این مقاله در مورد سرمایه گذاری ست کلارمن توسط جان هاتلی ، عضو خالص خالص شکارچی نوشته شده است. جان یک سرمایه گذار خصوصی مستقر در کره جنوبی است. اشتیاق او به سرمایه گذاری با ارزش عمیق ، وی را به سمت سهام فوق العاده ارزان نسبت به دارایی های خالص سوق داد و به سرمایه گذاری به سبک ست کلارمن نزدیک شد. تصویر مقاله (عوام خلاق) توسط ایمان ، ویرایش شده توسط Broken Leg Investing.
تله ها و مشکلات بسیاری برای سرمایه گذاران - هم متخصصان بی تجربه و هم فصلی - وجود دارد که قربانی در بازار سهام شوند. مهم نیست که در کدام گروه از سرمایه گذار قرار دارید ، می توانید دلار پایین خود را شرط بندی کنید که باید بدانید که هنگام تصمیم گیری در وال استریت ، خودتان را به چه چیزی وارد می کنید. در این مقاله می خواهیم به مشاوره سرمایه گذاری ست کلارمن نگاهی بیندازیم تا به ما در جلوگیری از برخی از این تله ها کمک کنیم.
یکی از منابع خارق العاده اطلاعات در مورد این بلوک های مهار ، حاشیه ایمنی کلارمن است. از آنجا که کلارمن یکی از بزرگترین سرمایه گذاران با ارزش جهان است ، ناگفته نماند که او فردی بسیار باتجربه است که ارزش مشاوره از آن را دارد. بیایید نگاهی به مشاوره سرمایه گذاری ست کلارمن در مورد "جایی که بیشتر سرمایه گذاران در آن گیر می کنند" نگاهی بیندازیم.
فهرست مطالب
مشاوره سرمایه گذاری ست کلارمن: سرمایه گذاران در مقابل دلالان
در بین سرمایه گذاران و سایر کارشناسان مالی کاملاً شناخته شده است که بین سرمایه گذاری و گمانه زنی تفاوت آشکاری وجود دارد. این دقیقاً مفهوم بنیادی است که یک حرفه سرمایه گذاری موفق را از یک مورد ناموفق جدا می کند. همانطور که کلارمن روشن می کند ، سرمایه گذاران سهام را به عنوان مالکیت شرکت ها می بینند ، در حالی که دلالان سهام را صرفاً به عنوان اشیاء برای تجارت به عقب و جلو می بینند:
"برای سرمایه گذاران ، سهام نشان دهنده مالکیت کسری مشاغل اساسی است و اوراق قرضه وام به آن مشاغل است. سرمایه گذاران بر اساس قیمت های فعلی اوراق بهادار در مقایسه با ارزش های درک شده از آن اوراق بهادار ، تصمیمات خرید و فروش را می گیرند.… سرمایه گذاران بر این باورند که در طولانی مدت ، قیمت های امنیتی تمایل به تحولات اساسی مربوط به مشاغل اساسی دارند.... برعکس ، دلالان بر اساس اینکه آیا آنها معتقدند که این اوراق بهادار در مرحله بعدی افزایش می یابد یا کاهش می یابد ، اوراق بهادار را خریداری و فروش می کنند. قضاوت آنها در مورد حرکات قیمت آینده نه بر اساس اصول ، بلکه بر اساس پیش بینی رفتار دیگران است. آنها اوراق بهادار را تکه هایی از کاغذ می دانند که به جلو و عقب تعویض می شوند و به طور کلی نسبت به اصول سرمایه گذاری بی تفاوت هستند یا بی تفاوت هستند.… دلالان با پیش بینی - حدس زدن - جهت قیمت سهام وسواس دارند. "
به گفته کلارمن ، این تفاوت در ذهن بین سرمایه گذاران و دلالان است که منجر به موفقیت طولانی مدت یا عدم موفقیت در بازار سهام می شود. اما اگر این تمایز را از قبل می دانید ، ممکن است بپرسید که چرا مهم است. کلارمن ادامه می دهد:
"در واقع ، بسیاری از" متخصصان سرمایه گذاری "در واقع به دلیل روشی که مأموریت خود را تعریف می کنند ، به عنوان دلالان عمل می کنند و سود معاملات کوتاه مدت را از پیش بینی نوسانات بازار به جای سود سرمایه گذاری بلند مدت بر اساس اصول تجاری دنبال می کنند.… سرمایه گذاران شانس معقولی برای دستیابی به موفقیت سرمایه گذاری بلند مدت دارند. در عوض ، دلالان احتمالاً با گذشت زمان پول خود را از دست می دهند. "
دو مورد مهم از موارد فوق وجود دارد. یکی ، داشتن یک طرز فکر کوتاه مدت و سودآوری ، ویژگی حدس و گمان است. و دو ، حتی بسیاری از سرمایه گذاران حرفه ای بیشتر اوقات مستعد گمانه زنی ها هستند. اگر می خواهید از هر سرمایه گذار معین مشاوره بگیرید ، باید آگاه باشید که او واقعاً ممکن است حدس و گمان باشد ، حتی اگر شناخته شود که یک سرمایه گذار خوب است.
حتی اگر او صریحاً آن را نگوید ، تصویری بزرگ مبنی بر اینکه این مشاوره سرمایه گذاری ست کلارمن نقاشی است ، این است که شما ، یک سرمایه گذار فردی هستید ، باید همیشه با یک دانه نمک از سایر سرمایه گذاران مشاوره بگیرید. شما به ویژه برای مدیریت پول خود ، به ویژه سرمایه گذاران نهادی و مدیران پول در وال استریت ، فقط نباید به دیگران وابسته باشید.
ست کلارمن در مورد اشتباهات تفکر وال استریت
یک فصل کامل از مشاوره سرمایه گذاری ست کلارمن در مورد چگونگی عملکرد وال استریت در واقع در برابر منافع سرمایه گذار وجود دارد. مشکلی که بوجود می آید به این دلیل است که وال استریت از موسسات تشکیل شده است-و افرادی که برای آنها کار می کنند-نیاز به سودآوری برای خود دارند. این مؤسسات در نهایت برای سرمایه گذاران فردی که به آنها اعتماد می کنند ، به صورت ضد تولید کار می کنند. به بیان ساده ، این تضاد منافع است. کلارمن با اشاره به آشکار شروع می شود:
وی گفت: "وال استریتز در درجه اول به خاطر آنچه انجام می دهند ، پرداخت می شود ، نه اینکه چقدر آنها این کار را انجام می دهند. جبران خسارت سنتی وال استریت در قالب هزینه های جلو و کمیسیون است. کمیسیون های کارگزاری بدون در نظر گرفتن نتیجه سرمایه گذار در هر تجارت جمع آوری می شوند ... در حالی که مشتریان آنها ممکن است به بهترین وجهی داشته باشند (حداقل کمیسیون) در ایالات متحده صورتحساب خزانه داری ایالات متحده یا (بدون کمیسیون) صندوق های متقابل بدون بار ، کارگزاران انگیزه مالی برای فروش زیاد دارند-اوراق بهادار. کارگزاران همچنین انگیزه ای برای انجام معاملات بیش از حد کوتاه مدت به نمایندگی از حساب های مشتری اختیاری (که در آن کارگزار اختیار خود را برای معامله دارد) و تشویق چنین فعالیتی در حساب های غیر اختلال دارند. "
همانطور که در اینجا می بینیم ، کارگزاران سهام بدون توجه به اینکه توصیه هایی که به مشتریان خود ارائه می دهند برای خود مشتری مناسب است یا خیر ، از علاقه خود به جمع آوری هزینه ها انگیزه می گیرند. بسیاری از سرمایه گذاران فکر می کنند که کارگزاران آنها بیشتر از آنچه می دانند می دانند و توصیه های خود را به ضرر خود دنبال می کنند. بعداً در این فصل ، کلارمن خاطرنشان می کند که یک تضاد برجسته یکی دیگر از منافع وجود دارد که در تحریر اوراق بهادار جدید یافت می شود:
"تضاد قابل توجه منافع نیز در…. جمع آوری پول برای مشتریان شرکت با فروش اوراق بهادار تازه صادر شده به مشتریان. نیازی به گفتن نیست ، هزینه های بزرگ ممکن است یک شرکت را برای تحقق اوراق بهادار گران قیمت یا بسیار پرخطر انگیزه دهد و به نفع تعداد محدودی از مشتریان تحت پوشش در بسیاری از خریداران کوچک آن اوراق بهادار باشد ... با عمل به عنوان بانکداران سرمایه گذاری و همچنین کارگزاران ، بیشتر شرکت های وال استریتمحصولات خود را برای فروش ایجاد کنید. یک سهام یا اوراق قرضه هزینه های بالایی را برای یک بانک سرمایه گذاری ایجاد می کند. "
کلارمن خاطرنشان می کند که بنگاه های وال استریت از اوراق بهادار تحت تأثیر و فروش آنها درآمد بیشتری کسب می کنند تا اینکه از فعالیت به عنوان کارگزاران واسطه برای معاملات ثانویه در بورس سهام استفاده می کنند. در نتیجه ، آنها به دنبال فرصت هایی برای تحقق اوراق بهادار بیشتر برای فروش و اغلب ایجاد IPO های گران قیمت هستند. بنابراین ، کارگزاران حتی انگیزه بیشتری برای فروش این اوراق بهادار گران قیمت به عموم سرمایه گذاری دارند ، که احمقانه آنها را به دست می آورند. کلارمن ادامه می دهد:
"در واقع ، تحقق امنیت جدید ممکن است یک معامله گران قیمت یا بد تصور باشد ، که اغلب شامل تغییر دارایی ها از طریق" مهندسی مالی "می شود و نه افزایش سرمایه برای تأمین مالی رشد داخلی یک تجارت. سرمایه گذاران حتی از راه دور وسوسه برای خرید موضوعات جدید باید از خود بپرسند که چگونه می توانند وقتی یک صادرکننده زرنگ و تحت نظر حریص و حریص در طرف مقابل هر کارشناسی قرار بگیرند ، می توانند خوب کرایه کنند. "
همانطور که در اینجا می بینیم ، مؤسسات مالی بیشتر از افرادی که با آنها سر و کار دارند ، بیشتر روی منافع شخصی متمرکز شده اند. این یک هشدار قوی برای هر کسی است که با آنها تجارت می کند.
به غیر از تضاد منافع که ما به تازگی مورد بررسی قرار داده ایم ، شاید اساسی ترین طرز فکر سمی که سرمایه گذاری ست کلارمن را فاش می کند ، تمایل وال استریت به سمت تمرکز روی کوتاه مدت است. متأسفانه ، تحت تأثیر وال استریت ، این یکی از بزرگترین اشتباهاتی است که اکثر سرمایه گذاران انفرادی نیز قربانی می شوند. این بینایی کوتاه هر جنبه ای از فعالیت های وال استریت را از بالا به پایین فرا می گیرد و باعث می شود اقدامات کسانی که در وال استریت کار می کنند تا در برابر منافع مشتریان خود کار کنند. کلارمن جهت گیری هزینه جلو وال استریت را به عنوان پایه و اساس این تمرکز کوتاه مدت ذکر می کند.
متأسفانه ، این حس کاملی دارد. چرا کارگزار یا مدیر پول شما باید بدون در نظر گرفتن درآمد از فعالیت تجاری شما به دنبال بهترین منافع شما باشد؟کلارمن در اواخر دهه 80 و اوایل دهه 90 به وضعیت شغلی در وال استریت اشاره می کند و نمونه ای از این خط که تا چه حد این خط تفکر کوتاه بینا می تواند پیش برود. او به این دوره اشاره می کند:
وی گفت: "زمانی که هزینه ها بسیار زیاد بود و هنگامی که بیشتر وال استریت ها نسبت به ماندگاری شغل و حتی مشاغل آنها در صنعت اوراق بهادار احساس امنیت کمتری می کردند. برخی از افراد صرفاً برای کسب درآمد زیاد در وال استریت کار می کنند و انتظار دارند پس از چند سال عزیمت کنند. برخی دیگر ، با موفقیت نهایی خود شک و تردید ندارند ... مایل نیستند جبران خسارت کوتاه مدت برای درآمد بلند مدت را که ممکن است هرگز نرسد ، کنار بگذارد.… بسیاری از کسانی که در وال استریت کار می کنند ، حسن نیت یا موفقیت مالی مشتریان را به عنوان یک ملاحظات ثانویه مشاهده می کنند. حداکثر رساندن کوتاه مدت درآمد خودشان هدف اصلی است. "
این همه نشان می دهد که داشتن یک دیدگاه کوتاه مدت احتمالاً مخرب ترین نیروی در بین کسانی است که در وال استریت کار می کنند. مطمئناً اعتماد خود به کارگزار یا مدیر پول خود راهی نیست ، نه وقتی که حتی نمی توانید مطمئن باشید که آیا آنها نیازها و انتظارات شما را در اولویت قرار می دهند یا خیر. از مشاوره سرمایه گذاری ست کلارمن استفاده کنید و برای خود سرمایه گذاری کنید.
مشاوره سرمایه گذاری ست کلارمن: مشکل رفتن با جمعیت
از آنجا که ما به عنوان انسان موجودات اجتماعی ناقص هستیم ، تمایل داریم با جمعیت برویم. ما می بینیم که دیگران به روش های خاصی عمل می کنند و دنبال می کنیم. این به طور کلی برای جامعه خوب است ، اما نه وقتی که سرمایه گذاری می شود. بسیاری از عوامل روانشناختی درگیر سرمایه گذاری هستند ، و شما نمی خواهید در شستشوی شخص دیگری گرفتار شوید. واقعیت این است که بیشتر سرمایه گذاران به دلیل حدس و گمان و ذهنیت متمرکز بر سودهای کوتاه مدت ، سرمایه گذاری ضعیف را انجام می دهند.
تمایل به مردم برای انجام کارهایی که دیگران انجام می دهند - به خصوص اگر همه ظاهراً در آن حضور داشته باشند - بدون شک یکی از بدترین تله هایی است که می توانید به عنوان یک سرمایه گذار در آن قرار بگیرید. کلارمن این نکته را به طور ضمنی از طریق تعداد بیشماری از نمونه های تاریخی از محو و روندهای وال استریت بیان می کند. بیمه نمونه کارها ، تخصیص دارایی تاکتیکی ، اوراق ناخواسته و صندوق های فهرست نمونه هایی هستند که ممکن است با آنها آشنا باشید. به گفته کلارمن ، همه این موارد به دلیل اینکه آنها مرسوم هستند و از تناسب منفجر می شوند ، به سرمایه گذاران ضربه می زند:
"ارزش شرکتی که یک محصول مرسوم را می فروشد ... بستگی به سودآوری محصول ، چرخه عمر محصول ، موانع رقابتی و توانایی شرکت در تکرار موفقیت فعلی آن دارد. سرمایه گذاران غالباً نسبت به پایداری یک روند ، درجه نهایی نفوذ بازار و اندازه حاشیه سود بسیار خوش بین هستند. در نتیجه ، بورس سهام اغلب یک Coca-Cola را به یک مفهوم وصله کلم نسبت می دهد. تمام مدارهای بازار به پایان می رسند. در نهایت قیمت های امنیتی بسیار بالا می رود ، عرضه با آن روبرو می شود و سپس از تقاضا فراتر می رود ، به بالای آن رسیده و اسلاید رو به پایین به وجود می آید. همیشه چرخه های مد سرمایه گذاری وجود خواهد داشت ... "
همانطور که کلارمن خاطرنشان می کند ، خوش بینی بیش از حد سرمایه گذاران در مورد یک روند مداوم همان چیزی است که باعث افزایش قیمت سهام و بالاتر می شود تا اینکه در نهایت همه اینها خراب می شود. این دقیقاً همان چیزی است که - و انجام می دهد - همچنان اتفاق می افتد. به همین روش است که حباب ها شکل می گیرند و قیمت سهام باد می شود.
یک نمونه جالب دیگر از چگونگی رفتن با جمعیت می تواند شما را گمراه کند و می توان با بررسی شوق باند ناخواسته دهه 1980 یافت. در مورد اوراق قرضه ناخواسته ، کلارمن می نویسد:
"... جهت گیری کوتاه مدت سرمایه گذاران نهادی ، و تمایل وال استریت برای به حداکثر رساندن منافع شخصی خود از همه ، در دهه 1980 جمع شد تا یک بازار 200 میلیارد دلاری اجازه دهد تا عملاً از ابتدا توسعه یابد. اگرچه در مورد یک چرخه کامل اقتصادی تأیید نشده است ، اوراق قرضه ناخواسته تازه صادر شده به عنوان یک سرمایه گذاری ایمن که بازده بسیار جذاب برای سرمایه گذاران فراهم می کند ، مورد استقبال قرار گرفت. با این حال ، تا سال 1990 ، مفهوم اوراق قرضه ناخواسته تازه صادر شده به عنوان نقص جدی در معرض دید قرار گرفت ، پیش فرض ها به سطح رکورد رسیدند و قیمت بسیاری از موضوعات کاهش یافت. با این وجود ، بازار اوراق بهادار ناخواسته در اوایل سال 1991 بهبودی شگفت آور را به نمایش گذاشت. بسیاری از نقص هایی که منجر به ده ها میلیارد دلار ضرر شده بود ، بار دیگر نادیده گرفته شد. "
همانطور که کلارمن خاطرنشان می کند ، حتی اشتباهات اساسی که در بازار سهام انجام می شود ، می توانند به سرعت فراموش و نادیده بگیرند. سرمایه گذار فردی باید دائماً از این امر آگاه باشد و شکست های گذشته خود و دیگران را دوباره ارزیابی کند تا سرمایه گذاری های آینده خود را بهبود ببخشد. به عبارت ساده ، از اشتباهات خود بیاموزید یا برای تکرار آنها قرار بگیرید. اما در صورتی که تعجب می کردید که بازار ناخواسته چقدر بزرگ شد ، موارد زیر را در نظر بگیرید:
وی گفت: "حتی خون های آبی وال استریت مانند مورگان استنلی ، اول بوستون ، و گلدمن ساکس ... تا اواسط دهه 1980 با قابلیت های گسترده ، بازاریابی و تجارت و تجارت و تجارت خود را ساختند.… آنها هم اکنون ذینفع بازار بوم در حال جمع آوری باند بودند. بزرگترین طنز در کل داستان ناخواسته ممکن است این باشد که یکی از بزرگترین کلاهبرداری های مالی در تمام دوران ، اوراق قرضه ناخواسته که به تازگی صادر شده بود ، تا پایان دهه 1980 به Enmesh هر شرکت بزرگ وال استریت در کنار Drexel Buham Lambert می آمد. "
چگونه ممکن است که بسیاری از سرمایه گذاران بتوانند در اوراق قرضه ناخواسته گرفتار شوند حتی پس از آنکه آنها به عنوان ناامن بودن آشکار شدند؟به این دلیل است که مردم تمایل به پیروی از جمعیت دارند. حتی اگر هرکسی که می شناسید و سگهایشان در حال خرید ناخواسته هستند ، به این معنی نیست که شما باید این کار را نیز انجام دهید. این جایی است که ادعای قدیمی ، "ایمنی در تعداد وجود دارد" ، حداقل برای سرمایه گذاران بازار سهام نیست.
نتیجه
انتقاد سرمایه گذاری ست کلارمن روشن می کند که بسیاری از سرمایه گذاران به جای سرمایه گذاری صحیح یا اعتماد به نفس خود را به مؤسساتی که بهترین منافع خود را در ذهن ندارند ، حدس می زنند. گمانه زنی ها در مورد حرکات قیمت اوراق بهادار و همچنین اعتماد به افراد کوتاه مدت با پول شما ، هرگز ایده خوبی نیست. عاقلانه تر است که تحلیل خود را انجام دهید و به قضاوت خود اعتماد کنید مانند توصیه های سرمایه گذاری ست کلارمن به ما می گوید. سرانجام و از همه مهمتر ، جمعیت را دنبال نکنید.
آدرس ایمیل خود را در زیر وارد کنید زیرا ما اطلاعاتی را در مورد بهترین استراتژی های سرمایه گذاری با ارزش عمیق امروز به علاوه یک نسخه رایگان از نامه سرمایه گذاری پای شکسته برای شما ارسال خواهیم کرد.
نرم افزار مفید تریدر...
ما را در سایت نرم افزار مفید تریدر دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : احمد شاملو
بازدید : 44
تاريخ : شنبه
31 تير
1402 ساعت: 23:34