
یک وضعیت خطرناک یا ناخوشایند که به آن رسیده اید و فرار از آن دشوار یا غیرممکن است:
مأمورین مخفی با دانستن اینکه ممکن است یک دام باشد ، به سمت رندوز رفتند. او خیلی باهوش است که بدون پرداخت هزینه در دام کار قرار گیرد.
- در دام تفکر قرار نگیرید که می توانید بدون انجام کاری ، یک زبان خارجی را یاد بگیرید.
- پای او در فک های تله گرفتار شد.
- ما یک تله قرار دادیم و آنها به سمت آن قدم زدند.
- آنها تله های خرگوش را در سراسر چوب قرار دادند.
- ما تله هایی را برای کنترل موش ها تنظیم کردیم.
واژگان هوشمند: کلمات و عبارات مرتبط
همچنین می توانید کلمات ، عبارات و مترادف مرتبط را در موضوعات پیدا کنید:
اسم تله (دهان)
[ج] عامیانه اوه ، تله خود را ببندید (= صحبت کردن را متوقف کنید) - دیگر نمی خواهم آن را بشنوم! این یک راز است ، بنابراین تله خود را بسته نگه دارید (= چیزی در مورد آن نگویید). واژگان هوشمند: کلمات و عبارات مرتبط
اسم تله (وسیله نقلیه)
او پیشنهاد داد که به دوست خود آسانسور در دام خود بدهد. من در یک ایستگاه در یک تسویه حساب و تله ملاقات کردم و به کارفرمای جدیدم منتقل شدم. پزشک در اواخر قرن نوزدهم در یک اسب و دام آمد اما بعداً یک ماشین محور محور داشت.

Duncan1890/Vectors DigitalVision/GettyImages واژگان هوشمند: کلمات و عبارات مرتبط
تله اسم (فوتبال آمریکا)
تخصصی ورزش (همچنین بازی تله)
در فوتبال آمریکا ، نمایشنامه (= اکشن) که در آن یک بازیکن دفاعی (= یکی در تلاش برای جلوگیری از گلزنی مخالفان) مجاز است از خط scrimmage عبور کند (= خطی که توپ در ابتدای بازی روی آن قرار دارد)و سپس مسدود شد تا بازیکن حامل توپ بتواند از این فاصله عبور کند:
هیوستون با تله ای حیاط بزرگی را به دست می آورد. آنها سوراخی را برای بازگرداندن کامل باز کردند تا یک بازی 23 حیاط را در یک بازی تله کسب کنند. واژگان هوشمند: کلمات و عبارات مرتبط
اسم تله (موسیقی)
کوتاه برای موسیقی تله
همچنین ببینید
تله فعل [t]
مرورگر شما از صدای HTML5 پشتیبانی نمی کند
/ træp / ما
مرورگر شما از صدای HTML5 پشتیبانی نمی کند
/ træp / -pp- برای گرفتن حیوان در تله: او با خوردن انواع توت ها و به دام انداختن حیوانات و پرندگان کوچک در بیابان زنده ماند. اصطلاحنامه: مترادف ، متضاد و نمونه ها
- گرفتن سگ بیرون آمد ، اما ما او را گرفتار کردیم.
- خالص ما یک تن ماهی را در پایین دست قرار دادیم.
- شیلات تجاری Trawl این آبها را برای COD ترال می کند.
- ترول آنها را برای تن در خارج از ساحل دور می کنند.
- Lasso Cowboys در سنین جوانی یاد گرفت که چگونه اسبها و هدایت کننده ها را لاسو می کنند.
- تله لاک پشت ها برای گوشت خود به دام می افتند.
برای نگه داشتن چیزی مانند گرما یا آب در یک مکان ، به خصوص به دلیل مفید بودن: گلخانه گرم می ماند زیرا شیشه گرمای خورشید را به دام می اندازد. به دام افتاده باشد
اگر کسی یا چیزی به دام افتاده باشد، آن شخص یا چیز قادر به حرکت یا فرار از یک مکان یا موقعیت نیست:
این دو مرد زمانی که در ساختمانی در حال سوختن گیر افتاده بودند جان باختند. ماموران آتش نشانی با استفاده از تجهیزات برش، پاهای او را که زیر یک تیر فولادی گیر کرده بود، آزاد کردند. جک تجسمی پس از ده سال کار را ترک کرد زیرا داشت احساس می کرد در دام افتاده بود. گرفتار شدن در (انجام) کاری مجبور شدن یا فریب خوردن برای انجام کاری که نمی خواهید انجام دهید:
هولدن در کتاب خود حدس می زند که شکسپیر یک شوهر خیانتکار بوده که در دام ازدواج افتاده است.
او به دام افتاده بود تا چیزی بگوید که منظورش نبود. تخصصی ورزش برای تحت کنترل درآوردن فوتبالی که در حال حرکت یا سقوط در هوا است با استفاده از پاهای خود: در تمرین، بازیکنان را وادار می کنیم تا توپ را از زوایای نامناسب به دام بیاندازند.
- او به کمک مردی که در ماشینش گیر افتاده بود رفت.
- ماموران آتش نشانی برای بیرون آوردن افراد گرفتار در برف کمک کردند.
- امدادگران برای رهایی افراد گرفتار هر کاری که از نظر انسانی ممکن است انجام می دهند.
- جین در یک ازدواج بدون شادی به دام افتاده است.
- صدای ناله کسی که زیر آوار گیر کرده بود را می شنیدیم.
واژگان هوشمند: کلمات و عبارات مرتبط
همچنین می توانید کلمات ، عبارات و مترادف مرتبط را در موضوعات پیدا کنید:
تله |دیکشنری آمریکایی
تله اسم [C]
مرورگر شما از صدای HTML5 پشتیبانی نمی کند
/ træp /
اسم تله [C] ( دستگاهی برای گرفتن )
وسیله یا سوراخی برای گرفتن و نگه داشتن اشیا: یک خرس در تله گرفتار شد. تله نیز موقعیت بدی است که فرار از آن دشوار یا غیرممکن است: رابین به سادگی با پاسخ دادن به نامه، در دام افتاده بود.
اسم تله [C] (دهان)
زبان عامیانه آه، دامت را ببند!
تله
فعل [ T ] us
مرورگر شما از صدای HTML5 پشتیبانی نمی کند
/ træp / -pp- موریسون در آتش گرفتار شد. (تعریف تله از فرهنگ محتوای آکادمیک کمبریج © انتشارات دانشگاه کمبریج)
ترجمه های تله
به زبان چینی (سنتی) 防止逃走的物件، 陷阱، 夾子… به زبان چینی (ساده شده) 防止逃走的物件، 陷阱، 夹子… به اسپانیایی ترامپا، بوکا، پیکو… به زبان پرتغالی آرمادیلها، کیلادا، بوکا… به زبان های بیشتر به زبان ژاپنی به زبان ترکی به زبان فرانسه به زبان کاتالان به زبان هلندی به عربی به زبان چک به زبان دانمارکی در اندونزیایی به زبان تایلندی در ویتنامی به لهستانی به زبان مالایی به زبان آلمانی در نروژی به زبان کره ای به زبان اوکراینی در زبان ایتالیایی در روسی わな، を閉じ込める، にわなを仕掛ける… توزاک، کاپان، کورتولماسی زور و تحصیلی دوروم… piéger، immobiliser، prendre au piège… ترامپا، آتراپار، آگافر… وال، وانگن… ف اصطمل ، یتبِس ، yiiصْطصْطAdِaThame الفّ) گذشته ، Léčka ، Chytit (do pasti). fælde ، -fælde ، fange i fælde. Perangkap ، Jebakan ، Menjebak. กับ หก ، กลอบาย บดดดััด บดดดััด. cái bẫy ، kế hoạch ể bẫy ، ặt bẫy. Pułapka ، Uwięzić ، Złapać W Pułapkę Luc Sidła. Perangkap ، Memarirangkap. Die Falle ، Fangen. Fange ، Sestte Fast ، زیرا Til Fange. 덫 ، -에 끼 이다 ، 덫윜 잡다. пастка ، каpкк ، ёицце. TRAPOS ، IntrappalPolare ، Prendere in Trapper. ловUшка ، капкан ، ззаارمدامه В лоВGU. به مترجم نیاز دارید؟
یک ترجمه سریع و رایگان دریافت کنید!
ابزار مترجم
مرور کردن
تله واژگان خود را با آزمونهای تصویر سرگرم کننده ما تست کنید
معانی بیشتر دام
- تله مشبک
- درب تله
- تله شن
- تله مشبک
- فعل Booby Trap ، در تله Booby
- تلهی مرگ
- تله عسل
اصطلاحات و عبارات
- مثل اصطلاح تله فولادی
- در دام تله/کسی قرار بگیرید
- در دام انجام کاری اصطلاح قرار بگیرید
کلمه روز
مرورگر شما از صدای HTML5 پشتیبانی نمی کند
/kɪŋ. dəm/
مرورگر شما از صدای HTML5 پشتیبانی نمی کند
/kɪŋ. dəm/
کشوری که توسط یک پادشاه یا ملکه اداره می شود

26 آوریل ،

01 مه ، بن اضافه شده به لیست به اوج - به بالا - به سمت قله فهرست
© انتشارات و ارزیابی دانشگاه کمبریج
فرا گرفتن توسعه دادن در باره
© انتشارات و ارزیابی دانشگاه کمبریج
فرهنگ لغت کمبریج +پلاس
با +پلاس بیشتر بدانید
به صورت رایگان ثبت نام کنید و به محتوای اختصاصی دسترسی پیدا کنید: لیست های کلمه رایگان و آزمونهای کمبریج ابزارهایی برای ایجاد لیست و آزمونهای کلمه خود لیست های کلمات به اشتراک گذاشته شده توسط جامعه ما از طرفداران فرهنگ لغت اکنون ثبت نام کنید یا وارد شوید فرهنگ لغت کمبریج +پلاس
با +پلاس بیشتر بدانید
لیست های کلمه و آزمونها را به صورت رایگان ایجاد کنید اکنون ثبت نام کنید یا وارد شوید
- فرهنگ لغت کمبریج +پلاس
- پروفایل های من
- +به علاوه راهنما
- خروج
تغییر انگلیسی (انگلیس) ما را دنبال کنید یک فرهنگ لغت را انتخاب کنید
توضیحات روشن درباره انگلیسی و گفتاری طبیعی فرهنگ لغت یادگیرنده انگلیسی ضروری انگلیسی انگلیسی ضروری انگلیسی انگلیسی توضیحات استفاده از نوشتن طبیعی و انگلیسی انگلیسی زبان انگلیسی گرامر اصطلاحات برای تغییر جهت ترجمه روی فلش ها کلیک کنید. فرهنگ لغت
- انگلیس ی-دودی هلند ی-انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیسی
- انگلیس ی-فرانسوی فرانسو ی-انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیسی
- انگلیسی و آلمانی آلمان ی-انگلیسی
- اندونزیای ی-انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیسی
- انگلیسی و ایتالیایی ایتالیای ی-انگلیسی
- انگلیس ی-ژاپنی ژاپن ی-انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیسی
- نروژ ی-انگلیس ی-انگلیسی
- لهستان ی-انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیسی
- انگلیس ی-پرتغال ی-انگلیس ی-انگلیسی
- انگلیس ی-اسپانیایی اسپانیایی و انگلیسی
فرهنگ لغت نیمه زبانه
انگلیسی - عربی انگلیسی - کاتالان انگلیسی - چینی (ساده) انگلیس ی-چینی (سنتی) انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیس ی-دنیس انگلیسی - انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیسی - انگلیس ی-روسی انگلیسی - انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیس ی-ویتنامسی
نرم افزار مفید تریدر...
ما را در سایت نرم افزار مفید تریدر دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : احمد شاملو
بازدید : 33
تاريخ : چهارشنبه
18 مرداد
1402 ساعت: 18:15