معنی شکستن به انگلیسی

ساخت وبلاگ

(باعث کردن) جدا شدن ناگهانی یا خشونت آمیز چیزی به دو یا چند قطعه، یا (موجب از کار افتادن چیزی) با آسیب دیدن:

  • من قصد شکستن گوشی شما را نداشتم. سال گذشته جمجمه اش شکست. یکی از بچه ها کامپیوتر را شکسته است. توپ به پنجره برخورد کرد و آن را شکست. گلدان را انداختم و شکست. خط کش را خم کرد و شکست.
  • هنگام بالا رفتن از حصار دستم آسیب دید. این بمب ده نفر کشته و تعداد زیادی زخمی شدند. او در این حمله به شدت مجروح شد که پزشکان گفتند ممکن است دیگر هرگز راه نرود. این جنایات هزاران نفر را کشته یا معلول کرده است. نگهبانان متهم به شکنجه زندانیان بودند. با چاقو آشپزخانه به طرز مرگباری مورد ضربات چاقو قرار گرفت.
  • یک تخم مرغ بردارید و آن را در کاسه بشکنید.
  • من پایم شکسته است، اما دکتر می گوید که این یک شکستگی تمیز است، بنابراین باید به راحتی درمان شود.
  • اگر به زور زیپ را فشار دهید، می شکند.
  • در مهمانی اوضاع کمی وحشی شد و سه شیشه شکست.
  • مادرش او را به خاطر شکستن کتاب مورد علاقه اش سرزنش کردند.

فعل شکستن (پایان)

  • روال هر روز یکسان بود و چیزی برای شکستن یکنواختی وجود نداشت.
  • آواز برفک تنها صدایی بود که سکوت را شکست.
  • او موفق به رمزگشایی / شکستن / شکستن کد شد.
  • من دارم سعی می کنم او را مجبور کنم که وقتی شب به خانه می آید عادت روشن کردن تلویزیون را ترک کند.
  • او در تلاش برای شکستن رکورد جهانی به طرز خطرناکی به کشتن خود نزدیک شد.
  • رها کردن
  • رها شدن
  • همه چیزهای خوب (باید) به یک اصطلاح پایانی بیایند
  • و با آن اصطلاح انجام داده اند
  • بیش از اصطلاح کوهان باشد
  • درمان
  • چیزی را وارد کن
  • کشتن چیزی از سنگ مرده اصطلاح
  • در زدن
  • کوبیدن (چیزی)
  • قرار دادن
  • lay the ghost of something (به استراحت) اصطلاح
  • درب
  • بلند کردن
  • بالا بردن
  • استنشاق
  • استدلال
  • ساقه
  • درپوش
  • اصطلاح خفه کردن چیزی در بدو تولد

فعل شکستن (اطاعت نکردن)

  • آنها در هر فرصتی اغفال کردند که قوانین مدرسه را زیر پا بگذارند.
  • به نظر می رسد او فکر می کند که قانون شکنی کاملاً درست است.
  • او در بدترین حالت فاسد است و در بهترین حالت آگاهانه قوانین را زیر پا گذاشته است.
  • او عهدش را شکست و کاری از دست ما برنمی آمد.
  • آنها با دست کشیدن از شغل خود و خودکفایی قراردادها را شکستند.
  • پایبند بودن
  • به چیزی پایبند باشید
  • پایبند
  • پایبند به چیزی
  • بازیگر بد
  • دلار
  • کمیسیون
  • در راستای یک اصطلاح
  • نقض کردن
  • نقض
  • عدم انطباق
  • ناسازگار
  • عدم رعایت
  • غیر متخلف
  • رعایت
  • توهین کردن
  • در سمت راست / نادرست اصطلاح قانون
  • منحرف
  • خود متهم سازی
  • چوب

همچنین می توانید کلمات، عبارات و مترادف های مرتبط را در موضوعات پیدا کنید:

فعل شکستن (DIVIDE)

  • آنزیم در بزاق دهان ، روند تجزیه غذا را انجام می دهد.
  • ویتامین B6 به ایجاد و تجزیه کربوهیدرات ها ، چربی ها و پروتئین ها کمک می کند و در شکل گیری و نگهداری سیستم عصبی کمک می کند.
  • برنامه درسی به چهار MainAreas تقسیم می شود: خواندن ، نوشتن ، گوش دادن و صحبت کردن.
  • داستان به بخش کوچکی از متن تقسیم می شود تا به خودشان کمک کنند.
  • اگر برنامه های بزرگ را به یک سری از کوچک کوچک تبدیل کنید ، بسیار ساده تر است.

فعل شکستن (قطع)

  • سارا می گوید با گذشته به یک استراحت تمیز نیاز دارد.
  • من به یک استراحت نیاز دارم ، یک صحنه کامل از صحنه.
  • من می بینم که در حال نزدیک شدن است ، بنابراین بیایید استراحت کنیم.
  • در هنگام استراحت بین بازی ها ، او نوشیدنی آب داشت و تعریق را از صورت و بازوها با حوله پاک کرد.
  • شما نباید بیش از سه ساعت رانندگی کنید بدون اینکه استراحت کنید.

Verb Break (استفاده از نیروی)

  • نابود کردن
  • نابودی
  • آخر الزمان
  • ضربه شدید
  • Bash Through (چیزی)
  • در محراب چیزی اصطلاح قربانی شود
  • سقوط کردن
  • در قطعات اصطلاحات
  • غیرقانونی بودن
  • چیزی را از بین ببرید
  • غاز را که اصطلاح تخم مرغ طلایی را می گذارد بکشید
  • قربانی
  • خود تخریبی
  • خود داری
  • خرد کردن
  • فرو رفتن
  • غرفه
  • چیزی را در
  • اشک
  • پاک کردن

فعل شکستن (احساسات)

Verb Break (شناخته شده است)

  • (کلمه) اصطلاح است/از آن خارج می شود
  • ضد سوکری
  • کانال پشتی
  • لخت
  • IDIOM پوشش کسی را منفجر کنید
  • ضربه/درب را از چیزی اصطلاحات بردارید
  • از بین بردن
  • نگه داشتن
  • در هم ریختگی
  • بوسه
  • شواهد ملکه
  • موش
  • موش بر روی کسی/چیزی
  • دوباره معرفی کردن
  • بطور فاش
  • وحی
  • شواهد دولت
  • نکته
  • فراش
  • بارگیری کردن

Verb Break (امواج)

Verb Break (آب و هوا)

همچنین می توانید کلمات، عبارات و مترادف های مرتبط را در موضوعات پیدا کنید:

Verb Break (طوفان)

همچنین می توانید کلمات، عبارات و مترادف های مرتبط را در موضوعات پیدا کنید:

فعل شکستن (روز)

Verb Break (صدا)

همچنین می توانید کلمات، عبارات و مترادف های مرتبط را در موضوعات پیدا کنید:

Verb Break (تنیس)

Break Verb (ورزش توپ تیم)

اگر تیمی شکسته شود ، توپ را در نیمه خود به دست می آورد و به سرعت به نیمه تیم مقابل حمله می کند:

Verb Break (استخر/اسنوکر)

Verb Break (توپ)

اصطلاحات

افعال مرکب

مرورگر شما از صوتی HTML5 پشتیبانی نمی کند

مرورگر شما از صوتی HTML5 پشتیبانی نمی کند

BREAK TOM (قطع)

زمان منظم در اواسط صبح یا بعد از ظهر ، برای دانش آموزان مدرسه برای صحبت یا بازی ، و گاهی اوقات غذا یا نوشیدنی دارد:

  • سارا می گوید با گذشته به یک استراحت تمیز نیاز دارد.
  • من به یک استراحت نیاز دارم ، یک صحنه کامل از صحنه.
  • من می بینم که در حال نزدیک شدن است ، بنابراین بیایید استراحت کنیم.
  • در هنگام استراحت بین بازی ها ، او نوشیدنی آب داشت و تعریق را از صورت و بازوها با حوله پاک کرد.
  • شما نباید بیش از سه ساعت رانندگی کنید بدون اینکه استراحت کنید.

همچنین می توانید کلمات، عبارات و مترادف های مرتبط را در موضوعات پیدا کنید:

اسم شکست (فرصت)

  • فرصتی برای خداحافظی پیدا نکردم. همه فرصت اظهار نظر خواهند داشت. شکست بزرگ او زمانی اتفاق افتاد که به او بازی در یک فیلم اسپیلبرگ پیشنهاد شد. او امیدوار بود نوشتن یک مقاله نظر برای تایمز سکوی پرشی باشد که او برای ورود به روزنامه نگاری نیاز داشت.
  • دیگری/یک لقمه دوم در/از اصطلاح گیلاس
  • با یک اصطلاح فریاد وارد شوید
  • بهترین اصطلاح
  • گاز گرفتن
  • پا
  • نیم
  • یونجه
  • فضای سر
  • این اصطلاح اکنون یا هرگز نیست
  • سالن آخرین فرصت
  • نگاه کن
  • عبور
  • سکو
  • محدوده
  • ویترین مغازه
  • بو کردن اصطلاح خون
  • نگاه یواشکی
  • رویای آمریکایی
  • ماهی های بیشتری در اصطلاح دریا وجود دارد
  • پنجره

اسم شکست (چه اتفاقی می افتد)

روشی که همه چیز اتفاق می افتد، معمولاً زمانی که این برای شما بد است اما نمی توانید کاری برای تغییر آن انجام دهید:

  • برای رسیدن به نتیجه یکسان، ممکن است یک نفر نیاز به کار بسیار بیشتری نسبت به فرد دیگر داشته باشد. آنها از وقفه هایی هستند که می ترسم.
  • اخیراً تعطیلات بالاخره به راه من شروع شده است.
  • این یک نتیجه ناامیدکننده بود، اما فکر می کنم آنها استراحت هستند.
  • تراز کردن
  • بد / سخت / شانس سخت! اصطلاح
  • بد شانس در اصطلاح کسی
  • به اصطلاح شانس خود را پایین بیاورید
  • اصطلاح be in/out of luck
  • برکت
  • بخت به یک اصطلاح لبخند می زند
  • انتهای کوتاه اصطلاح چوب را دریافت کنید
  • نعمت خدا
  • رحمت
  • بدبخت
  • رحیم - مهربان
  • با رحمت
  • رحمت
  • معجزه
  • ماجراجویی
  • خط
  • وودو
  • با هر اصطلاح شانس
  • شانس شما در! اصطلاح

همچنین می توانید کلمات، عبارات و مترادف های مرتبط را در موضوعات پیدا کنید:

اسم شکست (DAMAGE)

  • او به دلیل جراحات جزئی تحت درمان قرار گرفت. بیشتر مجروحان جراحات گلوله داشتند. او تنها با بریدگی و کبودی از تصادف دور شد. بر اثر زخم عمیق پایش خونریزی شدیدی داشت. خراش های کوچکی روی تمام دست هایش داشت. گزارش پزشک حاکی از بریدگی رگ گردن بوده است.

اسم شکست (پایان)

قطع رابطه صمیمانه با کسی، به خصوص متوقف کردن زندگی با او، یا تغییر مسیری که برای مدت طولانی داشته اید:

اسم شکست (تنیس)

اسم شکست (استخر/اسنوکر)

در اسنوکر و بیلیارد، تعداد امتیازهایی که بازیکن در یک نوبت در ضربه زدن به توپ کسب می کند:

اسم شکست (ورزش های توپی تیمی)

اسم شکست ( ESCAPE )

اسم شکست (صبح)

شکستن |دیکشنری آمریکایی

مرورگر شما از صوتی HTML5 پشتیبانی نمی کند

فعل شکستن (DAMAGE)

جدا کردن چیزی به طور ناگهانی یا خشونت در دو یا چند قطعه ، یا متوقف کردن کار با آسیب دیدگی:

فعل شکستن (قطع)

فعل شکستن (پایان)

Verb Break (جداگانه)

فعل شکستن (اطاعت نکردن)

Verb Break (شناخته شوید)

فعل شکستن (حرکت)

اصطلاحات

افعال مرکب

مرورگر شما از صوتی HTML5 پشتیبانی نمی کند

اسم شکست (فرصت)

BREAK TOM (مکان آسیب دیده)

BREAK TOM (قطع)

BREAK OUN (صبح زود)

استراحت |انگلیسی

مرورگر شما از صوتی HTML5 پشتیبانی نمی کند

مرورگر شما از صوتی HTML5 پشتیبانی نمی کند

انجام کاری که خلاف قانون باشد ، یا کاری انجام ندهید که باید انجام دهید یا قول داده اید انجام دهید:

در پایان یک فعالیت تجاری ، سود و زیان نداشته باشید زیرا فقط برای پرداخت هزینه های خود پول کافی می گیرید:

Break Ground On Sth این شرکت اخیراً در مرکز تولید جدید خود در ویرجینیا بیچ ، واشنگتن ، زمین را شکست.

افعال مرکب

مرورگر شما از صوتی HTML5 پشتیبانی نمی کند

مرورگر شما از صوتی HTML5 پشتیبانی نمی کند

قیمت طلا دوباره تجمع کرد ، حرکتی که معامله گران گفتند می تواند یک شکست دیگر بالاتر از 400 دلار در هر اونس را پیش بینی کند.

همچنین ببینید

نمونه هایی از استراحت

به حدی که مکالمات به طور ضمنی انتظار می رود یا برنامه ریزی شده است که با شام ، استراحت قهوه یا سایر فعالیت های برنامه ریزی شده همزمان شود ، آنها نیز به طور موقت محدود می شوند.

گزارش هایی از برخی فعالیت های محلی Fumarole در طی 100 سال گذشته گزارش شده است ، و یک جریان جدید گدازه فقط 20 سال پیش آغاز شده است.

با این حال ، در اواخر قرن ، تعداد معدودی از زنان موفق به شکستن صفوف حرفه ای مردانه و دستیابی به مدرک پزشکی شدند.

سه شاخه مستقل را می توان مشاهده کرد: انحطاط با شکستن تقارن از طریق جابجایی یکی از جت ها حذف شده است.

شرکت کنندگان بین دو شرط استراحت کردند و سپس روش دیگر را به پایان رساندند و دوباره با شش مورد آموزشی جدید شروع کردند.

آنها به طور معمول در انتهای جلسات اتفاق می افتند ، غالباً وقتی مردم از یک اتاق بیرون می روند و حتی در هنگام استراحت های اجتماعی.

صداها ریتم داده شده توسط بخش کوبه ای را اتخاذ می کنند و جملات با شکسته شدن در قطعات کوتاه مکانیکی می شوند.

نوآوری که می تواند به صورت جزئی شکسته شود یا به صورت جزئی امتحان شود ، احتمال استفاده و فرزندخواندگی را نیز افزایش می دهد.

تسکین محلی توسط فلات رسوبی ارتفاع کم (Chapadas) مشخص می شود ، که توسط شبکه ای از افسردگی های محیطی یا بین اتوتان شکسته می شوند.

شکسته شدن خط در نسخه ارتوگرافی ممکن است مکان هایی برای مکث باشد ، اما ممکن است چیز دیگری را نشان دهد: یک نقطه بازتاب یا تشدید.

این مثالها از شرکت و منابع موجود در وب است. هرگونه نظر در مثال ، نظر ویراستاران فرهنگ لغت کمبریج یا انتشارات دانشگاه کمبریج یا مجوزهای آن را نشان نمی دهد.

جمع آوری با استراحت

زنگ تفريح

اینها کلماتی هستند که اغلب در ترکیب با استراحت استفاده می شوند.

برای دیدن نمونه های بیشتر از آن ، روی یک جمع کلیک کنید.

این دسترسی مستلزم یک استراحت قاطع با سنت نخبه گرا و باطنی است که از غیرفعال و هرمتیکیست ها استفاده می شود.

این مثالها از شرکت و منابع موجود در وب است. هرگونه نظر در مثال ، نظر ویراستاران فرهنگ لغت کمبریج یا انتشارات دانشگاه کمبریج یا مجوزهای آن را نشان نمی دهد.

نرم افزار مفید تریدر...
ما را در سایت نرم افزار مفید تریدر دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : احمد شاملو بازدید : 44 تاريخ : چهارشنبه 27 ارديبهشت 1402 ساعت: 17:11