Libra Facebook: آیا جهان به پول بدون اصطکاک احتیاج دارد؟

ساخت وبلاگ

به نظر می رسد فیس بوک فکر می کند که Libra ارز دیجیتال جدید آن عمدتاً برای خرید کالا و خدمات و برای معاملات حساب جاری مورد استفاده قرار می گیرد. اما احتمالاً از آن برای معاملات حساب سرمایه استفاده می شود. آیا ما واقعاً می خواهیم هزینه های اصطکاک را در حساب سرمایه از بین ببریم؟

مردم به طور معمول پول را به عنوان چیزی می دانند که عمدتاً برای تسهیل خرید و فروش کالاها و خدمات یا معاملات حساب جاری وجود دارد. اما در حقیقت ، یکی از مهمترین موارد ، اگر نه اصلی ، تسهیل بدهی ، سرمایه گذاری و سایر جریان های سرمایه ، از جمله در مرزهای ملی است. به عبارت دیگر ، پول دیجیتالی مانند ترازو ، فقط برای خرید فنجان قهوه استفاده نمی شود. مگر در مواردی که به شدت تنظیم شود ، احتمالاً استفاده اصلی آن برای تسهیل جریان سرمایه خواهد بود. این پیامدهای بسیار مهمی دارد - هم خوب و هم بد - که در کاغذ سفید Libra مورد توجه قرار نگرفت. مهمترین آن این است که از آنجا که ارز دیجیتال اکنون ساختار یافته است ، هرچه Libra موفق تر باشد ، بیشتر ممکن است جریان بی ثبات کننده سرمایه را تسهیل کند.

من هرگز در مورد ارزهای دیجیتالی و رمزنگاری بسیار آگاه نبوده ام (اگرچه مانند اکثر افرادی که در چین زندگی می کنند ، با برنامه WeChat خود چیزهای زیادی را پرداخت می کنم) ، اما اوایل این هفته با کریستیان گیل بسیار هوشمند در خانه خود نوشیدم. او یک دوست قدیمی است که در اواخر دهه یک شرکت بازرگانی ارز دیجیتال به نام GSR را به عنوان سرگرمی آغاز کرد ، فقط برای تماشای شرکت مورف به یک تجارت جدی. بعد از بحث جالب ما در مورد ارزهای رمزپایه ، تصمیم گرفتم در مورد ارز دیجیتال جدید فیس بوک بخوانم و سعی کنم بفهمم چگونه ممکن است کار کند. این همان چیزی است که کاغذ سفید می گوید:

جهان واقعاً به یک ارز و زیرساخت های دیجیتالی قابل اعتماد نیاز دارد که در کنار هم می توانند وعده "اینترنت پول" را تحویل دهند. تأمین دارایی های مالی خود در دستگاه تلفن همراه شما باید ساده و بصری باشد. جابجایی پول در سطح جهان باید به همان راحتی و مقرون به صرفه باشد-و حتی ایمن تر و ایمن تر از-ارسال پیام متنی یا به اشتراک گذاری یک عکس ، مهم نیست که در کجا زندگی می کنید ، چه کاری انجام می دهید یا چقدر درآمد دارید. نوآوری محصول جدید و ورودی های اضافی به اکوسیستم باعث کاهش موانع دسترسی و هزینه سرمایه برای همه می شود و پرداخت های بدون اصطکاک را برای افراد بیشتری تسهیل می کند.

تا آنجا که من درک می کنم، تفاوت بزرگ بین لیبرا و ارزهای دیجیتال مانند بیت کوین این است که لیبرا مستقیماً یک ارز ثابت نیست، که ارزش آن صرفاً بر اساس هر ارزشی که سرمایه گذاران برای آن انتخاب می کنند افزایش و کاهش می یابد. در عوض، بر اساس یک نسبت خاص توسط پنج ارز معتبر معتبر فیات (دلار آمریکا، یورو، ین، استرلینگ و فرانک سوئیس) پشتیبانی می شود. کاربر می تواند لیبرا را با آن ارزها یا هر ارز دیگری که انتخاب می کند، خواه پزو مکزیک یا وون کره جنوبی (تا زمانی که آن ارز کاملاً قابل تبدیل باشد) پرداخت یا بازخرید کند. اما ارزش لیبرا همیشه با ارزش وزنی پنج ارز فوق تعیین می شود.

عامل انتشار لیبرا اساساً یک هیئت ارزی است، هیئتی که لیبرا (کلمات آنها) را به نسبت مستقیم با ارزش اسمی موجودی ارزهای موجود در هیئت مدیره «ضراب» یا «سوزانده» می کند. ارزش کل Libra برجسته همیشه دقیقاً برابر با ارزش کل ارزهایی است که هیئت مدیره در اختیار دارد، و این ارزش با توانایی دارندگان برای بازخرید لیبرا در هر زمان که بخواهند اعمال می شود. در حالی که این ارزها در اسکناس ها، سی دی ها و اسکناس های بهره دار سرمایه گذاری می شوند، هیئت مدیره سود را حفظ می کند و لیبرا خود هیچ نوع کوپن بهره ای به دست نمی آورد (در ادامه در این مورد بیشتر توضیح خواهیم داد).

مشکلات و معایب ارزهای دیجیتال

حداقل چهار مزیت اصلی و نسبتاً واضح وجود دارد که سیستمی مانند Libra ممکن است برای کاربران داشته باشد:

  • پرداخت های ساده تر: مانند هر ارز دیجیتالی، پرداخت برای کالاها و خدمات را ساده تر می کند، دقیقاً مانند مواردی که در چین با WeChat و Alipay کار می کنند. با حذف هزینه های تراکنش و نیاز به حمل پول نقد، انجام همه چیز از سفارش غذا، خرید فوری، یا بازپرداخت هزینه تحویل بسته گرفته تا سفارش تاکسی یا پرداخت اجاره را بسیار آسان تر می کند. این پدیده به خودی خود چیز جدیدی نیست - بالاخره حتی دایناسوری مثل من به طور فزاینده ای از تلفن خود برای پرداخت هزینه استفاده می کند - اما مزیت بالقوه ای که Libra ممکن است نسبت به بسیاری از سیستم های مشابه دیگر داشته باشد اندازه و وسعت بسیار زیاد آن است. اگر بخش قابل توجهی از 4 میلیارد کاربر فعال ماهانه فیس بوک آن را پذیرفته باشد، دیگر لازم نیست از دیگران بپرسند که آیا پرداخت توسط لیبرا را می پذیرند یا خیر.
  • نوسانات ارز کاهش یافته: بسیاری از سیستم های پرداخت دیجیتالی که به طور گسترده استفاده می شوند به یک ارز واحد ، معمولاً ارزهای داخلی غالب-RENMINBI در مورد Alipay در چین-و به همین ترتیب مشمول نوسانات تک ارزی هستند. در حالی که می توان آن را به هر ارز قابل تبدیل خریداری یا بازخرید کرد ، ارزش Libra توسط فرمول پنج دوره قبلاً ذکر شده پشتیبانی می شود ، به این معنی که دارندگان Libra نسبت به دارندگان هر یک از ارزهای فردی ، تورم یا ریسک نقدینگی کمتری دارندوادبدیهی است ، قبل از لیبرا ، هر کسی که به طور جدی نگران این خطر باشد ، می تواند با خرید یک سبد معادل ارز ، اما با توجه به هزینه های معاملاتی انجام این کار ، این فقط برای افرادی که مقادیر زیادی ارز دارند ، معقول است.
  • پرداختهای مرزی بدون درز: از آنجا که احتمالاً در هر کجا که فیس بوک وجود داشته باشد ، می تواند وجود داشته باشد ، سیستم پرداخت Libra پرداخت های مرزی را تسهیل می کند ، یک تلاش فوق العاده پیچیده و بسیار گران است. به نظر من تحت سیستم Libra ، هیچ فرقی نمی کند که آیا می خواهم همسایه درب بعدی خود را 3 دلار برای انتخاب قهوه من بپردازم یا اینکه می خواهم برادرم را در اسپانیا برای 3 فنجان قهوه دعوت کنم ، چیزی کهمن هرگز فکر نمی کنم تحت سیستم فعلی نقل و انتقالات پول انجام دهم. این کار برای من چندین ساعت و ده بار طول می کشد که پول زیادی برای تکمیل معامله انجام می دهم (با فرض اینکه می توانم این دو بانک را متقاعد کنم که نه برادر من و نه من فروشنده مواد مخدر ، فرار از مالیات یا تروریست ها ، که بسیار سخت تر از آن چیزی است که فکر می کنید).
  • دستیابی به کاربران تحت حمایت: این سیستم ممکن است برای افرادی که از سیستم مالی تحت حمایت نیستند ، به ویژه مهم باشد ، اگرچه این امر فقط در صورت عدم تحمل شبکه های اجتماعی نیز صادق است ، که بدیهی نیست که اینگونه نیست. درست همانطور که تقریباً همه در چین از WeChat یا Alipay استفاده می کنند (حتی ، من شنیده ام ، گدایان خیابانی) ، بنابراین همه افراد جهان با دسترسی به فیس بوک از Libra استفاده می کنند تا مکانی برای ذخیره پول خود داشته باشند و حتی اگر نتوانند از آن استفاده کنند. حساب های بانکی و/یا هزینه های عظیم.

در برابر مزایای بارز ، حداقل سه هزینه و خطرات به همان اندازه آشکار و مرتبط با ساختار سیستم LIBRA وجود دارد:

 

  • کسری اعتماد: یک هزینه صرفاً موضوع اعتماد است که در مقاله اخیر آتلانتیک به خوبی پوشش داده شده است: «فیس بوک، یکی از بی اعتمادترین شرکت های جهان، از ما می خواهد که به ارز دیجیتال لیبرا جدیدش اعتماد کنیم.»لیبرا توسط فیس بوک کنترل نمی شود، بلکه توسط هیئت مدیره ای دعوت شده توسط شرکت و متشکل از چند سازمان غیردولتی و بسیاری از نهادهای انتفاعی کنترل می شود. با این حال، ظاهراً هیچ مکانیسمی وجود ندارد که مسئولیت یا تعهدات اجتماعی را به جز آنچه که آلبرت هیرشمن ممکن است خروج نامیده باشد، یا توانایی کاربران برای رها کردن سیستم لیبرا زمانی که دیگر به مدیران اعتماد ندارند، اعمال کند. اما در حالی که این تاکتیک ممکن است در تئوری کار کند، هنگامی که لیبرا به طور گسترده مورد استفاده قرار می گیرد و اثرات شبکه شروع می شود، ممکن است خروج از آن برای کاربران بسیار پرهزینه باشد مگر در شدیدترین موارد سوء استفاده. در این صورت، آیا ما خوشحالیم که یک سیستم پرداخت جهانی بزرگ داریم که توسط گروهی کنترل می شود که نمی توانیم آن را کنترل کنیم؟آیا هیئت مدیره لیبرا ممکن است به اندازه کمیته بین المللی المپیک یا فیفا در برابر انتقادها عایق و غیر قابل نفوذ شود؟
  • ضرورت وجود برخی مقررات نقل و انتقالات: به نظر می رسد مزیت بزرگ لیبرا این است که امکان انتقال دیجیتالی کم هزینه را در داخل یک کشور و مهمتر از آن بین هر دو کشوری که دسترسی به اینترنت باز دارند (و نه چین) را فراهم می کند. اما چرا این نقل و انتقالات نه تنها از نظر کارمزد تراکنش بلکه از نظر زمان و ارائه اطلاعات مورد نیاز بسیار سخت و پرهزینه هستند؟این تا حدی به این دلیل است که گروه کوچکی از مؤسسات مالی، نقل و انتقالات برون مرزی را کنترل می کنند و هزینه های انتقال را بالا نگه داشته اند و همچنین تا حدی به دلیل حجم عظیم الزامات نظارتی با هدف کنترل جریان مواد مخدر، فرار مالیاتی و پول های تروریستی در سراسر مرزها است.

     

در حالی که این ترتیب می تواند برای «سرمایه گذاران» کاملاً سودآور باشد، به خودی خود هیچ چیز ظالمانه ای در مورد آن وجود ندارد - همه تابلوهای ارزی اینگونه کار می کنند - اما می تواند منجر به مشکلی شود که در تابلوهای ارزی رخ نمی دهد. در حالی که نرخ های بهره پایین هستند، ممکن است نحوه انتخاب ترکیب ارز چندان مهم نباشد (برای حداکثر ثبات، به ما گفته می شود). اما اگر در آینده بخواهیم به دوره ای با تورم بالا و ارزش پول ناپایدار در برخی یا همه اقتصادهای مربوطه برویم، سود تولید شده توسط هیئت مدیره بسته به نحوه شاخص گذاری ذخایر و میزان لیبرا می تواند قابل توجه باشد. صادر شده: درآمدها متناسب با اندازه موضوع و سطح نرخ بهره افزایش می یابد اما هزینه ها به سختی جابجا می شود. 1

حساب سرمایه حساب جاری را هدایت می کند

با این حال ، فراتر از این هزینه های آشکار ، من از تأثیر Libra عمدتاً به عنوان مکانیسمی که معاملات جریان سرمایه را تسهیل می کند ، نگران هستم ، چیزی که به نظر نمی رسد مسئله سازندگان ارز باشد. تا آنجا که من می توانم بگویم ، هیچ مرجعی در مقاله سفید به نقش Libra در سمت سرمایه در تراز جهانی پرداخت ها وجود ندارد. این همان چیزی است که کاغذ سفید می گوید:

این انجمن یک اکوسیستم پر جنب و جوش از توسعه دهندگان برنامه ها و خدمات را برای ایجاد استفاده جهانی از Libra پیش بینی می کند. این انجمن موفقیت را به عنوان امکان دسترسی به هر شخص یا مشاغل در سطح جهان برای دسترسی عادلانه ، مقرون به صرفه و فوری به پول خود تعریف می کند. به عنوان مثال ، موفقیت به این معنی است که شخصی که در خارج از کشور کار می کند ، یک روش سریع و ساده برای ارسال پول به خانواده به خانه دارد و یک دانشجوی کالج می تواند اجاره خود را به آسانی بپردازد تا بتواند قهوه بخرد.

فرض ضمنی این است که تجارت در کالاها و خدمات باعث تعادل جریان سرمایه می شود و دلالت بر این دارد که استفاده اصلی از LIBRA تسهیل معاملات حساب جاری قانونی برای تعداد زیادی از کاربران است: یک دانشجوی کالج برزیلی که به عنوان مثال نیاز به پرداخت اجاره در میشیگان دارد.، یک کارگر ونزوئلا در مادرید که می خواهد 100 یورو را به مادربزرگ کاراکاس منتقل کند ، یا شاید من با برادرم در مالاگا ، اسپانیا ، به یک کاپوچینو استارباکس رفتار کنم.

اما این واقعاً اینگونه نیست که تراز پرداخت ها کار می کنند. مدت زمان طولانی است که معاملات جریان سرمایه صرفاً معاملات حساب جاری را متعادل می کند (که بیشتر از آن شامل امور مالی تجارت است). ما در محیطی با پس انداز بیش از حد جهانی زندگی می کنیم که در آن راننده اصلی روزانه حساب سرمایه حساب جاری نیست بلکه ده ها هزار تصمیم مستقل برای انتقال پول از یک کشور به کشور دیگر است. حساب جاری به طور معمول با عدم تعادل حساب سرمایه تنظیم می شود.

هیچ دلیلی وجود ندارد که فرض کنیم این پویا با استفاده از Libra تشدید نمی شود. در این حالت ، ما باید موضوعات و مشکلات احتمالی اضافی را با یک سیستم جهانی پرداخت دیجیتال در نظر بگیریم:

 

  • پیچیدگی سیاست پولی بانک مرکزی: اول ، تا آنجا که در کاهش هزینه های اصطکاک مرتبط با معاملات حساب سرمایه موفق است ، LIBRA توانایی بانک های مرکزی را برای تنظیم سیاست های پولی داخلی کاهش می دهد. هرکسی که تثلیث غیرممکن در اقتصاد را درک کند ، می داند که انتقال سرمایه در مرزها آسان تر است و هرچه هزینه های اصطکاک را پایین بیاورد ، برای مقامات پولی سخت تر است که هم ثبات ارز و هم سیاست های پولی مستقل را مدیریت کنند. به حدی که لیبرا موفق باشد ، به عبارت دیگر ، ارز دیجیتال کار بانکداری مرکزی را از همیشه دشوارتر می کند. گذشته از این ، این یک حلقه بازخورد جالب ایجاد می کند: Libra می تواند توانایی های بانک های مرکزی را برای مدیریت ارزهایی که زیربنای ترازو هستند ، تضعیف کند.

     

اما در حالی که طلا پایدار یا کمی ضد چرخه است ، Libra احتمالاً حرکتی است ، حتی ممکن است بسیار بسیار پیشرفته باشد ، زیرا تبدیل منابع ارزهای کوچک و غیرقانونی به منابع این ارز بسیار بزرگتر و بسیار نقدینگی بسیار آسان است ، به خصوص هنگامی که دومی می تواند باشد. برای شرکت در Bubble du Jour استفاده می شد. من مطمئن هستم که هر مهندس خوب فیس بوک این ادعا را با اشاره به اینکه معدن Libra کاملاً با برداشت ارز مورد استفاده برای خرید Libra مطابقت دارد ، رد می کند ، بنابراین هیچ تأثیر خالص بر عرضه پول وجود ندارد ، اما این در مورد دو اشتباه استشمارش می کند

آیا سرمایه بدون اصطکاک حتی یک چیز خوب است؟

این منجر به نگرانی ترین جنبه یک Libra موفق می شود ، که جای تعجب آور نیست ، بزرگترین نقطه فروش آن است: با از بین بردن تقریباً تمام هزینه های اصطکاک مرتبط با نقل و انتقالات سرمایه ، جریان سرمایه بین المللی کارآمدتر می شود. استفاده از Libra کاملاً بدون اصطکاک نیست: طبق گفته جوش کاسین TechCrunch: "معاملات کاملاً رایگان نیستند. آنها برای پرداخت هزینه "گاز" که هزینه پردازش وجوه مشابه با اتریوم را پوشش می دهد ، بخش کوچکی از درصد هزینه را متحمل می شوند. این هزینه برای بیشتر مصرف کنندگان ناچیز خواهد بود ، اما هنگامی که آنها اضافه می شوند ، هزینه های گاز باعث می شود بازیگران بد از ایجاد میلیون ها معامله به اسپم برق و حملات انکار سرویس جلوگیری کنند. "

این هزینه معامله ، با این حال ، به ویژه هنگامی که در معاملات بزرگ اعمال می شود ، ریز است. ما تمایل داریم به جریان آسان سرمایه ، هزینه های کم اصطکاک و کاهش موانع سرمایه مانند همیشه یک چیز خوب فکر کنیم ، اما در بیشتر موارد ، ما به دلایل ایدئولوژیک این کار را انجام می دهیم. در حقیقت ، جریان سرمایه آزاد بسته به فرضیاتی که در مورد شرایط اقتصادی اساسی ایجاد می کنیم ، می تواند چیز خوبی یا بد باشد. در دنیایی که نیازهای سرمایه گذاری برآورده قابل توجهی وجود دارد ، عمدتاً به دلیل کمبود پس انداز (یک فرض اساسی اما منسوخ در اکثر مدلهای اقتصادی) ، هزینه های بالای سرمایه و موانع جریان سرمایه گذاری ، بدیهی است که توزیع پس اندازاحتمالاً سرمایه گذاری از بهینه دور نیست. پس انداز به جایی که قادر به جریان باشد ، یا به جایی که مجازات ها پایین تر است ، و در جایی که بیشترین تولید را ندارد ، جاری خواهد شد.

اگر هنوز هم اینگونه بود ، استدلال محکمی به نفع از بین بردن محدودیت های سرمایه و کاهش هزینه های معاملات وجود دارد. انجام این کار به طور خودکار توانایی های سرمایه گذاران را برای تغییر مسیر پس انداز از سرمایه گذاری کمتر تولیدی به سرمایه گذاری تولیدی تر بهبود می بخشد. اما در حالی که ممکن است این مورد برای بسیاری از تاریخ ها اتفاق بیفتد ، طی چند دهه گذشته دو شرط وجود داشته است که این فرض را تضعیف می کند:

  • ظهور جریان سرمایه نمونه کارها: اول ، در حالی که بخشی از جریان سرمایه بین المللی همچنان نشان دهنده سرمایه گذاری مستقیم در امکانات تولیدی است ، بیشتر جریان های سرمایه امروز از جریان نمونه کارها تشکیل شده است ، و اینها اغلب با گمانه زنی ها ، سرمایه گذاری های سرمایه گذاری ، جستجو برای بازده یا بازده هدایت می شوند. ایمنی و پرواز سرمایه. در طی مذاکرات برتون وود ، جان مینارد کینز و هری دکستر وایت در مورد بسیاری از موارد مخالفت کردند ، اما آنها هر دو موافق بودند که در حالی که جریان تجارت باید بدون فشار باشد ، حساب سرمایه باید به شدت کنترل شود تا از ورود سوداگرانه و خروج از اصول اقتصادی جلوگیری کند.، حسابهای تجارت به عدم تعادل ، بیش از حد سیستم های بانکی شکننده یا کوچک و مجبور کردن تعدیل نامطلوب بر روی سیستم های مالی داخلی که منجر به افزایش بدهی می شوند ، از جمله موارد دیگر. ترازو دقیقاً برعکس عمل می کند.
  • عدم توازن عظیم سرمایه ناشی از پس اندازهای مازاد: دوم، بسیاری از کشورهای جهان - تقریباً همه اقتصادهای پیشرفته و برخی از اقتصادهای در حال توسعه، از جمله چین، ویتنام، ببرهای آسیایی و کشورهای عرب اوپک - از کمبود پس انداز رنج نمی برند، بلکه از پس انداز مازاد و ضعیف رنج می برند. تقاضای داخلی. بنابراین، به جای مشاهده جریان سرمایه از اقتصادهای پیشرفته به آن دسته از اقتصادهای در حال توسعه که به سرمایه نیاز دارند، تراز پرداخت های جهانی تحت سلطه جریان سرمایه از کشورهای پیشرفته و در حال توسعه به اقتصادهای پیشرفته است که نیازی به سرمایه ندارند، اما دارای سرمایه عمیق و انعطاف پذیر هستند. سیستم های مالی و حکمرانی عالی - ایالات متحده و بریتانیا، در بیشتر موارد. این عدم توازن عظیم سرمایه همان چیزی است که به نوبه خود باعث عدم تعادل تجاری گسترده در جهان می شود.

من مدت هاست که استدلال کرده ام که جهان باید به طور جدی در نگرش خود نسبت به جریان آزاد سرمایه تجدید نظر کند. بدیهی است که به اندازه کافی و حتی صندوق بین المللی پول هم اکنون این موضع را پذیرفته است جریان های سرمایه آزاد می تواند برای کشورهای در حال توسعه و اقتصادهای کوچک تر که سیستم های مالی آن ها عمیق، مستحکم و انعطاف پذیر نیستند برای جذب جریان های ورودی و خروجی عظیمی که مشخصه اقتصاد جهانی است، خطرناک باشد. اما جریان های سرمایه آزاد برای مجموعه مخالف کشورها نیز مضر بوده است: اقتصادهای بزرگ و پیشرفته مانند ایالات متحده، بریتانیا و سایر اقتصادهای آنگلوساکسون با سیستم های مالی عمیق، قوی و انعطاف پذیر. من استدلال هایم را در مورد اینکه چرا چنین است تکرار نمی کنم (قبلاً بارها در مورد آن بحث کرده ام، از جمله اینجا و اینجا)، اما به آرامی - هرچند خیلی سریع تر از آنچه انتظار داشتم - ما شاهد یک تغییر اساسی در شیوه آمریکایی ها هستیم. از جمله سیاست گذاران ایالات متحده، خطرات وضعیت دلار ایالات متحده به عنوان ارز ذخیره اصلی و سیستم مالی ایالات متحده به عنوان پناهگاه امن جهانی برای پس انداز مازاد را درک می کنند.

جهان، حتی ایالات متحده، به جابجایی سرمایه کمتری نیاز دارد، نه بیشتر. این بدان معناست که مهم ترین تأثیرات لیبرا بر اقتصاد جهانی - با فرض اینکه به اهمیتی نزدیک به ادعای فیس بوک می رسد - دقیقاً تأثیراتی است که کمترین مورد بحث فیس بوک، لیبرا و حامیان آن بوده است:

 

  • دموکراتیک سرمایه گذاری سوداگرانه: استفاده گسترده از LIBRA می تواند هزینه های معاملات را در جریان سرمایه بین المللی به شدت کاهش دهد ، از جمله دقیقاً سوداگرانه ترین ، مبهم ترین و بی ثبات کننده ترین انواع سرمایه. اگر حداقل 500،000 دلار داشته باشید ، دیگر مشارکت در جدیدترین مبلغ ارز در حال ظهور معقول نخواهد بود ، اما اکنون حتی اگر فقط 5000 دلار داشته باشید ، می توانید این کار را به راحتی و سریع انجام دهید. تصور کنید که بحران مالی مکزیک در سال 1994 ، بحران آسیا در سال 1997 چقدر وخیم تر است ، یا بحران اخیر ترکیه در صورت کاهش هزینه های معاملات مرتبط با حدس و گمان ارز و پرواز سرمایه حتی برای معاملات کوچک کاهش می یابد.

     

ما باید با دقت در مورد ارزهای دیجیتال جهانی فکر کنیم

نکته این مقاله محکوم کردن لیبرا و خواستار تعطیل شدن آن نیست. من در چین زندگی می کنم ، هم راحتی و هم خطرات استفاده گسترده از ارزهای دیجیتالی را می دانم و با توجه به راحتی فوق العاده آنها ، شک ندارم که آینده در پذیرش بیشتر Libra یا برخی از شکل های دیگر ارز دیجیتال نهفته است. دو ماه پیش ، من برای دریافت یک جایزه صنعت موسیقی در یک جشنواره راک در سوژو شرکت کردم و هر وقت در جشنواره سرگردان شدم ، هر بار که پول خود را برای خرید یک آبجو بیرون می کشیدم ، بچه های فقیر که در غرفه ها با کل سردرگمی واکنش نشان می دادند ، واکنش نشان می دادند-تمام کاری که آنها می دانستند چگونه انجام دهند اسکن تلفن ها بود. من گمان می کنم که به زودی جوانان به اندازه کافی در همه جا در مورد نحوه استفاده از پول نقد ، زیرا آنها بیش از نحوه استفاده از تلفن های دوار هستند ، گیج می شوند.

اما - و شاید این اتفاقی بیفتد که شما مهندسین را در مورد مشکل ایجاد ارز رها کنید - کتاب به نظر می رسد که تنها استفاده از پول خرید فنجان قهوه ، پرداخت اجاره ، سفر در مصر و در غیر این صورت هزینه کالاها و خدمات است. واددر حقیقت ، سیستم پول یک مؤلفه مهم و بسیار پویا از یک ترازنامه ملی است و حداقل باید پویایی پولی و پویایی اقتصادی را به روش هایی تنظیم کنیم که آنچه را که من در کتاب دوم خود خوانده ام ایجاد نمی کندیک دستگاه نوسانات. ممکن است به راحتی معلوم شود که استفاده اصلی از Libra پرداخت قهوه نیست ، بلکه ایجاد اشکال جدید بدهی پنهان ، ارسال پول به خارج از کشور و شرکت در FAD های سرمایه گذاری است. ما مکانیسم هایی داریم ، به همان اندازه که فقیر هستند ، برای برخورد با پویایی پول تحت حمایت طلا ، پول ملی تحت حمایت ارز و پول ملی فیات. ما باید به مکانیسم های معادل پول دیجیتال بین المللی فکر کنیم.

حساب توییتر من michaelxpettis است. گذشته از این وبلاگ ، من یک خبرنامه ماهانه می نویسم که برخی از موضوعات مشابه را که در این وبلاگ تحت پوشش قرار می گیرد ، پوشش می دهد. کسانی که علاقه مند به دریافت خبرنامه هستند ، باید با بیان اینکه وابستگی را برای من در [email protected] برای من بنویسند.

یادداشت

1 برای فنی بودن ، دارندگان LIBRA به طور موثری در هر دوره یک مقدار برابر با تفاوت بین ارزش اسمی و ارزش تخفیف در آن دوره با متوسط نرخ بهره به هیئت مدیره منتقل می شوند. اگر میانگین نرخ بهره 2 درصد سالانه باشد ، به عنوان مثال ، کسی که 1000 ترازو را در اختیار دارد ، معادل ارزش 1. 6 ترازو را در هر ماه به هیئت مدیره منتقل می کند. اگر میانگین نرخ بهره 10 درصد سالانه باشد ، با این حال ، کسی که 1000 ترازو را در اختیار دارد ، معادل ارزش 7. 9 ترازو را در هر ماه به هیئت مدیره منتقل می کند.

کارنگی در مورد مسائل مربوط به سیاست های عمومی مواضع نهادی نمی کند. نظرات ارائه شده در اینجا از نویسندگان (ها) است و لزوماً منعکس کننده نظرات کارنگی ، کارکنان آن یا معتمدان آن نیست.

نرم افزار مفید تریدر...
ما را در سایت نرم افزار مفید تریدر دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : احمد شاملو بازدید : 47 تاريخ : چهارشنبه 23 فروردين 1402 ساعت: 13:50