خواستار پول یک حق اساسی از هر انسانی است. آنها می خواهند زندگی مناسبی داشته باشند که فقط با پول امکان پذیر است. این حق شماست که ثروتمند شوید. شما در اینجا برای رهبری زندگی فراوان هستید و خوشحال ، درخشان و آزاد هستید. برای به دست آوردن این ثروت ، همراه با اقدامات مثبت ذهن آگاهانه خود ، باید ناخودآگاه خود را نیز آموزش دهید. شما در اینجا برای رشد ، گسترش و آشکار شدن - از نظر معنوی ، ذهنی و مادی هستید. شما باید خود را با زیبایی و لوکس احاطه کنید.
اطلاعات
فصل 1 - حق شما برای ثروتمند بودن
این حق شماست که ثروتمند شوید. شما در اینجا برای رهبری زندگی فراوان هستید و خوشحال ، درخشان و آزاد هستید. بنابراین باید تمام پولی را که برای گذراندن زندگی کامل ، شاد و مرفه دارید ، داشته باشید.
هیچ فضیلتی در فقر وجود ندارد. دومی یک بیماری روانی است و باید از چهره زمین از بین برود. شما در اینجا برای رشد ، گسترش و آشکار شدن - از نظر معنوی ، روحی و مادی هستید. شما این حق غیرقابل انکار را دارید که به طور کامل در همه خطوط توسعه و بیان کنید. شما باید خود را با زیبایی و لوکس احاطه کنید.
چرا وقتی می توانید از ثروت های بی نهایت لذت ببرید ، فقط به اندازه کافی راضی باشید؟در این کتاب یاد خواهید گرفت که با پول دوست شوید و همیشه مازاد خواهید داشت. تمایل شما به ثروتمند بودن ، تمایل به زندگی کامل تر ، شادتر و شگفت انگیز تر است. این یک اصرار کیهانی است. خوب و خیلی خوب است.
شروع به دیدن پول در اهمیت واقعی خود کنید: به عنوان نمادی از مبادله. این به معنای آزادی شما از خواسته است. این به معنای زیبایی ، لوکس ، فراوانی و پالایش است.
همانطور که این فصل را می خوانید ، احتمالاً می گویید ، "من پول بیشتری می خواهم.""من شایسته حقوق بالاتر از آنچه دریافت می کنم."
من معتقدم بیشتر مردم جبران ناکافی هستند. یکی از دلایلی که بسیاری از مردم پول بیشتری ندارند این است که آنها سکوت یا آشکارا محکوم به آن هستند. آنها از پول به عنوان "کثیف لوث" یاد می کنند ، یا آنها معتقدند که "عشق به پول ریشه همه شر است" و غیره. دلیل دیگری که آنها موفق نمی شوند این است که آنها احساس دزدکی و ناخودآگاه دارند ، در فقر فضیلتی وجود دارد. این الگوی ناخودآگاه ممکن است ناشی از آموزش های اولیه در دوران کودکی ، خرافات باشد ، یا می تواند مبتنی بر تفسیر نادرست از کتاب مقدس باشد.
هیچ فضیلتی در فقر وجود ندارد. این بیماری مانند هر بیماری روانی دیگر است. اگر از نظر جسمی بیمار بودید ، فکر می کنید مشکلی در شما وجود دارد. شما به دنبال کمک هستید ، یا در مورد شرایط یکباره کاری انجام می دهید. به همین ترتیب ، اگر پول دائماً در زندگی خود گردش می کنید ، چیزی کاملاً اشتباه با شما وجود دارد.
پول فقط یک نماد است. اشکال مختلفی به عنوان واسطه مبادله در طی قرن ها ، مانند نمک ، مهره و انواع مختلف انواع مختلف به دست آورده است. در اوایل ، ثروت انسان با توجه به تعداد گوسفندان یا گاوهای او مشخص شد. نوشتن چک بسیار راحت تر از حمل برخی گوسفندان در اطراف شما برای پرداخت صورتحساب خود است.
خدا نمی خواهد شما در یک هول زندگی کنید یا گرسنه شوید. خدا می خواهد شما شاد ، مرفه و موفق باشید. خدا همیشه در تمام تعهدات خود موفق است ، خواه او یک ستاره یا کیهان درست کند!
ممکن است بخواهید در سراسر جهان سفر کنید ، در کشورهای خارجی تحصیل کنید ، به دانشگاه بروید یا فرزندان خود را به یک مدرسه برتر بفرستید. شما مطمئناً می خواهید فرزندان خود را در محیط های دوست داشتنی پرورش دهید تا آنها یاد بگیرند که از زیبایی ، نظم ، تقارن و تناسب قدردانی کنند.
شما برای موفقیت ، برنده شدن ، تسخیر همه مشکلات ، و اینکه تمام دانشکده های خود را کاملاً توسعه داده اید متولد شده اید. اگر فقدان مالی در زندگی شما وجود دارد ، در مورد آن کاری انجام دهید.
بلافاصله از همه اعتقادات خرافات در مورد پول دور شوید. هرگز پول را شر یا کثیف نمی دانید. اگر این کار را انجام دهید ، باعث می شود که بال ببرد و از شما دور شود. به یاد داشته باشید که آنچه را که محکوم می کنید از دست می دهید.
به عنوان مثال فرض کنید ، شما طلا ، نقره ، سرب ، مس یا آهن را در زمین پیدا کردید. آیا شما این چیزها را شر تلفظ می کنید؟خدا همه چیز را خوب تلفظ کرد. شر ناشی از درک تاریک انسان ، از ذهن غیرمجاز او ، از تفسیر دروغین او از زندگی و سوء استفاده او از قدرت الهی است. اورانیوم ، سرب یا مقداری فلز دیگر می توانست به عنوان واسطه مبادله استفاده شود. ما از صورتحساب کاغذ ، چک و غیره استفاده می کنیم. مطمئناً تکه کاغذ شر نیست ؛چک نیست. امروزه فیزیکدانان و دانشمندان می دانند که تنها تفاوت بین یک فلز و دیگری تعداد و سرعت حرکت الکترون ها در اطراف یک هسته مرکزی است. آنها اکنون از طریق بمباران اتمها در سیکلوترون قدرتمند ، یک فلز را به دیگری تغییر می دهند. طلا در شرایط خاص جیوه می شود. فقط اندکی طول خواهد کشید تا طلا ، نقره و سایر فلزات در آزمایشگاه شیمیایی به صورت مصنوعی ساخته شوند. من نمی توانم تصور کنم که هر چیزی بد را در الکترون ها ، نوترون ها ، پروتون ها و ایزوتوپ ها ببینم.
تکه کاغذ موجود در جیب شما از الکترونها و پروتون ها به گونه ای متفاوت تنظیم شده است. تعداد و میزان حرکت آنها متفاوت است. این تنها راهی است که کاغذ با نقره در جیب شما متفاوت است.
برخی از مردم خواهند گفت ، "اوه ، مردم برای پول می کشند. آنها برای پول دزدی می کنند! "این امر با جنایات بی شماری همراه بوده است ، اما این امر آن را شر نمی کند.
یک مرد ممکن است 50 دلار دیگر برای کشتن کسی بدهد. او از پول در استفاده از آن برای یک هدف مخرب سوء استفاده کرده است. برای کشتن کسی یا روشن کردن خانه می توانید از برق استفاده کنید. شما می توانید از آب برای خاموش کردن عطش کودک استفاده کنید ، یا از آن برای غرق شدن کودک استفاده کنید. می توانید برای گرم کردن کودک از آتش استفاده کنید یا آن را به مرگ بسپارید.
تصویر دیگر این است که اگر مقداری زمین را از باغ خود آورده باشید و آن را برای صبحانه در فنجان قهوه خود قرار دهید: این شر شما خواهد بود. با این حال زمین شر نیست ؛قهوه هم نیست. زمین جاودان است. متعلق به باغ شما است.
به همین ترتیب ، اگر یک سوزن در انگشت شست شما گیر کرده باشد ، این شر شما خواهد بود. سوزن یا پین متعلق به کوسن پین است ، نه در انگشت شست شما.
ما می دانیم که نیروها یا عناصر طبیعت شر نیستند. این بستگی به استفاده ما از آنها دارد که آیا آنها ما را برکت داده و یا صدمه ببینند.
عشق به پول به محرومیت از هر چیز دیگری باعث می شود که شما بی نظیر و نامتوازن شوید. شما اینجا هستید تا از قدرت یا اقتدار خود عاقلانه استفاده کنید. بعضی از مردان قدرت قدرت دارند. دیگران هوس پول می کنند. اگر قلب خود را بر روی پول قرار دهید و بگویید ، "این تنها چیزی است که من می خواهم. من می خواهم تمام توجه خود را به پول های سرگرم کننده جلب کنم. هیچ چیز دیگری مهم نیست ؛ "شما می توانید پول بدست آورید و به ثروت خود برسید ، اما فراموش کرده اید که برای رهبری یک زندگی متعادل در اینجا هستید."انسان تنها با نان زندگی نمی کند."
به عنوان مثال ، اگر به برخی از گروه های فرقه یا مذهبی تعلق دارید و در مورد آن متعصب هستید ، که خود را از دوستان ، جامعه و فعالیت های اجتماعی خود محروم می کنید ، نامتوازن ، مهار و ناامید خواهید شد. طبیعت بر تعادل اصرار دارد. اگر تمام وقت شما به چیزهای خارجی و دارایی اختصاص داده شود ، خود را برای آرامش خاطر ، هماهنگی ، عشق ، شادی یا سلامتی گرسنه خواهید دید. خواهید فهمید که نمی توانید هر چیزی را که واقعی باشد خریداری کنید. شما می توانید یک ثروت را جمع کنید ، یا میلیون ها دلار داشته باشید. این شر یا بد نیست. عشق به پول به محرومیت از هر چیز دیگری منجر به ناامیدی ، ناامیدی و سرخوردگی می شود. به این معنا ریشه شر شما است.
با کسب درآمد تنها هدف خود ، شما به سادگی یک انتخاب اشتباه انجام داده اید. شما فکر کردید که این تنها چیزی بود که شما می خواستید ، اما بعد از تمام تلاش خود پیدا کردید که این تنها پول مورد نیاز شما نبود. آنچه شما واقعاً می خواهید مکان واقعی ، آرامش ذهن و فراوانی بود. اگر می خواستید ، می توانید میلیون یا میلیون ها نفر داشته باشید ، و هنوز هم آرامش خاطر ، هماهنگی ، سلامتی کامل و بیان الهی داشته باشید.
همه به اندازه کافی پول می خواهند ، و نه فقط به اندازه کافی برای دور زدن. او می خواهد فراوانی و پس انداز کند. او باید آن را داشته باشد. خواسته ها ، خواسته ها و انگیزه هایی که برای غذا ، پوشاک ، خانه ها ، وسایل حمل و نقل ، بیان ، تولید و فراوانی بهتر داریم ، همه خدادادی ، الهی و خوب هستند ، اما ممکن است ما این تکانه ها ، خواسته ها و خواسته ها را اشتباه بگیریم ،منجر به تجربیات شر یا منفی در زندگی ما می شود.
انسان طبیعت شیطانی ندارد. هیچ ماهیت شیطانی در شما وجود ندارد. این خدا ، خرد جهانی یا زندگی است که از طریق شما به دنبال بیان است.
به عنوان مثال ، پسری می خواهد به دانشگاه برود ، اما پول کافی ندارد. او پسران دیگری را در محله می بیند که به کالج و دانشگاه می روند. میل او افزایش می یابد. او با خودش می گوید ، "من هم می خواهم آموزش."چنین جوانی ممکن است به منظور رفتن به دانشگاه ، پول را سرقت یا اختلاس کند. تمایل به رفتن به دانشگاه اساساً و اساساً خوب بود. وی با نقض قوانین جامعه ، قانون کیهانی هماهنگی یا قانون طلایی ، این خواسته یا خواستار آن را هدایت کرد. سپس خود را دچار مشکل می کند.
با این حال ، اگر این پسر قوانین ذهن را می دانست و ظرفیت غیرقابل قبول وی را از طریق استفاده از قدرت معنوی برای رفتن به دانشگاه می دانست ، او آزاد خواهد بود و در زندان نیست. چه کسی او را در زندان قرار داده است؟خودش را در آنجا قرار داد. پلیس که او را در زندان قفل کرد ، ابزاری برای قوانین ساخته شده توسط انسان بود که وی نقض کرد. او ابتدا با سرقت و صدمه زدن به دیگران ، خود را در ذهن خود زندانی کرد. ترس و آگاهی گناه دنبال شد. این زندان ذهن است و به دنبال آن دیوارهای زندان ساخته شده از آجر و سنگ است.
پول نمادی از ظرافت ، زیبایی ، پالایش و فراوانی خداوند است و باید از آن عاقلانه ، با قاطعانه و سازنده استفاده شود تا بشریت را به روشهای بی شماری برکت دهد. این فقط نمادی از t است.
فهرست مطالب
سبک های استناد برای نحوه جذب پول چگونه می توان به استناد به نحوه جذب پول برای لیست مرجع یا کتابشناسی خود اشاره کرد: سبک ارجاع خود را از لیست زیر انتخاب کنید و برای تولید یک استناد به "کپی" ضربه بزنید. اگر سبک شما در لیست نیست ، می توانید یک آزمایش رایگان را برای دسترسی به بیش از 20 سبک اضافی از Perlego Ereader شروع کنید.
نرم افزار مفید تریدر...
ما را در سایت نرم افزار مفید تریدر دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : احمد شاملو
بازدید : 41
تاريخ : شنبه
9 ارديبهشت
1402 ساعت: 11:44