خلاصه

ساخت وبلاگ

در این مقاله به بررسی ادغام بورس اوراق بهادار مکزیک (MSE) در بازار جهانی سرمایه (WCM) می پردازیم. ما علیرغم اثرات شکستگی های ساختاری مرتبط با بحران های مختلف مالی در دوره تجزیه و تحلیل ما ، یک رابطه تعادل بلند مدت را تشخیص می دهیم (1987-2012). رویکرد تحلیلی با تخمین VECM دو متغیره در میانگین ، از جمله چندین متغیر ساختگی که قسمت های اصلی بحران را که در طول دوره تخمین اتفاق می افتد ، آغاز می شود. در مرحله بعد ، ما یک مدل Varma-Garch را با همبستگی شرطی پویا مشخص می کنیم ، و در آخر ، ما یک کوپول کلیتون را برای بازگشت ، مشروط بر دو رژیم نوسانات (کم و زیاد) قرار می دهیم تا ماهیت ساختار وابستگی آنها را درک کنیم.

واژه های کلیدی: وابستگی نوسانات ، بورس اوراق بهادار مکزیک ، بازار سرمایه جهانی ، گارچ چند متغیره ، تجزیه و تحلیل کوپلا

معرفی

با ادامه تحول جهانی سازی صنعت مالی ، چندین مطالعه تجربی از همبستگی مثبت در بازده بازارهای سهام ملی گزارش می دهند. همچنین ، شواهدی مبنی بر انتقال سریعتر شوک در کشورها و قسمتهای مکرر آلودگی وجود دارد. نتیجه گیری اولیه این است که کاهش مقررات جریان سرمایه مرزی و توزیع فوری اخبار مربوطه به تدریج مزایای تنوع بین المللی نمونه کارها را از بین می برد (گیلمور و مکمنوس ، 2004 ؛ آگروال و کیو ، 2005 ؛ داررات و ژونگ ، 2005).

با این حال ، افزایش همگام سازی در بازارهای سرمایه نه تنها تحت تأثیر عوامل برون زا قرار گرفته است. میزان ادغام بازارهای ملی در اقتصاد جهانی نیز به توسعه و ثبات بازارهای مالی ، از جمله افزایش نسبی آنها (سرمایه گذاری در بازار با توجه به تولید ناخالص داخلی ، تولید ناخالص داخلی) ، شدت مشارکت سرمایه گذاران نهادی خارجی ، پاسخ داده است. قدرت سیستم سیاسی ، حضور بخش های نوآورانه صنعتی و اجرای سیاست های کلان اقتصادی صدا. علاوه بر این ، بحران های مالی و تلاطم داخلی نیز محرک های مهم فرآیند ادغام بورس سهام ملی را نشان داده است.

ما ادغام شاخص بورس اوراق بهادار مکزیک و شاخص جهانی کامپوزیت مورگان استنلی را در زمینه بین المللی سازی که توسط اقتصاد مکزیک در دهه های اخیر و به عنوان بخشی از روند آزادسازی بازارهای جهانی جهانی تجربه شده است ، مطالعه می کنیم.

در وهله اول ، ما به روابط بین بازارهای مکزیکی و سرمایه جهانی در دوره افتتاحیه بین المللی پیشرو سابق (1987-2012) توجه می کنیم و شواهدی از ادغام مالی آن را گزارش می کنیم. تجزیه و تحلیل ما امکان انتقال نوسانات (سرریز و آلودگی) ، یک موضوع قابل توجه برای مدیران ریسک ، طراحان نمونه کارها سرمایه گذاری بین المللی و افراد مسئول اجرای اقدامات سیاست برای ارتقاء توسعه بازار سرمایه مکزیک را در نظر می گیرد.

ما مطالعه خود را با استفاده نوآورانه از روش Copula Clayton برای ضبط ساختار وابستگی نوسانات با تقسیم مشاهدات در رژیم های با کمال و کم حجم تکمیل می کنیم.

این مقاله به شرح زیر سازماندهی شده است: بخش 2 به طور خلاصه روند جهانی سازی اقتصادی و مالی را شرح می دهد. بخش 3 به موضوعات جهانی سازی در بازارهای نوظهور می پردازد. بخش 4 یک بررسی مختصر ادبیات مربوط به تحقیقات تجربی در مورد ادغام بازار مالی ، با تأکید ویژه بر روند ادغام بازار مکزیک ارائه می دهد. بخش 5 چارچوب روش شناختی را که در این استعلام دنبال شده است ، ارائه می دهد. بخش 6 نتایج حاصل از تحلیل تجربی ما از روابط بین بازار سرمایه مکزیک و بازار جهانی سرمایه را نشان می دهد. بخش آخر نتیجه گیری و ایده هایی را برای تحقیقات آینده ارائه می دهد.

پیشینه روند جهانی سازی اقتصادی و مالی

جهانی سازی اقتصادی یکی از پدیده های مرتبط با نیمه دوم قرن بیستم را نشان می دهد. با افزایش فزاینده در تجارت بین المللی و همچنین ادغام کشورها در زنجیره های تولید بین المللی که از راه دور هماهنگ هستند ، جهانی سازی اکنون در بسیاری از شاخه های تولیدی مختلف وجود دارد. جهانی سازی همچنین در جریان سرمایه بین المللی ، که به طور مداوم از کشورهای پیشرفته و نوظهور حرکت می کند ، تجلی می یابد. با پشتیبانی از توسعه شگفت انگیز فناوری در زمینه های انفورماتیک و ارتباطات ، جهانی سازی مالی منجر به محیطی دوستانه تر برای سرمایه گذاران و نمایندگانی که به دنبال بودجه هستند ، شده است.

بین المللی سازی بازارهای مالی اخیر نیست. طبق گفته گیدی (1994) ، ریشه های بین المللی سازی بازار سرمایه را می توان به قرن نوزدهم ردیابی کرد ، هنگامی که مسائل اوراق قرضه و سهام در بازارهای اروپا برای تأمین منابع مورد نیاز برای توسعه شبکه های راه آهن و آثار مهم زیرساختی در آمریکا قرار گرفت.، آسیا و سایر مناطق جغرافیایی.

  • گدی (1994)

بازارهای مالی جهانی. لکسینگتون ، 1994

در حال حاضر ، برخی از صفات خاص روند مدرن جهانی سازی مالی را تعریف می کنند. به عنوان مثال ، کابلو (1999) نشان می دهد که بین المللی شدن مالی باعث تعریف مجدد واسطه گری شده است ، زیرا اکنون فراتر از مرزهای ملی صورت می گیرد و به کل سیستم مالی بین المللی گسترش می یابد. این گسترش چشمگیر ریشه در اصلاحات ساختاری عمیق دارد که در بسیاری از کشورها بازارهای مالی را مقرر کرده است. به گفته همین نویسنده ، معرفی پس انداز و گزینه های سرمایه گذاری از اهمیت زیادی برای جهانی شدن مالی برخوردار است زیرا وسیله نقلیه ای را فراهم می کند که باعث انتقال سریع سرمایه در مرزها می شود. در نتیجه این تغییرات ، همراه با نوآوری های فناوری که تحرک بین المللی سرمایه را تسهیل می کند ، شرکت ها و دولت ها اکنون به منابع مالی دسترسی دارند که زمانی فراتر از دسترس آنها بودند. در عین حال ، سرمایه گذاران اکنون چندین گزینه دیگر در اختیار دارند تا بتوانند اوراق بهادار خود را با کارآمدتر متنوع کنند.

  • کابلو (1999)

Globalización y Liberalización Financieras y la bolsa mexicana de valores. Del Auge a la Crisis ، 1999

به گفته اورتیز (1995) ، به دلیل جهانی شدن بازارهای واقعی و مالی "بازار" نقش خود را به عنوان مروج و تنظیم کننده فعالیت اقتصادی گسترش داده است ، همزمان با مداخله مستقیم دولت در اقتصاد محو می شود. اورتیز همچنین گزارش می دهد که برای غلبه بر مذاکرات راکد توافق نامه های تجاری بین المللی که توسط توافق نامه عمومی تعرفه ها و تجارت (GATT) ترویج شده است ، چندین بلوک اقتصادی ایجاد شده است. برخی از نمونه ها شامل بلوک اقتصادی است که از آزمایش اتحادیه اروپا پدید آمده است ، که به یک اتحادیه پولی کامل تبدیل شده است ، یا بلوک تجاری که شامل مکزیک ، کانادا و ایالات متحده (ایالات متحده) ، توافق نامه تجارت آزاد آمریکای شمالی است. انجمن ملل جنوب شرقی آسیا ؛یا Mercosurیکی دیگر از ویژگی های مربوط به نظم جدید جهانی ، تشدید رقابت بین بنگاه ها و کشورها برای بودجه جهانی است.

  • اورتیز (1995)

Mercados de Capital y el desarrollo e Integración Finondiera de México Integración Fininarda y tlc: retos y perspectivas ، 1995

به گفته Palazuelos (1998) ، "نظم جهانی جدید" نتیجه فرایندی است که با بحران اقتصادی دهه 1960 آغاز شد ، که پس از یک دوره رشد نسبتاً پایدار از پایان دوره ، تأثیر کامل آن را در دهه بعد نشان داد. جنگ جهانی دوم. طبق گفته سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) ، میانگین رشد سالانه جهان 5. 1 ٪ ثبت شده از 1960 تا 1968 برای همه کشورهای عضو ، بین سالهای 1973 و 1979 تنها به 2. 6 ٪ کاهش یافته است ، به استثنای قابل توجه ژاپنمیانگین رشد سالانه آنها در دوره اول 10. 4 ٪ بود ، اما در طول دوم تنها 3. 6 ٪ بود. این بدان معنی است که میانگین رشد اقتصادی برای همه اقتصادهای OECD در دوره دوم فقط به نیمی کاهش یافته است.

  • Palazuelos (1998)

La Globalización Fininalia. LA Inteacionalización del Capital Financiero A فینال Del Siglo XX ، 1998

تا حدودی ، توضیحات مربوط به کندی دهه 1970 ممکن است در افزایش مقدار دلار ایالات متحده در سراسر جهان مشاهده شود. مارتینز و ویدال (1995) مستند كردند كه مبلغ دلار در خارج از ایالات متحده از 6 400 میلیون دلار آمریكا در سال 1947 به حدود 35 700 میلیون در سال 1968 افزایش یافته است ، یعنی گسترش پنج برابر ، كه عرضه پول جهان را افزایش داده و نتیجه آن را بدست آورد. افزایش کسری حساب جاری ایالات متحده ، عدم تعادل که دیر یا زود باید اصلاح شود.

  • مارتینز و ویدال (1995)

EcomoNía Mundial ، 1995

تا سال 1967 ، ایالات متحده عدم تعادل تجارت بین المللی را به ثبت رساند که نمایانگر تخلیه مداوم منابع و همچنین وخیم تر شدن موقعیت تجاری خود با توجه به اروپا و ژاپن بود. مبلغ بیش از حد دلار در بازارهای بین المللی مالی نیز عواقب منفی برای سیستم پولی غالب بین المللی داشت که براساس یک برابری ثابت بین دلار آمریکا و طلا بود.

Requeijo (1995) استدلال کرده است که سیستم نرخ ارز ثابت یکی از نقاط ضعف سیستم پولی بین المللی را نشان می دهد ، زیرا ظرفیت مقامات پولی داخلی برای مداخله در حمایت از برابری رسمی خود ، با گسترش تجارت بین المللی ، نیاز به رشد همزمان بین المللی داردذخایربا این حال ، دومی عمدتاً در طلا و دلار مشخص شده بود و رشد تولید طلا نسبت به نیازهای تجارت جهانی کند بود. این وضعیت برای مقامات پولی ایالات متحده ، که ارز آنها به طلا قابل تبدیل بود ، مشکل شد و ذخایر آنها بیش از نیمی بین سالهای 1947 تا 1968 کاهش یافته بود ، از 24 600 میلیون دلار به تنها 10 400 میلیون دلار ، به دلیل برداشت ازدولت های خارجی (مارتینز و ویدال ، 1995).

  • Requeijo (1995)

اقتصاد منی. un análisis entre dos siglos ، 1995 EcomoNía Mundial ، 1995

در دهه 1960 ، چندین تلاش برای تطبیق سیستم پولی بین المللی به منظور غلبه بر فشارهای فزاینده ای که در معرض آن قرار گرفت ، وجود داشت. حملات سوداگرانه علیه دلار در دهه 1960 قیمت طلا را به 40 دلار در هر اونس سوق داد و مداخله دولت ایالات متحده و همکاری چندین دولت کشورهای توسعه یافته دیگر را مجبور به تثبیت قیمت با 35 دلار در هر اونس کرد ، برابری پایهطبق توافق نامه برتون وودز. در مارس 1968 ، بانکهای مرکزی کشورهای توسعه یافته تر با یک حمله سوداگرانه روبرو شدند که آنها را وادار به فروش مقادیر زیادی طلا کرد. در نتیجه این حمله ، یک بازار موازی برای طلا پدیدار شد. قیمت رسمی طلا برای معاملات بین بانکهای مرکزی 35 دلار در هر اونس باقی مانده است ، در حالی که نیروهای بازار قیمت آن را برای معاملات خصوصی تعیین می کردند. بازار طلا در طول سه سال بعد ، به دلیل فروش کشورهای آفریقای جنوبی که مجبور به حراج مبلغ مهمی برای پرداخت هزینه های تجاری خود و معرفی مفهوم جدید حقوق ویژه نقاشی در سال 1969 بودند ، پایدار ماند. نرخ بهره بالاتر در بازار وام های یورو هزینه هرگونه فعالیت سوداگرانه را افزایش داد. با این حال ، تبدیل زیاد دلار به طلا توسط دولت های مختلف ملی بین سالهای 1958 و 1968 باعث کاهش ذخایر طلای ایالات متحده شد و منجر به پوشش کافی از بدهی های خارجی آن شد.

حمله سوداگرانه علیه پوند انگلیس در سال 1963 سرانجام باعث کاهش ارزش آن در سال 1967 شد و بر درک جهان از قابلیت اطمینان توافق نامه برتون وودز تأثیر گذاشت ، زیرا این رویداد نشان داد که یک ارز ذخیره ، در واقع می تواند کاهش یابد. پس از کاهش ارزش پوند ، توجه دلالان در برابر دلار منحرف شد. حملات سوداگرانه نیز مانند سایر فرانسوی و مارک آلمانی ، سایر ارزهای اصلی را تحت تأثیر قرار داد. فشار مبادله ای که آلمان با آن روبرو شد ، دولت خود را مجبور کرد تا در سال 1971 به این مارک شناور شود و هلند و ژاپن از این پرونده پیروی کردند. تقریباً همزمان ، سوئیس و اتریش ارزهای خود را مجدداً ارزیابی کردند و در آگوست همان سال ، شناور به کلیه ارزهای اصلی بین المللی گسترش یافته بود.

سرانجام ، در 15 اوت 1971 ، رئیس جمهور نیکسون از تعلیق موقت تبدیل دلار به طلا خبر داد ، در حالی که 10 ٪ تعرفه اضافی در واردات و کاهش کمک های خارجی ایالات متحده به سایر نقاط جهان را تحمیل می کند. تعلیق تبدیل دلار به طلا "آغاز پایان" برای سیستم پولی بین المللی برتون وودز بود. در 18 دسامبر همان سال ، به عنوان بخشی از توافق نامه موسسه اسمیتسونیان ، و با هدف حفظ عملکرد سیستم پولی بین المللی ، دولت ایالات متحده دلار را به نرخ ارز جدید 38 دلار در هر اونس طلا کاهش داد. در حالی که بسیاری از تلاشهای خندق آخر برای نجات سیستم برابری ثابت انجام شده است ، تعادل حساب جاری ایالات متحده یا کاهش حملات سوداگرانه در برابر ارزهای مختلف از جمله دلار غیرممکن بود. در فوریه 1973 ، دولت ایالات متحده کاهش ارزش جدید دلار را اعلام کرد ، این بار به 42. 20 دلار برای هر اونس طلا و در ماه مه در همان سال ، "گروه ده نفر" موافقت کرد که اجازه دهد همه ارزها در برابر یکدیگر شناور شوند.

این تصمیم نشان دهنده ترک حقوقی از توافق نامه برتون وود بود ، حتی اگر اعلامیه رسمی تا سه سال بعد اعلام نشده باشد. سیستم شناور جدید به طور قابل توجهی در توسعه بازارهای مشتقات نقش داشته است.

جهانی سازی بازارهای نوظهور

توسعه بازارهای مالی کشورهای نوظهور مسیری را تحت تأثیر شرایط غالب بین المللی دنبال کرده است. بسیاری از کشورها به دنبال یکی از دو استراتژی توسعه معمولی ، توسعه اقتصادی قابل توجهی را تجربه کردند: 1) یک مدل صنعتی سازی جایگزین واردات ، از جمله بیشتر کشورهای آمریکای لاتین. و ، 2) یک مدل رشد مبتنی بر صادرات مانند چندین کشور جنوب شرقی آسیا و کره.

برای کشورهای آمریکای لاتین ، دهه 1980 دوره ای از بی ثباتی کلان اقتصادی بود که عمدتاً توسط بحران بدهی خارجی توضیح داده شد (1982).

در طول دهه گذشته ، کشورهای تولیدکننده غیر نفتی و کمتر توسعه یافته سهم قابل توجهی از نقدینگی بازارهای بین المللی را که توسط سازمان کشورهای صادرکننده نفتی (OPEC) در سال 1973 ایجاد شده بود ، جذب کرده بودند. وجوه اضافی دریافت شده توسط اعضای اوپک از طریق بانک های اروپایی و آمریکایی بازیافت شد و برای تأمین مالی کشورهایی که برای واردات نفت نیاز داشتند ، استفاده می شد. با این حال ، موارد استثنایی مانند مکزیک وجود داشت که با کشف ذخایر قابل توجهی نفت در اواسط دهه 1970 ، برای توسعه مزارع نفتی تازه پیدا شده و افزایش ظرفیت صادرات نفت خود ، در بازارهای بین المللی مورد نیاز برای وام گرفتن است.

در اوایل دهه 1980 ، نرخ بهره در ایالات متحده افزایش یافت و بر همه بازارهای مهم بین المللی بدهی تأثیر گذاشت. خدمات بدهی خارجی کشورهای کمتر توسعه یافته که با نرخ شناور 1 قرارداد بسته بودند نیز به طور متناسب افزایش یافت. تنها چند ماه پس از افزایش اولیه ، برای کشورهای بدهی کمتر توسعه یافته برای پرداخت بدهی خود عملاً غیرممکن بود. هر دو بدهی خارجی مکزیکی و برزیل از هرکدام از 100 میلیارد دلار فراتر رفتند ، و آرژانتین ، ونزوئلا ، شیلی ، کلمبیا ، پرو ، اکوادور ، بولیوی ، کاستاریکا ، جامائیکا و اروگوئه به ترتیب ده ها میلیارد دلار دلار نشان دادند. برای ایده بهتر از بزرگی این مشکل ، بدهی خارجی مکزیک 76 ٪ از تولید ناخالص داخلی خود را نشان می داد. آرژانتین ، 51 ٪ و ونزوئلا ، 66 ٪. با این حال ، برای برخی دیگر از کشورهای آمریکای لاتین ، همین شاخص بسیار بدتر بود: شیلی 120 ٪ ؛بولیوی 90 ٪ ؛نیکاراگوئه 198 ٪ ؛کاستاریکا 97 ٪ ؛و جامائیکا 147 ٪. برای بقیه کشورهای بسیار بدهکار که کمتر توسعه یافته ، مانده بدهی های خارجی بین 30 تا 50 درصد از تولید ناخالص داخلی آنها بود (مارتینز و ویدال ، 1995).

  • مارتینز و ویدال ، 1995

EcomoNía Mundial ، 1995

دولت مکزیک در سال 1982 مجبور شد در بدهی خود به مهلت قانونی اعلام کند ، و سایر کشورهای در حال ظهور بدهکار دیگر این نمونه را با توجه به خودشان دنبال کردند. در طول بقیه دهه ، کاهش قابل توجهی در جریان سرمایه به کشورهای کمتر توسعه یافته رخ داد ، و تنها پس از مذاکرات بسیار پیچیده تحت برنامه های بیکر و برنامه های ولکر ، کشورهای بدهکار اصلاحات ساختاری جامع از جمله افتتاح بازارهای داخلی به خارجی را ارائه دادندتجارت ، اصلاحات مالی و نوسازی سیستم های مالی. به تدریج ، در اوایل دهه 1990 ، جریان سرمایه بین المللی به آمریکای لاتین بازگشت ، اما این بار ترکیب آنها به میزان قابل توجهی تغییر کرده بود. اعتبار بانک تقریباً ناپدید شده بود و سرمایه گذاری مستقیم خارجی جای خود را در جنوب شرقی آسیا و آمریکای لاتین گرفت.

کامینسکی ، لیونز و اشموکلر (2001) گزارش دادند که سرمایه گذاری نمونه کارها حدود 30 ٪ از جریان سرمایه را به سمت کشورهای نوظهور نشان می دهد و از 1 میلیارد دلار در سال 1992 به 40 میلیارد دلار 10 سال بعد افزایش یافته است. با این حال ، این می تواند یک دست کم گرفتن باشد ، زیرا در همان نویسندگان ذکر شده است که هرگونه ورود بین المللی از بودجه اختصاص یافته به کسب بیش از 10 ٪ از سهام یک شرکت به عنوان سرمایه گذاری مستقیم خارجی ثبت شده است. به نفع استدلالهای این نویسندگان ، شایان ذکر است که در بین سازوکارهای مختلف مذاکره تحت برنامه بردی برای پرداخت بدهی خارجی ، تبدیل بدهی های کوپن به سهام شرکت های دولتی بود.

سرمایه گذاری صندوق متقابل در بازارهای نوظهور: یک مرور کلی بررسی اقتصادی بانک جهانی ، 2001

در دهه 1990 ، سرمایه گذاری های نمونه کارها خارجی تقریباً 43 ٪ از کل ورود سرمایه خارجی را به جهان نوظهور نشان می داد. اعتبار بانکی و سایر اشکال بدهی نه تنها وزن نسبی را با توجه به کل از دست داد ، بلکه تغییر تجمعی آنها منفی بود. به طور کلی ، اهمیت روزافزون جریان های نمونه کارها خارجی که وارد جهان نوظهور می شوند بسیار شبیه به سایر نقاط جهان بود (اورتیز ، 2004).

  • اورتیز ، 2004

finanzas y productos derivados. Contratos Adelantados ، Futuros ، Opciones ، Swaps ، 2004

در حالی که سرمایه گذاری های نمونه کارها خارجی در کشورهای نوظهور عمدتاً روی ابزارهای بدهی ، ترجیحاً اوراق قرضه دولت و شرکت ها متمرکز شده بود ، در دهه 1990 علاقه به سهام افزایش یافت. Carmichael و Pomerleano (2002) نشان دادند که سرمایه گذاری 22 بازار در حال ظهور از نظر دلار به رشد غیر منتظره ای رسیده است و از 339. 3 میلیارد دلار در سال 1992 به 2. 2 تریلیون دلار در سال 2000 افزایش یافته است ، که به طور قابل توجهی بیش از نرخ رشد بازارهای توسعه یافته تر است. و Márquez ، Islas and Venegas (2003) نشان دادند که بین سالهای 1980 تا 1997 سرمایه گذاری نمونه کارها خارجی در سراسر جهان با عاملی تقریباً 25 برابر رشد کرده است ، در حالی که سرمایه گذاری مستقیم خارجی تنها 12 برابر رشد کرده است.

  • Carmichael and Pomerleano (2002)

توسعه و تنظیم مؤسسات مالی غیر بانکی ، 2002 Corrientes Inteacionales de Capital e Inversión Extranjera de Cartera el Caso de México ، 1989-1999 El Trimestre Económico ، 2003

ادغام بازار مالی: یک بررسی مختصر

مطالعات بی شماری ویژگی های مختلف تلطیف شده از همبستگی متقابل و روابط نوسانات را ثبت کرده است. بسیاری از آنها روی بازارهای توسعه یافته تر تمرکز می کنند ، اما علاقه فزاینده ای به کاوش در بازارهای سرمایه در حال ظهور وجود دارد. در ادامه ، ما برخی از نمونه های نماینده چنین مطالعاتی را بررسی می کنیم. در حالی که مطالعات بسیار متفاوتی وجود دارد ، بررسی ما فقط به برخی از تأثیرگذارترین ادبیات محدود می شود.

کارولی و استولز (1996) عوامل تعیین کننده همبستگی بین بورس سهام ایالات متحده و ژاپن را مورد مطالعه قرار دادند. آنها توجه خود را به رفتار کواریانس بازده داخلی با فرکانس بالا از نمونه کارها از رسیدهای سپرده گذاری آمریکایی ژاپنی (ADR) ذکر شده در بورس آمریکایی (AMEX) و بورس اوراق بهادار نیویورک (NYSE) ، متمرکز کردند. اوراق بهادار سهام ایالات متحده. نتایج آنها حاکی از آن است که نه اعلامیه های کلان اقتصادی ایالات متحده ، نه تغییر صنعت ، و نه شوک به نرخ ارز ین/دلار ، و نه تغییر بازده بر روی خطوط T ایالات متحده به طور قابل توجهی بر همبستگی بین سهام ایالات متحده و ADR های ژاپنی تأثیر می گذارد. با این حال ، این نویسندگان مشاهده کردند که بازده کل روزانه شاخص S& P با همبستگی بالا و همبستگی های روز بعد دنبال می شود.

  • کارولی و استولز (1996)

چرا بازارها با هم حرکت می کنند؟تحقیق در مورد بازپرداخت سهام ایالات متحد ه-ژاپن مجله مالی ، 1996

Longin و Solnik (2001) برای دوره ژانویه 1959 تا دسامبر 1996 ، از بازده شاخص سهام ماهانه برای ایالات متحده ، انگلستان ، فرانسه ، آلمان و ژاپن استفاده کردند تا یک توزیع چند متغیره برای بازده سهام بالا را الگوبرداری کنند ، که به عنوان مواردی توصیف شده است. از حد مشخصی فراتر رفته و همبستگی را برای افزایش محدودیت ها (نظریه ارزش شدید) برای بازارهای سرمایه بین المللی تخمین زده است. آنها فرض می كنند كه ، با فرض عادی بودن چند متغیره ، همبستگی بازده بالا از حد محدود باید به صورت مجانبی به صفر همگرا شود ، زیرا حد افزایش می یابد. با این حال ، شواهد تجربی این فرضیه برای بازده منفی را رد کرد. همبستگی بازده های بسیار منفی با حد مورد استفاده به تقویت می رسید و از نظر آماری بسیار معنی دار بود. در مقابل ، همبستگی های مثبت با بازده بالا با افزایش حد ، کاهش یافته و به صفر همگرا می شوند. نویسندگان نتیجه می گیرند که همبستگی بین بازارهای ملی در بازارهای "خرس" افزایش می یابد ، اما نه در بازارهای "گاو" ، و این بحران ها و آشفتگی مالی باید برای مطالعه روند ادغام بازارهای بین المللی در نظر گرفته شود.

  • لانگین و سولنیک (2001)

همبستگی شدید و بازارهای سهام بین المللی مجله مالی ، 2001

به گفته بربن و جانسن (2005) ، اهمیت رو به رشد اقتصادی بسیاری از بازارهای ملی سرمایه در طول سی سال گذشته با درجه بیشتری از هماهنگ سازی ("همبستگی") در بازده آنها و همچنین با انتقال های مکرر همراه بودشوک های مرزی. این پدیده ها ممکن است توسط عواملی مانند ارتباطات الکترونیکی سریعتر و مطمئن تر ، آزادسازی کنترل سرمایه در اکثر کشورها و افزایش ادغام اقتصادی در سراسر جهان توضیح داده شود.

  • بربن و جانسن (2005)

تفکر در بازارهای سهام بین المللی: یک دیدگاه بخش مجله بین المللی پول و دارایی ، 2005

اخیراً ، Téllez-Gaytán و López-Sarabia (2010) همبستگی هفتگی بازده برای شاخص بورس اوراق بهادار مکزیک (IPC) ، S& P500 ، میانگین صنعتی Dow Jones (DJIA) ، شاخص Bovespa (از برزیل) و The Bovespa را تجزیه و تحلیل کردند. شاخص Merval (از آرژانتین) ، در دوره ای از سال 1999 تا 2000. با استفاده از تجزیه و تحلیل موجک ، آنها دریافتند که همبستگی بین بورس مکزیک و سایر بازارهای دیگر شدید نبوده و فقط در چند مورد از 0. 7 فراتر رفته است ، و این سؤال را مطرح می کند که آیا CO واقعی-بوم به همان اندازه که در جای دیگر گزارش شده قوی است (به عنوان مثال لوپز-هررا ، اورتیز و کابلو ، 2009).

  • Téllez-Gaytán و López-Sarabia (2010)

comovimiento entre mercados accionarios de américa latina y estados unidos: un enfoque de wavelets اقتصاد Teoría y Práctica ، 2010 las interrelaciones de volatilidad y rendimientos entre los mercados de valores del tlcan Investigación Económica ، 2009

بیشتر مطالعات مربوط به نوسانات بازده بر پویایی بازارهای سرمایه توسعه یافته متمرکز شده است. به عنوان مثال ، Kohers ، Kohers and Kohers (2004) نوسانات در حال تغییر بیست و چهار بازار سرمایه ملی را از سال 1980 تا 2003 بررسی می کنند و ویژگی های مشترک را در بین آنها گزارش می دهند. به عنوان مثال ، بین سالهای 1980 و 1996 ، نوسانات پایدار ماند ، اما بین سالهای 1997 و 2003 ، به ویژه در همه کشورها در نمونه خود افزایش یافته است.

  • Kohers ، Kohers and Kohers (2004)

مقایسه ویژگی های ریسک و بازگشت بازار سهام توسعه یافته و در حال ظهور مجله تحقیقات بین المللی تجارت ، 2004

در حالی که بازارهای در حال ظهور با نوسانات بالای بازده مشخص می شوند ، تحقیقات در مورد آنها کمیاب است. با این حال ، برخی از مثالها شامل Choudhry (1996) است که از یک مدل ناهمگونی شرطی شرطی (ARCH) استفاده می کند تا نوسانات و خطر ابتلا به خطر را در آرژانتین ، یونان ، هند ، مکزیک ، تایلند و زیمبابوه قبل و بعد از تصادف 1987 انجام دهد و می یابد که تغییر می کند. مشاهده شده در مدل قوس یکنواخت نیست و به خصوصیات فردی بازارهای مختلف بستگی دارد. به همین ترتیب ، Aggarwal ، Inclán and Leal (1999) نوسانات در حال تغییر 10 بازار بزرگ در حال ظهور در آسیا و آمریکای لاتین با مدل های قوس عمومی (GARCH) را مدل می کند و گزارش می دهد که بین تغییرات نوسانات مشاهده شده و اقتصادی و اجتماعی مهم رابطه معنی داری وجود داردیا وقایع سیاسی در آن بازارها.

  • چودری (1996)

نوسانات بازار سهام و سقوط 1987: شواهدی از شش بازار نوظهور مجله پول و دارایی بین المللی ، 1996 نوسانات در بازارهای در حال ظهور مجله تحلیل مالی و کمی ، 1999

گونزالز ، اسپنسر و والتز (2003) دریافتند که بازار سهام مکزیک در دهه 1990 نوسانات افزایش یافته را تجربه کرده است. با این حال ، با استفاده از یک مدل GARCH در ترکیب با روش "Outlier" Tsay (1988) ، آنها ثابت کردند که افزایش نوسانات با Outliers همراه است و نه با فرآیندهای اساسی بازار. این انجمن نشان می دهد که اولی در نیمه اول دهه 1990 عمدتاً داخلی بود ، در حالی که عوامل بین المللی پس از بحران کاهش ارزش پزو مکزیکی در سال 1995 به محرک اصلی تبدیل شدند.

  • گونزالز ، اسپنسر و والتز (2003)

تجزیه و تحلیل معاصر از نوسانات بازار سهام مکزیک اقتصاد مالی کاربردی ، 2003 Outliers ، تغییر سطح و تغییر واریانس در سری زمانی پیش بینی ژورنال ، 1988

مطالعات متعددی فرضیه همبستگی های مداوم در سراسر کشورها را رد کرده است (به عنوان مثال ، لانگین و سولنیک ، 2001 ؛ انگل و شپرد ، 2001 ؛ انگل و شپرد ، 2002 ؛ گوتزمن ، لی و رووینورست ، 2002 ؛ سلیمان و رایان ، 2003 ؛ وونگ و ولاار ، ولاار ، ،2003 ؛ هاروی و نگ ، 2005 ، و هودریک و ژانگ ، 2005). سایر آثار مرتبط شامل مواردی است که توسط وانگ و مور (2008) ، ماچادو ، دوارته و دوارت (2010) ، آنتاناکاکیس و فیلیس (2013) و آروی و نگوین (2013) است. با این حال ، ادبیات مربوط به همبستگی های متغیر زمان در بازارهای سهام آمریکای لاتین نیز محدود است ، البته علاقه به این بازارها گسترده است و تلاش های تحقیقاتی اخیر امیدوار کننده است.

  • هودریک و ژانگ ، 2005

بازپرداخت سهام بین المللی ، 2005 ادغام بازار سهام اقتصادهای انتقال: رویکرد همبستگی مشروط با زمان مدرسه منچستر ، 2008 تجزیه و تحلیل مقیاس چند بعدی از ارزش بازار سهام ، 2010 قیمت نفت و همبستگی بازار سهام: یک رویکرد متغیر زمان مجله بین المللی انرژی و آمار ، 2013

ویژگی های متغیر زمان پیوندهای متقاطع با کاربرد تجربی به بازارهای سهام خلیج فارس

مالی مدیریتی ، 2010

آروی ، بلاله و نگوین (2008) تغییرات زمان همبستگی مشروط بین بازارهای منتخب در حال ظهور آمریکای لاتین و با توجه به بازار جهانی سهام را بررسی می کنند تا بیشتر در مورد موضوعات ادغام بازار سرمایه و تنوع نمونه کارها روشن شوند. آنها همبستگی های متقابل بازار را با استفاده از یک مدل همبستگی شرطی پویا (DCC) -garch و تجزیه و تحلیل شکستگی ساختاری تخمین می زنند. این شواهد سیگنال را گزارش کرده است که میزان حرکات مشترک بازار متقاطع در طول زمان تغییر می کند و از سال 1994 به دلیل در دسترس بودن اطلاعات بیشتر و ادغام بازار به میزان قابل توجهی افزایش یافته است. علاوه بر این ، مطالعه آنها نشان می دهد که همبستگی های بازار متقاطع منوط به تغییرات رژیم ناشی از وقایع عمده بازار سهام هستند.

  • آروی ، بلاله و نگوین (2008)

هماهنگی در بازارهای سهام بین المللی: شواهد جدید از کشورهای نوظهور آمریکای لاتین ، 2008

Yiu ، Wai-Yip and Li (2010) با مطالعه پویایی همبستگی بین یازده بازار آسیایی و شش بازار سهام آمریکای لاتین در مقابل بازار سهام ایالات متحده ، در مورد سرریز بحران های مالی تحقیق می کنند. یک عامل منطقه ای که حرکات متداول بازار سهام را در هر منطقه هدایت می کند ، برای دوره 1993 تا 2009 مشخص می شود ، به منظور برآورد همبستگی نوسانات متغیر بین آن فاکتور و بازار سهام ایالات متحده ، با استفاده از یک مدل همبستگی پویا نامتقارن. نتایج حاکی از آن است که افزایش قابل توجهی در همبستگی متغیر زمان تخمین زده شده برای دوره از آگوست 2007 تا مارس 2009 وجود دارد ، که ممکن است به عنوان شواهدی از مسری از بازار سهام ایالات متحده به سمت بازار دو منطقه دیگر ، در طول مالی جهانی در نظر گرفته شود. آشفتگی. با این حال ، نویسندگان هیچ مدرکی مبنی بر آلودگی از ایالات متحده نسبت به منطقه آسیا در طی بحران مالی 1997 و 1998 پیدا نمی کنند ، که انتظار می رفت از زمان بحران در محلی باشد.

  • Yiu ، Wai-Yip and Li (2010)

تجزیه و تحلیل همبستگی پویا از سرریز مالی به بازارهای آسیایی و آمریکای لاتین در آشفتگی مالی جهانی ، 2010

کار Lahrech و Sywester (2011) به بررسی میزان بازارهای سهام عدالت آمریکای لاتین ، از جمله آرژانتین ، برزیل ، شیلی و مکزیک ، با بازار سهام ایالات متحده یکپارچه تر شده است. آنها ادغام را با استفاده از DCC بین هر بازار و بازار ایالات متحده اندازه گیری می کنند. تغییرات همبستگی با گذشت زمان با استفاده از یک مدل انتقال صاف مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد که نشان می دهد چه مدت طول کشید تا همبستگی ها به سطح جدید آنها تکامل یابد. دوره نمونه شامل 30 دسامبر 1988 تا 26 مارس 2004 است. نتایج نشان می دهد افزایش میزان همبستگی بین بازده سهام این کشورها و کسانی که در ایالات متحده آمریکا هستند ، اگرچه میزان و سرعت آن افزایش می یابد در سراسرچهار کشور

  • Lahrech and Sywester (2011)

پیوندهای بازار سهام ایالات متحده و آمریکای لاتین مجله بین المللی پول و دارایی ، 2011

به طور خلاصه ، شواهد اخیر از بازارهای توسعه یافته و در حال ظهور نشان می دهد که ادغام مالی طی چند دهه گذشته می تواند به عنوان یک فرایند فزاینده و متغیر زمان مشخص شود.

مسائل روش شناختی

قسمت اول تجزیه و تحلیل بر اساس مشخصات مدل چند متغیره GARCH با DCC است. واریانس شرطی چند متغیره با استفاده از مدل Ling و McAleer (2003) وکتور میانگین متحرک متحرک (VARMA) مدل و همبستگی های متغیر زمان با مدل DCC Engle (2002) مدل سازی شده است.

  • لینگ و مک آلر (2003)
نرم افزار مفید تریدر...
ما را در سایت نرم افزار مفید تریدر دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : احمد شاملو بازدید : 24 تاريخ : شنبه 11 شهريور 1402 ساعت: 12:45