
فقط به این دلیل که یک نامزد ریاست جمهوری ایالات متحده تجارت آزاد در مسیر مبارزات انتخاباتی را کاهش می دهد ، به این معنی نیست که او نمی تواند پس از انتخاب آن را در آغوش بگیرد. از این گذشته ، باراک اوباما به عنوان سناتور ایالات متحده به توافق نامه تجارت آزاد آمریکای مرکزی رأی داد و توافق نامه تجارت آزاد آمریکای شمالی (NAFTA) را به عنوان نامزد ریاست جمهوری نادیده گرفت. با این حال ، در دفتر ، وی به قهرمان مشارکت ترانس اقیانوس آرام (TPP) ، یک معامله بزرگ تجاری با 11 کشور دیگر در اقیانوس آرام رسید.
با این حال ، در چرخه انتخابات فعلی ، حملات بلاغی به سیاست تجارت ایالات متحده چنان آتشین شده است که تصور تحولات مشابه دشوار است. کاندیدای دموکرات برنی سندرز در برابر توافق نامه های تجاری "فاجعه بار" ، که به گفته وی ، شغل های هزینه ای داشته و به طبقه متوسط آسیب رسانده است ، راهپیمایی کرده است. دونالد ترامپ جمهوری خواه شکایت می کند که چین ، ژاپن و مکزیک به لطف معاملات بد مذاکره کنندگان "احمق" ، ایالات متحده را در تجارت "کشتند". حتی هیلاری کلینتون ، نامزد مورد انتظار دموکرات ، که طرفدار TPP به عنوان وزیر امور خارجه بود ، مجبور به پیوستن به گروه کر شد و اکنون می گوید که او با این توافق مخالف است.
سرزنش سایر کشورها برای مشکلات اقتصادی ایالات متحده یک سنت قدیمی در سیاست آمریکا است. اگر حقیقت اولین تلفات جنگ است ، پس حمایت از تجارت آزاد اغلب تلفات اولیه یک کمپین انتخاباتی است. اما بمباران دو حزب این بار چنان شدید بوده است و چنان غیرقابل تحمل بوده است که سؤالات واقعی را در مورد آینده رهبری اقتصادی جهانی ایالات متحده ایجاد می کند.
لفاظی های ضد ترافیک تصویری کاملاً تحریف شده از نقش تجارت در اقتصاد ایالات متحده را نشان می دهد. تجارت هنوز هم به نفع ایالات متحده بسیار سودمند است و با تحمیل موانع جدید یا کاهش توافق های موجود ، به سایر کشورها اعتصاب می کند. بدتر شدن توافق نامه های تجاری حتی تصویب TPP در کنگره را به خطر انداخته است. حمایت از این معامله نشانگر عقب نشینی بزرگ ایالات متحده از آسیا است و یک خطای تاریخی را نشان می دهد.
با این وجود ، این اشتباه خواهد بود که همه صحبت های ضد تدار را به عنوان بمب گذاری آگاهانه رد کنیم. امروزه ناامیدی های مشروع و عمیق در مورد وضعیت اقتصاد ایالات متحده و بازارهای کار به ویژه ، به ویژه در انتخابات انتخاباتی ، و به این شکایات نیاز به تغییر سیاست های دولت دارد. با این حال ، این راه حل نه در دور شدن از ارتقاء تجارت بلکه در تقویت حمایت از کارگران است.
به طور کلی ، ایالات متحده هیچ مشکلی اساسی در رابطه با تجارت ندارد ، و همچنین از مشکلاتی که با موانع تجاری قابل حل است ، رنج نمی برد. با این حال ، آنچه با آن روبرو است ، یک مشکل بسیار بزرگتر است ، مسئله ای که ریشه اضطراب بر تجارت دارد: نردبان اقتصادی که به نسل های قبلی آمریکایی های دارای مهارت پایین اجازه می دهد تا به طبقه متوسط برسند ، شکسته است.
تجارت
حملات مبارزات انتخاباتی به تجارت ، تأثیر ناگوار بر مردم آمریکا و جهان به طور کلی به وجود می آورد. به عنوان مثال ، برخی از کشورها "برنده" می شوند و سایر کشورها "از دست می دهند" ، به عنوان مثال ، ترامپ آن را به عنوان یک بازی با مبلغ صفر به تصویر می کشد. این یک دیدگاه قابل درک برای یک صاحب و تاجر کازینو است: قمار بازی quintessential صفر است و رقابت یک گزاره برنده برای شرکت ها است (اگر برای مشتریان آنها نباشد). اما این به عنوان راهی برای فکر کردن در مورد نقش تجارت در اقتصاد اشتباه است. تجارت در واقع یک خیابان دو طرفه است-مبادله صادرات برای واردات-این امر باعث می شود از منابع یک کشور برای افزایش رفاه مادی استفاده کند. ایالات متحده کالاها و خدماتی را که نسبتاً کارآمد تولید می کند (از هواپیما گرفته تا سویا گرفته تا مشاوره حقوقی) به سایر کشورها می فروشد و آن کالاها و خدماتی را که سایر کشورها نسبتاً کارآمد تولید می کنند (از تی شرت گرفته تا موز گرفته تا مونتاژ الکترونیک) خریداری می کند. در کل ، هر دو طرف سود می برند.
منتقدین برای اینكه پرونده آنها را برای ایالات متحده كار نمی كنند ، از شاخص های معتبر طولانی ، مانند تعادل منفی تجارت كشور استفاده می كنند. ترامپ یک بار گفت: "کسری تجاری ما با چین مانند داشتن شغلی است که هر سال همچنان پول خود را از دست می دهد.""چه کسی چنین کاری را انجام می دهد؟"در حقیقت ، مانده تجارت یک کشور چیزی شبیه به خط پایین یک شرکت نیست. در حالی که یک شرکت نمی تواند به طور نامحدود پول را از دست بدهد ، یک کشور-به ویژه یک کشور ، مانند ایالات متحده ، با یک ارز ذخیره-می تواند کسری تجاری را به طور نامحدود و بدون به خطر انداختن بهزیستی خود اداره کند. استرالیا کسری حساب جاری را حتی بیشتر از ایالات متحده آمریکا اجرا کرده است و اقتصاد آن در حال شکوفایی است.
یکی از راه های تعریف تعادل تجاری یک کشور ، تفاوت بین پس انداز داخلی و سرمایه گذاری داخلی آن است. ایالات متحده کسری را در حساب جاری خود - وسیع ترین اندازه تجارت کالاها و خدمات - هر سال به جز یک سال از سال 1981 داشته است. چرا؟از آنجا که به عنوان یک کشور کم مصرف و پر مصرف ، ایالات متحده مدتهاست که دریافت کننده ورود سرمایه از خارج از کشور بوده است. کاهش کسری حساب جاری به خارجی ها نیاز دارد تا دارایی های کمتری را خریداری کنند. این به نوبه خود ، نیاز به افزایش پس انداز داخلی دارد و یا ، آن را با شرایط کمتر محبوب ، کاهش مصرف می کند. یکی از راه های تحقق این امر ، تغییر سیستم مالیاتی است - به عنوان مثال ، با ایجاد مالیات بر مصرف. اما دلسرد کننده هزینه و پاداش پس انداز آسان نیست ، و منتقدان کسری تجارت کاملاً از دشواری در معکوس کردن آن قدردانی نمی کنند.(و اگر مازاد حساب جاری ظاهر می شد ، منتقدان بدون شک مانند آنها در دهه 1960 شکایت می کنند که ایالات متحده بیش از حد در خارج از کشور سرمایه گذاری می کند و در خانه کافی نیست.)
منتقدین همچنین به کسری تجارت اشاره می کنند که نشان می دهد ایالات متحده در نتیجه واردات نسبت به صادرات ، شغل بیشتری را از دست می دهد. در حقیقت ، کسری تجارت معمولاً هنگام رشد اقتصاد و ایجاد شغل افزایش می یابد و هنگام پیمانکاری و از دست دادن شغل کاهش می یابد. کسری حساب جاری ایالات متحده از 5. 8 درصد از تولید ناخالص داخلی در سال 2006 به 2. 7 درصد در سال 2009 کاهش یافته است ، اما این امر مانع از مشاغل خونریزی نمی شود. و اگر شکی وجود داشته باشد که مازاد حساب جاری هیچ پاناسه اقتصادی نیست ، فقط باید به ژاپن نگاه کرد ، که علی رغم اجرای مازاد حساب جاری ، سه دهه رکود اقتصادی را تحمل کرده است.
با این حال، این مغالطات اساسی - که آدام اسمیت بیش از دو قرن پیش بسیاری از آنها را رد کرد - زندگی جدیدی در سیاست معاصر آمریکا پیدا کرده است. از برخی جهات، عجیب است که احساسات ضد تجارت در سال 2016 در تمام سال ها شکوفا شده است. برای یک چیز، اگرچه بهبود پس از رکود ناامید کننده بوده است، اما به سختی وحشتناک بوده است: اقتصاد ایالات متحده هفت سال رشد آهسته اما ثابت را تجربه کرده است و نرخ بیکاری به تنها پنج درصد کاهش یافته است. از سوی دیگر، واردات کشور را تحت الشعاع قرار نداده و تولیدکنندگان داخلی و کارگران آنها را با مشکل مواجه نکرده است. طی هفت سال گذشته، کسری حساب جاری تقریباً بدون تغییر در حدود دو تا سه درصد تولید ناخالص داخلی، بسیار کمتر از سطح آن از سال 2000 تا 2007 باقی مانده است. در عین حال، سرعت جهانی شدن در سال های اخیر کاهش یافته است. سازمان تجارت جهانی (WTO) پیش بینی می کند که حجم تجارت جهانی در سال 2016 تنها 2. 8 درصد رشد خواهد کرد، پنجمین سال متوالی که کمتر از سه درصد رشد داشته است که به میزان قابل توجهی نسبت به دهه های گذشته کاهش یافته است.

علاوه بر این، علیرغم آنچه می توان از جمعیت در راهپیمایی های مبارزاتی استنباط کرد، آمریکایی ها در واقع از تجارت خارجی به طور کلی و حتی از توافقات تجاری مانند TPP به طور خاص حمایت می کنند. پس از یک دهه نگاه بدبینانه به تجارت، از سال 2013، آمریکایی ها آن را مثبت دیدند. نظرسنجی گالوپ در فوریه 2016 نشان داد که 58 درصد از آمریکایی ها تجارت خارجی را فرصتی برای رشد اقتصادی می دانند و تنها 34 درصد آن را یک تهدید می دانند.
نمای از پایین
پس چرا تجارت اکنون مورد حمله شدید قرار گرفته است؟مهمترین دلیل این است که کارگران همچنان از پیامدهای رکود بزرگ که بسیاری را بیکار و بدهکار کرد، رنج می برند. بین سال های 2007 و 2009، ایالات متحده نزدیک به 9 میلیون شغل را از دست داد و نرخ بیکاری را به ده درصد رساند. با گذشت هفت سال، اقتصاد هنوز از این ضربه ویرانگر در حال بهبود است. بسیاری از کارگران نیروی کار را ترک کرده اند و نسبت اشتغال به جمعیت را به شدت کاهش داده اند. دستمزدهای واقعی ثابت مانده است. برای بسیاری از آمریکایی ها، رکود اقتصادی تمام نشده است.
بنابراین ، حتی هنگامی که تجارت حمایت عمومی گسترده ای را انجام می دهد ، با توجه به نظرسنجی های مختلف ، اقلیت قابل توجهی از رأی دهندگان - در مورد یک سوم - به طور تصمیم گیری با آن مخالف است. این منتقدین از هر دو طرف شکاف سیاسی ناشی می شوند ، اما آنها تمایل به کارگران کم درآمد و یقه آبی دارند که آسیب پذیرترین تغییرات اقتصادی هستند. آنها بر این باورند که نخبگان اقتصادی و تأسیس سیاسی فقط طی چند دهه گذشته به دنبال خودشان بوده اند. همانطور که می بینند ، دولت در طول بحران مالی بانک ها را وثیقه کرد ، اما هیچ کس به کمک آنها نیامد.
برای این کارگران ، هیچ یک از حزب سیاسی نگرانی های خود را جدی نگرفته اند ، و هر دو طرف معاملات تجاری را که کارگران فکر می کنند شغل هزینه دارند ، انجام داده اند. اتحادیه های کارگری که از دموکرات ها حمایت می کنند ، هنوز هم توسط رئیس جمهور بیل کلینتون خیانت می کنند ، که به دلیل اعتراض شدید خود ، تصویب کنگره NAFTA را در سال 1993 تضمین کردند و روابط تجاری را با چین در سال 2000 عادی کردند.-مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری NAFTA پت بوچانان و راس پرو در سال 1992. آنها احساس خیانت توسط رئیس جمهور جورج دبلیو بوش ، که کنگره را به تصویب رساند تا بسیاری از توافق نامه های تجاری دو جانبه را تصویب کند. امروز ، آنها به ترامپ برمی گردند.
در میان این جمعیت شناختی ، روایتی تصریح کرده است که تجارت برای آمریکایی ها برای شغل خود هزینه کرده است ، طبقه متوسط را فشرده و دستمزدها را کم نگه داشته است. حقیقت پیچیده تر است. اگرچه واردات برخی از افراد را از کار خارج کرده است ، اما تجارت از مهمترین عامل از دست دادن مشاغل تولیدی دور است. مقصر اصلی فناوری است. اتوماسیون و سایر فناوری ها باعث افزایش بهره وری و بهره وری گسترده شده اند ، اما آنها همچنین بسیاری از مشاغل یقه آبی را منسوخ کرده اند. یک مطالعه نماینده ، توسط مرکز تحقیقات تجاری و اقتصادی در دانشگاه ایالتی توپ ، نشان داد که رشد بهره وری بیش از 85 درصد از دست دادن شغل در تولید را بین سالهای 2000 تا 2010 به خود اختصاص داده است ، دوره ای که اشتغال در آن بخش 5. 6 میلیون کاهش یافته است. فقط 13 درصد از تلفات کل شغل ناشی از تجارت بود ، اگرچه در دو بخش پوشاک و مبلمان ، 40 درصد به خود اختصاص داده است.
این یافته مطابق با تحقیقات اقتصاددانان دیوید اتور ، دیوید دورن و گوردون هانسون است که تخمین زده اند که واردات از چین از سال 2000 تا 2007 982،000 کارگر را در ساخت آواره کرده است. کالاهایی که با رقابت چینی مانند منسوجات ، پوشاک و مبلمان روبرو هستند. تعداد مشاغل از دست رفته زیاد است ، اما باید این چشم انداز باشد: در حالی که واردات چینی تقریباً یک میلیون شغل تولیدی را در طی یک دهه هزینه کرده است ، اما خستگی عادی بازارهای کار ایالات متحده تقریباً 1. 7 میلیون اخراج در هر ماه منجر می شود.

سلاح های روباتیک روی شاسی یک ون ترانزیت فورد در کارخانه مونتاژ فورد Claycomo در Claycomo ، میسوری ، آوریل 2014 کار می کند.
تحقیقات در مورد تأثیر واردات چینی بر اشتغال ایالات متحده به طور گسترده تفسیر شده است که دلالت بر این دارد که ایالات متحده معامله خام را از تجارت با چین بدست آورده است. در حقیقت ، چنین مطالعاتی سود حاصل از تجارت را ارزیابی نمی کند ، زیرا آنها هیچ تلاشی برای تعیین کمیت مزایای مصرف کنندگان از کالاهای پایین تر ندارند. در عوض ، آنها به عنوان یادآوری می شوند که افزایش سریع واردات می تواند به جوامعی که کالاهای جایگزین تولید می کنند آسیب برساند - همانطور که در بخش های خودرو و فولاد ایالات متحده در دهه 1980 اتفاق افتاد.
علاوه بر این ، شوک کالاهای چینی یک رویداد یک بار بود که در شرایط خاص اتفاق افتاد. واردات از چین از 1. 0 درصد تولید ناخالص داخلی ایالات متحده در سال 2000 به 2. 6 درصد در سال 2011 افزایش یافته است ، اما برای پنج سال گذشته ، این سهم تقریباً ثابت مانده است. هیچ دلیلی وجود ندارد که باور کنیم بیشتر می شود. رشد اقتصادی یکبار پرشور چین کند شده است. جمعیت در سن کار آن شروع به کوچک شدن کرده است و مهاجرت کارگران روستایی آن به مناطق تولید شهری ساحلی تا حد زیادی مسیر خود را طی کرده است.
هجوم واردات چینی نیز به دلیل اینکه بخش اعظم آن از سال 2001 تا 2007 رخ داده است ، هنگامی که مازاد حساب جاری چین افزایش یافت ، به ده درصد از تولید ناخالص داخلی در سال 2007 رسید. رونق صادرات این کشور تا حدودی با سیاست چین در جلوگیری از قدردانی از قدردانی از قدردانی از این امر تسهیل شد. یوان ، که قیمت کالاهای چینی را پایین آورد. از حدود سال 2000 ، بانک مرکزی چین درگیر مداخله در مقیاس بزرگ ، مداوم و یک طرفه در بازار ارز بود-دلار می ساخت و یوان را می فروشد. در نتیجه ، ذخایر ارزی آن از کمتر از 300 میلیون دلار در سال 2000 به 3. 25 تریلیون دلار در سال 2011 افزایش یافت. منتقدین به درستی اظهار داشتند که این تلاش دستکاری ارز را تشکیل داده و قوانین بین المللی صندوق های پولی را نقض می کند. با این حال ، چنین شکایاتی اکنون مورد سوء استفاده قرار گرفته است: طی یک سال گذشته ، ذخایر ارزی چین به سرعت کاهش یافته است زیرا بانک مرکزی آن به دنبال افزایش ارزش یوان است. مجازات چین به خاطر رفتار بد گذشته هیچ کاری نمی کند.
حق و اشتباه
مشکل واقعی تجارت نیست بلکه از فرصت داخلی و تحرک اجتماعی کاسته می شود. اگرچه ایالات متحده دارای یک نیروی کار بسیار ماهر و یک پایگاه تکنولوژیکی محکم است ، اما هنوز هم اینگونه است که تنها یک در سه بزرگسال آمریکایی دارای تحصیلات دانشگاهی است. در دهه های گذشته ، دو سوم آمریکایی ها که دارای مدرک تحصیلی پس از دوره متوسطه نیستند ، اغلب در ساخت ، ساخت و ساز یا نیروهای مسلح کار می کردند. این بخش های اقتصاد آماده جذب تعداد زیادی از افراد با آموزش محدود ، کار تولیدی به آنها و کمک به آنها در ساخت مهارت بودند. با این حال ، با گذشت زمان ، این فرصت ها ناپدید شده اند. این فناوری به عنوان منبع اشتغال در مقیاس بزرگ ، تولید را کاهش داده است: حتی اگر تولید ایالات متحده در حال رشد است ، این کار را با تعداد کمتری از کارگران نسبت به گذشته انجام می دهد. کار ساخت و ساز از ترکیدن حباب مسکن بهبود نیافته است. و ارتش 80 درصد از متقاضیان را به دلیل تناسب اندام و نیازهای اطلاعاتی دقیق از بین می برد. هیچ بخش قابل مقایسه ای از اقتصاد وجود ندارد که بتواند تعداد زیادی از کارگران دارای تحصیلات دبیرستانی را به کار بگیرد.
لفاظی های ضد ترافیک این کمپین ، حتی اعضای طرفدار تجارت کنگره را نیز برای حمایت از توافق های جدید دشوار کرده است.
این یک مشکل عمیق برای جامعه آمریکا است. نرخ بیکاری برای کارگران تحصیل کرده در کالج 2. 4 درصد است ، اما برای کسانی که دارای مدرک دبیرستان هستند بیش از 7. 4 درصد است-و حتی هنگام شمارش کارگرانی دلسرد که از نیروی کار خارج شده اند اما مایل به کار هستند ، حتی بالاتر است. اینها افرادی هستند که در اقتصاد قرن بیست و یکم پشت سر گذاشته اند-دوباره ، نه در درجه اول به دلیل تجارت بلکه به دلیل تغییرات ساختاری در اقتصاد. کمک به این کارگران و اطمینان از اینکه اقتصاد مزایایی را برای همه ارائه می دهد باید به عنوان اولویت های فوری رتبه بندی کند.
اما اینجا جایی است که تمرکز روی تجارت یک انحراف است. از آنجا که تجارت از نظر از دست دادن شغل مشکل اساسی نیست ، و نه یک راه حل حمایت گرایی. در حالی که سود حاصل از تجارت می تواند انتزاعی به نظر برسد ، هزینه های محدودیت های تجاری مشخص است. به عنوان مثال ، ایالات متحده حدود 135000 کارگر شاغل در صنعت پوشاک دارد ، اما بیش از 45 میلیون آمریکایی وجود دارند که زیر خط فقر زندگی می کنند و هر دلار را که در اختیار دارند ، دارند. آیا واقعاً می تواند افزایش قیمت لباس برای 45 میلیون آمریکایی کم درآمد (و هر کس دیگری) را در تلاش برای نجات شغل فقط برخی از 135،000 کارگر با دستمزد پایین در صنعت پوشاک توجیه کند؟
مانند خنثی کردن توافق نامه های تجاری ، تحمیل وظایف انتخابی واردات برای مجازات کشورهای خاص نیز شکست خواهد خورد. اگر ایالات متحده 45 درصد تعرفه واردات از چین را سیلی بزند ، همانطور که ترامپ پیشنهاد کرده است ، شرکت های آمریکایی تولید پوشاک و کفش بیشتری را در ایالات متحده شروع نمی کنند و همچنین آنها شروع به جمع آوری الکترونیک مصرف کننده در داخل می کنند. در عوض ، تولید از چین به سایر کشورهای در حال توسعه با دستمزد کم در آسیا ، مانند ویتنام تغییر می کند. این درس تحریم های تجاری گذشته به تنهایی علیه چین است: در سال 2009 ، هنگامی که دولت اوباما در تلاش برای نجات مشاغل آمریکایی ، سایر تأمین کنندگان ، به طور عمده اندونزی و تایلند ، وظایف لاستیک های خودرو از چین را تحمیل کرد ، و این تأثیر کمی را بر عهده داشت و در نتیجه تأثیر کمی به همراه داشت. در تولید یا مشاغل ایالات متحده.
و اگر محدودیت هایی علیه همه واردات خارجی برای جلوگیری از چنین انحراف تجارت انجام شود ، این موانع به موانع بی گناه می رسد: کانادا ، ژاپن ، مکزیک ، اتحادیه اروپا و بسیاری دیگر. هر تعداد از این موارد از روشهای WTO برای تلافی علیه ایالات متحده استفاده می کند و معیشت میلیون ها آمریکایی را با مشاغل وابسته به صادرات کالاهای تولیدی تهدید می کند. جنگ های تجاری هیچ برنده ای ایجاد نمی کند. دلایل خوبی وجود دارد که چرا ذکر این قانون تعرفه Smoot-Hawley در سال 1930 هنوز خاطره ای از افسردگی بزرگ را نشان می دهد.
اگر حمایت گرایی یک پاسخ ناکارآمد و ضد تولید به مشکلات اقتصادی بسیاری از نیروی کار باشد ، بنابراین ، برنامه های موجود نیز برای کمک به کارگران آواره شده توسط تجارت طراحی شده اند. بسته استاندارد کمک به تنظیم تجارت ، یک برنامه فدرال که در دهه 1960 آغاز شد ، شامل برنامه های جبران خسارت بیکاری و برنامه های بازآموزی است. اما از آنجا که این مزایا محدود به کارگرانی است که به دلیل تجارت شغل خود را از دست داده اند ، میلیون ها نفر دیگر را که به دلیل تغییر فن آوری بیکار هستند از دست می دهند. علاوه بر این ، این برنامه مملو از انگیزه های بد است. جبران خسارت بیکاری طولانی کارگران را برای مدت طولانی بیکاری می پردازد ، اما چشم انداز شغلی آنها معمولاً مدت زمان طولانی تر شدن آنها از نیروی کار بدتر می شود ، زیرا آنها تجربه موقت را از دست داده اند.
و گرچه ایده آموزش مجدد خوب است-کمک به کارگران نساجی یا فولاد به پرستار یا تکنسین تبدیل می شوند-برنامه واقعی یک شکست است. یک بررسی خارجی در سال 2012 که توسط وزارت کار انجام شد ، نشان داد که برنامه های بازآموزی دولت ضرر خالص برای جامعه است ، به مبلغ حدود 54000 دلار برای هر شرکت کننده. نیمی از این شرکت کنندگان ، که به طور متوسط ، در طی چهار سال مطالعه 27000 دلار کمتر از کارگران مشابه که از طریق برنامه شغل پیدا نکرده اند ، به دست آوردند و نیمی از دولت سقوط کردند ، که این لایحه را برای این برنامه قرار دادوادمتأسفانه ، به نظر می رسد این برنامه ها بیش از خوب آسیب می رسانند.
یک راه بهتر برای کمک به همه کارگران کم درآمد ، گسترش اعتبار مالیات بر درآمد کسب شده است. EITC درآمد کارگران را در کلیه خانوارهای کم درآمد مکمل می کند ، نه فقط کسانی که وزارت کار تعیین می کند که تحت تأثیر تجارت قرار گرفته است. از این گذشته ، EITC به اشتغال گره خورده است ، از این طریق کار را پاداش می دهد و مردم را در بازار کار نگه می دارد ، جایی که می توانند تجربه و مهارت کسب کنند. EITC به اندازه کافی بزرگ می تواند اطمینان حاصل کند که هر آمریکایی قادر به کسب معادل 15 دلار یا بیشتر در ساعت است. و این می تواند این کار را بدون هیچ گونه ضرر شغلی انجام دهد که یک افزایش حداقل دستمزد می تواند ایجاد کند. از بین تمام برنامه های کمک بالقوه ، EITC همچنین از طرف دولت اوباما و پل رایان ، سخنران جمهوریخواه مجلس ، از دو حزب حزب برخوردار است. EITC بالاتر همه درمانی نخواهد بود ، اما امنیت درآمد را برای کسانی که به دنبال صعود از نردبان به طبقه متوسط هستند ، فراهم می کند.
شکایت اصلی در مورد گسترش EITC مربوط به هزینه است. با این حال ، مالیات دهندگان در حال حاضر مسئولیت حمایت از کارگرانی را که از نیروی کار خارج می شوند ، تحمل می کنند ، که بسیاری از آنها شروع به دریافت پرداخت معلولیت می کنند. در مورد معلولیت ، به مردم - به طور کامل - پرداخت می شود تا از نیروی کار خارج شوند و کار نکنند. به جای این برنامه فدرال ، که هزینه آن در سالهای اخیر افزایش یافته است ، بهتر است به مردم کمک کنیم تا از طریق EITC در نیروی کار بمانند ، به این امید که آنها در نهایت بتوانند خود مالیات دهندگان شوند.
آینده تجارت آزاد
علیرغم تمام شواهد و مدارک مربوط به مزایای تجارت ، بسیاری از محصولات نامزدهای ریاست جمهوری امسال هنوز هم آن را به عنوان یک Bogeyman فراخوانده اند. سندرز توافق نامه های گذشته را نادیده می گیرد ، اما هنوز توضیح نداده است که آیا او معتقد است که بهتر می توان مذاکره کرد یا به هیچ وجه باید به این توافق برسد. رأی وی علیه توافق نامه تجارت آزاد ایالات متحده و استرالیا در سال 2004 نشان می دهد که وی با تمام معاملات تجاری مخالفت می کند ، حتی با یک کشور که دارای استانداردهای کار بالایی است و ایالات متحده با آن تعادل قابل توجهی از مازاد تجارت دارد. ترامپ معتقد است که به تجارت آزاد اعتقاد دارد ، اما او اصرار دارد که ایالات متحده از شرکای تجاری خود خارج شده است ، از این رو تهدید وی برای تحمیل 45 درصد تعرفه واردات از چین برای به دست آوردن "معامله بهتر" - هرچه این بدان معنی است. او به موانع ژاپن در برابر واردات کالاهای کشاورزی ایالات متحده حمله کرده است ، حتی اگر این دقیقاً نوع حمایت گرایی است که TPP سعی در خنثی کردن دارد. در همین حال ، با ادامه کار ، موضع کلینتون در برابر TPP سخت شده است.
پاسخ اقتصاددانان تمایل به دفاع از تجارت یا سکوت آشکار داشته است ، و برخی حتی از بخش هایی از TPP نیز انتقاد می کنند. زمان آن رسیده است که هواداران تجارت آزاد درگیر یک قهرمان کامل از دستاوردهای بسیاری از توافق های تجاری ایالات متحده شوند. در واقع ، از آنجا که موانع تجاری سایر کشورها نسبت به ایالات متحده بیشتر است ، توافق نامه های تجاری بازارهای خارجی را به صادرات ایالات متحده بیشتر از باز کردن بازار ایالات متحده برای واردات خارجی باز می کنند.

این در مورد NAFTA صادق بود ، که همچنان یک کیسه مشتی مورد علاقه در مسیر تبلیغات است. در حقیقت ، NAFTA یک موفقیت بزرگ اقتصادی و خارجی بوده است. از زمان اجرای این توافق در سال 1994 ، تجارت دو جانبه بین ایالات متحده و مکزیک رونق گرفت. با توجه به همه ترس در مورد واردات مکزیک در بازار ایالات متحده ، شایان ذکر است که حدود 40 درصد از ارزش واردات از مکزیک از محتوایی تشکیل شده است که در ابتدا در ایالات متحده ساخته شده است - برای مثال ، قطعات خودرو تولید شده در ایالات متحده اما مونتاژ شده است. مکزیکاین دقیقاً چنین تجارت در بخش های مؤلفه است که اقدامات استانداردی از مانده های تجارت دو جانبه را بسیار گمراه کننده می کند.
NAFTA همچنین علاقه سیاسی ، دیپلماتیک و اقتصادی طولانی مدت ایالات متحده را به یک مکزیک شکوفا و دموکراتیک ادامه داده است ، که نه تنها فشارهای مهاجرت را بر روی کشورهای مرزی کاهش می دهد بلکه باعث افزایش تقاضای مکزیک برای کالاها و خدمات ایالات متحده می شود. به دور از سوءاستفاده از کار جهان سوم ، همانطور که منتقدین متهم شده اند ، NAFTA رشد طبقه متوسط در مکزیک را ارتقا داده است که اکنون تقریباً نیمی از کل خانوارها را شامل می شود. و از سال 2009 ، بیشتر مکزیکی ها از ایالات متحده آمریکا را ترک کرده اند. در دو دهه از زمان شروع NAFTA ، مکزیک از یک کشور یک طرفه مشتری و با احساسات ضد آمریکایی گسترده به یک دموکراسی چند جانبه کاربردی با یک دموکراسی چند جانبه تبدیل شده است. به طور کلی عمومی طرفدار آمریکایی. اگرچه در سالهای اخیر از جنگ های مواد مخدر رنج می برد (اثر سرریز از مشکلاتی که عمدتا در آمریکا ایجاد شده است) ، داستان کلی یکی از افزایش رونق است که بخشی از آن به لطف NAFTA است.
پاره کردن NAFTA آسیب های عظیمی خواهد داشت. در روابط خارجی خود ، ایالات متحده ثابت می کند که یک شریک غیرقابل اعتماد است. و از نظر اقتصادی ، خلاص شدن از این توافق ، زنجیره های تولید در سراسر آمریکای شمالی را مختل می کند و به مکزیک و ایالات متحده نیز آسیب می رساند. این امر به تنش های مرزی می افزاید در حالی که تجارت به آسیا را تغییر می دهد بدون اینکه مشاغل تولیدی ایالات متحده را بازگرداند. به نظر می رسد که مردم آمریکا این موضوع را درک می کنند: در یک نظرسنجی در اکتبر 2015 گالوپ ، تنها 18 درصد از پاسخ دهندگان موافقت کردند که ترک NAFTA یا توافق نامه تجارت آزاد آمریکای مرکزی در کمک به اقتصاد بسیار مؤثر خواهد بود.
یک گزینه معتدل تر برای ایالات متحده است که مکث کند و به سادگی از مذاکره در مورد توافق نامه های تجاری دیگر متوقف شود ، همانطور که اوباما در دوره اول خود انجام داد. با این حال ، مشکل این رویکرد این است که سایر نقاط جهان بدون ایالات متحده به توافق نامه های تجاری ادامه می دهند ، بنابراین صادرکنندگان ایالات متحده در مقایسه با رقبای خارجی خود ، خود را در یک نقطه ضعف قرار می دهند. جلوه های آن آینده را می توان در حال حاضر مشاهده کرد. در سال 2012 ، تولید کننده خودرو آئودی جنوب شرقی مکزیک را از طریق تنسی برای سایت یک کارخانه جدید انتخاب کرد زیرا می تواند به هر اتومبیل صادر شده به لطف توافق نامه های آزاد تر مکزیک ، از جمله یکی با اتحادیه اروپا ، هزاران دلار پس انداز کند. استرالیا به معاملات تجاری با چین و ژاپن رسیده است که به کشاورزان استرالیا دسترسی ترجیحی در آن بازارها می دهد و به صادرات گوشت گاو ایالات متحده تبدیل می شود.
اگر واشنگتن از TPP خودداری کند ، فرصتی برای شکل دادن به قوانین تجارت بین المللی در قرن بیست و یکم پیش می رود. دور اروگوئه ، آخرین دور مذاکرات تجاری بین المللی که با توافق عمومی در مورد تعرفه ها و تجارت انجام شد ، در سال 1994 به پایان رسید ، قبل از اینکه اینترنت به طور کامل ظاهر شود. اکنون ، شرکت های پیشرفته و سایر صادرکنندگان ایالات متحده با مقررات خارجی روبرو هستند که شفاف نیستند و مانع دسترسی به بازار می شوند. در همین حال ، سایر کشورها در حال حاضر با توافق نامه های تجاری خود پیش می روند و به طور فزاینده ای سهم بازار را از صادرکنندگان ایالات متحده در منطقه پویا آسیا و اقیانوسیه می گیرند. ماندن از TPP منجر به ایجاد مشاغل خوب در ایالات متحده نمی شود. و علیرغم ادعاهای پوپولیستی برعکس ، مقررات TPP برای حل و فصل اختلافات بین سرمایه گذاران و دولت ها و برخورد با حقوق مالکیت معنوی منطقی است.(در اوایل دهه 1990 ، ترس های مشابه در مورد چنین مقررات در WTO به همان اندازه اغراق آمیز و در نهایت بی اساس بود.)
ایالات متحده باید با تصویب TPP اقدام کند و به مذاکره سایر معاملات با شرکای تجاری خود ادامه دهد. به اصطلاح توافق نامه های تجارتی کامل ، یعنی در بین تعداد نسبتاً کمی از کشورهای همفکر ، تنها راه مناسب برای کسب سود بیشتر از کاهش موانع تجاری را ارائه می دهد. آب و هوای فعلی در کاپیتول هیل به این معنی است که دوران توافق نامه های کوچک دو جانبه ، مانند مواردی که در دوره دولت جورج دبلیو بوش دنبال می شوند ، به پایان رسیده است. و فروپاشی دور دوحه در WTO احتمالاً پایان مذاکرات تجاری چند جانبه غول پیکر است.
تجارت آزاد همیشه فروش سختی بوده است. اما لفاظی های ضد ترافیک کمپین 2016 ، حتی اعضای طرفدار تجارت کنگره را نیز برای حمایت از توافق های جدید دشوار کرده است. تجربه گذشته حاکی از آن است که واشنگتن تنها در صورت وجود مشکل اصلی تجارت ، مسئولیت کاهش موانع تجاری را بر عهده خواهد گرفت - یعنی وقتی صادرکنندگان ایالات متحده در بازارهای خارجی با تبعیض شدید روبرو هستند. چنین موردی بود که ایالات متحده به تشکیل توافق کلی در مورد تعرفه ها و تجارت در سال 1947 کمک کرد ، هنگامی که دور مذاکرات تجاری کندی در دهه 1960 و هنگامی که در دهه 1980 دوره اروگوئه را آغاز کرد. تا زمانی که ایالات متحده درد از قطع شدن از بازارهای بزرگ خارجی را احساس کند ، رهبری آن در تجارت جهانی ممکن است از بین برود. این فقط یک تلفات از کمپین فعلی را نشان می دهد.
نرم افزار مفید تریدر...
ما را در سایت نرم افزار مفید تریدر دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : احمد شاملو
بازدید : 47
تاريخ : چهارشنبه
27 ارديبهشت
1402 ساعت: 14:07