمایه گذاری از تولید بیشتر به دلیل تغییرات سرمایه گذاری در صنایع است، نه تغییر در ترکیب بخشی تولید.

شرایط کنونی

گفته می شود، اخیراً نشانه هایی از حیات در هزینه های سرمایه گذاری خارج از بخش منابع دیده شده است. به طور خاص، به دنبال برخی بازنگری های داده ها که اخیراً به آنها اشاره کردم، اکنون به نظر می رسد که طی دو سال گذشته یک مسیر صعودی محکمی در سرمایه گذاری تجاری غیرمعدنی وجود داشته است.[13]

رشد کجا بوده است؟داده های حساب های ملی سالانه نشان می دهد که بیشتر رشد سرمایه گذاری تجاری در سال های اخیر در بخش خدمات، از جمله صنایعی مانند بهداشت، اطلاعات، رسانه و ارتباطات بوده است (نمودار 9). صنایع خدماتی لزوماً سرمایه بر کمتری ندارند.

بخش خدمات در بررسی هزینه های سرمایه ABS ، به ویژه بهداشت و آموزش ، پوشش خوبی ندارد. بررسی هزینه های سرمایه فقط نیمی از هزینه های سرمایه گذاری را در بخش های غیر معدنی پوشش می دهد. بنابراین این یک راهنمای به ویژه جامع برای سطح فعلی یا چشم انداز سرمایه گذاری های غیر معدن کل نیست.

حوزه دیگر سرمایه گذاری که در اواخر محکم بوده است ، در بخش هایی از اقتصاد مرتبط با هزینه های زیرساختی بوده است. در سالهای اخیر رشد سرمایه گذاری عمومی وجود داشته است. سهم این پروژه ها به نمایندگی از بخش دولتی توسط بخش خصوصی به پایان رسیده است که برخی از آنها به عنوان کار به عنوان سرمایه گذاری خصوصی در حساب های ملی ثبت شده اند.[14] این امر باعث افزایش رشد سرمایه گذاری ، هم به عنوان یک نتیجه مستقیم از هزینه های زیرساخت ها و هم به طور فزاینده ، در سرریز شدن به سایر بخش های اقتصاد شده است.

نتیجه

یک موضوع جهانی مشترک در محیط پس از بحران ، عدم سرمایه گذاری بوده است. من در زمینه استرالیا سه نکته را در مورد آن ارائه داده ام.

  • اول ، طی یک دهه گذشته فقدان سرمایه گذاری در استرالیا صورت نگرفته است. در واقع ، نزدیک به برعکس بوده است و سرمایه گذاری به اوج چند دهه ای رسیده است.
  • دوم ، قدرت هزینه های سرمایه گذاری در استرالیا به وضوح با صنعت معدن همراه بوده است و سرریزها (مثبت و منفی) از آن برای سرمایه گذاری در سایر مناطق اقتصاد بیشتر از آنچه تصور می کردیم سابق بوده است.
  • سوم ، در بررسی توضیحات احتمالی برای اینکه چرا سرمایه گذاری در بخش غیر معدن در استرالیا ضعیف بوده است ، قدرتمندترین دلیل آن به انتظارات بنگاهها از تقاضای آینده کاهش می یابد ، در غیر این صورت به عنوان ارواح حیوانات شناخته می شود. سرمایه گذاری معدن قوی بود زیرا انتظارات برای تقاضای آینده زیاد بود و عدم اطمینان زیادی در مورد آن انتظار وجود نداشت. انتظارات تقاضا در جای دیگر قوی نبوده است.

اکنون ما شاهد نشانه هایی از تغییر پویا در سراسر جهان و استرالیا هستیم. با هر شانس ، پایدار خواهد بود. این امر به موقع برای اقتصاد استرالیا خواهد بود زیرا داستان سرمایه گذاری معدن به پایان می رسد.

نهادهای پایان

با تشکر از جیانی لا کاوا و جاناتان هامبور به خاطر کمک آنها.[*]

صندوق بین المللی پول (صندوق بین المللی پول) (2015) ، "سرمایه گذاری خصوصی: نگهدارنده چیست؟" ، چشم انداز اقتصادی جهانی: رشد ناهموار- عوامل کوتاه مدت و بلند مدت "، فصل 4 ، آوریل ، صص 111-143. همچنین برای بررسی ضعف نسبی در سرمایه گذاری غیر معدن در ایالات متحده ، به Gutiérrez G و T Philippon (2016) مراجعه کنید.[1]

یک بررسی بین دولتی اخیر برخی از عوامل مؤثر بر سرمایه گذاری در بخش غیر معدن را در سالهای اخیر بررسی می کند. برای اطلاعات بیشتر ببین .[2]

نتایج این مطالعات ، تا حدودی بر اساس داده های ABR ارائه شده توسط ثبت کننده به ABS تحت قانون جدید سیستم مالیاتی (شماره تجارت استرالیا) 1999 و داده های مالیاتی ارائه شده توسط ATO به ABS طبق قانون مدیریت مالیات 1953 است. اینها مستلزم استفاده از چنین داده هایی است که فقط به منظور انجام توابع ABS استفاده می شود. هیچ اطلاعات فردی که طبق قانون سرشماری و آمار سال 1905 جمع آوری شده است ، برای اهداف اداری یا نظارتی به ثبت کننده یا ATO ارائه نمی شود. هرگونه بحث در مورد محدودیت یا ضعف داده ها در زمینه استفاده از داده ها برای اهداف آماری است و به توانایی داده ها برای پشتیبانی از نیازهای عملیاتی اصلی ABR یا ATO مربوط نیست. الزامات قانونی برای اطمینان از حفظ حریم خصوصی و رازداری این داده ها دنبال شده است. فقط افرادی که تحت قانون دفتر آمار استرالیا 1975 مجاز هستند مجاز به مشاهده داده های مربوط به هر شرکت خاص در انجام این تحلیل ها هستند. مطابق با قانون سرشماری و آمار 1905 ، نتایج محرمانه شده اند تا اطمینان حاصل شود که آنها احتمالاً امکان شناسایی یک شخص یا سازمان خاص را ندارند.[4]

به عنوان مثال IMF (2015) مراجعه کنید.[5]

گرچه شایان ذکر است که نرخ ارز بالاتر کالاهای سرمایه گذاری وارداتی را ارزان تر می کند.[6]

کنت سی (2014) ، "سرمایه گذاری تجاری غیر معدنی-از کجا از اینجا؟" ، خطاب به اجلاس اقتصاد بلومبرگ ، سیدنی ، 16 سپتامبر. Lane K و T Rosewall (2015) ، "تصمیمات سرمایه گذاری و نرخ بهره شرکت ها" ، بولتن RBA ، ژوئن ، صص 1-8.[7]

به Bergmann M (2016) ، "افزایش پرداخت سود سهام" ، بولتن RBA ، مارس ، صص 47-56 مراجعه کنید.[8]

Banerjee R ، J Keas and M Lombardi (2015) ، "(چرا) سرمایه گذاری ضعیف است" ، موجود در ، بررسی سه ماهه BIS ، مارس. Fay R ، J Guenette ، M Leduc و L Morel (2017) ، ‘چرا سرمایه گذاری جهانی تجارت بسیار ضعیف است؟برخی از بینش های اقتصاد پیشرفته ، موجود در ، بررسی بانک کانادا ، بهار.[9]

مور A (2016) ، "اندازه گیری عدم اطمینان اقتصادی و تأثیرات آن" ، مقاله بحث تحقیق RBA شماره 2016-01.[10]

به فی و همکاران (2017) مراجعه کنید.[11]

Hambur J و G La Cava (آینده) ، "درک ما: نرخ بهره در سطح شرکت و سرمایه گذاری شرکت ها" ، مقاله بحث تحقیق RBA.[12]

Debelle G (2017) ، "عدم اطمینان" ، سخنرانی در هفتمین سخنرانی یادبود وارن هوگان ، سیدنی ، 26 اکتبر.[13]

پس از اتمام کار ، می توان انتقال مالکیت را بین بخش خصوصی و دولتی ثبت کرد.[14]

مطالب موجود در این صفحه منوط به حق چاپ است و استفاده از آنها منوط به شرایط و ضوابط مندرج در اخطار حق چاپ و سلب مسئولیت است.© بانک مرکزی استرالیا ، 2001-2022. کلیه حقوق محفوظ است. بانک ذخیره استرالیا از مردمان جزایر بومی و تورس تنگه استرالیا به عنوان متولیان سنتی این سرزمین اذعان می کند و ارتباط مداوم آنها با کشور را تشخیص می دهد. ما احترام خود را به بزرگان آنها ، گذشته ، حال و در حال ظهور می پردازیم.

نرم افزار مفید تریدر...
ما را در سایت نرم افزار مفید تریدر دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : احمد شاملو بازدید : 35 تاريخ : چهارشنبه 23 فروردين 1402 ساعت: 14:20