از آنجا که نابرابری درآمد به طور پیوسته بدتر می شود ، و رئیس جمهور بایدن اصلاحات یک بار مانند افزایش مالیات شرکت ها را بررسی می کند ، راه حل های با دوام تر برای مقابله با علت اصلی رشد نابرابری مورد نیاز است: هدف از تجارت بزرگ. این به نوبه خود ، نیاز به درک چگونگی متعهد شدن بیشتر مشاغل برای استخراج ارزش از اقتصاد دارد ، نه اینکه مسیری سودآورتر ، پربارتر و ارزشمندتر از ایجاد ارزش باشد.
امروزه تعداد کمی از مردم می دانند که در دوره ، 1945-1970 ، سودهای بهره وری به همان اندازه بین بنگاه ها و کارگرانشان به اشتراک گذاشته شده است ، همانطور که در شکل 2 نشان داده شده است.
شکل 2: شکاف در حال رشد بهره وری
موسسه سیاست اقتصادی
این یکی از نتیجه کتابهای اصلی توسط اقتصاددانان آدولف برل و گاردینر به معنای ، شرکت مدرن و مالکیت خصوصی بود که پایه و اساس سرمایه داری ذینفعان را پایه گذاری می کرد: کار مدیران حرفه ای تعادل مطالبات همه ذینفعان - سهامداران ، کارگران ، شرکا بود، مشتریان و جامعه.(قبل از آن ، معمولاً فرض می شد كه بنگاهها منافع شخصی خود را دنبال می كنند ، فقط به نیروهای رقابت و مقررات موضوع می پردازند.)
با این حال ، این رویکرد همچنین منجر به شرکت های "زباله می شود" که در آن اهداف نامشخص بودند و بنگاه ها همانطور که در شکل 3 نشان داده شده است گیج می شوند.
شکل 3: سازمان ها "زباله می تواند"
بیشتر برای شما
میلیاردر "Backsies": Texan ثروت دوم را از ضایعات امپراتوری املاک و مستغلات که او فروخته بود می سازد
سه Rs برای جذب و حفظ استعداد
آیا وقت آن رسیده است که از رسانه های اجتماعی استفاده کنیم؟
دو مسیر واگرا
اقدامات انجام شده برای مقابله با این مشکل منجر به دو مسیر واگرا شد که سرنوشت بنگاه ها و اقتصاد آنها را برای نیم قرن گذشته تعیین کرده است ، همانطور که در شکل 1 نشان داده شده است.
یک مسیر این بود که پیتر دراکر در کتاب خود با عنوان "عمل مدیریت (هارپر و برادران ، 1954) پیشنهاد شده است:" فقط هدف معتبر یک شرکت برای ایجاد مشتری وجود دارد. "شرکت ها با تولید ارزش برای آنها مشتری ایجاد کردند. مشتریان با ایجاد ارزش برای شرکت ها ، این لطف را به دست آوردند: کسب درآمد نتیجه و نه هدف شرکت بود.
مسیر استخراج ارزش
مسیر مخالف آن استخراج ارزش بود. اقتصاددانان میلتون فریدمن (1970) و مایکل جنسن و ویلیام مکلینگ (1976) حداکثر ارزش سهامداران را به عنوان هدف یک شرکت پیشنهاد دادند و مدیران را توصیه می کردند که خود را با سهام جبران کنند تا منافع خود را با سهامداران خود تراز کنند. بی پرده تر: هدف شرکت استخراج ارزش از مشتریان است. طی نیم قرن آینده ، این هدف از مشاغل بزرگ شد ، به ویژه در ایالات متحده ، این امر مستقیماً به کوتاه مدت و افزایش نابرابری درآمد منجر شد.
این امر توسط قانون SEC 10B-18 که در سال 1982 تحت عنوان رئیس جمهور ریگان معرفی شد ، تسریع شد ، که به بنگاهها اجازه می داد سهام خود را پس بگیرند ، و بنابراین قیمت سهام شرکت را افزایش می دهند ، بدون اینکه مدیران مجبور به نگرانی در مورد متهم شدن به فساد یا خود شوند.
این ماده توسط مایکل جنسن توسط مایکل جنسن در سال 1990 توسط Michael Jensen به سوخت موشک داده شد و به منظور تشویق اقدامات کارآفرینی ، مدیران باید خود را با سهام جبران کنند. تابلوها خوشحال بودند که از جبران خسارت استفاده کردند. با این حال ، نتیجه آن برعکس آنچه در نظر گرفته شده بود بود: مدیران حتی بیشتر روی هدف کوتاه مدت افزایش قیمت سهام متمرکز شدند. استخراج ارزش برای سهامداران - و خودشان - یک نگرانی اصلی تجارت بزرگ را نامگذاری می کنند.
مسیر استخراج ارزش توسط مایکل جنسن در سال 2002 کمک شد که وی به برچسب زدن مجدد هدف از به حداکثر رساندن ارزش سهامدار به عنوان "حداکثر رساندن ارزش بلند مدت" پیشنهاد داد. ظاهراً بنگاهها همه ذینفعان را در نظر گرفتند ، اما مشتریان هنوز بیش از وسیله درآمدزایی برای سهامداران نبودند."در پایان روز" ، همانطور که مدیرعامل IBM جینی رومتی توضیح داد ، "این در مورد بازگشت ارزش به سهامداران است."از قضا ، تأثیر سهامداران برعکس بود. تمرکز بر ارزش سهامدار به طور سیستماتیک ارزش سهامدار از دست رفته.
شکل 4: سرمایه گذاری در بازار آمازون ، اپل ، GE ، IBM
رویکرد خود علاقه مند به تجدیدنظر ارزش با هزینه بقیه جامعه مورد انتقاد فزاینده ای قرار گرفت. حتی جک ولچ به حداکثر رساندن ارزش سهامدار ، "گنگ ترین ایده در جهان" نامید. بازده مالی ناچیز بنگاه هایی که به دنبال سهامدار ارزش افزوده سهامدار به آتش سوزی هستند.
انتقاد از مشاغل بزرگ به حدی شدید شد که در آگوست 2019 شرکت های بزرگ اعلامیه ای را از طریق میزگرد تجارت صادر کردند که حداکثر رساندن ارزش سهامدار دیگر هدف تجارت نبود و قول داد که به همه ذینفعان کمک کند.
با این حال ، در دوره ای که اعلامیه BRT صادر شد ، استاد حقوق هاروارد لوسیان بیچوک و همکارانش تغییر قابل توجهی در رفتار شرکت ها مشاهده نکرده اند. تعداد معدودی از مدیر عاملان امضا کننده تصویب هیئت های خود را برای امضای اعلامیه به دست آوردند. بازپرداختهای گسترده ای که از سهامداران سودمند ، به ویژه مدیران ، همچنان شکوفا می شوند ، حتی در مواردی که فروپاشی سود حاصل شده است. Bebchuk نتیجه می گیرد که بیانیه BRT "بیشتر برای نمایش" بود.
مسیر ایجاد ارزش
مسیر ایجاد ارزش مشتری که در سال 1954 توسط پیتر دراکر نشان داده شد ، عواقب بسیار متفاوتی داشت. سالهاست که دیکته او نادیده گرفته شد. سرانجام ، این تیم توسط تیم های نرم افزاری چابک هدایت شده توسط اولین اصل مانیفست چابک سال 2001 پذیرفته شد.
قدم بعدی استفاده از تفکر مشتری اول برای ایجاد مشاغل جدید بود که در مبتکران سریال مانند اپل ، آمازون ، گروه هاییر و SRI Inteational موفقیت خارق العاده ای داشتند. این بنگاهها دستاوردهای خارق العاده ای را که ناشی از ایجاد مشاغل جدید با مشتریان جدید است ، یکی پس از دیگری نشان داد.
این دستاوردها اکنون با توسعه سیستم عامل های ایجاد کننده ارزش مشتری گسترش یافته است که در آن بنگاه ها با شرکت ها همکاری می کنند تا مجموعه ای از محصولات و خدمات حتی گسترده تری از آنچه خودشان ارائه می دهند ، ارائه دهند.
هنگامی که این پلتفرم به یک اکوسیستم تبدیل می شود که در آن خود مشتریان در تعیین چه ارزش تولید می شود ، سود بیشتری برای مشتریان ایجاد می شود.
نقش سیاست های عمومی در اهداف شرکت
در حالی که بخش دولتی نباید در یک اقتصاد سالم به شرکتهای خصوصی دیکته کند که اهداف آنها باید باشد ، بخش دولتی حداقل باید از اقدامات و سیاست هایی که کمک می کند و استخراج ارزش می کند ، جلوگیری کند. در اینجا سه کار وجود دارد که رئیس جمهور بایدن باید انجام دهد.
یکی این است که از قدرت قلدری ریاست جمهوری ایالات متحده استفاده کنید تا آنچه را که در تجارت بزرگ اتفاق می افتد ، افشا کند و ریاکاری بنگاه هایی را نشان دهد که استخراج ارزش را به عنوان ایجاد ارزش به تصویر می کشند.
دومین اقدام خاص تر این است که SEC برای لغو قانون 10B-18 SEC را لغو کند که پوشش قانونی پتو را به شرکتهایی که در طرح های خودسازی با هدف افزایش دستمزد C-Suite از خرید سهام استفاده می کنند ، می دهد. دولت آن را به دادگاهها واگذار می کند تا تصمیم بگیرد که آیا طرح های خاصی مشروع یا فاسد هستند-بررسی ای که در حال حاضر قانون 10B-18 از آن جلوگیری می کند.
سوم ، به روزرسانی توانایی دولت فدرال از بوروکراسی برای تبدیل شدن به یک مدیریت ارزش ایجاد کننده ارزشمند در نقش نظارتی خود
در انجام این اقدامات ، دولت با اشاره به آنها به مسیر سودآوری بلند مدت خود و همچنین منافع جامعه ، به شرکت ها و سهامداران آنها لطف می کند.
نرم افزار مفید تریدر...
ما را در سایت نرم افزار مفید تریدر دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : احمد شاملو
بازدید : 38
تاريخ : شنبه
31 تير
1402 ساعت: 23:38