ما یک استراتژی تجاری جدید به نام استراتژی پایه تاریخی پیشنهاد می کنیم و سودآوری آن را هم در بازارهای آینده چینی و هم در ایالات متحده تجزیه و تحلیل می کنیم. ما همچنین سودآوری استراتژی حرکت را مقایسه می کنیم و استراتژی را با استراتژی پایه تاریخی انجام می دهیم. نتایج نشان می دهد که این سه استراتژی در هر دو بازار سودآور هستند ، به ویژه استراتژی پایه تاریخی نسبت به استراتژی حرکت و پایین تر از استراتژی حمل ، برتر است. ما همچنین می یابیم که عملکرد سرمایه گذاری نمونه کارها بر اساس استراتژی های معاملاتی کالاهای آینده کالا به طور قابل توجهی بهتر از خودشان است که خود کالاهای آینده کالا است و هر دو آنها می توانند در سبد های ارزی-باند سهام به مزایای متنوع سازی دست یابند. علاوه بر این ، اگر آینده انرژی به استراتژی های معاملاتی و اوراق بهادار اضافه شود ، در حالی که خطرات افزایش می یابد ، سودآوری آنها به میزان قابل توجهی افزایش می یابد.
مقدمه
سودآوری و توانایی تنوع ریسک آینده کالاهای آینده در سرمایه گذاری همواره مورد توجه تحقیقات مربوطه بوده است. در تحقیقات سرمایه گذاری نمونه کارها ، محققان بحث کردند که آیا آینده کالاهای کالا می تواند خطرات سهام ، اوراق قرضه و ارز را در سرمایه گذاری اوراق بهادار متنوع کند ، اما نتیجه گیری سازگار نیست. برخی از محققان بر این باورند که آینده کالاهای کالا می تواند خطرات نمونه کارها را متنوع کند و بازده را افزایش دهد (جنسن و همکاران ، 2000 ؛ گورتون و روونهاورست ، 2006 ؛ کانور و همکاران ، 2010 ؛ چونگ و میو ، 2010 ؛ داسکلاکی و همکاران ، 2017). برداشت مشترک این است که بازگشت آینده کالاها با بازگشت کلاسهای دارایی سنتی ، همبستگی منفی یا کمی دارد و آینده کالاها به عنوان یک کلاس دارایی جایگزین رفتار می شود. اما دیگران نشان می دهند که مزایایی که به آینده کالاها نسبت داده می شود ممکن است اغراق شده باشد (Daskalaki and Skiadopoulos ، 2011 ؛ Belousova and Dorfleitner ، 2012 ؛ Bessler and Wolff ، 2015 ؛ Yan and Garcia ، 2017). علاوه بر این ، در مقایسه با سایر آینده های کالا ، انرژی خاصیت خود را دارد. از یک سو ، مطالعات موجود نشان داده است که ، سرریز بی ثباتی بین بازار انرژی و بازارهای سهام وجود دارد و با توسعه تأمین مالی کالاها ، رابطه بین بازار انرژی و بازارهای سهام عدالت به یکی از متمرکز شدن تحقیقات تبدیل شده است (CRETIو همکاران ، 2013 ؛ لی و همکاران ، 2014 ؛ آدامز و گلک ، 2015 ؛ کانگ و همکاران ، 2015 ؛ خلفائی و همکاران ، 2015 ؛ بشورسکی ، 2016 ؛ میهری و همکاران ، 2017 ؛ ژانگ و همکاران.، 2017 ؛ شاهزاد و همکاران ، 2018 ؛ دمیر و همکاران ، 2020 ؛ هو و همکاران ، 2020 ؛ ما و همکاران ، 2021). از طرف دیگر ، یک ارتباط قطعی بین آینده انرژی و آینده کالاهای آینده غیر انرژی وجود دارد (Nazlioglu et al. ، 2013 ؛ Gardebroek and Heandez ، 2013 ؛ Charlot and Marimoutou ، 2014 ؛ Behmiri et al. ، 2019 ؛ Changو همکاران ، 2019 ؛ Bonato و همکاران ، 2020 ؛ Albulescu و همکاران ، 2020 ؛ وو و همکاران ، 2020). بنابراین ، عملکرد آینده کالاهای انرژی در استراتژی تجارت و سرمایه گذاری نمونه کارها را می توان به تفصیل مورد بحث قرار داد (گاتفاوی ، 2019 ؛ ساروار و همکاران ، 2019).
از نظر استراتژی های معاملاتی معاملات آتی کالا ، برخی از محققان ثابت کرده اند که استراتژی های معاملاتی قابل استفاده در بازار سهام نیز برای بازار آینده کالاها قابل اجرا است. به عنوان مثال ، کاربرد استراتژی های Momentum (MOM برای کوتاه) در بازار آینده کالا مورد توجه گسترده ای قرار گرفته است (شن و همکاران ، 2007 ؛ میفر و رالیس ، 2007 ؛ آسیس و همکاران ، 2013 ؛ فورتس و همکاران ، 2010 ، 2010 ، 2010 ، 2010 ، 2010 ، 2010 ، 2010 ، 2010Fuertes و همکاران ، 2015). استراتژی حرکت خرید آینده کالاهای کالایی است که در گذشته اخیر بهتر است و فروش معاملات آتی کالایی را که تحت تأثیر قرار گرفته اند ، می فروشند و بازده حاصل از آن می تواند به عنوان جبران خطر تحمل ریسک در مواقعی که موجودی ها کم است ، تعبیر شود (Miffre and Rallis ، 2007 ؛ Gorton etآل. ، 2013). دانشمندان دیگر برخی از استراتژی های تجاری منحصر به فرد آینده کالاها را بر اساس ویژگی های آینده کالاها مورد بررسی قرار داده اند. مهمترین و به طور گسترده پذیرفته شده ، اصطلاح استراتژی ساختار است که به عنوان استراتژی حمل نیز شناخته می شود (Erb and Harvey ، 2006 ؛ Gorton and Rouwenhorst ، 2006 ؛ Fuertes et al. ، 2010 ، Fuertes et al. ، 2015 ؛ Gorton et al. 2013 ؛ Koijen et al. ، 2018 ؛ Bakshi et al. ، 2019). اصطلاح ساختار قیمت کالاها ممکن است محرک مهمی در بازده بیش از حد کالاهای تحقق یافته باشد ، و استراتژی مبتنی بر آن موقعیت های طولانی را در کالاهایی با ساختارهای مدت شیب دار به سمت پایین و موقعیت های کوتاه در کالاها با ساختارهای کوتاه مدت شیب دار به سمت بالا می برد. در تحقیقات مربوط به آینده کالا ، استراتژی معاملات فوق نیز سبک سرمایه گذاری نامیده می شود. سرمایه گذاری سبک در بازار آینده کالا این است که سرمایه گذاران از برخی از استراتژی های طولانی/کوتاه تنها یا استراتژی های کوتاه مدت برای به دست آوردن حق بیمه خطر یا بازده بیش از حد در آینده کالا استفاده می کنند که می تواند جبران عوامل خطر خاص یا بازتاب ناهنجاری های بازار آینده کالاها باشد (Ibbotson و همکاران ، 2013 ؛ Asness et al. ، 2013 ؛ Feandez-Perez et al. ، 2019). به گفته باکشی و همکاران.(2019) ، استراتژی حرکت مربوط به فعالیت سوداگرانه کل است ، و استراتژی حمل به دلیل قرار گرفتن در معرض نوآوری در نوسانات سهام جهانی ، حق بیمه خطر مثبت را به دست می آورد. علاوه بر این ، Ready et al.(2017) بازده کالاها را به بازده استراتژی های حمل و نقل در بازارهای ارزی مربوط می کند.
در مطالعات اخیر در مورد استراتژی های معاملاتی ، برخی از محققان معتقدند که ترکیب استراتژی های تجاری متعدد بازده بالاتری خواهد داشت. در بازار سهام ، Fitzgibbons و همکاران.(2017) عملکرد استراتژی های ارزش و حرکت در بورس سهام را مورد مطالعه قرار داد ، و آنها معتقد بودند که ادغام (مرتب سازی مضاعف) این دو استراتژی می تواند بازده بالاتری را نسبت به ترکیب داشته باشد (جمع وزن یکی است). به همین ترتیب ، اسرائیل و همکاران.(2018) به نتیجه گیری مطابق با سابق رسید. از نظر بازارهای آینده کالا ، Fuertes و همکاران.(2015) آینده کالاهای کالایی را به طور جداگانه با توجه به ارزش ، حرکت و نوسانات ناهمگن مرتب کرد. سه امتیاز (از بالاترین امتیاز N تا پایین ترین امتیاز 1) بر اساس نتایج مرحله قبل به هر یک از کالاهای N اختصاص داده می شود. سپس آنها استراتژی طولانی کوتاه را بر اساس نمره جامع (جمع سه امتیاز در مرحله قبلی) هر آینده کالایی می سازند که می تواند بیشتر از استراتژی های فردی باشد. بیانچی و همکاران.(2015) استراتژی های حرکت و معکوس را در بازار آینده کالاها مورد مطالعه قرار داد و معتقد بود که ترکیب آنها می تواند به بازده بالاتری برسد. فرناندز-پرز و همکاران.(2019) از سبک های متنوعی برای تشخیص سودآوری آتی شاخص سهام ، آینده نرخ بهره ، آینده ارز ، آینده درآمد ثابت و معاملات آتی کالاها در سرمایه گذاری نمونه کارها استفاده کرد. آنها تأیید کردند که عملکرد روش ادغام سبک بهتر از سبک سرمایه گذاری مستقل است. با الهام از تحقیقات فوق ، دو روش استفاده می شود که این مقاله نقش آینده کالاها را در سرمایه گذاری نمونه کارها تجزیه و تحلیل می کند. یک رویکرد مبتنی بر خود آینده کالا است. مورد دیگر مبتنی بر استراتژی های تجارت کالا است.
شایان ذکر است که ، طبق نظریه موجودی و نظریه فشار محافظت ، پیوند بین قیمت نقطه کالا و قیمت معاملات آتی یک رابطه خطی ساده نیست که از نظر تغییرات بهره ، هزینه انبارداری و بازده راحتی یا از نظر دلالان است.'فشار محافظت از Heding (Fama and French ، 1987 ؛ Basu and Miffre ، 2013). نظریه موجودی و فرضیه فشار Hedging ، پیوند بین نقطه کالا و قیمت معاملات آتی را از دیدگاه های مختلف توضیح می دهد. طبق نظریه موجودی ، تفاوت قیمت بین این دو به این دلیل است که قراردادهای آتی یک مؤلفه منحصر به فرد در آنها تعبیه شده است - عملکرد راحتی ، که توسط دارندگان فیزیکی کالاها به دست می آید و عملکرد راحتی با سطح موجودی همبستگی منفی داردبشرفرضیه فشار پرچین ، این تفاوت را از منظر حق بیمه خطر بحث می کند. محققان بر این باورند که این تفاوت به دلیل تقاضای دارندگان کوتاه کالا برای انتقال ریسک قیمت است. و دلالان برای پذیرش ریسک قیمت که Hedgers در تلاش برای انتقال آنها است ، حق بیمه مثبت دارند. رفتار معاملاتی شرکت کنندگان در بازار تأثیر بر سطح موجودی و فشار محافظت خواهد داشت و سپس رابطه بین قیمت های نقطه کالا و قیمت های آتی را تغییر می دهد ، که سیگنال های جدید معاملات را برای شرکت کنندگان در بازار آزاد می کند. علاوه بر این ، هم تعدیل موجودی کالا و هم تغییر در فشار محافظت از بازار زمان خواهد برد. علاوه بر این ، از آنجا که فرضیه کارآمد بازار مطرح شده است ، محققان بحث های گسترده ای را در مورد کارآیی اطلاعاتی دارایی های مختلف انجام داده اند ، و معتقدند که این ارتباط نزدیکی با این دارد که آیا قیمت دارایی می تواند به طور دقیق و به سرعت منعکس کننده اطلاعات فعلی بازار باشد (Fama ، 1970 ؛ KIMet al. ، 2011 ؛ Charles et al. ، 2012 ؛ Ortiz-Cruz et al. ، 2012 ؛ Bai et al. ، 2016 ؛ Rösch et al. ، 2017). علاوه بر این ، بهره وری اطلاعات بازار آینده کالا در ادبیات موجود نیز مورد بحث قرار گرفته است. مشاهده می شود که در دوره های مختلف ، با ساختارهای مختلف سرمایه گذار و انواع مختلف آینده کالاها ، راندمان اطلاعات متفاوت است (Kristoufek and Vosvrda ، 2013 ؛ Chen and Chang ، 2015 ؛ Feandez ، 2017). این بدان معنی است که اطلاعات بازار آینده کالاها همیشه به موقع و به سرعت در مورد قیمت ها منعکس نمی شود. بنابراین ، ما نه تنها باید به روابط دوره مربوطه بین قیمت نقطه کالا و قیمت آتی توجه کنیم ،
بلکه به رابطه تاریخی آنها نیز توجه کنید. از این نقطه، این مقاله به این موضوع می پردازد که آیا مبنای تاریخی (HB به اختصار از این پس) سودآوری پایداری در استراتژی تجارت کالا دارد یا خیر. علاوه بر استراتژی HB، این مقاله همچنین تجزیه و تحلیل مقایسه ای از عملکرد استراتژی حرکت و استراتژی حمل را انجام می دهد، که استراتژی های معاملاتی به طور گسترده ای در بازارهای آتی کالا شناخته شده است.
بازار آتی چین و بازار آتی ایالات متحده، به عنوان مهم ترین بازار معاملات آتی کالا در جهان، تفاوت های زیادی بین آنها وجود دارد. از نظر سیستم معاملاتی، بازار چین محدودیت های شدیدی برای رفتار آربیتراژ سرمایه گذاران دارد و محدودیت های کمی در حجم معاملات قراردادهای نزدیک وجود دارد. بنابراین، تحلیل و مقایسه نقش معاملات آتی کالا در استراتژی معاملاتی و سرمایه گذاری پرتفوی در دو بازار معنادار است. علاوه بر این، انجام تحقیقات در بازارهای مختلف نیز می تواند استحکام نتایج را تضمین کند.
این مطالعه در چندین بعد به ادبیات کمک می کند. در ابتدا، ما یک استراتژی جدید بلند مدت در بازارهای آتی معرفی می کنیم که استراتژی HB است. متفاوت از تحقیقات موجود که بر تحلیل اثر و عملکرد مبنای (تفاوت بین قیمت لحظه ای و قیمت آتی در دوره مربوطه) در تحقیق حق بیمه ریسک آتی کالا و استراتژی معاملاتی متمرکز شده است (Szymanowska et al.، 2014؛ بونز و پرادو، 2019؛ فرناندز-پرز و همکاران، 2019)، در حالی که ما بازار آتی کالا را از منظر مبنای تاریخی تجزیه و تحلیل می کنیم که می تواند حاوی اطلاعات بیشتری از بازار باشد. اینکه آیا این استراتژی معاملاتی عملکرد خوبی در بازار آتی چین و ایالات متحده دارد یا خیر، آزمایش خواهد شد. در مرحله دوم، نقش معاملات آتی کالا در سبد سازی را با روش های مختلف مقایسه می کنیم. به طور خاص، ما هنوز سهام، اوراق قرضه و ارز را به عنوان دارایی های مستقل برای مشارکت در پرتفوی در نظر می گیریم، در حالی که معاملات آتی کالا بر اساس سه استراتژی معاملاتی (استراتژی های MOM، Carry و HB) زمانی که در ساخت پرتفوی شرکت می کنند، هستند. سوم، نقش آتی انرژی را در استراتژی های کالا و سرمایه گذاری پرتفوی برجسته می کنیم. ما تجزیه و تحلیل می کنیم که آیا معاملات آتی کالای انرژی بر بازده و ریسک نزولی استراتژی ها و پرتفوی معاملات کالا تأثیر می گذارد یا خیر. علاوه بر این، به منظور بررسی مقایسه ای بهتر بازار چین و بازار ایالات متحده، معاملات آتی کالاهای مشابهی را در دو بازار انتخاب کردیم که می توان آنها را به سه بخش انرژی، فلزات و آتی کشاورزی تقسیم کرد. به جز قراردادهای آتی انرژی، سایر انواع قراردادهای آتی کالا را می توان یک به یک مطابقت داد.
بقیه مقاله در ادامه شرح زیر است. بخش 2 روش شناسی مورد استفاده در این مقاله را ارائه می دهد. بخش 3 داده ها را تشریح می کند. بخش 4 نتایج اصلی را مورد بحث قرار می دهد. بررسی های استحکام در بخش 5. بخش 6 نتیجه گیری است.
قطعات بخش
استراتژی ها
نرم افزار مفید تریدر...
ما را در سایت نرم افزار مفید تریدر دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : احمد شاملو
بازدید : 29
تاريخ : جمعه
10 شهريور
1402 ساعت: 23:12