چه به ارزهای دیجیتال به عنوان آینده نگاه کنید یا یک مد، شکی نیست که سال 2021 سال ظهور کریپتوها بوده است، و اگرچه نمی توانیم پیش بینی کنیم که بازار چگونه در آینده متحول می شود، به نظر می رسد واضح است که کریپتو تاثیری پایدار و متحول کننده بر سیستم مالی خواهد داشت. یک موفقیت قابل توجه در این فضا، ظهور امور مالی غیرمتمرکز یا DeFi است - یک جزء جدید و به سرعت در حال رشد از اکوسیستم های ارز دیجیتال و مالی. از آنجایی که بازده واقعی با درآمد ثابت به طور مداوم پایین مانده است، بسیاری از سرمایه گذاران در جستجوی بازده به دنبال ارزهای دیجیتال هستند، با پیشنهادات برای سهام، مشارکت و تامین مالی بسیار بیشتر از پیشنهادات در بخش مالی سنتی. اگرچه بازده های ادعایی جذاب هستند، اما چگونه ریسک را در این محیط جدید و به سرعت در حال تغییر اندازه گیری کنیم؟
در امور مالی سنتی، برای ارزیابی ریسک و اعتبار یک متعهد، به درک تست شده ساختارهای اقتصادی خرد و کلان متکی هستیم. با این حال، DeFi با شفافیت ناکافی، عدم آگاهی مشترک در مورد خطرات آن، و روش هایی برای اندازه گیری و کاهش خطرات به سرعت در حال تکامل است. با همکاری در نوشتن این مقاله، Moody's Analytics، با تکیه بر بیش از یک قرن تخصص در اندازه گیری ریسک، و Gauntlet، پیشرو در مدل سازی مالی و شبیه سازی دارایی های کریپتو، امیدوارند که درک بیشتر در مورد این حوزه هیجان انگیز و رو به رشد مالی را ارتقا دهند. شروع به ترسیم مسیری رو به جلو به سمت یک چارچوب مشترک برای ارزیابی ریسک در DeFi کنید.
بلاک چین ها زیرساخت اصلی ارزهای دیجیتال هستند که به عنوان یک دفتر کل معاملات دیجیتال و تغییرناپذیر ذخیره شده در یک شبکه توزیع شده عمل می کنند. هر تراکنش در یک «بلاک» ثبت می شود که پس از پر شدن و اعتبارسنجی، به زنجیره ای در حال رشد اضافه می شود و هر کدام یک هش یک طرفه از بلوک قبلی را ذخیره می کنند. شبکه ای از سرورهای اعتبارسنجی به طور مداوم هر بلوک جدید را از طریق اجماع به زنجیره اضافه می کند و نیاز به واسطه های سازمانی و پیش نیازهای مرتبط مانند ساعات کاری، تسویه حساب و تسویه حساب را از بین می برد.
بسیاری از blockchains به طور طبیعی از "قراردادهای هوشمند" برای اجرای شرایط معامله پشتیبانی می کنند. قراردادهای هوشمند به معنای حقوقی نیستند که ما در امور مالی سنتی به آن عادت کرده ایم. در عوض ، آنها برنامه های رایانه ای مستقر و ذخیره شده در blockchains طراحی شده اند که در صورت برآورده شدن شرایط خاص ، برای خود انتخاب می شوند. از آنجا که آنها به جای یک سرور خاص در blockchain وجود دارند ، کد آنها ، سیاهههای مربوط به اجرای و عملکرد توزیع می شوند ، کاملاً شفاف و برگشت ناپذیر هستند. الگوی قرارداد هوشمند اجازه می دهد تا معاملات مشروط-شبیه به قراردادهای دنیای واقعی و خدمات سپرده گذاری-بدون مکانیسم های کنترل یا پاکسازی مرکزی انجام شود. این نشان دهنده تکامل قابل توجهی در عدم تمرکز معاملات مالی است و راه را برای ایجاد Defi هموار می کند.
Defi یک اصطلاح صید است که به طیف وسیعی از خدمات مالی که در blockchain های عمومی وجود دارد که آینه هایی از خدمات موجود در سیستم مالی سنتی را نشان می دهد: وام ، وام ، ایجاد دارایی و موارد دیگر. از قراردادهای هوشمند برای از بین بردن نیاز به یک واسطه معتبر برای تسهیل معاملات استفاده می کند ، و به هر کسی اجازه می دهد تا این پروتکل ها را معامله کند ، که در این ژارگون ، به اکوسیستم متمرکز در مورد برنامه های غیر متمرکز مانند قراردادهای هوشمند یا گروه بندی آنها که آینه کارکردهای مالی سنتی را نشان می دهد ، مراجعه کنید. بشربرخی از نمونه های برجسته فعلی شامل ساخت خودکار بازار ، پروتکل های وام و مبادلات گزینه است.
چرا این موضوع مهم است؟
از دسامبر سال 2021 ، 100 نشانه برتر Defi دارای سرمایه ای در بازار نزدیک به 100 میلیارد دلار است که بسیاری از آنها پیش بینی می کنند که رشد قوی در این بخش ادامه یابد. علیرغم رشد سریع مورد انتظار ، عدم اطمینان و دشواری نظارتی تاکنون در مدل سازی صحیح ریسک ، بسیاری از شرکت کنندگان بالقوه بازار را در انتظار این حاشیه قرار داده است. از بسیاری جهات ، دومی یک کار مهم است. از آنجا که دنیای Defi و امور مالی سنتی همچنان همگرایی می کنند ، چگونه خطر را در این الگوی جدید درک می کنیم؟کمیت ریسک برای ارزیابی اینکه آیا موسسات از بهترین روشهای ریسک پیروی می کنند ضروری است ، و در سطح کلان اقتصادی نمی توانیم خطراتی را که ممکن است اکوسیستم رمزنگاری ممکن است در بازارهای مالی بزرگتر و بدون چارچوب ارزیابی ریسک ایجاد کند ، به درستی درک کنیم.
از آنجا که Defi توجه موسسات مالی سنتی را در سطح جهان به خود جلب کرده است ، به احتمال زیاد ما به دلیل مکمل بالای خدمات مالی سنتی و DEFI ، شاهد ادامه همگرایی خواهیم بود. اصطکاک کم و اتمی معامله ای ارائه شده توسط برنامه های غیر متمرکز ممکن است برای بخش های خدمات مالی خاص ایجاد شود و ممکن است دیگران را جایگزین کند. این که آیا ما شاهد یک تغییر پارادایم واقعی هستیم یا فقط ظهور یک فناوری جدید ، اولین قدم مسلم است - ما باید بتوانیم به درستی مزایا و خطرات مالی غیرمتمرکز را ارزیابی کنیم.
Defi چگونه کار می کند؟
سیستم عامل های معمولی Defi را می توان به لایه ها تقسیم کرد و ویژگی های اصلی آن را نشان می دهد:
- لایه تسویه حساب تسویه حساب بین طرفین تعامل از طریق برنامه DEFI را انجام می دهد. این توسط blockchain پایه ای که پروتکل بر روی آن ساخته شده است ، اداره می شود. در حالی که رایج ترین blockchain برای Defi Ethereum است ، پروتکل های جدید blockchain مانند بهمن و سولانا به عنوان مدعیان قابل مشاهده ظاهر شده اند.
- لایه پروتکل کد و قراردادهای هوشمند شامل پروتکل است که نحوه عملکرد پروتکل را حاکم می کند.
- لایه برنامه ، انتهای جلوی آن است که کاربران نهایی با آن ارتباط برقرار می کنند ، معمولاً از طریق پسوند یا برنامه مرورگر.
- لایه جمع آوری شبیه به بلوک های ساختمانی مالی در DEFI است و امکان استفاده از دارایی ها و محصولات را بدون توافق و مجوز صریح و با هم ترکیب می کند. به عنوان مثال ، یک پروتکل جمع کننده عملکرد بازده زمان واقعی را در دارایی ها و پروتکل های مختلف نشان می دهد.
ترکیب پذیری یک جنبه جدید و جذاب از Defi است. از آنجا که قراردادهای هوشمند تا حد زیادی منبع باز و از نظر طبیعت قابل مشاهده است ، توسعه دهندگان به راحتی می توانند به برنامه های مختلف مانند API های مالی دسترسی پیدا کرده و به آنها متصل شوند. در امور مالی سنتی ، بسیاری از این ترکیبات ممکن است همه غیرممکن باشد.
به عنوان مثال ، فرض کنید که کسی می خواست در برابر یک سبد سهام در بورس اوراق بهادار نیویورک وام بگیرد تا یک قرارداد آتی در بورس بازرگانی شیکاگو کوتاه کند. این کار را می توان از طریق یک کارگزار انجام داد که باید وثیقه را در هر دو صرافی قرار دهد و این خطر را که معامله شکست می خورد ، انجام دهد. در DEFI ، موتور وام NYSE مشابه و موتورهای تطبیق CME در همان blockchain ، به صورت عمومی و علنی ، در همان Blockchain تعامل می یابند و هر کدام دارای دید کامل در معاملات و تعادل موجود در دسترس یکدیگر هستند. این اجازه می دهد تا همان فرآیند اتمی باشد - وام گرفتن از یک و تجارت از طرف دیگر می تواند در یک معامله انجام شود ، که باید موفق یا شکست بخورد - از بین بردن خطر و هزینه های متحمل شده ، که در غیر این صورت توسط کارگزار برگزار می شود.
در حالی که بسیاری از شرکتهای نوآورانه مالی ("FinTech") سیستم های بسته بندی چشمگیر را در اطراف سیستم مالی موجود ایجاد کرده اند ، اینها تمایل دارند از عملیات غیرقانونی مانند داده های فقط خواندنی پشتیبانی کنند. به عنوان مثال ، آیا تعادل یک کاربر برای ادامه خرید تجارت الکترونیک کافی است؟در حالی که عملیات خاصی وجود دارد که سرویس بسته بندی در معرض خطر قرار دارد ، به طور کلی ، بیشترین خطر هنوز توسط واسطه ها و صادرکنندگان تحمل می شود. علاوه بر این ، در حالی که فناوری و هوش مصنوعی به قابلیت های خاصی مانند وام کمک کرده اند ، روند پایان تمایل به دور از خودکار دارد. در DEFI ، این اتوماسیون برای سیستم یکپارچه است - عملیات بی ثبات مانند تجارت ، وام و مشتقات کاملاً بدون درگیری و نظارت انسان انجام می شود.
حتی با وجود این نوآوری های فناوری ، وام در Defi در حال حاضر شکل کمی متفاوت از همتای مبتنی بر غیر کریپتو دارد. ما تمایل داریم وام را به عنوان یک رابطه در امور مالی سنتی بین وام دهنده و وام گیرنده مشاهده کنیم: وام دهنده سرمایه وام را فراهم می کند ، و وام گیرنده ممکن است برخی از وثیقه ها را فراهم کند یا به هیچ وجه (غیرقانونی). ما می توانیم وام ها را به صورت وام به صورت وام تقسیم کنیم ، جایی که وام دهنده می تواند جبران خسارت دیگری را از ارزش وثیقه و مواردی که نمی توانند دنبال کنند. مراجعه تا حد زیادی به ایده هویت منسجم یا برخی از بازنمایی وام گیرنده بستگی دارد که به راحتی قابل تأیید است اما ایجاد آن دشوار است.
blockchain باز ، بدون اجازه و ناشناس است. مراجعه به رمزنگاری گزینه ای نیست. تقریباً در همه موارد ، ایجاد یک آدرس جدید ساده و بی هزینه است. این به خودی خود می تواند با وثیقه کامل یا نسبت وام به ارزش یک به یک حل شود. با این حال ، ارزهای رمزنگاری شده از نظر تاریخی نوسانات بالایی در نرخ ارز از گمانه زنی های اهرمی و سایر عدم قطعیت ها ، هم بین ارزهای رمزنگاری و هم با ارزهای فیات ، یا ارزهای رمزنگاری شده با فیات ، به نام stablecoins نشان می دهد. با توجه به اینکه انحلال یک فرآیند فوری یا بی پروا نیست ، حتی در DEFI ، در برابر نوسانات در ارزش وثیقه ، بیشتر سیستم عامل ها نسبت وام به ارزش را بیش از 100 ٪ می طلبند. اگرچه این ممکن است تنبیهی به نظر برسد ، بازار وام بیش از حد به دلیل تقاضای نقدینگی کوتاه مدت ، اهرم و بهینه سازی مالیات ، تقاضای زیادی در رمزنگاری می بیند. شرکت هایی مانند Gauntlet به پروتکل های DEFI کمک می کنند تا شرایط وثیقه را برای مطابقت با شرایط بازار بهینه کنند ، در رابطه با نوسانات ارز ، اجازه دادن به لاستیک و جذاب تر ، الزامات در زمان استابلر.
ما می توانیم رابطه وام فعلی را در DEFI مشاهده کنیم و بین یک وام گیرنده وثیقه و خود سکو. سکوها تمایل دارند دو نوع ارز رمزنگاری مرتبط را ارائه دهند: یک سفته ، که نشان دهنده ارزش وام و یک نشانه حاکمیتی است ، که به دارنده اجازه می دهد تا بر تصمیمات پلتفرم تأثیر بگذارد و اغلب بخشی از هزینه های سکوی را دریافت کند. هنگامی که یک وام گیرنده وام بر روی یک سکو ایجاد می کند ، قراردادهای هوشمند این پلتفرم حضانت وثیقه را برای طول عمر وام حفظ می کند. در عوض ، این پلتفرم سفته ای را فراهم می کند که می تواند برای وثیقه ارائه شده به همراه علاقه رد و بدل شود. این نشانه ها ، که اغلب با سرعت ثابت به یک فیات یا رمزنگاری می شوند ، می توانند بین طرفین منتقل شوند ، اما فقط حزب اصلی می تواند برای وثیقه مرتبط بازخرید کند.
بسیاری از خصوصیات جذاب برای Defi وجود دارد که مهمترین آنها شفافیت واقعی و توانایی اعتبارسنجی مستقل مالکیت و تسویه حساب است. این شفافیت باعث می شود اقدامات کلاهبرداری خاصی ، مانند فریب دادن وام دهندگان متعدد از طریق بازسازی دارایی های اهرمی از قبل اعمال شده ، همه چیز غیرممکن باشد. اما در حالی که این نوع خاصی از خطر را کاهش می دهد ، ریسک را به طور کامل از بین نمی برد. این ما را با سؤالات اساسی ما به وجود می آورد: چرا ریسک وجود دارد ، چه چیزی خطر را در Defi ایجاد می کند ، و چه کسی آن را تحمل می کند؟
چرا خطر وجود دارد؟
ما معمولاً خطر را در روابط وام سنتی به طور جداگانه برای وام گیرنده و وام دهنده مشاهده می کنیم. برای هر دو طرف ، ما می توانیم سه نوع اصلی خطر را رعایت کنیم: (1) خطر ارزیابی یا تغییر در ارزیابی سرمایه وام و مبلغ وام ، از جمله بهره.(2) خطر فرصت یا احتمال وجود پیشنهاد بهتر در آینده ؛و (3) خطر طرف مقابل.
در حالی که ارزیابی و خطر فرصت مهم است ، هر دو تمایل دارند که توسط وام دهنده و وام گیرنده در بازارهای رقابتی و مایع به همان اندازه شناخت یا ناشناخته باشند. ریسک مخالف ، به طبیعت ، از عدم تقارن اطلاعاتی ناشی می شود: وام گیرنده و وام دهنده دانش بهتری نسبت به طرف خود از معامله نسبت به دیگری دارند. این شکاف عمدتاً از دو طریق نشان می دهد: انتخاب نامطلوب و مشکلات اصلی عامل.
در معاملات سنتی ، معمولاً یک عنصر انتخاب نامطلوب وجود دارد. به عنوان مثال ، شرکتی که اوراق قرضه جدید صادر می کند ، نسبت به افرادی که اوراق قرضه خریداری می کنند ، بینش بهتری نسبت به موقعیت مالی و استراتژیک خود دارد. عدم تقارن اطلاعاتی بین وام دهنده و وام گیرنده به طور طبیعی تقاضای وام دهنده برای شخص ثالث قابل اعتماد را با بینش مادی در مورد وام گیرندگان ایجاد می کند که می توانند اندازه گیری خطر چند بعدی و پیچیده را به یک متریک که می تواند در بین وام گیرندگان مقایسه شود ، ساده کند. به عنوان یک حزب خنثی که اطلاعات ممتاز در مورد وام گیرنده را در اختیار دارد ، خواه یک تعهد به یک مسئله اوراق قرضه باشد یا یک مصرف کننده که وام شخصی می گیرد ، این به کاهش انتخاب جانبی که توسط وام دهندگان روبرو می شود ، کمک می کند. از طرف وام ، انتخاب نامطلوب با تنظیم و رقابت در بازار آزاد دوباره انجام می شود. وام دهندگان باید با یکدیگر رقابت کنند و باید مقررات را رعایت کنند.
انتخاب نامطلوب در دنیای مالی غیر متمرکز به نظر می رسد مشابه ، اما یکسان نیست. از طرف وام گیرنده ، نرخ بهره عمومی ، منبع باز و قابل اثبات است - از آنجا که کد وام در blockchain به طور ناچیز وجود دارد ، هیچ شکی نیست که روش نرخ ها دقیقاً نقشه ها را به خروجی نهایی ارائه می دهند. از طرف وام ، وضعیت فعلی DEFI به معنای فقط وام های بیش از حد است که امکان پذیر است. انتخاب نامطلوب تا حد زیادی به تابعی از ارزیابی وثیقه مناسب تبدیل می شود ، که کمتر از وثیقه کافی مایع نگران کننده است.
شفافیت blockchain همه به جز انتخاب منفی وام گیرنده از بین می رود زیرا استانداردهای وام کاملاً شفاف هستند. با این حال ، این سکو به خودی خود خطر بیشتری دارد. به عنوان مثال ، وجود محاسبات نرخ بهره عمومی به طور قابل توجهی توانایی یک پروتکل در دفاعی و سریع واکنش در برابر شرایط نامطلوب بازار را محدود می کند. در بحران های نقدینگی و کشش هایی که ارزش وثیقه ممکن است به سرعت کاهش یابد یا بسیاری از وام گیرندگان وثیقه ممکن است همزمان را پس بگیرند ، پروتکل ممکن است به صورت پویا نرخ را به سرعت تنظیم نکند تا جبران خسارات وارد شود. به همین ترتیب ، در حالی که ماهیت بی اعتماد رمزنگاری باعث می شود در نهایت تبعیض آمیز باشد ، از آنجا که پروتکل های تحت تأثیر وام های مبتنی بر فعالیت های مسدود شده ، وام های Defi در حال حاضر در الگوهای رفتاری وام گیرنده تاریخی تأثیر نمی گذارد و ممکن است مستعد ابتلا به بازیگران بد باشد.
بسیاری از واسطه های مالی سنتی به دلیل مسائل درگیری ذاتی وجود دارد که مأمورین می توانند از ریسک ناشی از اصلی ، چه فردی یا یک موجودی که نماینده آن هستند ، از پاداش های نامتقارن به دست بیاورند. در یک مثال برجسته ، جبران خسارت به مدیران صندوق تمایل به عملکرد مبتنی بر عملکرد دارد-جبران خسارت به عنوان پاداش بازده بالاتر افزایش می یابد. با این حال ، در روند نزولی ، ضررها به دلیل مسئولیت محدود تحمل می شوند. این به طور ضمنی به تصمیم گیری خطرناک ، غالباً به ضرر نهایی سرمایه گذاران صندوق پاداش می دهد.
این خطر اخلاقی اغلب از عدم تقارن اطلاعات رخ می دهد. مدیر صندوق مجدداً به دلیل اینکه او بیشتر از وضعیت واقعی سرمایه گذاری های صندوق نسبت به سرمایه گذاران صندوق می داند ، مجوز رایگان دارد. شخص ثالث عینی ، مانند خدمات سرمایه گذاران مودی ، برای کاهش این عدم تقارن وجود دارد. با تقطیر پیچیده ، اطلاعات ایدیوسنکراتیک در ارزیابی های قابل مقایسه و دقیق ریسک ، این باعث کاهش شکاف اطلاعات می شود و به اصلی سازی اصلی در نمایندگان وی کمک می کند.
در Defi ، درگیری اصلی عامل از طریق عدم تطابق در مشوق های بین کسانی که در این سکو سرمایه گذاری می کنند ، مانند ارائه دهندگان نقدینگی یا وام دهندگان و کسانی که حاکم بر این سکو هستند ، بوجود می آید. تقریباً مانند سهامداران یک شرکت بزرگ ، اکثر سیستم عامل ها تمایل دارند به دستور چند سرمایه گذار فعال با سهام بزرگ حاکمیتی که معمولاً انگیزه ای هماهنگ و بلند مدت برای ارتقاء بهترین شیوه های سلامت این سکو دارند ، باشد. در حالی که بسیاری از سیستم عامل ها به طور کامل از ریسک به کاربران نهایی عبور می کنند ، مانند فراهم کردن راه برای تعویض نشانه ها اما به عنوان یک طرف مقابل عمل نمی کنند ، برخی دیگر ممکن است خطر خاصی را برای ارتقاء سلامت پلتفرم به عهده بگیرند.
به عنوان مثال ، Makerdao ، سکوی بزرگ Defi که نظارت بر Stablecoin Dai را دارد ، از نرخ رقیب پس انداز DAI و هزینه های پایداری پلتفرم به عنوان روش های اصلی خود برای تنظیم عرضه و تقاضای وام ، ایجاد و از بین بردن نشانه MKR برای برآورده کردن اختلاف گنج های سکو استفاده می کند. این مستقیماً بر قیمت MKR تأثیر می گذارد ، اغلب به ضرر سرمایه گذاران. در حالی که این امر با فراهم کردن مکانیسم مستقیم برای تأثیر عرضه و تقاضا ، خطر ابتلا به سکو و PEG DAI-USD را در مواقع عادی کاهش می دهد ، این می تواند خطر دم را افزایش دهد و در صورت عدم تعادل عرضه و تقاضا به شدت عدم تعادل باشد.
به همین ترتیب ، برای بازارهای غیرمتمرکز مانند Uniswap Ethereum ، تراز نادرست مشوق های حاکمیتی می تواند تعادل خوب بین داوری ها و ارائه دهندگان نقدینگی را بشکند ، یا کسانی که دارایی را وام می دهند تا توسط سازندگان بازار خودکار مبادله کنند. بر خلاف معاملات سنتی ایالات متحده ، جایی که مقررات تقریباً اختلاف قیمت بین مبادله را از طریق سیستم ملی بهترین پیشنهاد و پیشنهاد از بین می برد ، بسیاری از پروتکل های DEFI برای حفظ هماهنگ سازی قیمت بازار باید به فعالیت داوری مداوم تکیه کنند. این رایگان نیست. دقیقاً مانند تخفیف های سنتی ساخت بازار که توسط برخی از سالن های سهام ایالات متحده ارائه می شود ، پروتکل ها اغلب با ضرر قابل توجهی عمل می کنند ، به خصوص در ابتدا ، برای ایجاد نقدینگی ، که بیش از حد می تواند منجر به قیمت گذاری ناکارآمد شود. اگر پروتکل بیش از حد داوری ها را تحریک کند ، ارائه دهندگان نقدینگی از بین می روند و پروتکل را قادر به عملکرد صحیح نمی کند. بهینه سازی این تعادل در فواصل منظم برای بقای طولانی مدت یک پروتکل بسیار مهم است.
سؤال حاکمیت یک درگیری کلاسیک عامل اصلی است: اگرچه ارائه دهندگان نقدینگی و کاربران پلت فرم ارزش بلند مدت خود را ارائه می دهند ، سرنوشت این پلتفرم در اصل توسط یک نهاد حاکمیتی بسیار کوچکتر (در عمل) کنترل می شود. با تشدید مشکل ، به عنوان نشانه های حاکمیت آزادانه در مبادلات ، دلالان کوتاه مدت یا سرمایه گذاران فعال می توانند حاکمیت مناسب سکوی را مختل کنند و باعث کاهش ثبات و به خطر انداختن سلامت بلند مدت شوند. با این حال ، در عمل ، با توجه به بزرگترین دارندگان به دنبال ایجاد ارزش حاکمیت از طریق رشد و ثبات طولانی مدت ، این مسئله محدود است.
اگر یک وام ساده را تصور کنیم ، می توانیم به وضوح ریسک طرف مقابل را رعایت کنیم که در طول عمر وام در وام دهنده قرار می گیرد. بعد از اینکه یک وام گیرنده سرمایه وام را دریافت کرد ، در هر مقطع زمانی تا بازپرداخت کامل ، وام گیرنده می تواند با تمایل یا ناخواسته تصمیم بگیرد که به طور پیش فرض انتخاب کند و وام دهنده را با مقداری ضرر ترک کند. این نکته مهم را برجسته می کند: در حالی که وام گیرنده می تواند وام را بر اساس وضعیت فعلی وام دهنده ایجاد کند ، با فرض اینکه سرمایه وام به وام دهنده وابسته نیست ، مانند ارز فیات ، وام دهنده باید در طول عمر وام ریسک کند.
با توجه به مقیاس بازارهای اعتباری سنتی ، انگیزه قابل توجهی برای هر دو طرف برای دستیابی به بهترین معامله وجود دارد ، که ناشی از اندازه گیری صحیح این خطر است. در یک بازار وام رقابتی که در آن بسیاری از وام گیرندگان و وام دهندگان وجود دارند ، این امر در گسترش تعهد بدهی اندازه گیری می شود ، که نشان دهنده بهترین قیمت بازار برای ریسک تعهد است. این خطر را می توان در سطح تعهد دهنده منعکس کرد ، که برای کلیه صدور بدهی توسط همان تعهد اعمال می شود ، یا صدور تأثیر را به صورت نامتقارن اعمال می کند. به عنوان مثال ، خطر پرداخت بدهی ممکن است بیشتر نگرانی برای صدور با تاریخ بلوغ طولانی باشد.
ما معمولاً ریسک را در دو بعد ارزیابی می کنیم: احتمال نکول و ضرر با توجه به نکول. در سطح متعهد، می توانیم ریسک نکول را با مقایسه بازده در مقابل نرخ بدون ریسک تخمین بزنیم. با این حال، از آنجایی که بیشتر بدهی ها به ندرت معامله می شوند، استفاده از آخرین قیمت معامله شده ممکن است منعکس کننده اطلاعات ریسک به روز نباشد. برای شرکت های سهامی عام، می توانیم با در نظر گرفتن حقوق صاحبان سهام به عنوان یک اختیار خرید بر روی ارزش دارایی شرکت، ریسک های ضمنی را از ارزش حقوق صاحبان سهام استخراج کنیم. این به ما یک رویکرد زمان واقعی قوی تر برای پیش بینی احتمال پیش فرض یک شرکت می دهد و ستون فقرات متدولوژی اختصاصی فرکانس پیش فرض پیش فرض (EDF) Moody's Analytics را تشکیل می دهد. روش دیگر، ما می توانیم ریسک را با استفاده از اطلاعات مالی و رفتاری وام گیرندگان برای شرکت های غیر بورسی مدل سازی کنیم.
در الگوی وام دهی بیش از حد وثیقه فعلی، ما می توانیم وام دهی را بین یک وام گیرنده بیش از حد وثیقه و خود پلتفرم درک کنیم. در بیشتر پیاده سازی های رایج، یک پلتفرم معمولاً حداقل دو ابزار صادر می کند: یک نشانه حاکمیتی، که به دارندگان اجازه می دهد در مورد حاکمیت پلتفرم رأی دهند. و یک توکن سفته که نشان دهنده ارزش وام است که اغلب به ارز دیگری متصل می شود.
برای وام گیرنده وثیقه شده، ریسک طرف مقابل عمدتاً به عملکرد صحیح پلت فرم مربوط می شود. در صورت عدم انحلال وثیقه نامناسب، مانند خطای پلت فرم یا هک، وام گیرنده می تواند توکن های سفته دریافتی به اضافه سود تعلق گرفته را برای بازیابی وثیقه ارائه شده، بدون توجه به قیمت بازار توکن سفته، بازگرداند. با این حال، حتی در مورد انحلال نامناسب برخی وثیقه ها، اولین حامل ریسک معمولاً خود پروتکل از طریق دارندگان توکن حاکمیتی آن است.
در بسیاری از موارد، نشانه های حاکمیتی به عنوان مکانیزمی برای کسری عمل می کنند که پروتکل های DeFi متحمل ضرر می شوند، از جمله در اثر انحلال نامناسب. اغلب، پروتکل ها به دارندگان حاکمیت با سوزاندن، تخریب یا بی اعتبار کردن توکن های حاکمیتی با خرید در بازار آزاد، مشابه با خرید سهام، زمانی که پلتفرم سودآور است، پاداش می دهند. در ازای پذیرش ریسک، اکثر پلتفرم ها علاوه بر این، به دارندگان حاکمیت با سود سهام عادی از کارمزدهای دریافت شده توسط پلت فرم پاداش می دهند.
هنگامی که این پلتفرم ضرر و زیان قابل توجهی را تجربه می کند ، می توان نشانه های حاکمیتی را ایجاد کرد ، ارزش رقیق می کند اما این سکو را با سرمایه اضطراری تزریق می کند. این تضمین می کند که تراز بین دارندگان نشانه های حاکمیت و خود سکو - حاکمیت خوب باید برای دارندگان سودآور باشد ، در حالی که حاکمیت بد باید مجازات شود. با این حال ، این همچنین به معنای مکانیسمی برای سنجش خطر است. به همان اندازه که ما قیمت عدالت یک شرکت را به عنوان یک پیش بینی کننده قوی از احتمال پیش فرض آینده می بینیم ، همانطور که در مدل ریسک اعتباری مرتون ، ما می توانیم به طور مشابه عملکرد نشانه های حاکمیت را به عنوان یک معیار کمی از چشم انداز بازار در مورد پروتکل معین مشاهده کنیم. خطر.
جالب تر اینکه ، این خطر باید در دارایی سفته نیز منعکس شود. در حالی که بسیاری از پروتکل ها دارای سفته های سفته به یک معیار خاص هستند ، مقدار واقعی تمایل دارد که خطر ضمنی وثیقه اساسی را منعکس کند. به عنوان یک نمونه نسبتاً افراطی ، می توانیم دوباره به Makerdao نگاه کنیم. در رایج ترین نتیجه ، اگر دای از میخ خود دور می شد ، می توان آن را به دلیل وثیقه مرتبط با آن بازخرید کرد ، بدون اینکه ضرر خالص به وام گیرنده وثیقه داشته باشد. با این حال ، اگر تمام وثیقه در Makerdao به طور نادرست انحلال می شد ، این سکو می تواند سعی کند نعناع و حراج مدیریت خود ، MKR ، حلال بماند و این کمبود را پوشش دهد. در یک بحران شدید ، این ممکن است کافی نباشد. دای بی ارزش می شود و هیچ وثیقه ای برای حمایت از آن ندارد و وام گیرنده وثیقه می تواند برخی یا تمام سرمایه خود را از دست بدهد.
با این حال ، چنین رویدادی احتمال کم است. حتی در اعماق سقوط Covid-19 2020 به عنوان رایج ترین وثیقه Makerdao ، اتر ، ارزش نصف در روزها ، ارزش سفته به طرز چشمگیری پایدار ماند ، اگرچه به طور خلاصه میخ خود را از دست داد.
خطر چیست و چگونه آن را مدل می کنیم؟
با وجود این خطرات ، علاقه به Defi به طور قابل توجهی رشد کرده است ، که با قول فناوری برای تبدیل خدمات مالی به سمت آن سوق داده می شود. با توجه به اینکه سرمایه گذاران نهادی بیشتر در نظر گرفتن تخصیص دارند ، این طبیعتاً حاکی از نیاز به یک روش مداوم در ارزیابی و تعیین کمیت ابعاد فوق از خطر است. با توجه به تکامل سریع و تکثیر DEFI ، تعیین صحیح ریسک دشوار بوده است. چگونه می توانیم در مورد امتیاز دهی و مدل سازی در پارادایم جدید فکر کنیم؟
تجزیه و تحلیل ریسک در پروتکل های DEFI در مقایسه با مالی سنتی می تواند کاملاً متفاوت باشد. شفافیت و ترکیب پروتکل های DEFI امکان ارزیابی فنی تر از خطر را فراهم می کند. به عنوان مثال ، به جای ایجاد مدل های VAR برای پیش بینی خطر ناشناخته طرف مقابل ، می توان مدل های ریز دانه را مستقیماً بر روی داده های شرکت کننده در بازار تاریخی آموزش داد. معاملات قبلی ، نقل و انتقالات و وام های کاربر همه عموم هستند و بینش مستقیم از رفتار خود ارائه می دهند. با این حال ، پیچیدگی فنی چنین مدلهایی بسیار بیشتر است. باید با دقت اطمینان حاصل کرد که مکانیک و پیش بینی های یک مدل با اجرای دقیق قرارداد هوشمند مورد استفاده مطابقت دارد. علاوه بر این ، تمایل به اصلی ترین مدیران/نمایندگان در DEFI وجود دارد ، زیرا ما یک موجود معتبر واحد را جایگزین می کنیم و بسیاری از نهادهای غیرقابل اعتماد به اجماع می آیند. این بدان معناست که مدل ها باید نسبت به آنچه که معمولاً در امور مالی سنتی یافت می شود ، تنوع بیشتری را در رفتار همتایی حساب کنند.
به طور کلی ، ما می توانیم ابعاد بحرانی ریسک را که تمایل به تأثیرگذاری بر همه پروتکل های DEFI دارند ، شناسایی کنیم ، هرچند که به همان اندازه نیست. در حالی که یک موضوع در حال تحول است ، هنوز هم تا حد زیادی ریسک موجود در ابزارهای مالی سنتی را آینه می دهد. به طور گسترده ، این ابعاد می تواند در خطرات سیستمیک جدا شود ، یا خطرات ناشی از بخش بزرگی از اکوسیستم Defi ، و خطرات ایدیوسنکراتیک یا خطرات ناشی از تأثیر یک پروتکل واحد یا گروهی از پروتکل ها. گرچه خطرات ایدیوسنکراتیک از نظر طبیعت منحصر به فرد برای یک بستر خاص است ، اما قرار گرفتن در معرض عوامل خطر سیستمیک نیز ممکن است در هر پلتفرم تفاوت چشمگیری داشته باشد.
عوامل خطر سیستمیک در DEFI شامل موارد زیر است:
- ریسک ارز: بازار رمزنگاری به ویژه بی ثبات است و قرار گرفتن در معرض ریسک اساسی ارز و دارایی های مشتق مانند پروتکل های ساخته شده در بالای blockchains ، خطر قابل توجهی دارد. به طور مشابه ، اتصال ارتباطات DEFI به معنای اندازه گیری خطر ایدیوسنکراتیک یک سکوی مفرد دشوار است.
- خطر نظارتی: دیدگاه های تنظیم کننده در مورد و واکنش های Defi در حال تحول است و راهنمایی های کمی در مورد فضا تاکنون انجام می شود. طولانی مدت ، عدم اطمینان قابل توجهی در مورد تأثیر مقررات بر Defi وجود دارد زیرا دولت ها به دنبال یافتن تعادل مناسب بین فرصت های ایجاد شده توسط فناوری و خطرات احتمالی آنها برای سیستم مالی هستند.
- ریسک blockchain: در حالی که برخی از سیستم عامل ها چندین blockchain را از نظر عملیاتی دارند ، متداول ترین طراحی پلت فرم از یک blockchain مفرد برای لایه پروتکل خود استفاده می کند. این خطر ضمنی در خود blockchain ایجاد می کند. در صورتی که محفظه زیرین به خطر بیفتد یا در غیر این صورت رها شود ، این سکو نیز به همین ترتیب رنج می برد.
عوامل خطر ایدیوسکراتیک شامل موارد زیر است:
- ریسک قرارداد امنیتی: برخلاف امور مالی سنتی ، کلمه نهایی در DEFI کد است. یک پلتفرم فقط به اندازه کد قرارداد هوشمند و کیفیت تیم خود فقط با ارزش و امن است. چندین هک قابل توجه در فضای Defi وجود داشته است که خسارات تخمین زده شده در میلیارد ها نفر است.
- ریسک حاکمیت: سکوهای DEFI با حكومت خود زندگی می كنند و می میرند. از ترفندهای پارامتر ساده برای اطمینان از ثبات تا نگهداری پیچیده تر مانند به روزرسانی ها و تغییرات ، حاکمیت یک عامل اصلی خطر است که نه تنها می تواند یک پروتکل واحد را تحت تأثیر قرار دهد ، بلکه می تواند با توجه به ترکیب Defi ، در پروتکل های وابسته به مرتبه دوم بر پروتکل های وابسته نیز داشته باشد.
- Oracle Risk: برای معاملات و قراردادهای وابسته به رویدادهای خارج از بلوک ، مانند تغییر در قیمت ، نهادهای قابل اعتماد به نام Oracles وظیفه دارند داده ها را به صورت به موقع و ایمن ارائه دهند. اوراکل می تواند به شکل سایر قراردادهای هوشمند ، سایر blockchains یا منابع داده خارجی باشد. با این حال ، به دلیل موقعیت ممتاز آنها ، اوراکل ها به طور خاص برای دستکاری هدف قرار می گیرند ، با نتایج بالقوه فاجعه بار. مسائل مربوط به Oracle به طرز نامحسی بیش از 120 میلیون دلار ضرر برای وام دهندگان مانند تأمین مالی کرم و ضرر تقریباً بزرگ در AAVE ایجاد کرد که در نهایت با پیشنهاد مدیریت Gauntlet کاهش یافت.
- خطر تعاونی: در پارادایم بیش از حد با حریف فعلی ، خطر اصلی تعبیه شده در روابط وام دهنده وام دهنده ناشی از ارزیابی و وثیقه نادرست و انحلال است. انحلال تا حد زیادی غیرمتمرکز است و سکوها به اشخاص ثالث متکی هستند تا در ازای هزینه های مورد نیاز وثیقه را به عنوان مورد نیاز خود نقد کنند. هنگامی که مکانیسم ارزیابی-مایع سازی از بین می رود ، این باعث خطر و فرصت قابل توجهی می شود. این اتفاق در 12 مارس 2020 رخ داد که حراج وثیقه Makerdao دارای یک انحلال دهنده خوش شانس بود که 8. 32 میلیون دلار ارزش وثیقه را با قیمت 0 دلار خریداری کرد.
این منجر به مهمترین عامل در درک قرار گرفتن در معرض خطر پلتفرم می شود: تکنیک های کاهش. در حالی که تمام سیستم عامل های DEFI ممکن است به بدوی های مشابه بستگی داشته باشد-یعنی وجود یک blockchain با حمایت از قرارداد هوشمند و وثیقه قابل دسترسی رمزنگاری-اقتصاد که در طراحی پروتکل ، کیفیت قراردادهای هوشمند و ادامه نگهداری توسط توسعه دهندگان و ترفند پویا کدگذاری شده است. پارامترهای کلیدی توسط دارندگان حاکم به طور چشمگیری بر میزان ریسک تأثیر می گذارد.
در حالی که جامع نیست ، ما می توانیم بهترین و بدترین موارد را برای عوامل خطر شناسایی شده برای یک بستر دلخواه ، همراه با فاکتورهای نمونه که ممکن است در معرض خطر قرار بگیرد ، بیان کنیم.
آینده ارزیابی ریسک رمزنگاری
با توجه به چند بعدی بودن ریسک ، مدل سازی ریسک مداوم باید تمام منابع مشخص شده برای یک پروتکل DEFI را در نظر بگیرد - قرارداد ، ثبات بازار/ارز ، وابستگی های اوراکل/خارجی ، مدیریت ، نظارتی و همکاری. یک چارچوب ارزیابی ریسک منسجم که اندازه گیری به موقع ریسک یک پروتکل خاص را امکان پذیر می کند و امکان مقایسه خطرات در پروتکل ها را فراهم می کند ، به کاهش بسیاری از موانع برای رشد بیشتر کمک می کند و به تسهیل تصمیمات آگاهانه سرمایه گذاری در فضا کمک می کند.
با ادامه کار و سیستم های مالی سنتی ، راه حل این چالش به همگرایی دانش و تخصص ارائه دهندگان ارزیابی ریسک جدید و مستقر نیاز دارد. شرکت هایی مانند Gauntlet ، که در پروفایل و تجزیه و تحلیل رفتار کاربر تخصص دارند ، می توانند مدل های خاص پلتفرم را بر اساس وام زنجیره ای و تاریخ تجارت در سیستم عامل بسازند. Gauntlet با همکاری مستقیم با تیم های حاکمیتی از پروتکل های مشتری برای تغییر پویا پارامترهای مهم ، یک رویکرد سیستماتیک برای مدیریت ثبات پلتفرم ، کاهش هم حاکمیت و هم خطر همکاری فراهم می کند.
در حالی که Defi هم فرصت های جدید و هم خطرات جدید را ارائه می دهد ، هدف آن حل نیازهای یکسان بازار برای سرمایه و خدمات به عنوان اکوسیستم مالی سنتی است و عمدتاً از همان شرکت کنندگان بهره مند می شود. با ترسیم این موازی ها و تخصص های تخصصی و ارزیابی ریسک از تجزیه و تحلیل مودی ، می توانیم آینده ای روشن تر و ایمن تر را برای این فضای هیجان انگیز و به سرعت در حال تحول طراحی کنیم. هر دو Analytics Gauntlet و Moody مشتاقانه منتظر هستند تا با بازار گفتگو در مورد توسعه یک چارچوب ارزیابی ریسک درگیر شوند.
نرم افزار مفید تریدر...
ما را در سایت نرم افزار مفید تریدر دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : احمد شاملو
بازدید : 34
تاريخ : شنبه
3 تير
1402 ساعت: 1:20