پنج مرحله از غم ™

ساخت وبلاگ

5stages2

انکار انکار اول از پنج مرحله از غم و اندوه است. این به ما کمک می کند تا از ضرر زنده بمانیم. در این مرحله ، جهان بی معنی و غرق می شود. زندگی بی معنی است. ما در وضعیت شوک و انکار قرار داریم. ما بی حس می شویم. ما تعجب می کنیم که چگونه می توانیم ادامه دهیم ، اگر بتوانیم ادامه دهیم ، چرا باید ادامه دهیم. ما سعی می کنیم راهی پیدا کنیم که هر روز به سادگی از آن عبور کنیم. انکار و شوک به ما کمک می کند تا کنار بیاییم و بقا را ممکن کنیم. انکار به ما کمک می کند تا احساس غم و اندوه خود را قدم کنیم. فیض در انکار وجود دارد. این روش طبیعت است که فقط به همان اندازه که می توانیم اداره کنیم ، اجازه می دهیم. همانطور که واقعیت ضرر را می پذیرید و شروع به سؤال از خود می کنید ، ناآگاهانه روند بهبودی را شروع می کنید. شما قوی تر می شوید و انکار شروع به محو شدن می کند. اما همانطور که ادامه می دهید ، تمام احساساتی که انکار می کنید شروع به سطح می کنند.

5stages3

عصبانیت یک مرحله ضروری از روند بهبود است. مایل باشید عصبانیت خود را احساس کنید ، حتی اگر ممکن است بی پایان به نظر برسد. هرچه واقعاً بیشتر آن را احساس کنید ، بیشتر از بین می رود و بیشتر بهبود می یابد. بسیاری از احساسات دیگر تحت عصبانیت وجود دارد و شما به موقع به آنها خواهید رسید ، اما عصبانیت احساسی است که ما بیشتر از آن برای مدیریت استفاده می کنیم. حقیقت این است که عصبانیت هیچ محدودیتی ندارد. این می تواند نه تنها به دوستان ، پزشکان ، خانواده ، خود و دوست شما که درگذشت ، بلکه به خدا نیز گسترش یابد. ممکن است بپرسید ، "خدا در این کجاست؟در زیر عصبانیت درد ، درد شما است. طبیعی است که احساس متروک و رها شود ، اما ما در جامعه ای زندگی می کنیم که از عصبانیت می ترسد. عصبانیت قدرت است و می تواند یک لنگر باشد و ساختار موقت را به هیچ چیز از دست دادن می دهد. در ابتدا غم و اندوه احساس می شود در دریا گم شده است: هیچ ارتباطی با هر چیزی وجود ندارد. سپس از کسی عصبانی می شوید ، شاید شخصی که در مراسم تشییع جنازه شرکت نکرده است ، شاید شخصی که در اطراف آن نیست ، شاید شخصی که اکنون متفاوت است که دوست شما درگذشت ، متفاوت باشد. ناگهان شما یک ساختار دارید - - عصبانیت شما نسبت به آنها. عصبانیت به پلی بر فراز دریای آزاد تبدیل می شود ، ارتباطی از طرف شما به آنها. این چیزی است که باید روی آن نگه دارید. و ارتباطی که از قدرت عصبانیت ایجاد می شود بهتر از هیچ چیز احساس می شود. ما معمولاً در مورد سرکوب خشم بیشتر از احساس آن می دانیم. عصبانیت فقط نشانه دیگری از شدت عشق شماست.

5stages4

چانه زنی قبل از ضرر ، به نظر می رسد اگر فقط دوست شما از آن صرفه جویی شود ، کاری انجام می دهید."خواهش می کنم خدا ،" شما معامله می کنید ، "اگر فقط اجازه دهید او زندگی کند ، دیگر از همسرم عصبانی نخواهم شد."پس از از دست دادن ، معامله ممکن است به شکل آتش بس موقت باشد."اگر بقیه عمر خود را به کمک به دیگران اختصاص دهم ، چه می شود. سپس می توانم از خواب بیدار شوم و متوجه شوم که این همه رویای بد بوده است؟ "ما در پیچ و خم اظهارات "اگر فقط ..." یا "اگر ... اگر ..." گم می شویم. ما می خواهیم زندگی به آنچه هست برگردد. ما می خواهیم عزیزمان ترمیم شود. ما می خواهیم به موقع برگردیم: تومور را زودتر پیدا کنید ، سریعتر بیماری را بشناسید ، از وقوع تصادف جلوگیری کنید ... اگر فقط ، فقط اگر فقط باشد. گناه اغلب همراه چانه زنی است."اگر فقط" باعث می شود که ما در خودمان تقصیر پیدا کنیم و آنچه "فکر می کنیم" می توانستیم متفاوت انجام دهیم. حتی ممکن است با درد معامله کنیم. ما هر کاری انجام خواهیم داد تا درد این از دست دادن را احساس نکنیم. ما در گذشته باقی می مانیم و سعی می کنیم راه خود را برای خروج از آسیب ها مذاکره کنیم. مردم اغلب از مراحل به عنوان هفته ها یا ماه ها فکر می کنند. آنها فراموش می کنند که مراحل پاسخ به احساساتی است که می تواند چند دقیقه یا ساعت دوام بیاورد ، زیرا ما از یک و سپس دیگری می چرخیم و از آن خارج می شویم. ما وارد نمی شویم و هر مرحله جداگانه را به صورت خطی رها نمی کنیم. ممکن است ما یکی را احساس کنیم ، سپس دیگری و دوباره به حالت اول برگردیم.

5stages5

افسردگی پس از چانه زنی ، توجه ما به طور جدی به زمان حال حرکت می کند. احساسات خالی خود را نشان می دهد و اندوه در سطح عمیق تری ، عمیق تر از آنچه تصور می کردیم وارد زندگی ما می شوند. این مرحله افسردگی احساس می کند که برای همیشه دوام خواهد داشت. درک این نکته مهم است که این افسردگی نشانه بیماری روانی نیست. این پاسخ مناسب به یک ضرر بزرگ است. ما از زندگی عقب می مانیم ، در یک مه غم و اندوه شدید ، با تعجب ، شاید اگر نکته ای برای ادامه کار وجود داشته باشد؟چرا اصلاً ادامه می یابد؟افسردگی پس از ضرر بیش از حد غالباً غیر طبیعی است: وضعیتی که باید برطرف شود ، چیزی که باید از آن خارج شود. اولین سؤالی که باید از خود بپرسید این است که آیا وضعیتی که در آن قرار دارید واقعاً افسرده است. از دست دادن یک عزیز یک وضعیت بسیار افسرده است و افسردگی یک پاسخ طبیعی و مناسب است. تجربه افسردگی بعد از مرگ یک عزیز غیرمعمول خواهد بود. هنگامی که یک ضرر به طور کامل در روح شما حل و فصل می شود ، این واقعیت که دوست شما این بار بهتر نمی شود و برنمی گردد ، به طور قابل ملاحظه ای افسرده کننده است. اگر غم و اندوه فرایند بهبودی است ، افسردگی یکی از اقدامات لازم در طول مسیر است.

5stages6

پذیرش پذیرش اغلب با مفهوم "خوب" یا "خوب" با آنچه اتفاق افتاده است اشتباه گرفته می شود. این مورد نیست. بیشتر مردم هرگز در مورد از دست دادن یک عزیز احساس خوبی ندارند. این مرحله در مورد پذیرش این واقعیت است که عزیز ما از نظر جسمی از بین رفته است و تشخیص می دهد که این واقعیت جدید واقعیت دائمی است. ما هرگز این واقعیت را دوست نخواهیم داشت یا آن را خوب نمی کنیم ، اما در نهایت آن را می پذیریم. ما یاد می گیریم که با آن زندگی کنیم. این یک هنجار جدید است که با آن باید یاد بگیریم که زندگی کنیم. ما باید سعی کنیم اکنون در دنیایی زندگی کنیم که عزیز ما از دست رفته باشد. در مقاومت در برابر این هنجار جدید ، در ابتدا بسیاری از مردم می خواهند زندگی را همانطور که قبل از درگذشت یک عزیز درگذشت ، حفظ کنند. با این حال ، با گذشت زمان ، از طریق بیت ها و بخش های پذیرش ، می بینیم که نمی توانیم گذشته را دست نخورده حفظ کنیم. این برای همیشه تغییر کرده است و ما باید تنظیم کنیم. ما باید یاد بگیریم که نقش ها را مجدداً سازماندهی کنیم ، آنها را دوباره به دیگران اختصاص دهیم یا آنها را به خودمان ببریم. پیدا کردن پذیرش ممکن است فقط روزهای خوب بیشتری نسبت به روزهای بد داشته باشد. از آنجا که ما دوباره زندگی می کنیم و از زندگی خود لذت می بریم ، اغلب احساس می کنیم که با انجام این کار ، به عزیز خود خیانت می کنیم. ما هرگز نمی توانیم آنچه را که گم شده است جایگزین کنیم ، اما می توانیم ارتباطات جدید ، روابط معنادار جدید ، وابستگی های جدید را برقرار کنیم. به جای انکار احساسات خود ، ما به نیازهای خود گوش می دهیم. ما حرکت می کنیم ، تغییر می کنیم ، رشد می کنیم ، تکامل می یابیم. ممکن است ما شروع به دستیابی به دیگران کنیم و در زندگی آنها درگیر شویم. ما در دوستی های خود و در رابطه با خودمان سرمایه گذاری می کنیم. ما دوباره زندگی می کنیم ، اما تا زمانی که وقت خود را نادیده نگرفتیم ، نمی توانیم این کار را انجام دهیم.

نرم افزار مفید تریدر...
ما را در سایت نرم افزار مفید تریدر دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : احمد شاملو بازدید : 37 تاريخ : چهارشنبه 18 مرداد 1402 ساعت: 13:49