سخنرانی ایزابل اشنبل ، عضو هیئت اجرایی بانک مرکزی اروپا ، در سمپوزیوم سیاست اقتصادی جکسون هول که توسط بانک مرکزی فدرال رزرو کانزاس سیتی ، جکسون هول ، وایومینگ برگزار شد
جکسون هول ، 27 اوت 2022
اعتدال بزرگ دوره سعادت و ثبات کلان اقتصادی بود.[1] نوسانات هر دو تورم و تولید کاهش یافته ، مدت زمان گسترش اقتصادی افزایش یافته است ، و افراد در اکثر اقتصادها پیشرفت های پایدار در استانداردهای زندگی خود را تجربه کرده اند.
توافق گسترده ای وجود دارد که سیاست پولی بهتر عامل مهمی در مورد اعتدال بزرگ است.[2] در حالی که بانک های مرکزی در اواخر دهه 1970 و اوایل دهه 1980 مبارزه با تورم مارپیچ را گرفتند ، آنها انتظارات تورم را در سطحی که یک لنگر اسمی محکم را برای بنگاه ها و خانوارها فراهم می کرد ، کاهش و تثبیت کردند.
اعتقاد بر این است که پیشرفت بعدی تورم در سراسر جهان دلیل اصلی است که چرا بحران مالی جهانی سال 2008 صرفاً اعتدال بزرگ را قطع کرد.[3] پس از آن ، نوسانات کلان اقتصادی به سرعت به سطح پایین قبلی خود کاهش یافت.
با این حال ، سیاست پولی تنها عامل تعدیل بزرگ نبود. موفق باشید ، به معنای واریانس کوچکتر شوک هایی که به اقتصاد جهانی ضربه می زنند ، اعتقاد بر این است که نقش مهمی نیز داشته است.[4] در مقایسه با دهه 1970 ، به عنوان مثال ، قیمت واقعی نفت در محدوده بسیار باریک تر از نیمه دوم دهه 1980 تا اواسط دهه 2000 معامله شد.
سوالی که می خواهم امروز صبح در مورد آن بحث کنم این است که آیا این همه گیر و اخیراً حمله روسیه به اوکراین ، نقطه عطفی برای ثبات اقتصاد کلان را نشان می دهد - یعنی اینکه آیا اعتدال بزرگ باعث می شود دوره ای از "نوسانات بزرگ" باش د-یا اینکه آیا این شوک ها ، البته قابل توجه ، در نهایت اثبات موقت خواهد بود ، همانطور که در مورد بحران مالی جهانی نیز اتفاق افتاد.
پاسخ من به این سؤال این است که "اقتصاددان دو دست" است. از یک طرف ، یک خطر ملموس وجود دارد که ماهیت و تداوم شوک هایی که به اقتصاد ما ضربه می زنند ، طی سالهای آینده نامطلوب باقی می ماند. از طرف دیگر ، تصمیماتی که امروزه بانکهای مرکزی برای مقابله با تورم بالا می گیرند می توانند مسیر آینده اقتصادهای ما را به گونه ای شکل دهند که تأثیر نهایی این شوک ها بر سعادت و ثبات را کاهش داده و محدود کند.
دوره جدیدی از نوسانات
همه گیر و جنگ در اوکراین منجر به افزایش بی سابقه ای در نوسانات کلان اقتصادی شده است.
نوسانات رشد تولید در منطقه یورو طی دو سال گذشته تقریباً پنج برابر بیشتر از حد در اوج رکود بزرگ در سال 2009 بود. [5] نوسانات تورم فراتر از سطحی است که در دهه 1970 دیده می شود.
هنگامی که اثرات استثنایی همه گیر و شستشوی جنگ از داده ها ، خروجی و نوسانات تورم کاهش می یابد.
با این حال ، دلایل معتبری وجود دارد که باور داشته باشید که سیاست گذاران خود را در یک محیط کمتر مطلوب در میان مدت پیدا می کنند - یکی که در آن شوک ها به طور بالقوه بزرگتر ، پایدار و مکرر هستند.
تغییر آب و هوا یک راننده اصلی است. تجربه سالهای اخیر شکی نیست که بروز و شدت حوادث شدید و مخرب آب و هوا به شدت در حال افزایش است و اقتصاد جهانی را در معرض نوسانات بیشتر در تولید و تورم قرار می دهد.[6]
تابستان امسال ، اتحادیه اروپا-مانند بسیاری از نقاط دیگر جهان-از یکی از شدیدترین خشکسالی ها به ثبت رسیده است که تقریباً دو سوم از قلمرو آن در حالت هوشیاری یا هشدار دهنده است.[7]
همه گیر و جنگ احتمالاً در سالهای آینده به بی ثباتی می افزاید. آنها دو نیروهای تثبیت کننده اساسی را که در کاهش نوسانات در طی اعتدال بزرگ نقش داشته اند ، به چالش می کشند: جهانی سازی و تأمین انرژی الاستیک.
جهانی سازی به عنوان یک کمک فنر غول پیکر عمل می کرد.
تجزیه اتحاد جماهیر شوروی و آزادسازی اقتصادی جهانی از دهه 1980 به بعد منجر به این شد که حدود نیمی از جمعیت جهان امروز در اقتصاد جهانی ادغام شوند. تأمین نیروی کار چنان فراوان و ظرفیت تولید آنقدر بزرگ شد که حتی دوره های تقاضای شدید به ندرت موفق شد فشار مداوم به قیمت ها و دستمزدها را وارد کند.[8]
با این حال ، حتی قبل از همه گیر ، حمایت گرایی و ناسیونالیسم در حال افزایش بود.[9] موانع تعرفه و غیر تعرفه ای افزایش یافت زیرا مزایای تجارت آزاد به طور فزاینده ای مورد سؤال قرار می گرفت.[10]
امروز ، اقتصاد جهانی در معرض خطر شکستگی به امنیت و بلوک های تجاری است. شبکه بین المللی که اقتصادهای ما را به هم متصل می کند شکننده است. ما شاهد اشکال جدید و نگران کننده حمایت گرایی هستیم.
سلامتی را در نظر بگیرید. اگرچه نزدیک به دو سال است که واکسن ها در اقتصادهای پیشرفته قرار گرفته اند ، اما یک سوم از جمعیت جهان هنوز واکسینه نشده است. دسترسی نابرابر به واکسن های مؤثر COVID-19 به این معنی است که پایان دادن به همه گیر گریزان است.
در عین حال ، حمایت از مواد غذایی باعث بدبختی و ناآرامی های اجتماعی در مناطقی از جهان می شود. تعداد دولت هایی که محدودیت های صادراتی در مورد مواد غذایی و کودها را اعمال می کنند ، نزدیک به آنچه در بحران غذایی 2008-2012 ثبت شده است ، و این باعث تشدید پیامدهای جنگ در مورد مواد غذایی می شود.
حمایت گرایی با یک ارزیابی اساسی از زنجیره های ارزش جهانی دست به دست می شود. بسیاری از ورودی های مهم به جوامع مدرن ما ، مانند تراشه های نیمه هادی ، فقط در تعداد معدودی از کشورها تولید می شوند. بحران انرژی اروپا شکنندگی های عمیق چنین سیستم اقتصادی را در معرض دید قرار داده است.
تلاش برای تقویت تنوع ، به امنیت استقلال استراتژیک کمک می کند و زنجیرهای ارزش را قوی تر می کند. اما آنها همچنین دلالت بر تکثیر و ناکارآمدی دارند. و اگر به عنوان نوعی حمایت گرایی مورد استفاده قرار گیرد ، اعتماد بیشتر به تولید داخلی ممکن است کشورها را بیشتر - نه کمتر - در معرض شوک در آینده قرار دهد.[11]
دومین نیروی تثبیت کننده - یک منبع انرژی الاستیک - در سالهای آینده نیز در جذب شوک ها قدرتمندتر خواهد شد.
به دنبال شوک قیمت نفت دهه 1970 ، توزیع عرضه جهانی نفت به شدت تغییر کرد. سهم بازار جهانی اوپک از 53 ٪ در سال 1973 به 28 ٪ در سال 1985 کاهش یافت زیرا مکزیک ، نروژ و سایر کشورها تولید مقادیر قابل توجهی نفت را آغاز کردند.[12]
"انقلاب شیل" در ایالات متحده ، که از اواخر قرن آغاز شد ، بار دیگر بازار نفت را تغییر داد. تخمین زده می شود که منجر به افزایش قابل توجهی در کشش قیمت تأمین نفت و گاز شود.[13]
در نتیجه ، درست همانطور که جهانی سازی منجر به عرضه بیش از حد در بازارهای کار و کار ، محدود کردن قیمت و افزایش دستمزد شد ، ظهور ایالات متحده به عنوان یک صادر کننده بزرگ خالص انرژی باعث افزایش تأثیر شوک های تقاضا بر قیمت نفت و گاز در گذشته شد. 15 سال.
انتقال سبز و جنگ در اوکراین در زمانی که حامل های انرژی تجدید پذیر هنوز به اندازه کافی مقیاس پذیر نباشند ، به شدت انرژی فسیلی را کمرنگ تر و گران تر می کند. طی ماه های آینده ، کمبود حاد ، به ویژه در اروپا ، ممکن است نیاز به تنظیم دردناک برای تولید و مصرف داشته باشد.
تغییر فن آوری های سبزتر باعث کاهش چنین فشارهایی در طولانی مدت خواهد شد ، اما همچنین منابع شوک انرژی را در طول انتقال گسترش می دهد.
بیشتر فن آوری های سبز به مقادیر قابل توجهی فلزات و مواد معدنی مانند مس ، لیتیوم و کبالت نیاز دارند. از آنجا که عرضه آنها در کوتاه مدت و میان مدت محدود است و اغلب در تعداد کمی از کشورها متمرکز می شود ، اقدام به کاهش سریع وابستگی ما به انرژی فسیلی منجر به شرکت ها و دولت ها می شود که برای کالاهای کمیاب رقابت می کنند و از این طریق قیمت ها را بالا می برند.[14]
البته چنین تغییرات اساسی و مختل کننده ای در ساختار اقتصادهای ما نیز فرصت های مهمی را ارائه می دهد.
این امید وجود دارد که جنگ در اوکراین کسانی را که ارزش های آزادی ، یکپارچگی ارضی و دموکراسی را در بر می گیرند ، متحد کند. و مبارزه مصمم علیه تغییرات آب و هوایی پتانسیل رشد قوی و پایدار را دارد.
اما حتی پس از آن ، چالش هایی که ما با آن روبرو هستیم ، احتمالاً شوک های بزرگتر ، مکرر و مداوم تری را در سالهای آینده ایجاد می کند.
نقش سیاست پولی
انتقال به نوسانات بزرگ نتیجه ای از پیش تعیین شده نیست.
اگر ماهیت شوک ها تغییر کند - یعنی اگر یکی از عواملی که در فروکش های اعتدال بزرگ نقش داشته است - عامل دیگر - سیاست های بهتر - در اطمینان از ثبات کلان اقتصادی اهمیت بیشتری پیدا می کند.
سیاست مالی نقش مهمی در تقویت مقاومت در برابر اقتصادهای ما خواهد داشت.
دولت ها باید سیاست های خود را با خطر یک دوره طولانی از رشد بالقوه پایین تر سازگار کنند. با توجه به نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی در اوج های تاریخی یا نزدیک به اوج تاریخی ، هزینه ها باید بر حمایت از انسجام اجتماعی و ترویج سرمایه گذاری های تولیدی و سبز متمرکز شود که به امنیت طولانی مدت و بازسازی فضای مالی مورد نیاز برای کوسن شوک های آینده کمک می کند.
سیاست پولی ، به نوبه خود ، باید از ثبات قیمت محافظت کند. این بدان معنی است که در محیطی از نوسانات بالا و تغییر ساختاری بحث برانگیز است.
از آنجا که سیاست های پولی با تاخیر طولانی عمل می کند ، ثبات قیمت به طور معمول در طول مدت تعریف می شود و به بانک های مرکزی اختیار خود را نسبت به میزان و طول تورم که مایل به تحمل در کوتاه مدت هستند ، می دهد.
این اختیار به ویژه در مورد شوک های سمت عرضه که تمایل به فشار قیمت و خروجی در جهت های مخالف دارند ، اهمیت دارد. تثبیت تورم پس از آن دیگر معادل تثبیت خروجی نیست - همزمانی الهی سیاست پولی از بین می رود.[15] بنابراین چنین شوک هایی حاکی از تجارت برای سیاست های پولی ، بین تورم و تولید است.
تجربه دهه 1970 نشان می دهد که میزان این تجارت بسیار وابسته است. یک دوره عملی ضعیف می تواند در آینده به ثبات قیمت به میزان قابل توجهی پرهزینه تر شود.
این وابستگی به مسیر ، تصمیماتی را که بانکهای مرکزی در پاسخ به چالش هایی که امروز با آن روبرو هستیم ، می گیرند ، وزن سنگین می کند.
برای اولین بار در چهار دهه ، بانک های مرکزی باید ثابت کنند که آنها برای محافظت از ثبات قیمت چقدر مصمم هستند. همه گیر و جنگ به طور مداوم در زمان تقاضای شدید ، سطح عرضه کل را سرکوب می کنند و منجر به فشارهای شدید قیمت در طیف وسیعی از کالاها و خدمات می شوند.
دو مسیر گسترده وجود دارد که بانکهای مرکزی می توانند برای مقابله با تورم بالا فعلی پیش بروند: یکی از این موارد احتیاط است ، مطابق با این دیدگاه که سیاست پولی داروی اشتباه برای مقابله با شوک های عرضه است.[16]
مسیر دیگر یکی از عزم است. در این مسیر ، سیاست های پولی حتی در معرض خطر رشد پایین تر و بیکاری بالاتر ، با زور بیشتر به دوره فعلی تورم پاسخ می دهد. این رویکرد "کنترل قوی" برای سیاست های پولی است که خطرات نتایج اقتصادی بسیار بد در آینده را به حداقل می رساند.[17]
سه مشاهدات گسترده به نفع بانک های مرکزی که مسیر دوم را انتخاب می کنند صحبت می کنند: عدم اطمینان در مورد تداوم تورم ، تهدیدهای مربوط به اعتبار بانک مرکزی و هزینه های احتمالی عمل خیلی دیر.
عدم اطمینان در مورد پایداری تورم نیاز به یک پاسخ به سیاست نیرومند دارد
اولین مشاهده مربوط به نحوه عملکرد بانکهای مرکزی در محیط فعلی عدم اطمینان زیاد است.
اصل میرایی مشهور ویلیام برنارد نشان می دهد که بانکهای مرکزی باید در مواجهه با عدم اطمینان در مورد نحوه انتقال سیاست های آنها به اقتصاد وسیع ، با دقت حرکت کنند.[18]
حداقل دو مورد مفهومی وجود دارد که اصل Brainard تجزیه می شود.
یکی وجود مرز پایین مؤثر است. بهترین راه برای جلوگیری از خطرات تله نقدینگی ، این است که به سرعت سیاست را کاهش دهید وقتی یک شوک ضد عفونی کننده به اقتصاد در مجاورت محدوده پایین برخورد می کند.[19] این اصل به سنگ بنای استراتژی های سیاست پولی بسیاری از بانکهای مرکزی ، از جمله بانک مرکزی اروپا تبدیل شده است.
مورد دوم زمانی است که عدم اطمینان در مورد تداوم تورم وجود دارد.
هنگامی که میزان ماندگاری تورم نامشخص است ، سیاست بهینه پاسخ نیرومندی به انحراف تورم از هدف را برای کاهش خطرات تورم برای مدت طولانی انجام می دهد.[20]
در این حالت ، تا حد زیادی بی ربط است که تورم ناشی از عرضه یا تقاضا باشد. اگر یک بانک مرکزی تداوم تورم را دست کم بگیرد-همانطور که بیشتر ما طی یک و نیم سال گذشته انجام داده ایم-و اگر در نتیجه تطبیق سیاست های خود کند باشد ، ممکن است هزینه ها قابل توجه باشد.[21]
در محیط فعلی ، این خطرات قابل توجه است. فشارهای خط لوله بی سابقه ، بازارهای سخت کار و محدودیت های باقی مانده در تأمین کل ، تهدید به تغذیه یک فرآیند تورمی می شود که کنترل با تردید بیشتر بر روی آن سخت تر می شود.
حدود 20 سال پیش ، در اینجا در جکسون هول ، کارل والش در مورد آنچه این امر برای انجام سیاست های پولی دلالت دارد روشن بود: برای کاهش خطرات شوک سیاست از نوع ولکر ، بانک های مرکزی باید با فرض اینکه تورم مانند پایدار است ، سیاست هایی را انجام دهند. هزینه های دست کم گرفتن پایداری بیشتر از هزینه های بیش از حد آن است.[22]
چنین سیاستی به طور طبیعی تأکید بیشتری بر داده های دریافتی می کند.
دو مجموعه از شاخص ها بیشتر برای تصمیم گیری در مورد تنظیم سیاست مورد نیاز برای بازگرداندن ثبات قیمت مهم هستند.
یکی نتایج تورم واقعی در کل زنجیره قیمت گذاری است. اینها نقش مهمی تر از آنچه که معمولاً انجام می دهند ایفا می کنند ، زیرا آنها به عنوان یک مرجع مهم برای سیاست گذاران برای ارزیابی فشارهای خط لوله آینده ، نیروهایی که باعث ماندگاری تورم و خطرات ناشی از لنگر انداختن انتظارات تورم می شوند ، بازی می کنند.
مورد دیگر داده های مربوط به وضعیت اقتصاد برای ارزیابی چگونگی اصلاح سریع عرضه و تقاضا در پاسخ به تغییر در نرخ بهره و پیامدهای شوک های جانبی جانبی است.
در عین حال ، ماهیت عدم قطعیت تورم دلالت بر این دارد که راهنمایی های رو به جلو در مسیر آینده نرخ بهره کوتاه مدت کمتر مرتبط می شود ، یا اینکه حتی به جای کاهش آن ، باعث افزایش نوسانات می شود.
یک شرط مهم برای موفقیت راهنمایی رو به جلو در انتظارات فرمان در طی یک دهه گذشته ، یک محیط کلان اقتصادی بود که با نوسانات تورم از نظر تاریخی کم و محدودیت های محدوده پایین مؤثر مشخص می شد.
راهنمایی رو به جلو در شرایط نوسانات بالا مناسب تر است. هنگامی که شوک ها بزرگ و مکرر هستند ، بانک های مرکزی نمی توانند در مورد مسیر آینده نرخ بهره کوتاه مدت ، به غیر از جهت گسترده سفر سازگار با یک عملکرد واکنش که بر فرض ماندگاری تورم بالا کالیبره شده است ، سیگنال قابل توجهی در مورد مسیر آینده نرخ بهره کوتاه مدت ارائه دهند.
خطرات ناشی از هشدار انتظارات تورم رو به افزایش است
دومین مشاهده که تجارت با سیاست پولی در جهت اقدامات نیرومندتر ، مربوط به اعتبار بانکهای مرکزی است.
ارزهای ما پایدار است زیرا مردم اعتماد دارند که ما قدرت خرید آنها را حفظ خواهیم کرد. برای بانکهای مرکزی مستقل سیاسی ، ایجاد و حفظ این اعتماد یک هدف مهم سیاست به خودی خود است.
عدم احترام به این اعتماد ممکن است هزینه های سیاسی بزرگی داشته باشد.[23] تاریخ پر از نمونه هایی از تورم زیاد و مداوم است که باعث ناآرامی های اجتماعی می شود. وقایع اخیر در سراسر جهان نشان می دهد که شوک تورم فعلی نیز از این قاعده مستثنی نیست. خسارات ناگهانی و بزرگ در خرید قدرت می تواند حتی دموکراسی های پایدار را آزمایش کند.
نظرسنجی ها حاکی از آن است که افزایش تورم باعث کاهش اعتماد به نهادهای ما شده است.[24] جوانان ، به ویژه ، هیچ خاطره ای از بانکهای مرکزی که با تورم مبارزه می کنند ، ندارند.
ما شاهد افزایش پایدار و پایدار انتظارات تورم میان مدت و طولانی مدت در بخش هایی از جمعیت هستیم که خطر افزایش تورم را فراتر از شوک اولیه قرار می دهد.
در منطقه یورو ، انتظارات تورم میان مدت مصرف کنندگان کاملاً در هدف 2 ٪ ما در طول همه گیر قرار گرفت. براساس جدیدترین داده ها ، انتظارات متوسط نزدیک به 3 ٪ است ، در حالی که میانگین انتظارات از 3 ٪ در سال گذشته به تقریباً 5 ٪ امروز افزایش یافته است.[25]
به طور متوسط انتظارات تورم طولانی مدت از پیش بینی کنندگان حرفه ای نیز شروع به دور شدن به تدریج از هدف 2 ٪ ما کرده است. در ماه ژوئیه ، آنها 2. 2 ٪ ایستادند ، یک سطح تاریخی.
هم برای مصرف کنندگان و هم برای پیش بینی کنندگان حرفه ای ، ما همچنین شاهد افزایش قابل توجهی در دم مناسب توزیع هستیم - یعنی سهم شرکت کنندگان نظرسنجی که انتظار دارند تورم در سطوح بسیار بالاتر از هدف 2 ٪ ما تثبیت شود.[26] قیمت گزینه در بازارهای مالی تصویری مشابه را ترسیم می کند.[27]
در دهه 1970 ، چنین تغییراتی در دم راست توزیع قبل از تغییر در میانگین.[28]
ما به طور گسترده می دانیم که چرا این تغییرات در بین مصرف کنندگان که از نظر مالی کمتر سواد دارند اتفاق می افتد. این مصرف کنندگان عمدتاً بر اساس تجربیات تورم انتظارات خود را تشکیل می دهند.[29]
اما برای منطقه یورو ، بررسی انتظارات مصرف کننده بانک مرکزی اروپا نشان می دهد که افرادی که از نظر مالی با سواد بیشتری دارند و خود را نقش مهمی در قیمت واقعی و تعیین دستمزد می دانند ، اخیراً انتظارات تورم میان مدت خود را تا حد بیشتری نسبت به سایر موارد تجدید نظر کرده اندشرکت کنندگان نظرسنجی
این یک منبع نگرانی است. بر خلاف مصرف کننده هایی که انتظارات خود را بر اساس تجربه تورم شکل می دهند ، انتظارات بالاتر تورم از افراد با سواد مالی بعید است که اگر و از زمان شروع تورم در حال کاهش باشد ، فروکش کند. این احتمال اثرات دور دوم را افزایش می دهد.
ما نمی توانیم با اطمینان بگوییم که در پشت این تجدید نظر در انتظار انتظارات تورم چیست. اما دو توضیح بالقوه به ذهن خطور می کند.
یکی این است که انتظارات تورم میان مدت بالاتر ممکن است نتیجه این تصور باشد که سیاست گذاران پولی خیلی آهسته نسبت به تورم بالا فعلی واکنش نشان داده اند.
یک اصل کاردینال سیاست بهینه در وضعیت تورم فوق العاده ، افزایش نرخ اسمی بیش از تغییر تورم مورد انتظار-اصل تیلور است. اگر نرخ بهره کوتاه مدت واقعی افزایش یابد ، سیاست پولی در برخورد با تورم بالا بی اثر خواهد بود.
در ایالات متحده ، عدم موفقیت سیستماتیک در حمایت از اصل تیلور یکی از عوامل اصلی کمک به تداوم تورم در دهه 1970 بود.[30]
توضیح دوم این است که انتظارات تورم بالاتر ممکن است منعکس کننده نگرانی های اساسی تر ، احتمالاً مربوط به تسلط مالی و مالی باشد ، یا به بررسی اخیر چارچوب های سیاست پولی بانکهای مرکزی که بیشتر بر چالش های تورم بیش از حد کمتری متمرکز شده است تا بیش از حد بلندتورم.[31]
همه این عوامل ممکن است ادراک از تحمل بالاتر برای تورم و تمایل قوی تر به تثبیت تولید را ایجاد کرده باشد.
برای شکستن این برداشت ها ، اقدامات تعیین شده لازم است. اگر عدم اطمینان در مورد عملکرد واکنش ما باعث تضعیف اعتماد به تعهد ما برای تأمین ثبات قیمت شود ، یک رویکرد محتاطانه برای سیاست گذاری دیگر مسیر مناسب عمل نخواهد بود.
درعوض ، یک بانک مرکزی مستقل از نظر سیاسی باید وزن کمتری را نسبت به آنچه که انتظار می رود تورم به خوبی لنگر انداخته باشد ، وزن کمتری برآورده کند.
سیاست گذاران همچنین نباید در اولین نشانه از نوبت احتمالی فشارهای تورمی ، مانند کاهش اختلال در زنجیره تأمین ، مکث کنند. در عوض ، آنها باید عزم جدی خود را نشان دهند تا تورم را به سرعت بازگرداند.[32]
این یکی دیگر از درس های کلیدی دهه 1970 است. اگر عموم مردم انتظار داشته باشند که بانکهای مرکزی در مقابل خطرات رشد اقتصادی ، نگهبان خود را پایین بیاورند - یعنی اگر آنها جنگ خود را به طور زودرس از تورم رها کنند - در صورت عدم تورم ، ما در حال تصحیح بسیار واضح تر در جاده هستیم.
بانک های مرکزی با نسبت فداکاری بالاتری روبرو هستند
مشاهده سوم و از نزدیک ، مشاهده ای که از یک پاسخ سیاست نیرومندتر پشتیبانی می کند ، مربوط به هزینه های بالقوه عمل خیلی دیر است - یعنی وقتی تورم بالا اساساً در انتظارات وارد شده است ، وضعیتی که نه ایالات متحده و نه منطقه یورو نیستندرو به امروز
در اوایل دهه 1980 ، بسیاری از بانکهای مرکزی برای بازگرداندن اعتماد به نفس در لنگر اسمی مجبور به تحمل افزایش بزرگ و پرهزینه در بیکاری بودند. حداقل سه دلیل وجود دارد که باور داشته باشیم که یک تلاش مشابه امروز از نظر تولید و اشتغال از دست رفته می تواند هزینه بیشتری داشته باشد.
یکی این است که اقتصادهای ما با گذشت زمان به نرخ بهره کمتری تبدیل شده اند ، به این معنی که برداشت بیشتر از اسکان پولی برای کاهش مطلوب تورم مورد نیاز است.
اهمیت روزافزون سرمایه نامشهود تا حدودی مسئول این امر است. در ایالات متحده ، سهم آن در کل سرمایه گذاری از سال 1980 سه برابر شده است. و در منطقه یورو ، از حدود 12 ٪ در سال 1995 به 23 ٪ امروز افزایش یافته است.
تحقیقات نشان می دهد که بنگاههای مبتلا به سرمایه نامشهود تمایل به خالص بودن دارند زیرا سرمایه نامشهود به عنوان وثیقه برای وام بانکی بسیج دشوارتر است و باعث می شود هزینه اعتبار از اهمیت کمتری برخوردار شود.[33]
این اثرات با تغییر ساختاری به سمت خدمات تقویت می شود ، که به طور متوسط نسبت به بخش های پر هزینه بیشتر مانند تولید ، نسبت به سیاست های پولی پاسخگو هستند.[34]
دلیل دوم اینکه باعث افزایش هزینه های تورم می شود ، به شیب منحنی فیلیپس مربوط می شود.
مطالعات زیادی وجود دارد که نشان می دهد منحنی فیلیپس طی چند دهه گذشته مسطح تر شده است.[35]
قبل از همه گیر ، یک منحنی مسطح فیلیپس به این معنی بود که بانک های مرکزی می توانند به اقتصاد اجازه دهند قبل از ظهور فشارهای تورمی ، داغ شود. امروزه ، یک منحنی فیلیپس مسطح به این معنی است که کاهش تورم - پس از ورود به آن - به طور بالقوه نیاز به انقباض عمیق دارد.
دلیل سوم مربوط به اندازه گیری مربوط به Slack است.
حتی اگر شیب واقعی منحنی فیلیپس از آنچه که با تخمین های کاهش شکل پیشنهاد می شود ، تندتر باشد ، این واقعیت که غالباً جهانی است و نه از نظر داخلی که برای تعیین قیمت اهمیت دارد ، حساسیت اقتصاد را نسبت به تغییر نرخ بهره کاهش می دهد. سطح بسیار گسترده تری[36]
وقایع یک و نیم سال گذشته گواهی بر افزایش اهمیت شرایط اقتصادی جهانی برای تورم است.[37]
به عبارت دیگر ، بانک های مرکزی احتمالاً در مقایسه با دهه 1980 با نسبت فداکاری بالاتری روبرو هستند ، حتی اگر قیمت ها به شدت به تغییرات در شرایط اقتصادی داخلی پاسخ دهند ، زیرا جهانی سازی تورم باعث می شود که بانکهای مرکزی کنترل فشارهای قیمت را دشوار کندواد
نتیجه
بگذارید نتیجه بگیرم
تورم بالا در بسیاری از کشورها به نگرانی غالب شهروندان تبدیل شده است.
هم احتمال و هم هزینه تورم بالا در انتظار انتظارات بسیار ناراحتی است. در این محیط ، بانک های مرکزی باید به زور عمل کنند. آنها باید با قاطعیت در برابر خطر افرادی که شروع به شک به ثبات طولانی مدت ارزهای فیات ما می کنند ، تکیه دهند.
بازیابی مجدد و حفظ اعتماد ما را ملزم می کند که تورم را به سرعت هدف قرار دهیم. هرچه تورم طولانی تر زیاد باشد ، خطر اینکه مردم اعتماد به نفس خود را در تعیین و توانایی حفظ قدرت خرید از دست دهند ، بیشتر می شود.
اعتماد به نهادهای ما در زمان تغییر ساختاری عمده و مختل کننده که باعث شوک های بزرگتر ، پایدار و مکرر می شود ، حتی از اهمیت بیشتری برخوردار است. یک لنگر اسمی قابل اعتماد ، انتقال به سمت تعادل جدید را آسان می کند و تجارت با بانکهای مرکزی را در آینده بهبود می بخشد.
در کل ، بنابراین ، یک درس مهم از اعتدال بزرگ این است که آیا این چالش هایی که امروز با آن روبرو هستیم منجر به نوسانات بزرگ خواهد شد ، یا اینکه آیا همه گیر و جنگ در اوکراین در نهایت به یاد می آورندوقفه های دردناک اما موقتی از اعتدال بزرگ.
برنانکه ، ب. (2004) ، "اعتدال بزرگ" ، اظهارات در جلسات انجمن اقتصادی شرقی ، واشنگتن ، دی سی ، 20 فوریه ؛Perez-Quiros ، G. and McConnell ، M. (2000) ، "نوسانات خروجی در ایالات متحده: از اوایل دهه 1980 چه چیزی تغییر کرده است؟" ، بررسی اقتصادی آمریکا ، جلد. 90 ، شماره 5 ، انجمن اقتصادی آمریکا ، صص 1464-1476 ؛Stock ، J. and Watson ، M. (2002) ، "آیا چرخه تجارت تغییر کرده است و چرا؟" ، NBER اقتصاد اقتصادی سالانه ، جلد 17.
Clarida R. ، Gali ، J. and Gertler ، M. (2000) ، "قوانین سیاست پولی و ثبات کلان اقتصادی: شواهد و برخی تئوری" ، مجله فصلنامه اقتصاد ، جلد. 115 ، شماره 1 ، صص 147-180.
Perron ، P. and Yamamoto ، Y. (2021) ، "اعتدال بزرگ: شواهد به روز شده با آزمایشات مشترک برای تغییرات ساختاری متعدد در واریانس و پایداری" ، اقتصاد تجربی ، جلد. 62 ، صص 1193-1218 ؛والر ، C. و خدمه ، جی. (2016) ، "آیا اعتدال عالی به سادگی در تعطیلات بود؟" ، وبلاگ اقتصاد ، بانک مرکزی فدرال رزرو سنت لوئیس ؛و کلارک ، T. (2009) ، "آیا اعتدال عالی به پایان رسیده است؟تجزیه و تحلیل تجربی "، بررسی اقتصادی ، بانک مرکزی فدرال رزرو کانزاس سیتی ، جلد. 94 ، شماره Q IV ، صص 5-42.
Stock ، J. and Watson ، M. (2002) ، op. است. همچنین عوامل دیگری مانند تغییر در مدیریت موجودی و بازارهای مالی کارآمدتر نیز وجود دارد که تصور می شود در کاهش نوسانات نقش داشته اند. به عنوان مثال ، احمد ، س. ، لوین ، ا. و ویلسون ، ب. (2004) ، "ثبات اقتصاد کلان اخیر ایالات متحده: سیاست های خوب ، شیوه های خوب یا موفق باشید؟" ، بررسی اقتصاد و آمار ، MIT Press را ببینید.، جلد86 ، شماره 3 ، صص 824-832 ؛و بلانچارد ، ا. و سیمون ، جی. (2001) ، "کاهش طولانی و بزرگ در نوسانات تولید ایالات متحده" ، مقالات بروکینگز در مورد فعالیت اقتصادی ، جلد. 2001 ، شماره 1 ، صص 135-164.
در سال 2009 نوسانات از سال 2000 حدود چهار برابر بیشتر از نوسانات متوسط بود. نوسانات رشد خروجی به عنوان انحراف استاندارد نورد هشت چهارم نرخ رشد تولید ناخالص داخلی سه ماهه تعریف شده است.
Schnabel ، I. (2020) ، "هنگامی که بازارها شکست می خورند - نیاز به اقدام جمعی در مقابله با تغییرات آب و هوا" ، سخنرانی در اجلاس امور مالی پایدار اروپا ، فرانکفورت AM اصلی ، 28 سپتامبر. در یک بررسی جدید که توسط بانک مرکزی اروپا انجام شده است ، حدود 80 ٪ از بنگاهها به دلیل تغییرات آب و هوایی ، خطرات ایجاد وقفه در تولید آنها را افزایش داده اند. به ECB (2022) ، "تأثیر تغییرات آب و هوا بر فعالیت و قیمت ها - بینش از نظرسنجی شرکتهای پیشرو" ، بولتن اقتصادی ، شماره 4 مراجعه کنید.
رصدخانه خشکسالی اروپا ، خشکسالی در اروپا ، اوت 2022.
همچنین ، تعداد درگیری های مسلح بین المللی از سال 2010 تا 2020 دو برابر شد و هزینه های نظامی جهانی حتی قبل از جنگ به رکورد جدیدی رسید. به موسسه تحقیقات بین المللی صلح استکهلم (2022) ، "محیط صلح: امنیت در دوره جدیدی از ریسک" مراجعه کنید.
صندوق بین المللی پول (2022) ، "تجارت جهانی و زنجیرهای ارزش در طول همه گیر" ، چشم انداز اقتصادی جهانی. برآوردهای صندوق بین المللی پول حاکی از آن است که در مواجهه با یک شوک بزرگ ، تنوع بیشتر باعث کاهش تولید ناخالص داخلی تقریباً نیمی می شود. رویدادهای اخیر در ایالات متحده این خطرات را نشان می دهد. توقف های تولید در یک تأمین کننده اصلی فرمول نوزادان - بازاری که در آن 98 ٪ از مصرف فقط توسط چهار شرکت تولید می شود - منجر به کمبود شدید شد و باعث شد دولت از قانون تولید دفاعی استفاده کند تا تولید داخلی را تقویت کند.
Baumeister ، C. and Kilian ، L. (2016) ، "چهل سال از نوسانات قیمت نفت: چرا قیمت نفت هنوز ممکن است ما را غافلگیر کند" ، مجله چشم اندازهای اقتصادی ، جلد. 30 ، شماره 1 ، صص 139-160.
Balke ، N. ، Jin ، X. and Yücel ، M. (2020) ، "انقلاب شیل و پویایی بازار نفت" ، مقالات کار ، شماره 2021 ، بانک مرکزی فدرال رزرو دالاس ؛Schnabel ، I. (2020) ، "مدت میان مدت چه مدت است؟سیاست پولی در یک محیط تورم پایین "، سخنرانی در مجمع بین المللی سیاست های پولی بارکلیز ، 27 فوریه.
Schnabel ، I. (2022) ، "عصر جدید تورم انرژی: جریان آب و هوا ، فسیل و تورم سبز" ، گفتار در هیئت مدیره "سیاست پولی و تغییرات آب و هوایی" در کنفرانس XXII ECB و ناظران آن ، Frankfurt AM Main ، 17 مارسواد
بلانچارد ، ا. و گالی ، جی. (2007) ، "سفتی دستمزد واقعی و الگوی جدید کینزی" ، مجله پول ، اعتبار و بانکداری ، جلد. 39 ، شماره 1 ، صص 36-65.
در زمینه دهه 1970 ، این گاهی اوقات به عنوان "فرضیه غفلت سیاست پولی" گفته می شود. به نلسون ، E. (2005) ، "غفلت سیاست پولی و تورم بزرگ در کانادا ، استرالیا و نیوزیلند" ، مجله بین المللی بانکداری مرکزی مراجعه کنید.
Brainard ، W. (1967) ، "عدم اطمینان و اثربخشی سیاست" ، بررسی اقتصادی آمریکا ، جلد. 57 ، شماره 2 ، صص 411-425.
Reifschneider ، D. and Williams ، J. (2000) ، "سه درس برای سیاست های پولی در یک دوره کم تورم" ، مجله پول ، اعتبار و بانکداری ، جلد. 32 ، شماره 4 ، قسمت 2: سیاست پولی در یک محیط کم تورم (نوامبر ، 2000) ، صص 936-966 ؛and Dupraz ، S. ، Guilloux-Nefussi ، S. and Penalver ، A. (2020) ، "یک مشکل محتاط بودن در سیاست های پولی" ، سری مقاله کار ، شماره 758 ، Banque de France.
Söderström ، U. (2002) ، "سیاست پولی با پارامترهای نامشخص" ، مجله اقتصاد اسکاندیناوی ، جلد. 104 ، شماره 1 ، صص 125-145 ؛Coenen ، G. (2007) ، "پایداری تورم و طراحی سیاست پولی قوی" ، مجله پویایی اقتصادی و کنترل ، جلد. 31 ، شماره 1 ، صص 111-140 ؛و راینهارت ، V. (2003) ، "ساخت سیاست پولی در دنیای نامشخص" ، مجموعه مقالات - سمپوزیوم سیاست اقتصادی - جکسون هول ، بانک مرکزی فدرال رزرو شهر کانزاس.
برای پیش بینی خطاهای ، به ECB (2022) مراجعه کنید ، "چه چیزی خطاهای اخیر در پیش بینی تورم سیستم های یوروسیستم و کارمندان ECB را توضیح می دهد؟" ، بولتن اقتصادی ، شماره 3. برای هزینه های کمبود تورم یا نرخ تورم غیر شیار دار بیکاری، به Primiceri ، G. (2006) ، "چرا تورم افزایش یافته و سقوط کرد: اعتقادات سیاست گذاران و سیاست تثبیت پس از جنگ ایالات متحده" ، مجله فصلنامه اقتصاد ، جلد. 121 ، شماره 3 ، صص 867-901.
والش ، سی (2003) ، "پیامدهای یک ساختار اقتصادی در حال تغییر برای استراتژی سیاست پولی" ، مجموعه مقالات - سمپوزیوم سیاست اقتصادی - جکسون هول ، بانک مرکزی فدرال رزرو شهر کانزاس. همچنین به والش ، C. (2022) ، "افزایش تورم و سیاست پولی" ، سری مقاله بحث IMES ، شماره 2022-E-12 ، بانک ژاپن مراجعه کنید.
ECB (2022) ، "بررسی انتظارات مصرف کننده". تورم میان مدت به تورم سه سال آینده اشاره دارد.
داده های سیستماتیک در مورد انتظارات تورم میان مدت بنگاه ها کمیاب است. با این حال ، تجزیه و تحلیل اخیر نشان می دهد که شرکت ها ممکن است از تغییرات قیمت مشاهده شده در طول زنجیره تأمین استفاده کنند تا انتظارات خود را تشکیل دهند. به Albagli ، E. ، Grigoli ، F. and Luttini ، E. (2022) ، "انتظارات تورم و زنجیره تأمین" ، مقالات کاری صندوق بین المللی پول ، شماره 22/161 ، صندوق بین المللی پول مراجعه کنید.
Reis ، R. (2022) ، "انتظارات تورم: افزایش و پاسخ" ، مجمع بانک مرکزی اروپا در بانکداری مرکزی ، سینترا ، 29 ژوئن.
Reis ، R. (2021) ، "از دست دادن لنگر تورم" ، مقالات بروکینگز در مورد فعالیت اقتصادی ، پاییز 2021.
شواهد تجربی فراوانی وجود دارد که نشان می دهد انتظارات تورم سازگار است ، به این معنی که دوره طولانی فعلی انرژی بسیار بالا و قیمت مواد غذایی ، اعتقادات مردم را در مورد آینده شکل می دهد. به عنوان مثال ، Burke ، M. and Manz ، M. (2014) ، "سواد اقتصادی و انتظارات تورم: شواهدی از یک آزمایش آزمایشگاهی" ، مجله پول ، اعتبار و بانکداری ، جلد. 46 ، شماره 7 ، اکتبر ، صص 1421-1456 ؛وبر ، م. و همکاران.(2022) ، "انتظارات تورم ذهنی از خانوارها و بنگاهها: اندازه گیری ، عوامل تعیین کننده و پیامدهای" ، مقالات کار NBER ، شماره 30046 ، دفتر ملی تحقیقات اقتصادی ؛و Malmendier ، U. (2022) ، "تجربه تورم" ، مجمع بانک مرکزی اروپا در بانکداری مرکزی ، سینترا ، 29 ژوئن.
Clarida ، R. ، Gali ، J. and Gertler ، M. (2000) ، op. است.
محکومیت این تمرکز این بود که سیاست پولی می تواند به طور مؤثر با تورم بالا مقابله کند.
انتخاب چقدر وزن برای تثبیت خروجی ، افق سیاست بهینه را تعیین می کند. به Smets ، F. (2003) ، "حفظ ثبات قیمت: مدت میان مدت چیست؟" ، مجله اقتصاد پولی ، جلد. 50 ، شماره 6 ، صص 1293-1309.
Caggese ، A. and Prez-orive ، A. (2022) ، "نرخ بهره واقعی پایین برای سرمایه نامشهود چقدر تحریک کننده است؟" ، بررسی اقتصادی اروپا ، جلد. 142 ؛و Döttling ، R. and Ratnovski ، L. (2020) ، "سیاست پولی و سرمایه گذاری قابل حمل" ، سری مقاله کار ، شماره 2444 ، ECB.
Cao ، G. and Willis ، J. (2015) ، "آیا اقتصاد ایالات متحده نسبت به نرخ بهره کمتری حساس شده است؟" ، بررسی اقتصادی ، شماره Q II ، بانک مرکزی فدرال رزرو شهر کانزاس ، صص 5-36.
به عنوان مثال ، Del Negro ، M. et al.(2020) ، "با منحنی فیلیپس چه خبر است؟" ، مقالات بروکینگز در مورد فعالیت اقتصادی ، بهار ، صص 301-357 ؛و راتنر ، دی و سیم ، جی. (2022) ، "چه کسی منحنی فیلیپس را کشت؟یک رمز و راز قتل "، سریال بحث و گفتگو در امور مالی و اقتصاد ، شماره 2022-28 ، هیئت مدیره سیستم ذخیره فدرال.
مطالعاتی وجود دارد که نشان می دهد شیب منحنی ساختاری فیلیپس ممکن است تندتر باشد. به Hazell ، J. و همکاران مراجعه کنید.(2020) ، "شیب منحنی فیلیپس: شواهدی از کشورهای ایالات متحده" ، مقالات کار NBER ، شماره 28005 ، دفتر ملی تحقیقات اقتصادی. McLeay ، M. and Tenreyro ، S. (2020) ، "تورم بهینه و شناسایی منحنی فیلیپس" ، در Eichenbaum ، M. S. ، Hurst ، E. and Parker ، J. A. ، Nber Macroeconomics سالانه 2019 ، جلد 34 ، دفتر ملیتحقیقات اقتصادی ؛و Jørgensen ، P. and Lansing ، K. (2022) ، "انتظارات تورم لنگر و شیب منحنی فیلیپس" ، سری مقاله کار ، شماره 2019-27 ، بانک مرکزی فدرال رزرو سان فرانسیسکو.
Schnabel ، I. (2022) ، "جهانی سازی تورم" ، سخنرانی در کنفرانسی که توسط Osterreichische Vereinigung Für Finanzanalyse و مدیریت دارایی ، وین ، 11 مه ؛و Forbes ، K. (2019) ، "پویایی تورم: مرده ، خفته یا مصمم در خارج از کشور؟" ، مقالات کار NBER ، شماره 26496 ، دفتر ملی تحقیقات اقتصادی.
مطالب مرتبط
سلب مسئولیت لطفا توجه داشته باشید که برچسب های موضوع مرتبط در حال حاضر فقط برای محتوای انتخاب شده در دسترس هستند.
نرم افزار مفید تریدر...
ما را در سایت نرم افزار مفید تریدر دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : احمد شاملو
بازدید : 39
تاريخ : شنبه
9 ارديبهشت
1402 ساعت: 12:20