طرف یا صورت به دور از محور. معمولاً در اینجا هنگام مراجعه به حاشیه پایین فیلود استفاده می شود. مترادف: پشتی. مخالف با Adaxial.
به تدریج به یک نقطه طولانی تبدیل می شود. به Caudate مراجعه کنید.
به یک نقطه مشخص اما نه طولانی ، که طرف های کم و بیش مستقیم زاویه ای از کمتر از 90 درجه تشکیل می دهند ، کاهش می یابد.
طرف یا صورت کنار محور. معمولاً در اینجا هنگام مراجعه به حاشیه فوقانی (غده تحمل) فیلود استفاده می شود. مترادف: شکمی. روبروی abaxial.
انشعاب اعصاب و دوباره برای تشکیل یک شبکه در هم تنیده. به جزایر عصبی و شبکه ای مراجعه کنید.
به شکل حلقه.
قسمت دارای گرده از Stamen.
دوره گلدهی ، هنگامی که گلها کاملاً گسترش یافته و در حال کار هستند. هنگامی که مورچه ها از آن خارج می شوند ، گلهای اقاقیا در آنتیز در نظر گرفته می شوند.
به جلو یا رو به بالا کارگردانی شده است. معمولاً در اینجا با موهایی که به سمت قله شاخه ها یا فیلودها خم شده اند استفاده می شود. مقایسه مجدد.
بدون برگ یا فیلود.
با یک نقطه کوتاه ، باریک ، انعطاف پذیر و غالباً تیز است.
نزدیک یا مسطح در برابر اندام دیگر فشار داد.
موهای بلند ، کباب ، درهم و برهم.
خمیده در یک قوس ، مانند کمان.
یک منطقه کوچک و به خوبی تعریف شده روی یک سطح. در اینجا به طور عمده برای توصیف ناحیه روی سطح بذر که توسط پلوروگرام مشخص شده است استفاده می شود.
انتهای گسترده Funicle. معمولاً یک ناپیوستگی مورفولوژیکی بین Funicle و Aril وجود دارد ، با این حال ، گاهی اوقات هیچ تمایز مشخصی بین این دو وجود ندارد و سپس کل ساختار به عنوان Funicle/Aril گفته می شود. به Exarillate و Funicle مراجعه کنید.
تحمل یک صدای جیر جیر یا برس در نوک.
همانطور که در اینجا استفاده می شود ، این اصطلاح مربوط به بخش های یک بذر یک غلاف است که توسط محدودیت های عمیق دریچه های غلاف از یکدیگر جدا می شوند.
پیوستهداشتن اتصالات در جایی که جدایی ممکن است به طور طبیعی رخ دهد.
در حال رشد به سمت بالا ، با زاویه واگرایی 16-45 درجه.
به تدریج در یک نوک یا پایه باریک قرار می گیرد.
نقطه زاویه فوقانی بین شاخه و فیلود تشکیل شده است.
در زاویه (axil) که توسط شاخه و phyllode تشکیل شده است. ساده را ببینید.
یک ساقه اصلاح شده سفت و سخت با یک نقطه تیز. بر خلاف Prickles ستون فقرات Axillary دارای اثری عروقی هستند. ستون فقرات زیر بغل در گره ها (همراه با یک جفت لکه های ترسناک) در چند گونه برگ دوقطبی استرالیا غربی (که به ندرت در گونه های phyllodinous یافت می شود) رخ می دهد. همان خار.
ساختار پشتیبانی مرکزی (یا خط خیالی) که در اطراف آن اندام های مختلفی ایجاد می شود ، به عنوان مثال ، Peduncles که در یک محور Raceme متولد می شوند. جمع: محورها.
B
اصطلاح "پایه غده" معمولاً به این معنی است که غده phyllode در مجاورت pulvinus (یا در چند میلی متر بالاتر از pulvinus) قرار دارد.
یک یا چند برکت واقع در پایه Peduncles. این براکت ها به طور معمول کوچک هستند و معمولاً کادو هستند. همه گونه های اقاقیا دارای براکت های پایه پایه نیستند. با برکت های پایه پایه و یا درگیر شدن اشتباه گرفته نشود.
یک یا چند برکت واقع در پایه محور Raceme. این برکت ها جوانه های گل آذین را محصور می کنند. آنها در اقاقیا رایج نیستند. در صورت وجود برکت های RACEME پایه ممکن است آشکار باشد ، اما معمولاً به عنوان Racemes کشیده می شوند (در این صورت می توان حضور آنها را با زخم های برکت در پایه شدید محور Raceme استنباط کرد: در بزرگنمایی X10 مشاهده کنید). با براکت های پایه پایه اشتباه گرفته نشود.
در دو ردیف عمودی. در اینجا با اشاره به فیلودهایی که مداوم و دفع هستند استفاده می شود و بالهای باریک یا گسترده ای را در طرف مقابل شاخه تشکیل می دهد.
عمیقاً دو لپ تا یا دو لوب ، معمولاً از نوک.
دو بار پین ، یعنی برگهای مرکب که شامل یک محور مرکزی و (یک تا بسیاری) محورهای ثانویه است که در طرف های مخالف آن قرار گرفته اند (جزوه ها در طرف های مخالف محورهای ثانویه چیده شده اند).
یک پوشش سفید ، پودری یا مومی روی یک سطح. به Pruinose مراجعه کنید.
یک ساختار کاهش یافته برگ یا برگ مانند همراه با گل یا گل آذین.
همانطور که در اینجا استفاده می شود ، این اصطلاح مربوط به براکت کوچک است که هر گل را در سرها و سنبله های اکثر گونه های استرالیایی اقاقیا قرار می دهد. براکتول ها به طور معمول از یک پنجه باریک و یک لایه گسترده تشکیل شده اند.
تقسیمات اولیه ساقه.
تقسیمات نهایی شعبه.
C
زود افتادنمقایسه برگریز.
سخت یا ضخیم شده ؛داشتن یک کالوسبه کالوس مراجعه کنید.
ضخیم شدن یا پیش بینی سخت. به دلهره مراجعه کنید.
یک اصطلاح جمعی برای همه سپاه های یک گل.
رنگ خاکستری یا سفید به دلیل پوشش موهای کوتاه و زیبا.
مانند سر ، یا در یک خوشه سر شکل.
یک خوشه کوچک از گلهای بی پروا.
مربوط به میوه ها.
سخت و محکم اما الاستیک و انعطاف پذیر ، مانند غضروف.
شاه بلوط رنگ ؛قهوه ای مایل به قرمز تیره.
بیش از حد آکومینات ، به طوری که نقطه طولانی و ضعیف باشد ، مانند دم برخی از حیوانات.
با یک بافت پاپری
با حاشیه حاشیه مو. کم نور. ciliolate.
در اینجا برای توصیف غلافهایی که در آن خمیده یا در داخل صفحه بخیه قرار دارند استفاده می شود (اگر خمیر طبیعی برای بخیه از اصطلاح سیم پیچ استفاده شود).
رنگ زرد لیمو.
ساختار پشتیبان معمولاً باریک در پایه bracteole یا sepal.
گروهی از افراد که با تولید مثل رویشی از یک گیاه والدین تنها سرچشمه می گیرند.
برای باد به حلقه ها ، یکی بالاتر از دیگری ، با انتهای مخالف همپوشانی دارد. کویل ها می توانند به طور منظم یا نامنظم شکل بگیرند و ممکن است یک مارپیچ محکم ایجاد کنند. همانطور که در اینجا استفاده می شود ، این اصطلاح بیشتر در غلافهای دارای کویل های طبیعی به صفحه بخیه اعمال می شود. به Circinnate مراجعه کنید.
یک برگ به دو یا چند جزوه تقسیم شده است. به Bipinnate و Pinnate مراجعه کنید.
همانطور که در اینجا استفاده می شود ، این اصطلاح برای اندامهای باریک و ضخیم ، به ویژه فیلودها اعمال می شود ، که از نظر ذهنی به عنوان واسطه بین مسطح و زیرزمین مورد قضاوت قرار می گیرند.
از یک رنگاز اینجا استفاده کنید تا زمانی که سطوح بالا و پایین جزوه ها از نظر رنگ و سایه رنگ یکنواخت هستند.
ترکیب یک قسمت به قسمت دیگر. در اینجا با اشاره به اعصاب فیلود استفاده می شود. متفاوت از همبستگی.
تلفیق قسمتهای مشابه ، به عنوان تلفیق رشته های ثابت به یک لوله.
مجاور یا لمس کردن (اما مخلوط نشده). در اینجا با اشاره به اعصاب فیلود استفاده می شود. متفاوت از تلاقی.
پیوسته نیستجدا نمی شود در بلوغ در امتداد یک خط به خوبی تعریف شده از کمبود. به Decurrent مراجعه کنید.
پیچ خورده یا خم شده.
گرد و خمیده به بیرون روی سطح.
رشد جدید ناشی از یک ضربه محکم و ناگهانی.
قلب شکل ، با شکاف در پایه.
با یک بافت چرمی.
نام جمعی برای همه گلبرگهای یک گل.
با دندانهای گرد در حاشیه.
با دندانهای گرد بسیار کوچک در طول حاشیه.
پیچ خورده ، موج دار یا خرد شده. در اینجا با استناد به موهای indumentum استفاده می شود.
هنگامی که قسمت های مشابه به هم نزدیک هستند ، همانطور که در فیلودها در امتداد شاخه ها یا اعصاب طولی روی فیلودهای پرتحرک.
با یک بافت سخت و شکننده.
کاپوت یا هود شکل.
داشتن شکل تیغه چاقو.
Having three sides and three angles, with the widest axis above the middle; length: width ratio>2: 1 به
فنجان شکل ؛تقریباً نیمکره ، مانند یک بلوط بلوط.
هنگامی که یک اندام به طور مداوم در قوس خم می شود (اما انتهای آن با هم همپوشانی ندارد
یک نقطه کوتاه و تیز.
با یک نقطه کوتاه و تیز.
لایه مومی روی سطح یک برگ یا شاخه.
سیلندر شکل ؛کشیده (بیش از دو برابر بیشتر از عرض) و در سطح مقطع. همچنین به سنبله مراجعه کنید.
D
سقوط کردن؛پایدار نیستمقایسه کادوس.
پخش افقی (از محل اتصال روی زمین) اما با نکاتی که به سمت بالا رشد می کند.
گسترش به سمت پایین از نقطه درج ، به عنوان مثالپایه فیلودهایی که در امتداد شاخه به عنوان بال (پهن یا باریک) یا دنده امتداد دارند.
به طور ناگهانی خم شده به سمت پایین.
افتتاح در بلوغ غلاف.
داشتن سه طرف و سه زاویه ، با وسیع ترین محور زیر وسط. طول: نسبت عرض حدود 1: 1. شکل 2 بعدی. مثلثی را ببینید.
گلها از نزدیک در سرها یا سنبله ها به هم فشار می یابند. با قطع شده مقایسه کنید.
غرق شده ، گویی از بالا مسطح شده است.
فیلود در صفحه افقی مسطح شده است (برخلاف اینکه در صفحه عمودی صاف شود ، این همان چیزی است که به طور معمول در اقاقیا رخ می دهد). در دیافیلودها غده در سطح فوقانی لایه یافت می شود ، نه در لبه فوقانی که در فیلودهای صاف عمودی رخ می دهد.
به طور گسترده یا سست در حال پخش است.
نصفاین اصطلاح او را با اشاره به فیلودهایی که دارای حاشیه پایین مستقیم و حاشیه فوقانی به وضوح محدب هستند ، اعمال می شود.
به شکل دیسک.
شبیه دیسک.
از رنگ های مختلفاز اینجا استفاده کنید تا زمانی که سطوح بالا و پایین جزوه ها برخلاف رنگ (سایه های مختلف سبز) بر خلاف رنگ هستند.
به سمت نوک ، یا انتهای اندام روبروی انتهای پیوست. پروگزیمال را مقایسه کنید.
هنگامی که قسمت های مشابه از نزدیک جمع نمی شوند ، مانند اعصاب طولی فیلودهای پرتلاش که به طور گسترده ای از فاصله فاصله دارند.
در دو رده یا ردیف در طرفهای مخالف یک محور (به عنوان مثال ساقه) و در نتیجه در همان هواپیما قرار گرفته است.
به طور گسترده ای واگرا یا گسترش می یابد.
دارای سطوح فوقانی و پایین از نظر ساختاری متفاوت است.
پوشیده از موهای نرم و زیبا.
E
با گلدان های کوچک یا ستون فقرات.
مربوط به خاک.
بیضوی بدن جامد در بخش طولانی.
در شکل یک بیضی ، یعنی گسترده ترین در وسط با طرف های خمیده. طول به عرض به عرض حدود 2: 1. یک شکل 2 بعدی. به شدت بیضوی را ببینید.
با یک شکاف در اوج.
عجیب به یک منطقه جغرافیایی خاص.
پوست سلولی واقعی یا پوشش اندام گیاهی واقع در زیر کوتیکول.
در حال رشد به سمت بالا ، با زاویه واگرایی کمتر از 16 درجه.
حاشیه به طور نامنظم دندانه دار شده است ، انگار که گنگ زده است.
خارج از مرکز ، به عنوان مثالمخاط یا میانی در یک طرف محور مرکزی فیلود قرار دارد.
پیش بینی فراتر از قسمت های اطراف ، به عنوان براکتول ها که فراتر از جوانه های گل است.
F
به شکل داسی یا شکل. یک اصطلاح کاربرد متنوع اما همانطور که در اینجا استفاده می شود به فیلودهایی اشاره دارد که عموماً در نزدیکی وسط ، عود شده ، به سمت قله و معمولاً پایه نیز هستند. حاشیه بالایی فیلود به وضوح محدب و حاشیه پایین به وضوح مقعر است. به Sub Falcate مراجعه کنید.
یک بسته نرم افزاری یا خوشه ای. به جذابیت مراجعه کنید.
از یک نقطه مشترک خوشه بندی شده است. همانطور که در اینجا استفاده می شود ، اگر 2 یا بیشتر از یک نقطه واحد روی شاخه ایجاد شود ، فیلودها جذابیت محسوب می شوند.
حاوی یا شبیه فیبر.
یک ساختار مانند نخ (مانند ساقه استامن که از آنتر پشتیبانی می کند).
با موهای دقیقه ای در طول حاشیه حاشیه.
تقسیم یا ترک خورده (با استفاده از پوست استفاده می شود).
ضخیم و پالپ ؛شیرین
با خزنده یا شیارها ، همانطور که در تنه های چند گونه مانند A. coolgardiensis ، A. catenulata و A. Shirleyi رخ می دهد.
برگ مانند؛برگهای تحمل
دوده ، یا رنگ دوده.
بند ناف که دانه را به غلاف (یا تخمک به جفت) وصل می کند. به آریل مراجعه کنید.
دوک نخ ریسی ؛وسیع در نزدیکی وسط و به سمت هر دو انتها.
G
حداقل در حاشیه خود ، پپال ها را با حاشیه خود متحد می کنند.
حداقل در حاشیه خود ، که در حاشیه خود متحد شده است ، حداقل در پایه.
در جفت های مساوی مانند دوقلوها.
متورم یا بزرگ شده از یک طرف ؛بزرگ شدن کیسه مانند پایه یک اندام. همان گیبوس.
لعاب دادن ، به ویژه با افزایش سن یا بلوغ (یعنی روند را تعریف می کند).
ساختارهای ترشحی کوچک (شهد های خارج از فلور) که به طور معمول در حاشیه فوقانی فیلودها یا محورهای برگ واقع شده اند. همچنین به غده ژوگاری ، غده interjugary و غده گلبرگ مراجعه کنید.
رنگ آبی-سبز (به طور معمول با شکوفه سطح). به Pruinose مراجعه کنید.
کروی (یک اصطلاح 3 بعدی). همان گلوبوز.
H
شرایط زیست محیطی یا مکانی که در آن ارگانیسم رخ می دهد.
تجمع کروی یا اجباری گل. هنگامی که خوشه گل کشیده می شود (استوانه ای ، یعنی بیش از دو برابر عرض) به آن سنبله گفته می شود.
گیاه عروقی که هرگز ساقه چوبی تولید نمی کند.
مربوط به هیلوم.
جای زخم روی دانه ای که در آن قارچ وصل شده بود ، باقی مانده است.
شنیدن موهای درشت ، بلند.
به طور دقیق Hirsute. در اینجا برای توصیف یک القاء شامل موهای کوتاه ، مستقیم ، ریز و در حال پخش استفاده می شود.
داشتن موهای بلند ، درست و سفت و سخت و یا برس ، لمس آن سخت است.
شفاف ، تقریباً مانند شیشه شفاف.
I
همپوشانی مانند کاشی یا زونا روی سقف.
در زیر سطح ، مانند برخی از اعصاب فیلود واقع شده است.
صعود با زاویه واگرایی 46-75 درجه.
خمیده به سمت بالا یا به سمت داخل. برای شکل phyllode گاهی اوقات تمایز ذهنی بین کم عمق و به شدت در حال تحمل و بین مستقیم و کم عمق در حال انجام است. همچنین خمیده و عود شده را ببینید. اصطلاح در آن همچنین برای جزوات استفاده می شود که حاشیه ها به سمت داخل به سمت قسمت فوقانی جزوه خمیده می شوند (نادر در اقاقیا)
در بلوغ در امتداد خطوط یا منافذ مشخص باز نمی شود.
پوشش مو.
به طور ناگهانی به سمت داخل یا به سمت بالا خم شوید.
ترتیب گلها و محورهای گل. در اقاقیا گلها در سرهای گلوبولار یا اجباری یا سنبله های استوانه ای جمع می شوند ، این ها بر روی peduncles (peduncles به ندرت وجود ندارند) متولد می شوند که ممکن است در راس ها یا پانکول ها ساده یا مرتب شده باشد.
بی ضرر؛بدون نقطه تیز
در اینجا با استناد به غده هایی که در سطح فوقانی راشی ها بین جفت های پی در پی پینا قرار دارند ، استفاده می شود ، اما بیش از 1 میلی متر در زیر درج پینا قرار دارد. ممکن است یک تا چند غده بین ارتباطی وجود داشته باشد. آنها ممکن است از نظر اندازه متفاوت باشند اما به طور کلی از غده های جنجالی کوچکتر هستند (که ممکن است در همان برگ هماهنگ باشد).
بخشی از شاخه بین گره های مجاور.
گلهای جداگانه به طور گسترده ای از فاصله به گونه ای که محور گل آذین (یعنی ظروف) به وضوح بین گلهای باز نشده به وضوح قابل مشاهده است. با متراکم مقایسه کنید.
فضایی بیندر اینجا عمدتاً با اشاره به فضای بین اعصاب طولی مجاور فیلودهای پرتلاش استفاده می شود.
در اینجا به عنوان مترادف با Incocre تحت درمان قرار می گیرد.
حلقه ای از براکت ها که یک خوشه گل یا گل را در بر می گیرند. در اقاقیا درگیر شدن فقط در اعضای زیرگوی سابق یافت می شود. اقاقیا (واچلیا). این درگیری ممکن است در هر نقطه در امتداد پدونل ، از پایه تا اوج رخ دهد. در حالت دوم ممکن است وقتی سر یا سنبله ها در آنتیز قرار دارند ، توسط گلها پنهان شود.
J
در اینجا با استناد به غده هایی که در سطح فوقانی راشی ها از یک برگ چند شبکه بین یا تا 1 میلی متر در زیر قرار دارند ، پایه یک جفت پینا (به استثنای جفت پایین) قرار دارد. بین جوگوری ممکن است با غده های جنجالی برگها را در برگهای خود قرار دهد. همچنین به غدد مراجعه کنید.
L
برش به لوب ها یا بخش های باریک و نامنظم ، همانطور که در کالیکس چند گونه رخ می دهد.
قسمت گسترده یا تیغه ای از برگ یا گلبرگ و غیره در اقاقیا این اصطلاح در قسمت گسترش یافته موجود در بسیاری از براکتول ها و گاهی اوقات به بدن فیلودها (به استثنای پالوینوس) اعمال می شود.
پشمی ؛متراکم پوشیده از موهای بلند و نرم و نرم.
لنس شکلیک اصطلاح کاربرد متنوع اما همانطور که در اینجا استفاده می شود به شکلی اشاره دارد که با وسیع ترین نقطه زیر وسط و با طرف های خمیده طولانی تر است. طول به عرض به عرض بیش از 3: 1 یک شکل 2 بعدی. اگر طول: نسبت عرض کمتر از 3 است ، پس از آن تخم مرغ را ببینید.
متولد شده یا در کنار.
محور اصلی یک برگ مرکب. در گونه های برگ دو قطبی ، محور برگ شامل دمبرگ و (در صورت وجود) راشی ها است. توسط ترمینال SETA خاتمه یافته است.
تقسیم نهایی یک برگ مرکب. همان Pinnule.
لکه های تا حدودی روی پوست (اینها کوچک ، رنگ پر رنگ و می توانند دایره ای ، لنز به شکل یا شکاف باشند).
سرمایه گذاری با عدس.
وودی ، تاکستان. لیان ها در اقاقیات استرالیا بسیار نادر هستند.
شبیه یک خط ، یعنی طولانی و باریک (بیش از 9 برابر بیشتر از عرض) با طرف های موازی. یک شکل 2 بعدی. اگر طول: نسبت عرض کمتر از 9 است ، پس از آن به طور باریک یا طولانی مدت را ببینید.
مانند oblanceolate اما بسیار طولانی و باریک.
مثلثی اما با طول: نسبت عرض 12: 1 یا بیشتر. یک شکل 2 بعدی.
به موازات محور طولانی یک ساختار ، به عنوان مثالاعصاب یک فیلود ، دانه در یک غلاف.
M
فرینسه ؛پودر ، خشک و خرد شده.
نازک ، نرم ، انعطاف پذیر و کم و بیش شفاف مانند یک غشای.
تعداد قطعات موجود در یک مجموعه. در اینجا با اشاره به گلها ، به عنوان مثال ، گلهای 5 ماهیگیر دارای 5 گلبرگ و 5 گلدان هستند.
پوست قرمز مایل به قرمز و ریختن در تراش های کوتاه و باریک که از هر انتها به خود باز می گردند و مدتی به ساقه ها وصل می شوند. در حالی که رنگ پوست مینی ریچی همیشه دارای رنگ مایل به قرمز است ، بسته به گونه ممکن است بسته به گونه ها ، از رنگ قرمز عمیق یا بنفش تا نارنجی مس یا صورتی ماهی قزل آلا متفاوت باشد. با افزایش سن ، لایه های بیرونی پوست اغلب خاکستری می شوند و در بعضی از گونه ها این ممکن است به عنوان جوراب زنانه ساقه در اطراف پایه ساقه ها یا به عنوان تکه های در امتداد شاخه ها ادامه یابد.
استوانه ای و محدود در فواصل منظم ، به یک ظاهر گردنبند مهره مانند ، به عنوان مثال. غلاف A. Coriacea. به زیر مونیلی فرم مراجعه کنید.
با لکه های رنگی یا لکه های رنگی.
یک نقطه کوچک (معمولاً قهوه ای ، سخت و گاه تیز) ، که در نکاتی از بیشتر فیلودها یافت می شود.
نرم افزار مفید تریدر...
ما را در سایت نرم افزار مفید تریدر دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : احمد شاملو
بازدید : 30
تاريخ : شنبه
31 تير
1402 ساعت: 12:28